English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
onomatopoeic به تقلید صدغا درست شده تقلیدی
Other Matches
frostwork نقشی که به تقلید ان درست کنند طراحی شبیه شبنم یخ زده طراحی گردی
mocking تقلیدی
mimetic تقلیدی
mocks تقلیدی
simulative تقلیدی
mocked تقلیدی
epigonic تقلیدی
imitative تقلیدی
mock تقلیدی
epigonous تقلیدی
imitative words واژههای تقلیدی
margarin کره تقلیدی
immitation effect اثر تقلیدی
margarine کره تقلیدی
imitative arts هنرهای تقلیدی
onomatopoeia تسمیه تقلیدی صداواژه
imitation چیز تقلیدی بدلی
inimitability غیر قابل تقلیدی
imitations چیز تقلیدی بدلی
oleomargarine کره تقلیدی که از گوشت گاودرست می کنند
mimicked مسخرگی کردن دست انداختن تقلیدی
mimic مسخرگی کردن دست انداختن تقلیدی
mimics مسخرگی کردن دست انداختن تقلیدی
mimicking مسخرگی کردن دست انداختن تقلیدی
echoism نام گذاری به تقلیدصدا تسمیه تقلیدی
meet تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
intersection تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
intersections تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
and تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی درست باشد
coincidence function تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی درست باشد
join تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
meets تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
joins تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
joined تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
OR function تابع منط قی که وقتی خروجی درست میدهد که یک ورودی درست باشد
false 1-اشتباه نه درست و نه صحیح . 2-اصط لاح منط قی معادل دودویی مخالف درست
assertion 1-عبارت برنامه از یک قاعده یا قانون 2-قاعدهای که درست است یا درست فرض میشود
union تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست خواهد بود
either or operation تابع منط قی که وقتی خروجی درست دارد که یک ورودی درست داشته باشد
conjunction تابع منط قی که اگر همه ورودی ها درست باشند درست خواهد بود
conjunctions تابع منط قی که اگر همه ورودی ها درست باشند درست خواهد بود
disjunction تابع منط قی که در صورتی که ورودی درست باشد خروجی درست تولید میکند
unions تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست خواهد بود
alternation تابع منط قی که یک خروجی درست را در صورتی که هر یک از ورودی ها درست باشد ایجاد میکند
tempers درست ساختن درست خمیر کردن
tempered درست ساختن درست خمیر کردن
temper درست ساختن درست خمیر کردن
judiciousness قضاوت درست تشخیص درست
be the spitting image of someone <idiom> درست مثل کسی بودن [درست شبیه کسی به نظر رسیدن]
imitations تقلید
imitation تقلید
infringement تقلید
infringements تقلید
sequacity تقلید
mimicry تقلید
apery تقلید
fake تقلید
emulation تقلید
imitativeness تقلید
fakes تقلید
mimesis تقلید
faked تقلید
emulated تقلید کردن
emulates تقلید کردن
imitativeness استعداد تقلید
emulating <adj.> <pres-p.> تقلید کردن
exemplary شایان تقلید
imitability قابلیت تقلید
simulafe تقلید کردن
monkey تقلید دراوردن
copyright چاپ و تقلید
imitatively از روی تقلید
monkeys تقلید دراوردن
patterning تقلید کردن
stereotyped تقلید شده
fabricating تقلید کردن
imitative of تقلید کننده از
emulate تقلید کردن
mime تقلید دراوردن
imitable قابل تقلید
farce تقلید لودگی
mimed تقلید دراوردن
mimes تقلید دراوردن
farces تقلید لودگی
hokeypokey تقلید واداواصول
miming تقلید دراوردن
copyright حق چاپ و تقلید
mimesis تقلید واگیری
mimetic وابسته به تقلید
simulations تقلید تمارض
simulation تقلید تمارض
burlesque تقلید و هجوکردن
mimics تقلید کردن
mimicking <adj.> <pres-p.> تقلید کردن
burlesques تقلید و هجوکردن
mimicked تقلید کردن
impressionists تقلید درآور
mock up تقلید کردن
mimetism تقلید استتاری
mimetism تقلید حفافتی
impressionist تقلید درآور
pantomimes تقلید در اوردن
mimic تقلید کردن
pantomiming <adj.> <pres-p.> تقلید کردن
mocks تقلید دراوردن
mocking تقلید دراوردن
mocked تقلید دراوردن
terminal emulation تقلید ترمینالی
fabricates تقلید کردن
fabricated تقلید کردن
personate تقلید کردن از
take for granted <idiom> تقلید از چیزی
copyrights حق چاپ و تقلید
fabricate تقلید کردن
mock تقلید دراوردن
copyrights چاپ و تقلید
pantomime تقلید در اوردن
The convict cannot distinguish between right and wrong [distinguish right from wrong] . این مجرم نمی تواند بین درست و نادرست را تشخیص [تشخیص درست را از نادرست] بدهد.
parodies تقلید مسخره امیزکردن
adopting the opinion تقلید در مسائل شرعی
mimesis تقلید هنر از واقعیات
birdcall تقلید صدای پرنده
sequacious اهل تقلید تابع
inimitable غیر قابل تقلید
parody تقلید مسخره امیزکردن
burlesque تقلید رقص لخت
copycat <idiom> تقلید از شخص دیگری
burlesques تقلید رقص لخت
mime تقلید نمایش بدون گفتگو
miming تقلید نمایش بدون گفتگو
travesty تقلید مسخره امیز کردن
travesties تقلید مسخره امیز کردن
pastiche تقلید ادبی یا صنعتی از اثاراستادان فن
mimes تقلید نمایش بدون گفتگو
to go to school to یاد گرفتن یا تقلید کردن از
it is copyright حق چاپ و تقلید محفوظ است
mimed تقلید نمایش بدون گفتگو
pastiches تقلید ادبی یا صنعتی از اثاراستادان فن
to copyright حق چاپ و تقلید را محفوظ کردن
simulating تقلید نشان دادن وانمود کردن
inimitably چنانکه نتوان انرا تقلید کرد
simulates تقلید نشان دادن وانمود کردن
simulate تقلید نشان دادن وانمود کردن
difference تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
differences تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
EXOR تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و وقتی نادرست است که هر ورودی مشابه باشند
exjunction تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و وقتی نادرست است که هر ورودی مشابه باشند
alternative تابع منط قی که خروجی آن در صورتی که تمام ورودی ها درست باشند نادرست است و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
alternatives تابع منط قی که خروجی آن در صورتی که تمام ورودی ها درست باشند نادرست است و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
parody نوشته یاشعری که تقلید از سبک دیگری باشد
parodies نوشته یاشعری که تقلید از سبک دیگری باشد
transvestism تقلید از روش و طرز لباس جنس مخالف
exclusive تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یک ورودی درست باشد و وقتی نادرست است که ورودی ها مثل هم باشند
cults هوس وجنون برای تقلید از رسم یاطرز فکری
cult هوس وجنون برای تقلید از رسم یاطرز فکری
emulation نرم افزار یا سخت افزاری که از سیستم دیگر تقلید میکند
all right reserved هرگونه حقی محفوظ است اعم از چاپ یا تقلید یاترجمه
transvestite کسی که در لباس ورفتار ازجنس مخالف خود تقلید میکند
echolalia تکرار و تقلید سخنان دیگران که گاهی نوعی مرض میشود
transvestites کسی که در لباس ورفتار ازجنس مخالف خود تقلید میکند
extracode توابع کوتاه در سیستم عامل که یک تابع سخت افزاری را تقلید میکند
machines یری را تقلید می کنند و حاوی دلایل اولیه و سایر خصوصیات انسان هستند
machined یری را تقلید می کنند و حاوی دلایل اولیه و سایر خصوصیات انسان هستند
machine یری را تقلید می کنند و حاوی دلایل اولیه و سایر خصوصیات انسان هستند
mocking bird یکجور پرنده درامریکای شمالی که صدای مرغان دیگر رابخوبی تقلید میکند
NAND function تابع منط قی که خروجی آن وقتی نادرست است که تمام ورودی ها درست باشند و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
denials تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
denial تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
dispersion تابع منط قی که خروجی آن نادرست است وقتی تمام ورودی ها درست باشند و درست است وقتی یک ورودی نادرست باشد
symmetric difference تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که هر دو ورودی مثل هم باشند
Lambalo لامبالو [این نوع فرش که بصورت طولی و کناره بافته می شود که مربوط به قزاقستان بوده و تقلیدی از فرش تالش است و در آن از زمینه کف ساده به همراه نقوش ابتداپی و حواشی دو یا سه ردیفه استفاده می شود.]
Biomimicry تقلید از الگوهای طبیعی برای حل مشکلات بشر، مانند گرفتن ایده هواپیما از پرندگان و غیره.
except تابع منط قی که مقدار آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند. و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
equality تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که یا دو ورودی درست باشند و وقتی نادرست است که ورودی ها مثل هم باشند
simulations عملیاتی که کامپیوتر وضعیت جهان واقع یا ماشین را تقلید میکند و نحوه کار چیزی را نشان میدهد
simulation عملیاتی که کامپیوتر وضعیت جهان واقع یا ماشین را تقلید میکند و نحوه کار چیزی را نشان میدهد
positive که متن و گرافیک به رنگ سیاه ری زمینه سفید نشان داده میشود تا از صفحه چاپ شده تقلید کند
in circuit emulator ای که وسیله یا مدار مجتمع را تقلید میکند و وارد یک سیستم جدید یا خطادار میشود برای بررسی صحت کار ان
plotters چاپگر با resolution بالا که از رسام تقلید میکند و رسمهای با reselution پایین ایجاد میکند
plotter چاپگر با resolution بالا که از رسام تقلید میکند و رسمهای با reselution پایین ایجاد میکند
imit ative deception فریب ایستگاههای گیرنده دشمن با تقلید امواج ایستگاههای ان
piracy چاپ کردن تالیف دیگری بدون اجازه تقلید غیر قانونی اثر دیگری privateer
AI طراحی و پیشبرد برنامههای کامپیوتری که از هوش انسان و توابع تصمیم گیری تقلید می کنند و شامل دلایل ابتدایی و سایر خصوصیات بشری هستند
artificial intelligence طراحی برنامههای کامپیوتری که ازهوش انسان و توابع تصمیم گیری تقلید میکند و ارائه کننده دلایل پایه و خصوصیات انسان است
intelligence طراحی برنامههای کامپیوتری که ازهوش انسان و توابع تصمیم گیری تقلید میکند و ارائه کننده دلایل پایه و خصوصیات انسان است
cybernetics مط العه روش حرکت ماشین الکترونیکی یا انسانی و نحوه تقلید ماشین الکترونیکی از رفتار و اعمال انسان
assume تظاهر کردن تقلید کردن
assumes تظاهر کردن تقلید کردن
corrects درست
well advised درست
perfected درست
Quite [so] ! درست!
entire درست
by fits and starts درست
by the square درست
legitimated درست
perfect درست
perfecting درست
legitimating درست
legitimates درست
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com