English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 142 (7 milliseconds)
English Persian
thorough paced بهمه جور قدم تربیت شده
Other Matches
by all means بهمه حال
omniscient واقف بهمه چیز
he wished success to all بهمه گفت موفقیت شماراخواستارم
panchromatic حساس نسبت بهمه رنگها
They cannot hold a candle to him . سگش می ارزد بهمه آنها
be patient to all men با همه مردم شکیبا باشید نسبت بهمه بردباریاصبورباشید
well-bred با تربیت تربیت شده
mannerliness تربیت
lowbred بی تربیت
pedagogy تربیت
education تربیت
barbarous بی تربیت
true bred با تربیت
churl بی تربیت
unmannerly بی تربیت
unpolished بی تربیت
well bred با تربیت
low bred بی تربیت
ill mannered بی تربیت
bearish بی تربیت
blowzed بی تربیت
caddish بی تربیت
chuff بی تربیت
randy بی تربیت
genteelness تربیت
gentrice تربیت
good breeding تربیت
impolite بی تربیت
half bred بی تربیت
gentlest با تربیت
gentler با تربیت
gentle با تربیت
ill bred بی تربیت
grossing بی تربیت
grossest بی تربیت
nurtures تربیت
nurtured تربیت
nurture تربیت
manner تربیت
cultivation تربیت
uncivil بی تربیت
uncivilly بی تربیت
gentry تربیت
mannerless بی تربیت
gross بی تربیت
ill-bred بی تربیت
upbringing تربیت
grossed بی تربیت
grosser بی تربیت
nurturing تربیت
grosses بی تربیت
undisiplined تربیت نشده
fish culture تربیت ماهی
teach تربیت کردن
instruct تربیت کردن
educate تربیت کردن
give lessons تربیت کردن
carl ادم بی تربیت
teacher training تربیت معلم
steerage اداره تربیت
rudesby ادم بی تربیت
reeducation تربیت مجدد
to bring up تربیت کردن
trainable تربیت پذیر
hoyden روستایی بی تربیت
train [teach] تربیت کردن
an a woman زن تربیت شده
educate تربیت کردن
schools تربیت اسب
boors ادم بی تربیت
boor ادم بی تربیت
abet تربیت کردن
genteely از روی تربیت
education تعلیم و تربیت
educating تربیت کردن
educates تربیت کردن
cad ادم بی تربیت
abetted تربیت کردن
cads ادم بی تربیت
accomplished تربیت شده
educative تربیت امیز
reared تربیت کردن
rear تربیت کردن
physical education تربیت بدنی
rears تربیت کردن
cultured تربیت شده
genteel تربیت شده
made تربیت شده
schooling تربیت اسب
abetting تربیت کردن
trained تربیت کردن
trains تربیت کردن
abets تربیت کردن
school تربیت اسب
train تربیت کردن
rearing تربیت کردن
zootechnical وابسته به فن تربیت حیوانات
educationally از راه تعلیم و تربیت
underbred نااصل زاده بی تربیت
aviculture تربیت مرغ مرغداری
computer based training تربیت مبتنی بر کامپیوتر
correctional institution کانون اصلاح و تربیت
culture of bees پرورش یا تربیت زنبور
school تادیب یا تربیت کردن
disciplinary تادیبی وابسته به تربیت
housebroken حیوان تربیت شده
schools تادیب یا تربیت کردن
ineducable غیر قابل تربیت
manege محل تربیت اسب
motor education تعلیم و تربیت حرکتی
reclaim animal حیوانات وحشی تربیت شده
ill bred غیر متمدن بد تربیت شده
civility نجابت ورفتار خوب تربیت
gentry مردمان محترم و با تربیت اصالت
carle شخص پست ادم بی تربیت
highbred دارای تربیت یانجابت خانوادگی
zootechny روش تربیت و رام کردن جانوران
zootechnics روش تربیت ورام کردن جانوران
wcce کنفرانس جهانی کامپیوترها در تعلیم و تربیت
manege مانژ میدان تربیت اسب یاسوارکاری
trainable mentally retarded عقب مانده ذهنی تربیت پذیر
falconry تربیت و شکار با قوش وشاهین و باز و عقاب
espalier چوب بندی برای تربیت نهال میوه
espalir چوب بندی جهت تربیت نهال میوه
water dog سگ تربیت شده برای اوردن مرغ ابی
the churach built him up کلیسا اورا تربیت یا تهذیب اخلاق کرد
zootechnician کارشناس تربیت حیوانات ویژه گر اهلی کردن جانوران
coach dog یکجورسگ که برای رفتن دنبال درشکه تربیت میکنند
dressage حرکات زیبا و شیرین کاری اسبهای تربیت شده
halterbreak کره اسب را برای پرش ازروی کمند تربیت کردن
probation کاراموزی به سر بردن محکومین جوان در مراکز اموزش مخصوص کانون اصلاح و تربیت
reeducate دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
undisciplined تربیت نشده تادیب نشده بی انتظام
trainable تربیت شدنی قطار شدنی
breed تولید کردن تربیت کردن
breeds تولید کردن تربیت کردن
educatable تربیت پذیر تعلیم پذیر
educable تربیت پذیر تعلیم پذیر
disciplines نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
discipline نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
disciplining نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com