Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 275 (36 milliseconds)
English
Persian
enjoin
بهم متصل کردن
enjoined
بهم متصل کردن
enjoining
بهم متصل کردن
enjoins
بهم متصل کردن
Search result with all words
join
متصل کردن
join
متصل کردن یا وصل کردن چندین چیز مهم
joined
متصل کردن
joined
متصل کردن یا وصل کردن چندین چیز مهم
joins
متصل کردن
joins
متصل کردن یا وصل کردن چندین چیز مهم
link
متصل کردن
tie
متصل کردن مهار کردن مهار
ties
متصل کردن مهار کردن مهار
connect
متصل کردن
connect
اتصال دادن متصل کردن مربوط کردن
connects
متصل کردن
connects
اتصال دادن متصل کردن مربوط کردن
feed
روش وارد کردن کاغذ به چاپگر. دندانه چرخ چاپگر به دندانه سوراخهای لبه کاغذ متصل میشود
feeds
روش وارد کردن کاغذ به چاپگر. دندانه چرخ چاپگر به دندانه سوراخهای لبه کاغذ متصل میشود
applies
متصل کردن
apply
متصل کردن
applying
متصل کردن
joggle
متصل کردن
joggled
متصل کردن
joggles
متصل کردن
joggling
متصل کردن
seam
درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
seams
درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
weld
متصل کردن جوش دادن جوش
welded
متصل کردن جوش دادن جوش
welds
متصل کردن جوش دادن جوش
harness
یراق کردن یراق اسب متصل به ارابه
harnessed
یراق کردن یراق اسب متصل به ارابه
harnessing
یراق کردن یراق اسب متصل به ارابه
compact
فشرده کردن بهم متصل کردن
compacted
فشرده کردن بهم متصل کردن
compacting
فشرده کردن بهم متصل کردن
compacts
فشرده کردن بهم متصل کردن
splice
باهم متصل کردن
spliced
باهم متصل کردن
splices
باهم متصل کردن
splicing
باهم متصل کردن
attach
1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
attaches
1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
attaching
1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
personal
متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
pin
متصل کردن به گیرافتادن
pinned
متصل کردن به گیرافتادن
pinning
متصل کردن به گیرافتادن
adjoin
متصل کردن
adjoined
متصل کردن
adjoins
متصل کردن
chain
متصل کردن فایل و داده ها پشت سر هم به طوری که به هر فایل یا داده بعدی یک اشاره گر وجود دارد
chains
متصل کردن فایل و داده ها پشت سر هم به طوری که به هر فایل یا داده بعدی یک اشاره گر وجود دارد
pan
متصل کردن
pan-
متصل کردن
pans
متصل کردن
directories
روش لیست کردن کاربران و منابع متصل به شبکه به روش ساده و با دستیابی راحت تا کاربر بتواند کاربر دیگر را با نام و با آدرس پیچیده شبکه آدرس دهی کند
directory
روش لیست کردن کاربران و منابع متصل به شبکه به روش ساده و با دستیابی راحت تا کاربر بتواند کاربر دیگر را با نام و با آدرس پیچیده شبکه آدرس دهی کند
bond
متصل کردن چسباندن اتصال
linkage
مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
linkages
مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
fix
می کردن چیزی یا متصل کردن چیزی
fixes
می کردن چیزی یا متصل کردن چیزی
AUI connector
اتصال D برای متصل کردن کابلهای انترنت به آداپتور شبکه
bow line
نوعی گره برای متصل کردن هواپیما به زمین
catenate
پیوستن متصل کردن
colligate
متصل کردن
dowel
بامیخ پرچ بهم متصل کردن
PID
متصل یاد شده به سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه به کاربران
power down
خاموش کردن یک کامپیوتر یادستگاه جانبی اقداماتی که به هنگام خرابی برق یا قطع عملیات ممکن است توسط کامپیوتر برای حفافت حالت پردازنده و جلوگیری ازخرابی ان یا دستگاههای جانبی متصل به ان به اجرادراید
tie down
متصل کردن
tie in
<idiom>
به چیزدیگری متصل کردن
to plug
متصل کردن
[الکترونیک یا مهندسی برق]
connection of loom pieces
متصل کردن قطعات دار
[قالی]
Other Matches
anchored
متصل به
clung
متصل
conjunct
متصل
continuous
متصل
joint
متصل
contiguous
متصل
on line
متصل
connected
متصل
connecting arrangement
ترتیب متصل
tying
متصل کننده
fixed shell
گلوله متصل
coupler
متصل کننده
coherently
بطور متصل
interlocking
متصل شدن
interlocked
متصل شدن
ligature
دخشههای متصل
splicer
متصل کننده
interlock
متصل شدن
adjacent span
دهانه متصل
syndetic
متصل شده
cartridge
بخش متصل
cartridges
بخش متصل
connective
متصل کننده
lacer
متصل کننده
attachments
نمائات متصل
connectedly
بطور متصل
adjacent span
دهانه متصل
engagedness
متصل بهم
male connector
متصل کننده نر
interlocks
متصل شدن
basifixed
متصل در پایه
interurban
متصل بشهر ها
off line
غیر متصل
connector
متصل کننده
abuts
متصل بودن یاشدن
abutted
متصل بودن یاشدن
abut
متصل بودن یاشدن
chockablock
بهم متصل وپیوسته
shafting
میله بهم متصل
adjoins
افزودن متصل شدن
adjoin
افزودن متصل شدن
adjoined
افزودن متصل شدن
kirkyard
گورستان متصل بکلیسا
connected load
بار خارجی متصل
united pawns
پیادههای متصل شطرنج
corbel-course
زیر سری متصل
ballcock
سیفون و ابزار متصل به آن
parallels
تعداد آدرسهای متصل به هم
parallelling
تعداد آدرسهای متصل به هم
parallelled
تعداد آدرسهای متصل به هم
paralleling
تعداد آدرسهای متصل به هم
ballcocks
سیفون و ابزار متصل به آن
connected load
بار متصل شده
parallel
تعداد آدرسهای متصل به هم
paralleled
تعداد آدرسهای متصل به هم
connected passes pawns
پیادههای رونده متصل
connecting socket
[دوشاخه متصل کننده]
connexions
اتصال یا چیزی که متصل میشود
catena
سریهای متصل شده concatenate
continous
متصل متوالی بدون وقفه
gang hook
دو یا سه قلاب ماهیگیری متصل بهم
connection
اتصال یا چیزی که متصل میشود
interconnection
بخش ماده متصل به دو وسیله
to be connected
بهم پیوسته
[متصل]
بودن
united pressed pawns
پیادههای رونده متصل شطرنج
adnexa
قسمتهای متصل بهم زائده
adjacent
دو میدان متصل به دو گروه مجاور
ligature
دو یاچند حرف متصل بهم
untapped
<adj.>
متصل نشده
[در وسط مدار]
grounded field
سیم پیچ متصل به زمین
concatenated data set
مجموعه داده ها متصل شده
universal joint
دو میله متصل بهم وفا دربچرخش
vestries
نمازخانه کوچکی که متصل بکلیسا میباشد
vestry
نمازخانه کوچکی که متصل بکلیسا میباشد
stemson
چوب منحنی شکل متصل بجلوکشتی
camshafts
میلهای که بچرخ دنده متصل میشود
camshaft
میلهای که بچرخ دنده متصل میشود
forests
تعداد درختهای ساختار داده متصل
gang hook
دو یا سه قلاب ماهی گیری متصل بهم
forest
تعداد درختهای ساختار داده متصل
bat weight
وزنه اضافی متصل به چوب بیس بال
destinations
صفحه مقصد در مجموعهای صفحات متصل بهم
drain
یکی از سه ترمینال متصل ترانزیستور نوع FET
drained
یکی از سه ترمینال متصل ترانزیستور نوع FET
draining
یکی از سه ترمینال متصل ترانزیستور نوع FET
blade butt
انتهای تیغه ملخ که به توپی متصل است
faceplate
صفحه فلزی یا چوبی متصل به چرخ تراش
drains
یکی از سه ترمینال متصل ترانزیستور نوع FET
destination
صفحه مقصد در مجموعهای صفحات متصل بهم
plowhead
چارچوبی که گاو اهن بدان متصل میشده
OLE container object
شی ای که حاوی مرجع به شی متصل است یا یک کپی از شی توکار
stylolite
ستون سنگی همجنس صخره متصل بخود
associated document
متن یا فایلی که به برنامه کاربردی اصلی اش متصل است
backplane
مدار و اعضای مکانیکی که بردهای یک سیستم را متصل می کنند
mesh
که هر وسیله مستقیما به وسایل دیگر در شبکه متصل است
meshes
که هر وسیله مستقیما به وسایل دیگر در شبکه متصل است
meshing
که هر وسیله مستقیما به وسایل دیگر در شبکه متصل است
peripheral
آنچه ضروری نیست یا متصل به چیز دیگری است
associated file
متن یا فایلی که به برنامه کاربردی اصلی اش متصل است
thoroughbrace
تسمه چرمی متصل کننده بدنه کالسکه به فنر
trailer camp
محل استقرار ترایلربااتاقهای چرخدار متصل به وسائط نقلیه
daisy chain
خط ی که تمام خروجیهای وقفه وسایل را به CPU متصل میکند
interplane strut
پایه هایی که دو بال هواپیماهای دوباله را به هم متصل میکند
ca
Arrangment Connecting ارایش و ترتیب به صورت پیوندی و متصل
ring
نوعی شبکه که هر ترمینال آن در حلقه یکی پس از دیگری متصل هستند
thins
روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز
thinned
روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز
bulb root
وسیلهای که توسط ان تیغههای گردنده توربین به توپی متصل میشوند
thinnest
روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز
share
که توسط کاربران متعدد متصل به شبکه قابل دستیابی است
objected
نرم افزاری که با استاندارد COBRA اشیا را بهم متصل میکند
direct objects
نرم افزاری که با استاندارد COBRA اشیا را بهم متصل میکند
thinners
روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز
organometallic
ترکیباتی که در ان اتم فلزی به رادیکالهای الی متصل شده است
track bolt
پیچی که قطعات راه اهن رابه یکدیگر متصل میکند
bobber
کسی یا چیزی که متصل بالاوپایین رود یا داخل وخارج شود
combinational
مدار الکترونیکی که از چندین عنصر متصل تشکیل شده است
trailer court
محل استقرار ترایلر بااتاقهای چرخدار متصل به وسائط نقلیه
shares
که توسط کاربران متعدد متصل به شبکه قابل دستیابی است
objecting
نرم افزاری که با استاندارد COBRA اشیا را بهم متصل میکند
object
نرم افزاری که با استاندارد COBRA اشیا را بهم متصل میکند
trailer park
محل استقرار ترایلربا اتاقهای چرخدار متصل به وسائط نقلیه
thin
روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز
shared
که توسط کاربران متعدد متصل به شبکه قابل دستیابی است
objects
نرم افزاری که با استاندارد COBRA اشیا را بهم متصل میکند
indirect objects
نرم افزاری که با استاندارد COBRA اشیا را بهم متصل میکند
microprocessor
متصل به حافظه دیگر و قط عات ورودی /خروجی است تا ریزکامپیوتر را بسازد
expansion
تخته مدار چاپ شده متصل به سیستم برای افزایش کارایی آن
microprocessors
متصل به حافظه دیگر و قط عات ورودی /خروجی است تا ریزکامپیوتر را بسازد
cantilever
تیرکی که تنها در یک انتهابصورت صلب به تکیه گاهی متصل شده است
connector
در یک شبکه FDDI وسیلهای متصل کننده درانتهای فیبرنوری یا کابل مسی
ganged
وسایل که به صورت مکانیکی متصل شده اند و با یک عمل انجام می شوند
wrist pin
پینی که در موتور رادیال دسته پیستون را به شاتون اصلی متصل میکند
low power standby
خصوصیت حفظ انرژی در کامپیوترهای قابل حمل و صفحه تصویرهای متصل به آن
Dialer
امکانی در ویندوز که در صورت وجود مودم متصل به PC شماره گیری میکند
master slave computer system
یک سیستم کامپیوتری متشکل از یک کامپیوتر اصلی متصل شده به یک یا چندین کامپیوترکارپذیر
GND
مدار الکتریکی متصل به زمین یا به نقط های با سطح ولتاژ صفر
labels
قطعهای کاغذ یا کارت متصل به چیزی برای نمایش دستورات استفاده یا یک آدرس
labelled
قطعهای کاغذ یا کارت متصل به چیزی برای نمایش دستورات استفاده یا یک آدرس
crankpin
قسمت استوانهای دسته میل لنگ که میلههای رابط بدان متصل میشود
fishplate
صفحه پولادینی که دو خط اهن یا دوتیر را بهم متصل ساخته ودر امتداد هم قرارمیدهد
labeling
قطعهای کاغذ یا کارت متصل به چیزی برای نمایش دستورات استفاده یا یک آدرس
tandem
دو پردازنده متصل به طوری که اگر اولی خراب شود, دومی جای آن را می گیرد
conferencing
بحث بین کاربران راه دور با استفاده از کامپیوترهای متصل به هم با مودم یا شبکه
card
تخته مدار چاپ شده که به سیستم متصل است برای افزایش کارایی آن
back gear shaft
محور چرخ دنده هایی که به پایه نظام ماشین تراش متصل می شوند
back end server
کامپیوتر متصل به شبکه که امور مربوط به ایستگاههای کاری مشتری را انجام میدهد
drawbar
میلهای که واگونهای قطار رابه لکوموتیو متصل میکند میله اتصال واگون
label
قطعهای کاغذ یا کارت متصل به چیزی برای نمایش دستورات استفاده یا یک آدرس
cards
تخته مدار چاپ شده که به سیستم متصل است برای افزایش کارایی آن
reperforator
ماشینی که نوار کاغذی را سوراخ میکند ارسال کننده نوارپانچ شده متصل به هم
multilayer
تخته مدار چاپ شده که چندین لایه یا شیارهای هادی متصل دارد
tandems
دو پردازنده متصل به طوری که اگر اولی خراب شود, دومی جای آن را می گیرد
dual
استاندار بستههای مدار مجتمع با استفاده از دو ردیف موازی از سوزنهای متصل در امتداد لبه
slaved
صفحه نمایش CRT ثانوی متصل به دیگری که دقیقاگ همان اطلاعات را نشان میدهد
slave
صفحه نمایش CRT ثانوی متصل به دیگری که دقیقاگ همان اطلاعات را نشان میدهد
slaving
صفحه نمایش CRT ثانوی متصل به دیگری که دقیقاگ همان اطلاعات را نشان میدهد
linkages
نرم افزار مخصوص که بخشهای کد برنامه را با توابع کتابخانه یا سایر کدها متصل میکند
linkage
نرم افزار مخصوص که بخشهای کد برنامه را با توابع کتابخانه یا سایر کدها متصل میکند
slaves
صفحه نمایش CRT ثانوی متصل به دیگری که دقیقاگ همان اطلاعات را نشان میدهد
asynchronous
اتصال یک ترمینال که به یک وسیله دیگر متصل است به طوری که این دو نیاز نیست هم سان باشند
hermaphroditus
پسر هرمس وافرودیت که وقتی در اب تنش را می شست بایک حوری دریایی متصل و دارای یک بدن شد
diptych
دولوحی که باهم بوسیله لولایی متصل شده و برای نوشتن بکار می رفته و تاه میشده
clients
یک ایستگاه کاری یا PC یا ترمینال متصل به شبکه که دستورات را به سرور ارسال میکند و نتایج را نمایش میدهد
distributes
سیستم کامپیوتری که از بیش از یک پردازنده در محلهای مختلف استفاده میکند و همه به کامپیوتر متصل اند
distribute
سیستم کامپیوتری که از بیش از یک پردازنده در محلهای مختلف استفاده میکند و همه به کامپیوتر متصل اند
client
یک ایستگاه کاری یا PC یا ترمینال متصل به شبکه که دستورات را به سرور ارسال میکند و نتایج را نمایش میدهد
platforms
نرم افزار یا شبکهای که میتواند با سخت افزارهای مختلف ناسازگار کار کند و متصل شود
distributing
سیستم کامپیوتری که از بیش از یک پردازنده در محلهای مختلف استفاده میکند و همه به کامپیوتر متصل اند
dip
خصوصیت استاندارد برای بستههای مداری پیچیده که ازدوردیف سوزنهای متصل در هر طرف استفاده میکند
dips
خصوصیت استاندارد برای بستههای مداری پیچیده که ازدوردیف سوزنهای متصل در هر طرف استفاده میکند
platform
نرم افزار یا شبکهای که میتواند با سخت افزارهای مختلف ناسازگار کار کند و متصل شود
shield
صفحه فلزی متصل به زمین برای اینکه ولتاژ خط رناک یا واسط ها به قطعه الکترونیکی نرسند
shields
صفحه فلزی متصل به زمین برای اینکه ولتاژ خط رناک یا واسط ها به قطعه الکترونیکی نرسند
gates
تعداد دروازههای منط ق متصل بهم که در یک مدار مجتمع ایجاد شده تا یک تابع پیچیده را انجام دهد
grip length
طول قسمت رزوه نشده ساقه پیچ که معادل حداکثر ضخامت قطعات متصل شونده میباشد
gate
تعداد دروازههای منط ق متصل بهم که در یک مدار مجتمع ایجاد شده تا یک تابع پیچیده را انجام دهد
machined
کامپیوتر یا سیستم یا پردازندهای که از قط عات مختلف متصل بهم برای انجام یک عمل تشکیل شده است
machines
کامپیوتر یا سیستم یا پردازندهای که از قط عات مختلف متصل بهم برای انجام یک عمل تشکیل شده است
agonic line
خط موسوم روی یک نقشه که نقاطی را که دارای خطا یاانحراف مغناطیسی صفر میباشند به یکدیگر متصل میکند
machine
کامپیوتر یا سیستم یا پردازندهای که از قط عات مختلف متصل بهم برای انجام یک عمل تشکیل شده است
add on
مدارات سیستم ها یا دستگاه های سخت افزاری که می توانند به یک کامپیوتر متصل شوند تا حافظه و کارایی آن را افزایش دهند
h engine
موتور پیستونی با دو ردیف سیلندر روبروی قائم دوتایی و با دو میل لنگ که به خروجی مرکزی متصل شده اند
at
استاندارد باس IBM که برای انتقال بیتهای داده و اطلاعات آدرس از لبه متصل شونده استفاده میکند
patch
ارسال الکتریکی که توسط سیمهای کوتاه متصل می شدند و امکان تشخیص سریع و ساده شبکه را فراهم می کنند
DIL
مشخصه استاندارد برای بستههای مدار پیچیده که از دو ردیف موازی سوزنهای متصل در هر طرف تشکیل شده است
blade cuff
قطعهای که با متصل شدن به ساقه تیغه ملخ باعث افزایش عبور جریان هوا از روی موتور میشود
patches
ارسال الکتریکی که توسط سیمهای کوتاه متصل می شدند و امکان تشخیص سریع و ساده شبکه را فراهم می کنند
teletypewriter
صفحه کلید و چاپگر متصل به سیستم کامپیوتری که مستقیماگ یا به وسیله نوار کاغذ پانچ شده داده وارد میکند
adapter
در کامپیوتر که حاوی دستورات نرم افزاری مبدل به سیگنالهای الکتریکی است تا گرافیک را در صفحه تصویر متصل به آن نشان دهد
graphics
در کامپیوتر که دستورات نرم افزاری را به سگنالهای الکتریکی تبدیل می کنند که گرافیک را روی صفحه تصور متصل نشان میدهد
voices
کامپیوتر متصل به دستگاه تلفن که وقتی شخص آنجا نیست به تلفنهای او پاسخ میدهدو امکان ضبط پیام ها را بوجود می آورد.
yoke
جفت یا گروهی ازهدهای خواندن- نوشتن که به یکدیگر متصل هستند و برروی دو یا چند شیار نوار یادیسک مغناطیسی حرکت می کنند
voice
کامپیوتر متصل به دستگاه تلفن که وقتی شخص آنجا نیست به تلفنهای او پاسخ میدهدو امکان ضبط پیام ها را بوجود می آورد.
chooser
امکانی در سیستم عامل Apple Macintosh که در آن کابر میتواند نوع چاپگر ها شبکه و سایر وسایل جانبی متصل را انتخاب کند
voicing
کامپیوتر متصل به دستگاه تلفن که وقتی شخص آنجا نیست به تلفنهای او پاسخ میدهدو امکان ضبط پیام ها را بوجود می آورد.
boarded
وسیله نصب مسط ح که روی آن قط عات الکترونیکی نصب و متصل اند
local
وسیلهای که به صورت فیزیکی متصل است و به کنترل کامپیوتر وصل است
board
وسیله نصب مسط ح که روی آن قط عات الکترونیکی نصب و متصل اند
ksr
ترمینالی که صفحه کلید و صفحه نمایش دارد و به CPU متصل است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com