English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
open loop gain بهره تقویت در حلقه باز
Other Matches
gains بهره تقویت
gained بهره تقویت
gain بهره تقویت
closed loop gain بهره تقویت درطبقه بسته
tontine تاسیس خاصی که به موجب ان عدهای مشترکا" پول قرض می دهند با این شرط که بهره ان مرتبا" و بااقساط معین بین ان ها تقسیم شود و با مرگ هر یک ازایشان سهم دیگران از بهره بیشتر شود تا انجا که اخرین فرد زنده کل بهره را دریافت کند
base ring حلقه یا رینگ تحتانی توپ حلقه پایه حلقه کف
looped بخش اصلی دستور با حلقه که توابع اولیه را انجام میدهد به جای اینکه وارد حلقه شود یا حلقه را ترک کند یا تنظیم کند
loops بخش اصلی دستور با حلقه که توابع اولیه را انجام میدهد به جای اینکه وارد حلقه شود یا حلقه را ترک کند یا تنظیم کند
loop بخش اصلی دستور با حلقه که توابع اولیه را انجام میدهد به جای اینکه وارد حلقه شود یا حلقه را ترک کند یا تنظیم کند
usury گرفتن بهره بیشتر از بهره قانونی جهت وام
write enable ring حلقه پلاستیکی که باید قبل ازضبط اطلاعات روی حلقه نوارقرار گیرد
positioning band حلقه تثبیت حلقه ثبات گلوله روی پوکه
nest حلقه دورن حلقه دیگر در یک برنامه
ferrules حلقه یا بست فلزی ته عصا حلقه
nests حلقه دورن حلقه دیگر در یک برنامه
ferrule حلقه یا بست فلزی ته عصا حلقه
crisper موجدارکردن حلقه حلقه کردن
crispest موجدارکردن حلقه حلقه کردن
crisps موجدارکردن حلقه حلقه کردن
crisp موجدارکردن حلقه حلقه کردن
looped حلقه درون حلقه دیگر
loop حلقه درون حلقه دیگر
loops حلقه درون حلقه دیگر
bight حلقه طناب مضاعف قایق حلقه طناب دوبل
purls حلقه حلقه شدن
quoit حلقه پرتاب حلقه
purl حلقه حلقه شدن
convolute حلقه حلقه کردن
eye bolt حلقه حلقه اتصال
purling حلقه حلقه شدن
wreathy حلقه حلقه شده
purled حلقه حلقه شدن
radar picket ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
telephone repeater دستگاه تقویت صوت تلفنی دستگاه تقویت مکالمه تلفنی
adjusting ring حلقه تنظیم زمان ماسوره حلقه تنظیم
diminishing marginal productivity بهره دهی نهائی نزولی نزولی بودن بهره دهی نهائی
efficiency بهره
quotient بهره
quotients بهره
portions بهره
efficient بهره ور
exploiters بهره کش
yielded بهره
gains بهره
yield بهره
gain بهره
gained بهره
exploiter بهره کش
productive بهره زا
yields بهره
interests بهره
interest بهره
portion بهره
exploited بهره ده
passive debt وام بی بهره
efficiency بهره وری
productive work کار بهره زا
pure interest بهره خالص
put out to interest به بهره گذاشتن
cheap money پول با بهره کم
resipatory quotient بهره تنفسی
transducer gain بهره دگرسازی
voltage gain بهره ولتاژ
operation بهره برداری
rate of interest نرخ بهره
rat of interest نرخ بهره
quantum yield بهره کوانتومی
rq بهره تنفسی
deprive بی بهره کردن
accrued interest بهره متعلقه
gavel بهره غیرمجاز
contango بهره دیرکرد
declaration of interest اعلام بهره
default interest بهره معوق
deprival بی بهره سازی
dispossessor بی بهره سازنده
divestiture بی بهره سازی
divestment بی بهره سازی
economic rent بهره مالکانه
economic rent بهره اقتصادی
gavels بهره غیرمجاز
exploitation بهره برداری
antenna gain بهره انتن
at % interest با بهره 21 درصد
abusing بهره کشی
abuses بهره کشی
abused بهره کشی
abuse بهره کشی
bank interest بهره بانکی
benefic بهره بردار
exploitation بهره کشی
exploitative character منش بهره کش
exploited class طبقه بهره ده
divests بی بهره کردن
divesting بی بهره کردن
divested بی بهره کردن
divest بی بهره کردن
depriving بی بهره کردن
deprives بی بهره کردن
laser gain بهره لیزر
legal interest بهره قانونی
interest rate نرخ بهره
interest for delay بهره دیرکرد
exploiting class طبقه بهره کش
factor payments بهره وسود
utilization بهره برداری
high interest بهره گران
advantage by illness بهره بیماری
productivity بهره وری
loan interest بهره وام
optimising بهره بردن
lot بخش بهره
interest بهره [اقتصاد]
gains بهره برداری
gained بهره برداری
interest سودیا بهره
gain بهره برداری
interests سودیا بهره
usages بهره برداری ها
utilizations بهره برداری ها
sweatshop بهره کشخانه
lot بهره قسمت
share بهره قسمت
exploitation [utilization] بهره برداری
usage بهره برداری
using بهره برداری
lending rate بهره - نزولپول
shared بهره قسمت
sweatshops بهره کشخانه
utilisation [British] بهره برداری
shares بهره قسمت
compound interest بهره مرکب
high interest بهره سنگین
utilisations بهره برداری ها
natural rate of interest نرخ بهره طبیعی
passives پدافندغیر عامل بی بهره
passive پدافندغیر عامل بی بهره
landuse بهره وری از زمین
prime rate of interest نرخ بهره ترجیحی
exploitation of labor بهره کشی کارگر
prime rate نرخ بهره پایه
it was sold at 0 year's p بهره برابردرامدسالیانه اش فروخته شد
myrmecophilous بهره برنده ازمورچه
factor productivity بهره دهی عوامل
paranosis بهره کشی از بیماری
sexual abuse بهره کشی جنسی
primary gain بهره اصلی بیماری
sweatshop کارگاه بهره کشی
respiratory exchange index شاخص بهره تنفسی
sweatshops کارگاه بهره کشی
neutral rate of interest نرخ بهره خنثی
nominal interest rate نرخ بهره اسمی
tapped بهره برداری کردن از
tapping بهره برداری کردن از
principal and interest اصل پول و بهره
effective interest rate نرخ بهره موثر
emergency operation بهره برداری اضطراری
epinosic gain بهره ثانوی بیماری
secondary gain بهره ثانوی بیماری
pure rate of interest نرخ بهره خالص
tap بهره برداری کردن از
exploitation of colonies بهره کشی مستعمرات
beneficiary بهره بردار ذیحق
real rate of interest نرخ بهره واقعی
operating budget بودجه بهره برداری
operating cost هزینه بهره برداری
paranosic gain بهره اصلی بیماری
out law از حقوق بی بهره کردن
real interest rate نرخ بهره واقعی
ready for use اماده بهره برداری
rate of yield نرخ بهره موثر
interest rate per annum نرخ بهره سالانه
beneficiaries بهره بردار ذیحق
utilizing بهره برداری کردن
to put out money to interest پول به بهره گذاشتن
enjoyed برخوردارشدن از بهره مندشدن از
enjoying برخوردارشدن از بهره مندشدن از
utilizes بهره برداری کردن
enjoys برخوردارشدن از بهره مندشدن از
marginal productivity بهره وری نهائی
utilize بهره برداری کردن
infatute ازخرد بی بهره کردن
enjoy برخوردارشدن از بهره مندشدن از
gain سود بردن بهره
exploiting بهره برداری کردن از
per capita productivity بهره وری سرانه
utilization statistics امار بهره وری
exploit بهره برداری کردن از
underutilization of labor کم بهره گیری از کارگر
average productivity بهره دهی متوسط
interest free loan وام بدون بهره
margin productivity حد بهره وری تولید
i paid the debt plus interest بدهی را با بهره ان دادم
bank rate نرخ بهره بانکی
high rate of interest نرخ سنگین بهره
interest profit عایدی حاصل از بهره
maximum value مقدار بهره برداری
high efficiency ضریب بهره بالا
enjoyment بهره مند شدن از
money lender پول به بهره گذار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com