Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 61 (7 milliseconds)
English
Persian
for
به بهای
Search result with all words
dumping
صدور کالا به کشوردیگر و فروش ان به بهای کمتر از بهای عادی به منظور فلج ساختن صنایع داخلی ان کشور
accretion
افزایش بهای اموال افزایش میزان ارث
coinage
طبقه بندی بهای مسکوک
par
بهای رسمی سهم
fee
بهای واحد
above par
بالاتر از بهای اسمی
all in price
بهای کامل
at a great penny worth
به بهای زیاد
at a low price
بهای کم
at par
قیمت ثابت انتقال ارز به بهای اسمی
below par
کمتر از بهای اسمی
book value
بهای دفتری
break up price
بهای تصفیه
break up price
بهای انحلال
cash price
بهای نقدی
contratual rent
اجاره بهای مقطوع
conversion price
بهای تبدیل
cost and freight
قیمت و بهای حمل و نقل
cost of construction
بهای ساختمان
cost plus
اضافه بر بهای تمام شده
declared value
بهای اعلام شده
direct fire sights
زاویه یا بهای تیر مستقیم دوربینهای تیر مستقیم
dispraise
از بهای چیزی کاستن کم گرفتن
eric
خون بهای ایرلندی
face value
بهای اسمی
fancy price
بهای گزاف
fancy price
بهای تفننی
feminality
طبیعت زنانه زیورهایاچیزهای بی بهای زنانه
height money
اضافه بهای کار در ارتفاع
how is sugar
بهای قندچیست قند درچه حال است
money worth
بهای پول
nominal price
بهای اسمی
nominal value
بهای اسمی
price as natural ice
یخ ساختگی بهمان بهای یخ طبیعی فروخته میشد
probability cost
بهای احتمالی
prohibitive price
بهای گزاف که بر کالایی گذارندو مردم ازعهده خریدان برنیایند
reduced price
بهای نازل
reduced price
بهای کاسته بهای تخفیف دار
resale price
بهای خرده فروشی
reserve price
بهای قطعی
reserve price
قیمت نهایی بهای قطعی
resonable price
بهای عادله
retail price
بهای خرده فروشی
revalorization
اعاده پول کشور به بهای نخستین خود
share list
صورت بهای سهام شرکتها
spot price
بهای جنس در معامله نقدی
the price was not reasonable
بهای ان معقول بنظر نمیرسید
the price was not reasonable
بهای گزافی بران گذاشته بودند
to mark down an article
بهای کمتری بر کالایی گذاشتن
to mark good
بهای کالا را در روی ان نوشتن
to take something off and pric
اندکی از بهای چیزی کاستن
trade price
بهای تجارتی
unearned icremrnt
افزایش بهای ملک در نتیجه اباد شدن محل نه کوشش مالک
unearned increment
افزایش بهای ملک در نتیجه اباد شدن محل نه کوشش مالک
unit price
بهای واحد
unpriced
درباب چیزی گفته میشودکه بهای ان معلوم نشده یابصورت بهادران نباشد
upset price
کمترین بهای مقطوع درهراج
write down
یادداشت کردن تنزل دادن بهای اسمی سهام
write down
تنزل دادن بهای اسمی سهام
to compound
قسطی پرداختن
[کمتراز بهای اصلی]
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com