Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
exploitation of colonies
بهره کشی مستعمرات
Other Matches
exploitation of colonies
استعمار مستعمرات
colony
جمعش مستعمرات
colonies
جمعش مستعمرات
tontine
تاسیس خاصی که به موجب ان عدهای مشترکا" پول قرض می دهند با این شرط که بهره ان مرتبا" و بااقساط معین بین ان ها تقسیم شود و با مرگ هر یک ازایشان سهم دیگران از بهره بیشتر شود تا انجا که اخرین فرد زنده کل بهره را دریافت کند
intercolonial
معمول در میان مستعمرات
usury
گرفتن بهره بیشتر از بهره قانونی جهت وام
south american revolution
انقلاب امریکای جنوبی نهضت سیاسی امریکای جنوبی در اوائل قرن 91 که به جنگ بین استقلال طلبان ان خطه با استعمارگران اسپانیایی و بالاخره استقلال این مستعمرات منجر شد
diminishing marginal productivity
بهره دهی نهائی نزولی نزولی بودن بهره دهی نهائی
quotient
بهره
yielded
بهره
interests
بهره
interest
بهره
yields
بهره
efficient
بهره ور
portion
بهره
quotients
بهره
gained
بهره
efficiency
بهره
exploited
بهره ده
exploiters
بهره کش
exploiter
بهره کش
productive
بهره زا
portions
بهره
yield
بهره
gain
بهره
gains
بهره
exploitation
بهره برداری
gavels
بهره غیرمجاز
abused
بهره کشی
gavel
بهره غیرمجاز
divestment
بی بهره سازی
high interest
بهره سنگین
economic rent
بهره مالکانه
high interest
بهره گران
economic rent
بهره اقتصادی
factor payments
بهره وسود
exploiting class
طبقه بهره کش
exploited class
طبقه بهره ده
exploitative character
منش بهره کش
productivity
بهره وری
dispossessor
بی بهره سازنده
accrued interest
بهره متعلقه
advantage by illness
بهره بیماری
antenna gain
بهره انتن
at % interest
با بهره 21 درصد
contango
بهره دیرکرد
benefic
بهره بردار
cheap money
پول با بهره کم
interest rate
نرخ بهره
default interest
بهره معوق
divestiture
بی بهره سازی
exploitation
بهره کشی
abuse
بهره کشی
abuses
بهره کشی
bank interest
بهره بانکی
deprival
بی بهره سازی
abusing
بهره کشی
declaration of interest
اعلام بهره
utilisations
بهره برداری ها
optimising
بهره بردن
interest
بهره
[اقتصاد]
utilizations
بهره برداری ها
usages
بهره برداری ها
utilisation
[British]
بهره برداری
using
بهره برداری
usage
بهره برداری
exploitation
[utilization]
بهره برداری
lending rate
بهره - نزولپول
sweatshops
بهره کشخانه
pure interest
بهره خالص
productive work
کار بهره زا
passive debt
وام بی بهره
loan interest
بهره وام
legal interest
بهره قانونی
laser gain
بهره لیزر
put out to interest
به بهره گذاشتن
quantum yield
بهره کوانتومی
sweatshop
بهره کشخانه
voltage gain
بهره ولتاژ
transducer gain
بهره دگرسازی
rq
بهره تنفسی
resipatory quotient
بهره تنفسی
rate of interest
نرخ بهره
rat of interest
نرخ بهره
interest for delay
بهره دیرکرد
efficiency
بهره وری
shares
بهره قسمت
lot
بهره قسمت
deprives
بی بهره کردن
divesting
بی بهره کردن
depriving
بی بهره کردن
interest
سودیا بهره
interests
سودیا بهره
deprive
بی بهره کردن
divests
بی بهره کردن
divested
بی بهره کردن
divest
بی بهره کردن
operation
بهره برداری
shared
بهره قسمت
share
بهره قسمت
gain
بهره برداری
gain
بهره تقویت
gained
بهره تقویت
lot
بخش بهره
gained
بهره برداری
compound interest
بهره مرکب
utilization
بهره برداری
gains
بهره برداری
gains
بهره تقویت
interest profit
عایدی حاصل از بهره
primary gain
بهره اصلی بیماری
tap
بهره برداری کردن از
per capita productivity
بهره وری سرانه
prime rate
نرخ بهره پایه
principal and interest
اصل پول و بهره
pure rate of interest
نرخ بهره خالص
it was sold at 0 year's p
بهره برابردرامدسالیانه اش فروخته شد
paranosic gain
بهره اصلی بیماری
out law
از حقوق بی بهره کردن
interest rate per annum
نرخ بهره سالانه
landuse
بهره وری از زمین
margin productivity
حد بهره وری تولید
marginal productivity
بهره وری نهائی
market rate of interest
نرخ بهره بازار
maximum value
مقدار بهره برداری
money lender
پول به بهره گذار
myrmecophilous
بهره برنده ازمورچه
natural rate of interest
نرخ بهره طبیعی
neutral rate of interest
نرخ بهره خنثی
nominal interest rate
نرخ بهره اسمی
operating budget
بودجه بهره برداری
operating cost
هزینه بهره برداری
paranosis
بهره کشی از بیماری
sweatshop
کارگاه بهره کشی
sweatshops
کارگاه بهره کشی
exploiting
بهره برداری کردن از
exploit
بهره برداری کردن از
gained
سود بردن بهره
gains
سود بردن بهره
gain
سود بردن بهره
exploits
بهره برداری کردن از
enjoyment
بهره مند شدن از
rate of yield
نرخ بهره موثر
ready for use
اماده بهره برداری
real interest rate
نرخ بهره واقعی
real rate of interest
نرخ بهره واقعی
respiratory exchange index
شاخص بهره تنفسی
sexual abuse
بهره کشی جنسی
to put out money to interest
پول به بهره گذاشتن
passives
پدافندغیر عامل بی بهره
passive
پدافندغیر عامل بی بهره
underutilization of labor
کم بهره گیری از کارگر
utilization statistics
امار بهره وری
prime rate of interest
نرخ بهره ترجیحی
interest free loan
وام بدون بهره
child abuse
بهره کشی از کودک
royalties
حق بهره برداری از چیزی
royalty
حق بهره برداری از چیزی
high efficiency
ضریب بهره بالا
utilizes
بهره برداری کردن
utilize
بهره برداری کردن
beneficiary
بهره بردار ذیحق
factor productivity
بهره دهی عوامل
utilising
بهره برداری کردن
beneficiaries
بهره بردار ذیحق
utilises
بهره برداری کردن
exploitation of labor
بهره کشی کارگر
utilised
بهره برداری کردن
average productivity
بهره دهی متوسط
effective interest rate
نرخ بهره موثر
secondary gain
بهره ثانوی بیماری
epinosic gain
بهره ثانوی بیماری
emergency operation
بهره برداری اضطراری
high rate of interest
نرخ بالای بهره
enjoys
برخوردارشدن از بهره مندشدن از
bank rate
نرخ بهره بانکی
infatute
ازخرد بی بهره کردن
enjoy
برخوردارشدن از بهره مندشدن از
enjoyed
برخوردارشدن از بهره مندشدن از
utilizing
بهره برداری کردن
tapping
بهره برداری کردن از
enjoying
برخوردارشدن از بهره مندشدن از
i paid the debt plus interest
بدهی را با بهره ان دادم
high rate of interest
نرخ سنگین بهره
tapped
بهره برداری کردن از
money rate of interest
نرخ بهره پولی
imparts
بهره مند شدن از رساندن
partook
بهره داشتن طرفداری کردن
partake
شریک شدن بهره داشتن
partakes
شریک شدن بهره داشتن
imparting
بهره مند شدن از رساندن
partaking
شریک شدن بهره داشتن
short term rate of interest
نرخ بهره کوتاه مدت
integrated reservoir operation
بهره برداری توام از چندمخزن
agronomics
علم بهره برداری از زمین
agricultural labor productivity
بهره دهی کارگر کشاورزی
capacity utilization rate
نرخ بهره داری از فرفیت
impart
بهره مند شدن از رساندن
imparted
بهره مند شدن از رساندن
water utilization project
پروژه بهره برداری از منابع اب
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com