English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 82 (5 milliseconds)
English Persian
nonprofit firm بنگاه غیر انتفاعی
Other Matches
exploitative انتفاعی
exploitation عمل انتفاعی
utilitarianism مکتب انتفاعی
nonprofit organization سازمان غیر انتفاعی
nonprofit enterprises موسسات غیر انتفاعی
nonprofit firm موسسه غیر انتفاعی
consortiums ائتلاف چند شرکت باهم برای انجام امور انتفاعی کنسرسیوم
consortium ائتلاف چند شرکت باهم برای انجام امور انتفاعی کنسرسیوم
consortia ائتلاف چند شرکت باهم برای انجام امور انتفاعی کنسرسیوم
firms بنگاه
establishment بنگاه
establishments بنگاه
concerns بنگاه
institute بنگاه
instituted بنگاه
institutes بنگاه
instituting بنگاه
concern بنگاه
institution بنگاه
firmest بنگاه
firmer بنگاه
firm بنگاه
corporations بنگاه
business بنگاه
businesses بنگاه
corporation بنگاه
hydropath establishment بنگاه اب درمانی
exchange service بنگاه معاوضه
competitive firm بنگاه رقابتی
business enterprise بنگاه تجاری
hydrotherapeutic بنگاه اب درمانی
industrial concern بنگاه صنعتی
pawnshop بنگاه رهنی
state enterprise بنگاه دولتی
head-hunter بنگاه کاریاب
head-hunters بنگاه کاریاب
news agencies بنگاه خبرگزاری
news agency بنگاه خبرگزاری
mont de piete بنگاه رهنی
carpooling center [American E] بنگاه همسفری
business enterprise بنگاه بازرگانی
institutes بنداد بنگاه
enterprise بنگاه اقتصادی
enterprises بنگاه اقتصادی
instituted بنداد بنگاه
serviced بنگاه سرویس
instituting بنداد بنگاه
institute بنداد بنگاه
service بنگاه سرویس
foundation بنیان بنگاه
pawnbroker بنگاه رهنی
pawnbrokers بنگاه رهنی
settlements حل و فصل توافق بنگاه
settlement حل و فصل توافق بنگاه
representative firm بنگاه تولیدی نمونه
rectorate ریاست بنگاه مذهبی
real estate agency بنگاه معاملات املاک
enterprise موسسه یا بنگاه اقتصادی
enterprises موسسه یا بنگاه اقتصادی
institution اصل حقوقی بنگاه
pawnbroker دلال در بنگاه رهنی
pawnbrokers دلال در بنگاه رهنی
outclearing فرستادن چک و قبض به بنگاه پایاپاپای
hacienda بنگاه کشاورزی یا معدن ومانند ان
BBC مخفف بنگاه سخن پراکنی بریتانیا
two input firm بنگاه تولیدی باد و عامل تولید
open shop بنگاه دارای سیستم استخدام ازاد
user cost of capital هزینه سرمایه برای بنگاه تولیدی
subvention اعانه نقدی دولت به بنگاه عام المنفعه
out relief دستگیری مردمی که در بنگاه اعانه بودباش ندارند
imperial institute بنگاه امپراطوری است در لندن برای پیشرفت بازرگانی
turnover تعداد دفعاتی درسال که موجودی انبار یک بنگاه فروخته میشود
expansion path مسیر افزایش حجم عملیات بنگاه گر یک نقشه منحنیهای متساوی التولید
corporation شرکت یا بنگاه دارای شخصیت حقوقی هیات اعضا انجمن شهر یا مامورین منتخب شهرداری
corporations شرکت یا بنگاه دارای شخصیت حقوقی هیات اعضا انجمن شهر یا مامورین منتخب شهرداری
break even point نقطه سربسر سطحی از تولیدکه در ان سطح کل درامدبنگاه با کل هزینه ان برابربوده و سود بنگاه صفر است
institutionalizing در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalizes در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalize در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalising در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalises در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com