Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (18 milliseconds)
English
Persian
back iron
بن فشار
Search result with all words
click
صدای کوتاه مدت برای بیان فشار دادن یک کلید
click
تلنگر زدن فرایند فشار دکمه دستگاه OUSE
clicked
صدای کوتاه مدت برای بیان فشار دادن یک کلید
clicked
تلنگر زدن فرایند فشار دکمه دستگاه OUSE
clicks
صدای کوتاه مدت برای بیان فشار دادن یک کلید
clicks
تلنگر زدن فرایند فشار دکمه دستگاه OUSE
press
فشار
press
چاپ فشار
press
ماشین فشار
press
دستگاه فشار
press
فشار روی دفاع
press
فشار دادن
press
فشار دادن با انگشتان
presses
فشار
presses
چاپ فشار
presses
ماشین فشار
presses
دستگاه فشار
presses
فشار روی دفاع
presses
فشار دادن
presses
فشار دادن با انگشتان
strain
فشار
strains
فشار
lobbied
گروه فشار
lobbies
گروه فشار
lobby
گروه فشار
diffusion
کم کردن از قدرت تخلیه فشار
pop
بی مقدمه فشار اوردن
popped
بی مقدمه فشار اوردن
pops
بی مقدمه فشار اوردن
atmosphere
فشار جو
atmosphere
واحد فشار هوا
atmospheres
فشار جو
atmospheres
واحد فشار هوا
attack
فشار برای پایان دادن به عمل یک بازیگر کریکت
attacked
فشار برای پایان دادن به عمل یک بازیگر کریکت
attacks
فشار برای پایان دادن به عمل یک بازیگر کریکت
poke
فشار با نوک انگشت حرکت
poked
فشار با نوک انگشت حرکت
pokes
فشار با نوک انگشت حرکت
poking
فشار با نوک انگشت حرکت
ram
راندن با فشار
ram
افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
rammed
راندن با فشار
rammed
افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
rams
راندن با فشار
rams
افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
compressor
ماشین فشار
compressor
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
compressors
ماشین فشار
compressors
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
zip
فشار
zipped
فشار
zipping
فشار
zips
فشار
violence
فشار
constraint
فشار
drafting
راندن پشت سر راننده جلوبرای کاستن فشار هوا
blow
ناتوانی بعلت فشار مسابقه اتومبیلرانی یا نقص فنی
blows
ناتوانی بعلت فشار مسابقه اتومبیلرانی یا نقص فنی
stress
فشار
stress
فشار روانی
stress
فشار اوردن بر
stresses
فشار
stresses
فشار روانی
stresses
فشار اوردن بر
stressing
فشار
stressing
فشار روانی
stressing
فشار اوردن بر
static
فشار ثابت هوا
stroke
فشار با پا
stroked
فشار با پا
strokes
فشار با پا
stroking
فشار با پا
nip
فشار موضعی بین دو جزء یاقطعه مجاور
nipped
فشار موضعی بین دو جزء یاقطعه مجاور
nips
فشار موضعی بین دو جزء یاقطعه مجاور
voltage
فشار الکتریکی
voltages
فشار الکتریکی
blowing
خروج هوا با فشار و سرعت زیاد
decompression
کاسته شدن فشار اب در صعودغواص
impact
فشار
impacts
فشار
bar
واحد فشار
bars
واحد فشار
compression
فشار
tension
فشار
tension
بحران تحت فشار قرار دادن
tensions
فشار
tensions
بحران تحت فشار قرار دادن
propulsion
فشار بسوی جلو
propulsion
فشار به سمت جلو
push
نشاندن فشار دادن
push
فشار
push
فشردن چیزی یا حرکت دادن چیزی با اعمال فشار روی آن
push
فشار دادن
pushed
نشاندن فشار دادن
pushed
فشار
pushed
فشردن چیزی یا حرکت دادن چیزی با اعمال فشار روی آن
pushed
فشار دادن
pushes
نشاندن فشار دادن
Other Matches
cabin pressure
فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
pressurized cabin
اطاق فشار هوای هواپیما کابین فشار
compensating relief valve
شیر رها کننده فشار با شیرترمواستاتیک برای کاهش فشار تنظیم شده هنگامیکه روغن داغ است
pitot static system
سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
pore pressure
فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
cabin pressurization safety valve
شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
compressor pressure ratio
نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
isopiestic
دارای فشار یکسان خط هم فشار
low head plant
نیروگاه ابی فشار ضعیف تاسیسات فشار ضعیف
piezoelectric
ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
energy absorber
مکانیسم ضربه گیری مکانیسم دفع فشار حرکت دستگاه دفع فشار
high voltage transformer
ترانسفورماتور فشار قوی مبدل فشار قوی
impluse level
سطح فشار ضربهای استحکام فشار ضربهای
pitot pressure
فشار وارد به انتن فشارسنج هواپیما یا ناو فشار انتن فشارسنج
clear one's ears
متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
hypobaric
مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
low voltage distribution system
شبکه پخش فشار ضعیف تاسیسات پخش فشار ضعیف
water pressure
فشار اب
exertions
فشار
low pressure
فشار کم
isobar
هم فشار
pressure
فشار
distraint
فشار
isobars
تک فشار
bunt
فشار با سر
thrust
فشار
isobars
هم فشار
isobar
تک فشار
exertion
فشار
brunt
فشار
growing pains
فشار
thrusting
فشار
thrusts
فشار
pressure vessel
فشار
pushes
فشار
pressuring
فشار
pressure sense
حس فشار
pressing
فشار
pressured
فشار
pressures
فشار
total pressure
فشار کل
weight
فشار
ice push
فشار یخ
back pressure
پی فشار
pressure curve
خم فشار
atmospheric pressure
فشار جو
isopiestic
هم فشار
sense of pressure
حس فشار
hydraulic pressure
فشار اب
barometric pressure
فشار جو
isobare
هم فشار
fantod
فشار
pressor
فشار زا
line of thrust
خط فشار
pressure head
ارتفاع فشار
antiblackout suit
لباس ضد فشار اب
pressure gradient
گرادیان فشار
hydraulic pressure test
ازمایش فشار اب
air pressure
فشار هوا
cold water test pressure
ازمایش فشار اب
molding pressure
فشار قالب
osmotic pressure
فشار اسمزی
pressure hull
بدنه ضد فشار
carebaria
احساس فشار در سر
central head
فشار مرکزی
air pressure gage
فشار سنج
drop gage
فشار سنج
ambient pressure
فشار محیط
centre of pressure
مرکز فشار
measuring voltage
فشار سنجش
center of pressure
مرکز فشار
pressure of speech
فشار تکلم
ciderpress
سیب فشار
ciderpress
میوه فشار
manometer
فشار سنج
molding pressure
فشار پرس
atmospheric pressure
فشار اتمسفری
pressure curve
منحنی فشار
barometric pressure
فشار هوا
piezometry
فشار سنجی
piston pressure
فشار پیستون
barometric pressure
فشار بارومتری
platen
اهن فشار
bearing pressure
فشار بردگاهی
platten
اهن فشار
pore pressure
فشار درونی
pressure adjustment
تنظیم فشار
pressure above the atmosphere
فشار بالای جو
baroreceptor
گیرنده فشار
partial pressure
فشار جزیی
partial pressure
فشار جزئی
atmospheric pressure
فشار هوا
axial compression
فشار محوری
overpressure
فشار بیش از حد
axial pressure
فشار اسهای
axial pressure
فشار مرکزی
overvoltage
فشار زیاد
axial thrust
فشار محوری
pressure gaverner
ناطم فشار
pressure face
سمت فشار
overvoltage
ازدیاد فشار
back pressure
فشار متقابل
pressure drop
افت فشار
brush pressure
فشار زغال
back wash
فشار عقب اب
bearing pressure
فشار یاطاقان
eyestrain
فشار باصره
isobar surface
سطح هم فشار
internal pressure
فشار درونی
intermediate pressure
فشار متوسط
intermediate high voltage line
خط فشار متوسط
intake pressure
فشار ورودی
insulation voltage
فشار ازمایش
initial pressure
فشار ابتدایی
head loss
افت فشار
group pressure
فشار گروهی
longitudinal compression
فشار طولی
flux density
تراکم فشار
lateral pressure
فشار جانبی
forced draft
هوای با فشار
kinetic pressure
فشار سینتیک
gage pressure
فشار گیج
gage pressure
فشار مانومتری
gossypium
داروی فشار
high potential
فشار قوی
inflationary pressure
فشار تورمی
induction voltage
فشار القائی
impaction
فشار سخت
impact pressure
فشار اصابت
hydrostatic pressure
فشار ایستابی
hydrostatic pressure
فشار عمق
hydrostatic pressure
فشار عمق اب
hydrostatic pressure
فشار ایستائی
hydrostatic
مربوط به فشار اب
hydraulic pressure
فشار هیدرولیکی
high tension
فشار قوی
increase of pressure
افزایش فشار
incompressible
فشار ناپذیر
inclined compression
فشار مایل
high pressure area
منطقه پر فشار
high pressure line
خط فشار قوی
high tension line
خط فشار قوی
high voltage line
خط فشار قوی
impluse voltage
فشار ضربهای
high tension magneto
مگنت پر فشار
external pressure
فشار برونی
manifold pressure
فشار گازگاه
deflationary pressure
فشار انقباضی
deflationary pressure
فشار ضدتورمی
low voltage
فشار ضعیف
diastolic pressure
فشار دیاستولی
low tension magneto
مگنت کم فشار
low tension
فشار ضعیف
diffraction loading
منتجه فشار
direct pressure
فشار مستقیم
critical pressure
فشار بحرانی
compressive stress
فشار تراکمی
confined water
سفره اب با فشار
constant pressure
فشار ثابت
low voltage line
خط فشار ضعیف
contact pressure
فشار تماسی
contact pressure
فشار تماس
cost push
فشار قیمت
cost push
فشار هزینه
high pressure
فشار زیاد
discharge pressure
فشار تخلیه
drag loading
فشار کششی
effective pressure
فشار موثر
electric tension
فشار الکتریکی
end thrust
فشار محوری
equilibrium pressure
فشار تعادلی
low air pressure
فشار هوای کم
equilibrium vapor pressure
فشار به حد تعادل
loss of pressure
افت فشار
excess pressure
فشار اضافی
low potential
فشار ضعیف
edge pressure
فشار لبه
drag mark
محل فشار
low pressure
منطقه کم فشار
low pressure
فشار خفیف
dynamic pressure
فشار دینامیکی
dynamic pressure
فشار پویا
low potential system
دستگاه کم فشار
earth pressure
فشار خاک
economic pressure
فشار اقتصادی
external pressure
فشار خارجی
blood pressure
فشار خون
indicator
فشار سنج
under the stimulus of hunger
از فشار گرسنگی
uplift pressure
فشار بالابرنده
vapor pressure
فشار بخار
oppression
فشار افسردگی
torsional strain
فشار پیچشی
thrust of the arch
فشار طاق
pushing
فشار دادن
to bear pressure upon
فشار اوردن بر
overlaid
فشار اوردن
to press up
با فشار بالابردن
to squeeze to death
با فشار کشتن
torisonal strain
فشار پیچشی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com