Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (30 milliseconds)
English
Persian
adjure
به اصرار تقاضا کردن
Other Matches
importune
اصرار کردن به
urge
اصرار کردن
persisting
اصرار کردن
urged
اصرار کردن
persisted
اصرار کردن
persist
اصرار کردن
stick out
اصرار کردن
importunes
اصرار کردن به
urging
اصرار کردن
urges
اصرار کردن
importuning
اصرار کردن به
persists
اصرار کردن
importuned
اصرار کردن به
demands
تقاضا کردن تقاضا
demand
تقاضا کردن تقاضا
demanded
تقاضا کردن تقاضا
to talk insistently to somebody
با کسی به اصرار صحبت کردن
[تا قانع شود]
arc elasticity of demand
عبارت از کشش تقاضا بین دو نقطه روی منحنی تقاضا که بوسیله فرمول زیر محاسبه میشود :
giffen good
نوعی کالای پست که اثر درامدی ان بزرگتر ازاثر جانشینی بوده و تقاضا بابالا رفتن قیمت افزایش مییابدمنحنی تقاضا در مورد کالای گیفن صعودی است
demands
تقاضا کردن
demanded
تقاضا کردن
demand
تقاضا کردن
sue
تقاضا کردن
requisitioned
تقاضا کردن
requisition
تقاضا کردن
requisitioning
تقاضا کردن
suing
تقاضا کردن
adjure
تقاضا کردن
requisitions
تقاضا کردن
sues
تقاضا کردن
sued
تقاضا کردن
solicits
درخواست یا تقاضا کردن از
soliciting
درخواست یا تقاضا کردن از
demands
مطالبه تقاضا کردن
solicited
درخواست یا تقاضا کردن از
demanded
مطالبه تقاضا کردن
solicit
درخواست یا تقاضا کردن از
demand
مطالبه تقاضا کردن
put in
تقاضا کردن پیشنهاد دادن
to put in for
تقاضا کردن خودرا نامزد کردن
law of demand
براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود
to invite somebody to do something
از کسی تقاضا انجام کاری را کردن
obtruded
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
clamour
غریو کشیدن مصرانه تقاضا کردن
clamoured
غریو کشیدن مصرانه تقاضا کردن
clamouring
غریو کشیدن مصرانه تقاضا کردن
clamor
غریو کشیدن مصرانه تقاضا کردن
clamours
غریو کشیدن مصرانه تقاضا کردن
obtrude
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
obtrudes
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
obtruding
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
insistently
به اصرار
yen
اصرار
imperiousness
اصرار
importunity
اصرار
importunities
اصرار
perverseness
اصرار
peersistence
اصرار
perseverance
اصرار
persistency
اصرار ابرام
insisted
اصرار ورزیدن
persistence
اصرار ابرام
insistency
اصرار پافشاری
insistence
اصرار پافشاری
perseveation
اصرار دربرداشتن
persistently
با اصرار مصرانه
insist
اصرار ورزیدن
urging
با اصرار وادارکردن
urged
با اصرار وادارکردن
urges
با اصرار وادارکردن
urge
با اصرار وادارکردن
tenacity
چسبندگی اصرار
insists
اصرار ورزیدن
insisting
اصرار ورزیدن
strenuousness
حرارت و اصرار
shift of a demand curve
انتقال منحنی تقاضا جابجائی منحنی تقاضا
beseech
تقاضا کردن استدعا کردن
beseeches
تقاضا کردن استدعا کردن
cry off
تقاضا کردن درخواست کردن
requests
تقاضا کردن درخواست کردن
soliciting
تقاضا کردن جلب کردن
requesting
تقاضا کردن درخواست کردن
solicits
تقاضا کردن جلب کردن
solicited
تقاضا کردن جلب کردن
solicit
تقاضا کردن جلب کردن
request
تقاضا کردن درخواست کردن
requested
تقاضا کردن درخواست کردن
beseeched
تقاضا کردن استدعا کردن
he insisted on me to go
اصرار کرد که بروم
he insists on going
اصرار دارد برفتن
perrinaciousness
کله شقی اصرار
It will be some time before the new factory comes online, and until then we can't fulfill demand.
آغاز به کار کردن کارخانه جدید مدتی زمان می برد و تا آن زمان قادر به تامین تقاضا نخواهیم بود.
persistency
پایداری گاز جنگی پایداری اصرار
prayers
تقاضا
rogation
تقاضا
exigence
تقاضا
requisition
تقاضا
suit
تقاضا
suited
تقاضا
prayer
تقاضا
solicitation
تقاضا
suits
تقاضا
importance
تقاضا
requisitioned
تقاضا
request
تقاضا
postulating
تقاضا
postulates
تقاضا
postulated
تقاضا
postulate
تقاضا
demand
تقاضا
requests
تقاضا
requested
تقاضا
requesting
تقاضا
requisitions
تقاضا
demands
تقاضا
demanded
تقاضا
requisitioning
تقاضا
demand factors
عوامل تقاضا
demand factor
ضریب تقاضا
demand function
تابع تقاضا
demand elasticity
کشش تقاضا
asked
<adj.>
<past-p.>
تقاضا شده
claimed
<adj.>
<past-p.>
تقاضا شده
demanded
<adj.>
<past-p.>
تقاضا شده
demand curve
منحنی تقاضا
offer and demand
عرضه و تقاضا
elasticity of demand
کشش تقاضا
measurement of demand
تخمین تقاضا
on demand
بنا به تقاضا
within three days of demand
در طی سه روز پس از تقاضا
demand side
طرف تقاضا
demand surface
سطح تقاضا
demandable
قابل تقاضا
demandant
تقاضا کننده
quantity of demand
مقدار تقاضا
excess demand
فزونی تقاضا
law of demand
قانون تقاضا
demand side
ستون تقاضا
demand shift
تغییر تقاضا
peak demand
حداکثر تقاضا
demand management
مدیریت تقاضا
demand pattern
الگوی تقاضا
demand schedule
جدول تقاضا
demand shift
جابجائی تقاضا
demand shift
انتقال تقاضا
peak demand
بیشترین تقاضا
requesting
تقاضا خواسته
requests
تقاضا خواسته
requirement
تقاضا احتیاج
requisition
چیزمورد تقاضا
application
فرم تقاضا
applications
فرم تقاضا
change in demand
تغییر تقاضا
income elasticity of demand
درامدی تقاضا
requisitions
چیزمورد تقاضا
information on demand
اطلاعات با تقاضا
supply and demand
عرضه و تقاضا
requisitioning
چیزمورد تقاضا
requisitioned
چیزمورد تقاضا
pleas
تقاضا استدعا
requested
تقاضا خواسته
demand surface
میزان تقاضا
applier
تقاضا کننده
request
تقاضا خواسته
plea
تقاضا استدعا
application
تقاضا برای چیز
quantity demanded
مقدار تقاضا شده
registrant
تقاضا ثبت کننده
send away for something
<idiom>
تقاضا نامه نوشتن
applications
تقاضا برای چیز
gluts
عرضه بیش از تقاضا
law of supply and demand
قانون عرضه و تقاضا
indenting
تقاضا یاسفارش جنس
stock requisition
تقاضا جهت کالا
indent
تقاضا یاسفارش جنس
measurement of demand
اندازه گیری تقاضا
request
تقاضا برای چیزی
supply and demand law
قانون عرضه و تقاضا
glut
عرضه بیش از تقاضا
price elasticity of demand
کشش قیمتی تقاضا
demand and supply market
بازار عرضه و تقاضا
requests
تقاضا برای چیزی
cross elasticity of demand
کشش متقاطع تقاضا
request for proposal
تقاضا برای پیشنهاد
indents
تقاضا یاسفارش جنس
money demand
تقاضا برای پول
on demand
به در خواست به مجرد تقاضا
demand paging
صفحه بندی تقاضا
applicants
تقاضا کننده طالب
demand forecast
پیش بینی تقاضا
requesting
تقاضا برای چیزی
applicant
تقاضا کننده طالب
arc elasticity of demand
کشش کمانی تقاضا
requesting unit
یکان تقاضا کننده
requested
تقاضا برای چیزی
demand for money
تقاضا برای پول
demand versus quantity demanded
تقاضا در برابر مقدار تقاضاشده
request for quotation
تقاضا برای اعلام قیمت
excess demand
تقاضای زیادی مازاد تقاضا
demands
تقاضا برای انجام چیزی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com