Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
biblical proportions
به اندازه بسیار زیاد
[بزرگ]
Other Matches
u.h.f.
بسامد بسیار بسیار زیاد
ultra high frequency
بسامد بسیار بسیار زیاد
manifold
بسیار زیاد
v.h.f.
بسامد بسیار زیاد
super
بسیار خوب بزرگ اندازه
salami technique
سرقت مقادیر کوچکی ازدارایی بسیار زیاد
feelers
وسیله اندازه گیری فواصل بسیار کوچک
dial gage
دستگاه اندازه گیری تغییربعدهای بسیار کوچک
feeler
وسیله اندازه گیری فواصل بسیار کوچک
multimult
پیشوند بمعنی " بسیار وزیاد "و " دارای تعداد زیاد " و "متعدد " و " بیشتر " و" چند "
arbalist
وسیله اندازه گیری ارتفاعات زیاد
arbalest
وسیله اندازه گیری ارتفاعات زیاد
overwind
بیش از اندازه کوک کردن زیاد پیچیدن
over freight
بار بیش از اندازه هوایی یابار ارسالی زیاد از حد
crowding out effect
اندیشهای که استقراض بسیار زیاد دولت وجوه قابل دسترس وام گیرندگان خصوصی را کاهش میدهد
hyperalgesis
حساسیت زیاد نسبت به درد درد بسیار سخت
paired registers
دو ثبات پایه با اندازه کلمه که با هم به عنوان یک ثبات با طول زیاد به کار می روند.
poisson distribution
این توزیع در حقیقت یک توزیع احتمال برای متغیرهای تصادفی ناپیوسته است که دران میزان احتمال بسیارکوچک و در مقابل تعدادمشاهدات بسیار زیاد است
vlsi
مجتمع سازی درمقیاس بسیار بزرگ تجمع مقیاس بسیار وسیع
infinity
حجم بسیار بسیار بزرگ که از بیشترین حد تصور هم بزرگتر باشد
super-
کامپیوتر main Frame بسیار قوی برای عملیات ریاضی بسیار سریع
rug names
اسامی فرش
[بدلیل پراکندگی زیاد بافت ها و اختلاف سلیقه بافندگان، طراحان و کارشناسان یک سیستم نامگذاری تعریف شده برای فرش وجود ندارد.بدین جهت از مکان، قبیله، قوم، اندازه، طرح و انگیزه استفاده می شود.]
cray
نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
load call
وسیلهای مملو از سیال برای ایجاد نیروهای زیاد با دقت زیاد
angle
اندازه تغییرات در جهت که معمولا اندازه گردش از یک محور میباشد
angles
اندازه تغییرات در جهت که معمولا اندازه گردش از یک محور میباشد
zahn cup
محفظهای با سوراخی به اندازه معین و دقیق برای اندازه گیری ویسکوزیته سیال
If the cap fit,wear it.
<proverb>
اگر کلاه به اندازه سرت هست به سر بگذار !(لقمه به اندازه دهن بردار).
compression ignition
احتراق مخلوط سوخت و هوادر اثر دمای زیاد حاصل ازترکم و فشار زیاد در سیلندرموتور دیزل
typefaces
اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
typeface
اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
analogues
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
orifice meter
روش اندازه گیری جریان سیال با گرفتن اندازه دقیق فشار قبل و بعد از یک صفحه عرضی با یک سوراخ
analog
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر متغیر ممتد فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analogue
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
I didnt get much sleep.
زیاد خوابم نبرد ( زیاد نخوابیدم)
quartz clock
بخش کوچکی از کریستال کواترنر که در فرکانس مشخص با اعمال ولتاژ مشخص مرتعش میشود و برای سیگنالهای ساعت بسیار دقیق کامپیوتر ها و سایر برنامههای زمانی بسیار دقیق به کار می رود
overbuild
زیاد ساختمان کردن در بخشی از شهرکه زیاد دران ساختمان کرده اند
state-of-the-art
بسیار پیشرفته یا از نظر تکنیکی بسیار پیشرفته
processor
ساخت CPU با اندازه کلمه بزرگ با وصل کردن پلاکهای با اندازه کلمه کوچکتر به هم
gage
اندازه وسیله اندازه گیری
gage
اندازه گیر اندازه گرفتن
size
1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
sizes
1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
to hold somebody in great respect
کسی را زیاد محترم داشتن
[احترام زیاد گذاشتن به کسی]
measure
1-یافتن اندازه یا کمیت چیزی . 2-از اندازه یا کمیت خاص بودن
gauges
اندازه اندازه گیر
gauged
اندازه اندازه گیر
gauge
اندازه اندازه گیر
angular momentum
اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
measuring converter
مبدل اندازه گیری ترانسفورماتور اندازه گیری
stream gaging
اندازه گیری ابراهه ها اندازه گیری رودخانه
moment of momentum
اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
adobe type manager
استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
surcharge
زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
surcharges
زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
high speed
با سرعت زیاد راندن با سرعت زیاد
lousy
<adj.>
بسیار بد
all
بسیار
all-
بسیار
rotten
<adj.>
بسیار بد
mickle or muckle
بسیار
an abundance of
بسیار
lashongs
بسیار
parlous
بسیار
awfully
بسیار
galore
بسیار
thousand and one
بسیار
oftentimes
بسیار
unco
بسیار
longeval
بسیار زی
powerfully
بسیار
terrible
<adj.>
بسیار بد
by far
بسیار
immortally
بسیار
lot
بسیار
sadly
بسیار بد
desperate
بسیار بد
multiped
بسیار پا
mickle
بسیار
muckle
بسیار
not a lettle
بسیار
beastby
بسیار
no end of
بسیار
awful
<adj.>
بسیار بد
detestable
بسیار بد
multifarious
بسیار
sorely
بسیار
very little
بسیار کم
out and a way
بسیار
clinking
بسیار
ever so
بسیار
much
بسیار
very
بسیار
so mush
بسیار
abundant
بسیار
sopping
بسیار
numerous
بسیار
multiplicity
بسیار
far and away
بسیار
plenty
بسیار
seldom
بسیار کم
overly
بسیار
many
بسیار
far
بسیار
precious
بسیار
monstrosity
شرارت بسیار
pointdovice
بسیار درست
abyss
بسیار عمیق
devilish
بسیار بد اهریمنی
at a premium
بسیار مطلوب
meticulosity
دقت بسیار
multitude
گروه بسیار
polychromatic
بسیار رنگ
bulimy
حرص بسیار
much rain
باران بسیار
much was said
بسیار چیزهاگفته شد
much pleased
بسیار خوشتود
multangular
بسیار گوشه
multidentate
بسیار دندان
monstrosities
شرارت بسیار
multiform
بسیار شکل
herculean
بسیار دشوار
damn
فحش بسیار
dammit
فحش بسیار
abysses
بسیار عمیق
multitudes
گروه بسیار
death traps
بسیار خطرناک
nymphs
زن بسیار زیبا
nymph
زن بسیار زیبا
polyphagous
بسیار غذا
polyphonic
بسیار صدا
polyphonous
بسیار صدا
polysemia
بسیار معنایی
stunning
بسیار خوب
polysemous
بسیار معنی
chasms
فرق بسیار
chasm
فرق بسیار
overrefinement
تصفیه بسیار
corking
بسیار عالی
polystomatous
جانور بسیار
polyhistor
دانش بسیار
polyhistor
بسیار دانی
crucial
بسیار سخت
death trap
بسیار خطرناک
polychromic
بسیار رنگ
polygonal
بسیار گوشه
many persons
مردمان بسیار
all-powerful
بسیار نیرومند
many books
کتابهای بسیار
polygonal
بسیار پهلو
main
بسیار مهم
polygram
شکل بسیار خط
ad nauseam
بسیار زننده
overripe
بسیار رسیده
crucially
بسیار سخت
polystome
جانور بسیار
thoroughgoing
بسیار دقیق
colossal
بسیار بزرگ
perfervid
بسیار باحرارت
overweening
بسیار مغرور
peracute
بسیار سخت
peracute
بسیار حاد
elongated
بسیار بلندولاغر
heartbreak
اندوه بسیار
terrible
بسیار بد سهمناک
addition resin
بسیار افزایشی
addition polymer
بسیار افزایشی
multocular
بسیار چشم
daylights
بسیار ترسناک
tinier
بسیار کوچک
pleophagous
بسیار خوار
tiniest
بسیار کوچک
ultramodern
بسیار تازه
polygraph
بسیار نویس
ambrosial
بسیار مطبوع
polygraphs
بسیار نویس
superbly
بسیار خوب
superb
بسیار خوب
wary
بسیار محتاط
all right
<idiom>
بسیار خوب
regiments
گروه بسیار
regiment
گروه بسیار
oliguresis
پیشاب بسیار کم
ogygian
بسیار کهنه
v.l.f.
بسامد بسیار کم
pianissimo
بسیار اهسته
of great importance
بسیار مهم
amazedly
باشگفت بسیار
tiny
بسیار کوچک
primordial
بسیار کهن
squeaky clean
بسیار تمیز
overly
بسیار گرانه
multi-millionaires
بسیار ثروتمند
point device
بسیار درست
at railway speed
بسیار تند
multi-millionaires
بسیار پولدار
multivincular
بسیار پیوند
multi-millionaire
بسیار ثروتمند
multi-millionaire
بسیار پولدار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com