Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (21 milliseconds)
English
Persian
kiddle
بند توردار برای ماهی گیری
Other Matches
purse seine
تور کیسهای برای ماهی گیری
lacrosse
بازی بین دو تیم 01نفره مردان 21 نفره مردان با چوب دراز توردار کیسه مانند برای گرفتن و پرتاب گوی
piscatology
فن ماهی گیری
halieutics
ماهی گیری
grizzly king
مگس ماهی گیری
fishing boat
کرجی ماهی گیری
trotline
نخ قلاب ماهی گیری
fish line
ریسمان ماهی گیری
halieutic
وابسته به ماهی گیری
fishing line
ریسمان ماهی گیری
creel
سبد ماهی گیری
angle
قلاب ماهی گیری
angles
قلاب ماهی گیری
fyke
کیسه ماهی گیری
fosher boat
کرجی ماهی گیری
creels
سبد ماهی گیری
ledger bait
طمعه ماهی گیری
fishing vessel
کشتی ماهی گیری
fishingboat
قایق ماهی گیری
common fishery
حق ماهی گیری درابهای عمومی
net
تور ماهی گیری و امثال ان
seine
تور بزرگ ماهی گیری
common of fishery
حق ماهی گیری درابهای دیگر
common of piscary
حق ماهی گیری درابهای دیگری
galliot
کرجی باری یا ماهی گیری
gimp
نوعی ریسمان ماهی گیری
nets
تور ماهی گیری و امثال ان
nett
تور ماهی گیری و امثال ان
night line
ریسمان ماهی گیری شبانه
gaff
قلاب یانیزه خاردار ماهی گیری
gang hook
دو یا سه قلاب ماهی گیری متصل بهم
gig
نیزه ماهی گیری قایق پارویی سریع السیر
gigs
نیزه ماهی گیری قایق پارویی سریع السیر
fence month
ماهی که شکارگوزن یاماهی گیری دران ممنوع است
free fishery
حق انحصاری ماهی گیری درابهای عمومی بموجب فرمان شاه
net games
بازیهای توردار
long shoreman
گماشته بارگیری و بار خالی کنی در بندریا ماهی گیری در کرانه
netting
قسمت توردار چوب لاکراس
grains
نیزه ماهی گیری که دارای چهارپنجه یابیشترباشد نیزه چنگالی
game fish
ماهی مجاز برای صیادی
gig
نیزه چنگالی برای گرفتن ماهی
gigs
نیزه چنگالی برای گرفتن ماهی
bass bug
حشره برای گرفتن ماهی خاردار
sinker
وزنه ریسمان ماهی گیری وزنه
sinkers
وزنه ریسمان ماهی گیری وزنه
horn socket
[وسیله ای که از آن برای صید ماهی استفاده می شود]
put and take fishing
انداختن ذخیره ماهی به اب برای امادگی ماهیگیری درفصل
tags
جسمی براق در انتهای قلاب برای جلب ماهی
grilse
ماهی ازادکوچک که برای نخستین بارازدریابرودخانه امده باشد
eye-form
[شکل کیسه ماهی برای عبور نازک نور]
tag
جسمی براق در انتهای قلاب برای جلب ماهی
pickup
انداختن چوب و نخ بعقب برای بیرون اوردن ماهی از اب
poses
قیافه گیری برای عکسبرداری
suppression measures
اقدامات برای جلو گیری
posing
قیافه گیری برای عکسبرداری
posed
قیافه گیری برای عکسبرداری
pose
قیافه گیری برای عکسبرداری
sealsking
نوار پوست سگ ماهی زیرچوب اسکی تورینگ برای جلوگیری از سر خوردن بعقب
keepers
ریسمان کوچک وصل به بالای کمان ماهی بزرگ و مجاز برای سید
keeper
ریسمان کوچک وصل به بالای کمان ماهی بزرگ و مجاز برای سید
razzia
حمله برای غارت وبرده گیری
purse net
دام کیسهای برای خرگوش گیری
decisions
تصمیم گیری برای انجام کاری
viscosimeter
وسیلهای برای اندازه گیری ویسکوزیته
point size
برای اندازه گیری نوع یا متن
dial signal
بوق ازاد برای شماره گیری
decision
تصمیم گیری برای انجام کاری
chain
زنجیر 09 متری برای اندازه گیری خط پیشروی
interrupts
تصمیم گیری برای ارجحیت دادن به وقفه ها
densitometer
وسیلهای برای اندازه گیری دانسیته اپتیکی
interrupting
تصمیم گیری برای ارجحیت دادن به وقفه ها
interrupt
تصمیم گیری برای ارجحیت دادن به وقفه ها
chains
زنجیر 09 متری برای اندازه گیری خط پیشروی
capacitance bridge
نوعی وسیله اندازه گیری خنثی برای فرفیت
instrument for absolute measurement
دستگاه اندازه گیری برای سنجش مقادیر مطلق
decibels
واحدی برای اندازه گیری شدت وضعف صدا
component efficiency
میزانی برای اندازه گیری بازده یک قسمت از یک ماشین
shuttle bombing
بمباران با استفاده از دوپایگاه هوایی برای بمب گیری
tape line
تسمه فلزی وباریک که برای اندازه گیری بکارمیرود
go in for
<idiom>
شرکت کردن در،تصمیم گیری برای انجام کاری
engineering units
واحدهای اندازه گیری بکارگرفته شده برای یک متغیرپردازشی
decibel
واحدی برای اندازه گیری شدت وضعف صدا
hanfman kasanin concept formation test
ازمون هانفمان- کاسانین برای شکل گیری مفهومها
area
اندازه گیری فضای گرفته شده برای کاری
areas
اندازه گیری فضای گرفته شده برای کاری
Dhrystone benchmark
سیستمی آماری برای اندازه گیری و مقایسه کارایی کامپیوتر
autos
امکانی در مودم برای شماره گیری مجدد و ضبط داده
auto
امکانی در مودم برای شماره گیری مجدد و ضبط داده
phone
شماره گیری یا تلاش برای صحبت کردن با کسی در تلفن
phoned
شماره گیری یا تلاش برای صحبت کردن با کسی در تلفن
phones
شماره گیری یا تلاش برای صحبت کردن با کسی در تلفن
phoning
شماره گیری یا تلاش برای صحبت کردن با کسی در تلفن
foundry proof
نمونه غلط گیری شده برای تهیه کلیشه یاگراور
theodolites
دوربین اپتیکی برای اندازه گیری زوایای قائم یا افقی
hygrograph
دستگاه خود کاری برای اندازه گیری رطوبت جوی
lips
واحد اندازه گیری سرعت برای کامپیوترهای نسل پنجم
skiascope
اسبابی برای اندازه گیری قدرت انکسار نور در شبکیه
theodolite
دوربین اپتیکی برای اندازه گیری زوایای قائم یا افقی
pomfret
یکجور ماهی خوراکی دراقیانوس هندو اقیانوس ارام ماهی سیم دریایی
grey scale
سایههای خاکستری برای اندازه گیری دقیق هنگالم فیلم برداری
detector
گیرنده حساس برای کشف واندازه گیری اشعه مادون قرمز
transaction trailing
ایجاد یک فایل کمکی برای پی گیری به روز دراوردن تمام فایلها
dipstick
میله یا چوبی که برای اندازه گیری عمق چیزی بکار می رود
caliper
نوعی پرگار که برای اندازه گیری ضخامت یا قطراجسام بکار میرود
dipsticks
میله یا چوبی که برای اندازه گیری عمق چیزی بکار می رود
detectors
گیرنده حساس برای کشف واندازه گیری اشعه مادون قرمز
batches
اندازه گیری و وزن کردن شن ماسه سیمان و اب برای مخلوط بتن
batch
اندازه گیری و وزن کردن شن ماسه سیمان و اب برای مخلوط بتن
batcher
دستگاهی که شن ماسه سیمان و اب را برای ساختن بتن را اندازه گیری میکند
calliper
نوعی پرگار که برای اندازه گیری ضخامت یا قطراجسام بکار میرود
compensator
ابزاری برای اندازه گیری اختلاف فار بین اجزاء یک نورپلاریزه
sea horse
موجود افسانهای که نصف بدنش اسب ونصف دیگرش ماهی بوده گراز ماهی
heck
ماهی بند:بندی که ماهی رادررودخانه نگاه میدارد
escolar
نوعی ماهی فلس دارخشن بنام لاتین ruvettuspretiosus که شبیه ماهی خال مخالی است
radiation shield
وسیلهای برای جلوگیری ازتابشهای ناخواسته که دراندازه گیری کمیت موردنظرتاثیر میگدارند
red herrings
شاه ماهی سرخ موضوع مطرح شده برای فرار از طرح موضوع موردبحث
red herring
شاه ماهی سرخ موضوع مطرح شده برای فرار از طرح موضوع موردبحث
autos
امکانی در مودم برای شماره گیری مجدد در صورت اشغال خط تا وقتی که پاسخ دهد
auto
امکانی در مودم برای شماره گیری مجدد در صورت اشغال خط تا وقتی که پاسخ دهد
resolving power
اندازه گیری توانایی سیستم نوری برای تشخیص خط وط سیاه روی صفحه سفید.
haddock
ماهی روغن کوچک قسمی ماهی
fished
ماهی صید کردن ماهی گرفتن
fish
ماهی صید کردن ماهی گرفتن
mackerel
ماهی خال مخالی ماهی اسقومری
guppies
ماهی گول بچه زا ماهی ابنوس
guppy
ماهی گول بچه زا ماهی ابنوس
fishes
ماهی صید کردن ماهی گرفتن
sense switch
سوئیچ حساس کنسول کامپیوتری که ممکن است یک برنامه برای پاسخ گیری به ان سیگنال بفرستد
blind dialling
توانایی مودم برای شماره گیری حتی وقتی که خط به نظر خراب است با استفاده از برخی خط وط خصوصی
decision
علامت گرافیکی در یک فلوچارت برای بیان تصمیم گیری و یک شاخه یا مسیر یا عملی با استفاده از نتیجه انتخاب میشود
decisions
علامت گرافیکی در یک فلوچارت برای بیان تصمیم گیری و یک شاخه یا مسیر یا عملی با استفاده از نتیجه انتخاب میشود
z scale
نوعی مقیاس خطی روی عکس هوایی مورب که برای اندازه گیری ارتفاع اشیاء به کار می رود
gyro
برای نشان دادن یا اندازه گیری حرکت زاویهای پایه خودحول یک یا دو محور عمود برمحور دوران بهره میگیرد
grayfish
نوعی ماهی روغن سگ ماهی
ATD
دستور استاندارد برای مودم های سازگار که در شماره گیری تلفن به کار می روند و توسط Hayes ایجاد شده اند
modules
اطاقک نمونه پیش ساخته واحد نمونه برای اندازه گیری
module
اطاقک نمونه پیش ساخته واحد نمونه برای اندازه گیری
barns
واحد سطح برای اندازه گیری سطح مقطع هسته اتم ها
barn
واحد سطح برای اندازه گیری سطح مقطع هسته اتم ها
zahn cup
محفظهای با سوراخی به اندازه معین و دقیق برای اندازه گیری ویسکوزیته سیال
staging area
منطقه بارگیری پرسنل و وسایل دربین راه منطقه سوخت گیری و اماده شدن برای پرواز
penetrometer
وسیلهای برای اندازه گیری قدرت نفود اشعه ایکس واشعههای نافد دیگر توسط مقایسه عبور و نفوذ انها درموارد مختلف
He's a wet blanket.
او
[مرد]
آدم روح گیری
[نا امید کننده ای یا ذوق گیری]
است.
ieee
که فقط داده و سیگنالهای تصدیق استفاده می شوند و در آزمایشگاهها برای اتصال کامپیوتر به قط عات اندازه گیری استفاده میشود
privates
رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
private
رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
sea calf
گوساله ماهی سگ ماهی
ruler
میله نمایش داده شده روی صفحه نمایش که واحد اندازه گیری را مشخص میکند. اغلب در DTP یا نرم افزار کلمه پرداز برای طراحی به کار می رود
rulers
میله نمایش داده شده روی صفحه نمایش که واحد اندازه گیری را مشخص میکند. اغلب در DTP یا نرم افزار کلمه پرداز برای طراحی به کار می رود
watt
واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
watts
واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
pickerel
اردک ماهی کوچک گوشت اردک ماهی
his severity relaxed
از سخت گیری خود کاست سخت گیری وی کمتر شد
kiosks
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosk
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
teleost
ماهی استخوانی وابسته به ماهی استخوانی
digamy
دو زن گیری دو شوهر گیری
with the utmost rigour
با کمال سخت گیری با سخت گیری هر چه بیشتر
stream gaging
اندازه گیری ابراهه ها اندازه گیری رودخانه
measuring converter
مبدل اندازه گیری ترانسفورماتور اندازه گیری
badminton
بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code
زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
plug compatible
دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
point voting system
سیستم رای گیری عددی سیستم رای گیری امتیازی
compression molding process
فرایند قالب گیری تراکمی طریقه قالب گیری تراکمی
microsoft
بزرگترین طراحی و ناشر نرم افزار برای PC و Macintosh. ماکروسافت سیستم عامل را برای IBM PC سافت و پس برای ماکروسافت با مجموعهای از نرم افزارهای کاربردی
piscium
ماهی
mermaid
زن ماهی
per mensem
ماهی
caudal fin
دم ماهی
mermaids
زن ماهی
tuna
ماهی تن
sturgeon
سگ ماهی
tuna fish
ماهی تن
fumade
ماهی
lunar
ماهی
fish
ماهی
tartar sauce
سس ماهی
haberdine
ماهی
pisces
ماهی
gar
سگ ماهی
fishes
ماهی
dogfish
سگ ماهی
fished
ماهی
declinating station
ایستگاه اندازه گیری انحراف مغناطیس دستگاهها ایستگاه اندازه گیری انحراف
drives
چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
drive
چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
torsionmeter
وسیله اندازه گیری دور پروانه ناو وسیله اندازه گیری نیروی چرخش پروانه ناو
codfish
ماهی روغن
cocculus in dicus
مرگ ماهی
cocculus in dicus
ماهی زهره
herrings
شاه ماهی
pike
اردک ماهی
dragger
ماهی گیر
cowfish
گاو ماهی
plaice
ماهی پهن
darter
ماهی جهنده
electric eal
ماهی برقدار
skate
لقمه ماهی
cramp fish
ماهی برق
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com