English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 275 (43 milliseconds)
English Persian
enjoin بهم متصل کردن
enjoined بهم متصل کردن
enjoining بهم متصل کردن
enjoins بهم متصل کردن
Search result with all words
join متصل کردن
join متصل کردن یا وصل کردن چندین چیز مهم
joined متصل کردن
joined متصل کردن یا وصل کردن چندین چیز مهم
joins متصل کردن
joins متصل کردن یا وصل کردن چندین چیز مهم
link متصل کردن
tie متصل کردن مهار کردن مهار
ties متصل کردن مهار کردن مهار
connect متصل کردن
connect اتصال دادن متصل کردن مربوط کردن
connects متصل کردن
connects اتصال دادن متصل کردن مربوط کردن
feed روش وارد کردن کاغذ به چاپگر. دندانه چرخ چاپگر به دندانه سوراخهای لبه کاغذ متصل میشود
feeds روش وارد کردن کاغذ به چاپگر. دندانه چرخ چاپگر به دندانه سوراخهای لبه کاغذ متصل میشود
applies متصل کردن
apply متصل کردن
applying متصل کردن
joggle متصل کردن
joggled متصل کردن
joggles متصل کردن
joggling متصل کردن
seam درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
seams درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
weld متصل کردن جوش دادن جوش
welded متصل کردن جوش دادن جوش
welds متصل کردن جوش دادن جوش
harness یراق کردن یراق اسب متصل به ارابه
harnessed یراق کردن یراق اسب متصل به ارابه
harnessing یراق کردن یراق اسب متصل به ارابه
compact فشرده کردن بهم متصل کردن
compacted فشرده کردن بهم متصل کردن
compacting فشرده کردن بهم متصل کردن
compacts فشرده کردن بهم متصل کردن
splice باهم متصل کردن
spliced باهم متصل کردن
splices باهم متصل کردن
splicing باهم متصل کردن
attach 1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
attaches 1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
attaching 1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
personal متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
pin متصل کردن به گیرافتادن
pinned متصل کردن به گیرافتادن
pinning متصل کردن به گیرافتادن
adjoin متصل کردن
adjoined متصل کردن
adjoins متصل کردن
chain متصل کردن فایل و داده ها پشت سر هم به طوری که به هر فایل یا داده بعدی یک اشاره گر وجود دارد
chains متصل کردن فایل و داده ها پشت سر هم به طوری که به هر فایل یا داده بعدی یک اشاره گر وجود دارد
pan متصل کردن
pan- متصل کردن
pans متصل کردن
directories روش لیست کردن کاربران و منابع متصل به شبکه به روش ساده و با دستیابی راحت تا کاربر بتواند کاربر دیگر را با نام و با آدرس پیچیده شبکه آدرس دهی کند
directory روش لیست کردن کاربران و منابع متصل به شبکه به روش ساده و با دستیابی راحت تا کاربر بتواند کاربر دیگر را با نام و با آدرس پیچیده شبکه آدرس دهی کند
bond متصل کردن چسباندن اتصال
linkage مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
linkages مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
fix می کردن چیزی یا متصل کردن چیزی
fixes می کردن چیزی یا متصل کردن چیزی
AUI connector اتصال D برای متصل کردن کابلهای انترنت به آداپتور شبکه
bow line نوعی گره برای متصل کردن هواپیما به زمین
catenate پیوستن متصل کردن
colligate متصل کردن
dowel بامیخ پرچ بهم متصل کردن
PID متصل یاد شده به سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه به کاربران
power down خاموش کردن یک کامپیوتر یادستگاه جانبی اقداماتی که به هنگام خرابی برق یا قطع عملیات ممکن است توسط کامپیوتر برای حفافت حالت پردازنده و جلوگیری ازخرابی ان یا دستگاههای جانبی متصل به ان به اجرادراید
tie down متصل کردن
tie in <idiom> به چیزدیگری متصل کردن
to plug متصل کردن [الکترونیک یا مهندسی برق]
connection of loom pieces متصل کردن قطعات دار [قالی]
Other Matches
contiguous متصل
clung متصل
connected متصل
anchored متصل به
on line متصل
joint متصل
conjunct متصل
continuous متصل
interlocks متصل شدن
tying متصل کننده
interurban متصل بشهر ها
interlocking متصل شدن
off line غیر متصل
lacer متصل کننده
splicer متصل کننده
coherently بطور متصل
syndetic متصل شده
engagedness متصل بهم
interlock متصل شدن
attachments نمائات متصل
interlocked متصل شدن
cartridges بخش متصل
cartridge بخش متصل
basifixed متصل در پایه
male connector متصل کننده نر
coupler متصل کننده
connector متصل کننده
connective متصل کننده
connecting arrangement ترتیب متصل
adjacent span دهانه متصل
connectedly بطور متصل
fixed shell گلوله متصل
adjacent span دهانه متصل
ligature دخشههای متصل
adjoined افزودن متصل شدن
paralleling تعداد آدرسهای متصل به هم
paralleled تعداد آدرسهای متصل به هم
shafting میله بهم متصل
parallels تعداد آدرسهای متصل به هم
adjoins افزودن متصل شدن
parallelled تعداد آدرسهای متصل به هم
ballcock سیفون و ابزار متصل به آن
kirkyard گورستان متصل بکلیسا
parallelling تعداد آدرسهای متصل به هم
united pawns پیادههای متصل شطرنج
adjoin افزودن متصل شدن
corbel-course زیر سری متصل
ballcocks سیفون و ابزار متصل به آن
abuts متصل بودن یاشدن
connected load بار خارجی متصل
chockablock بهم متصل وپیوسته
connected load بار متصل شده
connected passes pawns پیادههای رونده متصل
abutted متصل بودن یاشدن
connecting socket [دوشاخه متصل کننده]
abut متصل بودن یاشدن
parallel تعداد آدرسهای متصل به هم
adnexa قسمتهای متصل بهم زائده
interconnection بخش ماده متصل به دو وسیله
grounded field سیم پیچ متصل به زمین
ligature دو یاچند حرف متصل بهم
united pressed pawns پیادههای رونده متصل شطرنج
connection اتصال یا چیزی که متصل میشود
catena سریهای متصل شده concatenate
connexions اتصال یا چیزی که متصل میشود
gang hook دو یا سه قلاب ماهیگیری متصل بهم
to be connected بهم پیوسته [متصل] بودن
adjacent دو میدان متصل به دو گروه مجاور
continous متصل متوالی بدون وقفه
concatenated data set مجموعه داده ها متصل شده
untapped <adj.> متصل نشده [در وسط مدار]
vestry نمازخانه کوچکی که متصل بکلیسا میباشد
vestries نمازخانه کوچکی که متصل بکلیسا میباشد
camshaft میلهای که بچرخ دنده متصل میشود
universal joint دو میله متصل بهم وفا دربچرخش
gang hook دو یا سه قلاب ماهی گیری متصل بهم
forests تعداد درختهای ساختار داده متصل
stemson چوب منحنی شکل متصل بجلوکشتی
forest تعداد درختهای ساختار داده متصل
camshafts میلهای که بچرخ دنده متصل میشود
drain یکی از سه ترمینال متصل ترانزیستور نوع FET
bat weight وزنه اضافی متصل به چوب بیس بال
plowhead چارچوبی که گاو اهن بدان متصل میشده
draining یکی از سه ترمینال متصل ترانزیستور نوع FET
drained یکی از سه ترمینال متصل ترانزیستور نوع FET
stylolite ستون سنگی همجنس صخره متصل بخود
blade butt انتهای تیغه ملخ که به توپی متصل است
OLE container object شی ای که حاوی مرجع به شی متصل است یا یک کپی از شی توکار
drains یکی از سه ترمینال متصل ترانزیستور نوع FET
destination صفحه مقصد در مجموعهای صفحات متصل بهم
faceplate صفحه فلزی یا چوبی متصل به چرخ تراش
destinations صفحه مقصد در مجموعهای صفحات متصل بهم
mesh که هر وسیله مستقیما به وسایل دیگر در شبکه متصل است
backplane مدار و اعضای مکانیکی که بردهای یک سیستم را متصل می کنند
meshes که هر وسیله مستقیما به وسایل دیگر در شبکه متصل است
meshing که هر وسیله مستقیما به وسایل دیگر در شبکه متصل است
interplane strut پایه هایی که دو بال هواپیماهای دوباله را به هم متصل میکند
thoroughbrace تسمه چرمی متصل کننده بدنه کالسکه به فنر
associated file متن یا فایلی که به برنامه کاربردی اصلی اش متصل است
ca Arrangment Connecting ارایش و ترتیب به صورت پیوندی و متصل
associated document متن یا فایلی که به برنامه کاربردی اصلی اش متصل است
peripheral آنچه ضروری نیست یا متصل به چیز دیگری است
trailer camp محل استقرار ترایلربااتاقهای چرخدار متصل به وسائط نقلیه
daisy chain خط ی که تمام خروجیهای وقفه وسایل را به CPU متصل میکند
shares که توسط کاربران متعدد متصل به شبکه قابل دستیابی است
object نرم افزاری که با استاندارد COBRA اشیا را بهم متصل میکند
objected نرم افزاری که با استاندارد COBRA اشیا را بهم متصل میکند
objects نرم افزاری که با استاندارد COBRA اشیا را بهم متصل میکند
indirect objects نرم افزاری که با استاندارد COBRA اشیا را بهم متصل میکند
direct objects نرم افزاری که با استاندارد COBRA اشیا را بهم متصل میکند
objecting نرم افزاری که با استاندارد COBRA اشیا را بهم متصل میکند
shared که توسط کاربران متعدد متصل به شبکه قابل دستیابی است
thinnest روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز
thinners روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز
thinned روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز
thin روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز
track bolt پیچی که قطعات راه اهن رابه یکدیگر متصل میکند
trailer court محل استقرار ترایلر بااتاقهای چرخدار متصل به وسائط نقلیه
trailer park محل استقرار ترایلربا اتاقهای چرخدار متصل به وسائط نقلیه
ring نوعی شبکه که هر ترمینال آن در حلقه یکی پس از دیگری متصل هستند
combinational مدار الکترونیکی که از چندین عنصر متصل تشکیل شده است
bobber کسی یا چیزی که متصل بالاوپایین رود یا داخل وخارج شود
share که توسط کاربران متعدد متصل به شبکه قابل دستیابی است
bulb root وسیلهای که توسط ان تیغههای گردنده توربین به توپی متصل میشوند
organometallic ترکیباتی که در ان اتم فلزی به رادیکالهای الی متصل شده است
thins روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز
expansion تخته مدار چاپ شده متصل به سیستم برای افزایش کارایی آن
master slave computer system یک سیستم کامپیوتری متشکل از یک کامپیوتر اصلی متصل شده به یک یا چندین کامپیوترکارپذیر
GND مدار الکتریکی متصل به زمین یا به نقط های با سطح ولتاژ صفر
cantilever تیرکی که تنها در یک انتهابصورت صلب به تکیه گاهی متصل شده است
low power standby خصوصیت حفظ انرژی در کامپیوترهای قابل حمل و صفحه تصویرهای متصل به آن
wrist pin پینی که در موتور رادیال دسته پیستون را به شاتون اصلی متصل میکند
Dialer امکانی در ویندوز که در صورت وجود مودم متصل به PC شماره گیری میکند
connector در یک شبکه FDDI وسیلهای متصل کننده درانتهای فیبرنوری یا کابل مسی
ganged وسایل که به صورت مکانیکی متصل شده اند و با یک عمل انجام می شوند
microprocessor متصل به حافظه دیگر و قط عات ورودی /خروجی است تا ریزکامپیوتر را بسازد
microprocessors متصل به حافظه دیگر و قط عات ورودی /خروجی است تا ریزکامپیوتر را بسازد
labeling قطعهای کاغذ یا کارت متصل به چیزی برای نمایش دستورات استفاده یا یک آدرس
crankpin قسمت استوانهای دسته میل لنگ که میلههای رابط بدان متصل میشود
tandem دو پردازنده متصل به طوری که اگر اولی خراب شود, دومی جای آن را می گیرد
tandems دو پردازنده متصل به طوری که اگر اولی خراب شود, دومی جای آن را می گیرد
card تخته مدار چاپ شده که به سیستم متصل است برای افزایش کارایی آن
conferencing بحث بین کاربران راه دور با استفاده از کامپیوترهای متصل به هم با مودم یا شبکه
back gear shaft محور چرخ دنده هایی که به پایه نظام ماشین تراش متصل می شوند
back end server کامپیوتر متصل به شبکه که امور مربوط به ایستگاههای کاری مشتری را انجام میدهد
cards تخته مدار چاپ شده که به سیستم متصل است برای افزایش کارایی آن
reperforator ماشینی که نوار کاغذی را سوراخ میکند ارسال کننده نوارپانچ شده متصل به هم
labels قطعهای کاغذ یا کارت متصل به چیزی برای نمایش دستورات استفاده یا یک آدرس
labelled قطعهای کاغذ یا کارت متصل به چیزی برای نمایش دستورات استفاده یا یک آدرس
fishplate صفحه پولادینی که دو خط اهن یا دوتیر را بهم متصل ساخته ودر امتداد هم قرارمیدهد
label قطعهای کاغذ یا کارت متصل به چیزی برای نمایش دستورات استفاده یا یک آدرس
drawbar میلهای که واگونهای قطار رابه لکوموتیو متصل میکند میله اتصال واگون
multilayer تخته مدار چاپ شده که چندین لایه یا شیارهای هادی متصل دارد
linkage نرم افزار مخصوص که بخشهای کد برنامه را با توابع کتابخانه یا سایر کدها متصل میکند
slave صفحه نمایش CRT ثانوی متصل به دیگری که دقیقاگ همان اطلاعات را نشان میدهد
slaved صفحه نمایش CRT ثانوی متصل به دیگری که دقیقاگ همان اطلاعات را نشان میدهد
slaves صفحه نمایش CRT ثانوی متصل به دیگری که دقیقاگ همان اطلاعات را نشان میدهد
linkages نرم افزار مخصوص که بخشهای کد برنامه را با توابع کتابخانه یا سایر کدها متصل میکند
dual استاندار بستههای مدار مجتمع با استفاده از دو ردیف موازی از سوزنهای متصل در امتداد لبه
slaving صفحه نمایش CRT ثانوی متصل به دیگری که دقیقاگ همان اطلاعات را نشان میدهد
distributes سیستم کامپیوتری که از بیش از یک پردازنده در محلهای مختلف استفاده میکند و همه به کامپیوتر متصل اند
platform نرم افزار یا شبکهای که میتواند با سخت افزارهای مختلف ناسازگار کار کند و متصل شود
client یک ایستگاه کاری یا PC یا ترمینال متصل به شبکه که دستورات را به سرور ارسال میکند و نتایج را نمایش میدهد
platforms نرم افزار یا شبکهای که میتواند با سخت افزارهای مختلف ناسازگار کار کند و متصل شود
dips خصوصیت استاندارد برای بستههای مداری پیچیده که ازدوردیف سوزنهای متصل در هر طرف استفاده میکند
clients یک ایستگاه کاری یا PC یا ترمینال متصل به شبکه که دستورات را به سرور ارسال میکند و نتایج را نمایش میدهد
distributing سیستم کامپیوتری که از بیش از یک پردازنده در محلهای مختلف استفاده میکند و همه به کامپیوتر متصل اند
diptych دولوحی که باهم بوسیله لولایی متصل شده و برای نوشتن بکار می رفته و تاه میشده
distribute سیستم کامپیوتری که از بیش از یک پردازنده در محلهای مختلف استفاده میکند و همه به کامپیوتر متصل اند
shields صفحه فلزی متصل به زمین برای اینکه ولتاژ خط رناک یا واسط ها به قطعه الکترونیکی نرسند
hermaphroditus پسر هرمس وافرودیت که وقتی در اب تنش را می شست بایک حوری دریایی متصل و دارای یک بدن شد
dip خصوصیت استاندارد برای بستههای مداری پیچیده که ازدوردیف سوزنهای متصل در هر طرف استفاده میکند
shield صفحه فلزی متصل به زمین برای اینکه ولتاژ خط رناک یا واسط ها به قطعه الکترونیکی نرسند
asynchronous اتصال یک ترمینال که به یک وسیله دیگر متصل است به طوری که این دو نیاز نیست هم سان باشند
grip length طول قسمت رزوه نشده ساقه پیچ که معادل حداکثر ضخامت قطعات متصل شونده میباشد
gates تعداد دروازههای منط ق متصل بهم که در یک مدار مجتمع ایجاد شده تا یک تابع پیچیده را انجام دهد
machines کامپیوتر یا سیستم یا پردازندهای که از قط عات مختلف متصل بهم برای انجام یک عمل تشکیل شده است
machine کامپیوتر یا سیستم یا پردازندهای که از قط عات مختلف متصل بهم برای انجام یک عمل تشکیل شده است
gate تعداد دروازههای منط ق متصل بهم که در یک مدار مجتمع ایجاد شده تا یک تابع پیچیده را انجام دهد
machined کامپیوتر یا سیستم یا پردازندهای که از قط عات مختلف متصل بهم برای انجام یک عمل تشکیل شده است
agonic line خط موسوم روی یک نقشه که نقاطی را که دارای خطا یاانحراف مغناطیسی صفر میباشند به یکدیگر متصل میکند
h engine موتور پیستونی با دو ردیف سیلندر روبروی قائم دوتایی و با دو میل لنگ که به خروجی مرکزی متصل شده اند
DIL مشخصه استاندارد برای بستههای مدار پیچیده که از دو ردیف موازی سوزنهای متصل در هر طرف تشکیل شده است
patch ارسال الکتریکی که توسط سیمهای کوتاه متصل می شدند و امکان تشخیص سریع و ساده شبکه را فراهم می کنند
patches ارسال الکتریکی که توسط سیمهای کوتاه متصل می شدند و امکان تشخیص سریع و ساده شبکه را فراهم می کنند
at استاندارد باس IBM که برای انتقال بیتهای داده و اطلاعات آدرس از لبه متصل شونده استفاده میکند
add on مدارات سیستم ها یا دستگاه های سخت افزاری که می توانند به یک کامپیوتر متصل شوند تا حافظه و کارایی آن را افزایش دهند
blade cuff قطعهای که با متصل شدن به ساقه تیغه ملخ باعث افزایش عبور جریان هوا از روی موتور میشود
teletypewriter صفحه کلید و چاپگر متصل به سیستم کامپیوتری که مستقیماگ یا به وسیله نوار کاغذ پانچ شده داده وارد میکند
adapter در کامپیوتر که حاوی دستورات نرم افزاری مبدل به سیگنالهای الکتریکی است تا گرافیک را در صفحه تصویر متصل به آن نشان دهد
graphics در کامپیوتر که دستورات نرم افزاری را به سگنالهای الکتریکی تبدیل می کنند که گرافیک را روی صفحه تصور متصل نشان میدهد
voice کامپیوتر متصل به دستگاه تلفن که وقتی شخص آنجا نیست به تلفنهای او پاسخ میدهدو امکان ضبط پیام ها را بوجود می آورد.
chooser امکانی در سیستم عامل Apple Macintosh که در آن کابر میتواند نوع چاپگر ها شبکه و سایر وسایل جانبی متصل را انتخاب کند
yoke جفت یا گروهی ازهدهای خواندن- نوشتن که به یکدیگر متصل هستند و برروی دو یا چند شیار نوار یادیسک مغناطیسی حرکت می کنند
voicing کامپیوتر متصل به دستگاه تلفن که وقتی شخص آنجا نیست به تلفنهای او پاسخ میدهدو امکان ضبط پیام ها را بوجود می آورد.
voices کامپیوتر متصل به دستگاه تلفن که وقتی شخص آنجا نیست به تلفنهای او پاسخ میدهدو امکان ضبط پیام ها را بوجود می آورد.
board وسیله نصب مسط ح که روی آن قط عات الکترونیکی نصب و متصل اند
boarded وسیله نصب مسط ح که روی آن قط عات الکترونیکی نصب و متصل اند
local وسیلهای که به صورت فیزیکی متصل است و به کنترل کامپیوتر وصل است
locals وسیلهای که به صورت فیزیکی متصل است و به کنترل کامپیوتر وصل است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com