Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
Rather than simply modifying existing designs she searches for new solutions.
به جای اینکه طرح های موجود را فقط اصلاح کند او
[زن]
به دنبال راه حل های تازه می رود.
Other Matches
systems analysis
1-بررسی فرایند یا سیسیتم برای مشاهده اینکه آیا میتواند در حین اجرا کاراتر باشد. 2-بررسی سیستم موجود با هدف بهبود یا جایگزینی آن
valid
سیگنال روی باس کنترل برای بیان اینکه روی باس آدرس ,آدرسی موجود است
polymorph
عضو یا موجود چند شکلی موجود زنده ایکه چندین مرحله تغییر ودگردیسی داشته باشد
current ratio
نسبت دارایی موجود به بدهی موجود
theory of epigensis
فرض اینکه نطفه بوجودمیایدنه اینکه ازپیش بوده وپس ازمواقعه
revises
اصلاح کردن اصلاح نمودن
revising
اصلاح کردن اصلاح نمودن
revise
اصلاح کردن اصلاح نمودن
implied malice
سوء نیتی است که به موجب نشانههای موجود در قانون درصورت سرزدن اعمال خاص از فرد و یا به وجود امدن شرایط خاص در موضوع موجود فرض میشود
modification kit
جعبه تعمیر یا اصلاح وسیله جعبه وسایل مربوط به اصلاح مدل
self correcting
خود بخود اصلاح شونده اصلاح کننده نفس خود
provided he goes at once
بشرط اینکه بی درنگ برود مشروط بر اینکه فورا برود
life
موجود
available
موجود
stocked
موجود
existent
موجود
stock
موجود
going
موجود
extant
موجود
disposal
موجود
lives
موجود
entity
موجود
handy
موجود
handiest
موجود
handier
موجود
entities
موجود
existing
موجود
on hand
موجود
bound
موجود
to the fore
موجود
inesse
موجود
in store
موجود
effective strength
استعدادرزمی موجود
to be there
موجود بودن
availability
موجود بودن
existing circumstances
شرایط موجود
status quo
وضع موجود
thing
لباس موجود
to have in stock
موجود داشتن
presented
موجود اماده
presenting
موجود اماده
inexistent
غیر موجود
presents
موجود اماده
wight
موجود زنده
real
واقعی موجود
spot goods
کالاهای موجود
available balance
مانده موجود
fleet in being
ناوگان موجود
available goods
کالاهای موجود
gremlins
موجود وهمی
gremlin
موجود وهمی
present
موجود اماده
records available
اطلاعات موجود
ready money
پول موجود
biotype
موجود همزیست
rehabilitation
اصلاح
repaired
اصلاح
repair
اصلاح
melioration
اصلاح
reclamation
اصلاح
shading
اصلاح
shavind
اصلاح
reconcilement
اصلاح اصلاح
modifiation
اصلاح
emendation
اصلاح
reform
اصلاح
reforms
اصلاح
arrangement
اصلاح
arrangements
اصلاح
reforming
اصلاح
atonement
اصلاح
reparation
اصلاح
correction
اصلاح
alternation
اصلاح
adjustments
اصلاح
adjustment
اصلاح
rectification
اصلاح
amendments
اصلاح
amendment
اصلاح
betterment
اصلاح
improvements
اصلاح
modification
اصلاح
revision
اصلاح
revisions
اصلاح
reformation
اصلاح
reconciliation
اصلاح
regeneration
اصلاح
improvement
اصلاح
freeing
موجود در دیسک یا حافظه
frees
موجود در دیسک یا حافظه
microorganism
موجود ذره بینی
microorganisms
موجود ذره بینی
uric
موجود در ادرار پیشابی
polyembryony
موجود چند جنینی
built in
موجود در داخل چیزی
stock accounting
حساب کالاهای موجود
hygroscopic moisture
رطوبت موجود در هوا
organism
ترکیب موجود زنده
virtual
موجود بالقوه تقدیری
freed
موجود در دیسک یا حافظه
anaerobe
موجود غیر هوازی
The root of exisiting differences.
ریشه اختلافات موجود
biogenic
موجد موجود زنده
back order
اماد غیر موجود
available supply rate
نواخت اماد موجود
being
موجود زنده شخصیت
supermen
موجود مافوق انسان
superman
موجود مافوق انسان
free
موجود در دیسک یا حافظه
preexistent
ازلیت موجود از قبل
nonentities
چیز غیر موجود
all available
تمام توپخانه موجود
organisms
ترکیب موجود زنده
on hand
وسایل موجود درانبار
nonentity
چیز غیر موجود
extant
نسخهء موجود و باقی
undertone
ته صدا موجود در زمینه
undertones
ته صدا موجود در زمینه
dermatome
قسمت خارجی یک موجود
hemophile
موجود خون دوست
water hardness
[میزان املاح موجود در آب]
clara
هدف موجود نیست
reformism
اصلاح طلبی
irreconcilableness
اصلاح ناپذیری
self correcting code
کد خود اصلاح
self improvement
اصلاح خود
repenting
اصلاح شدن
repents
اصلاح شدن
revises
حک و اصلاح کردن
eugenics
اصلاح نژاد
accommodated
اصلاح کردن
rectifier
اصلاح کننده
accommodate
اصلاح کردن
emends
اصلاح کردن
emending
اصلاح کردن
emended
اصلاح کردن
revise
حک و اصلاح کردن
reclaims
اصلاح شدن
to sct aright
اصلاح کردن
emend
اصلاح کردن
revising
حک و اصلاح کردن
modifies
اصلاح کردن
reconcilability
اصلاح پذیری
repent
اصلاح شدن
reclaimed
اصلاح شدن
reclaim
اصلاح شدن
modifying
اصلاح کردن
modify
اصلاح کردن
right itself
اصلاح شدن
renovation
اصلاح نوسازی
mender
اصلاح کننده
reformation
اصلاح اساسی
meliorate
اصلاح کردن
reclaiming
اصلاح شدن
redresses
اصلاح کردن
rectifier
وسیله اصلاح
regenarate
اصلاح شده
redressed
اصلاح کردن
redress
اصلاح کردن
repented
اصلاح شدن
accommodates
اصلاح کردن
accorded
اصلاح کردن
reformable
اصلاح پذیر
incorrigible
اصلاح ناپذیر
mendable
اصلاح پذیر
betterment
اصلاح بهبود
refornable
اصلاح پذیر
correctives
اصلاح کننده
accord
اصلاح کردن
rectified
اصلاح کردن
rectifies
اصلاح کردن
rectify
اصلاح کردن
emendator
اصلاح کننده
data modification
اصلاح داده ها
corrective
اصلاح کننده
corrigible
اصلاح پذیر
corrigibility
اصلاح پذیری
address modification
اصلاح آدرس
ameliorable
قابل اصلاح
amendable
قابل اصلاح
amender
اصلاح کننده
arrangements
ترتیب اصلاح
arrangement
ترتیب اصلاح
filed
اصلاح کردن
file
اصلاح کردن
address modification
اصلاح نشانی
corrector
اصلاح کننده
modification
پیرایش اصلاح
modification
اصلاح مدل
modified
اصلاح شده
improvised
اصلاح شده
accomodate
اصلاح کردن
reformists
اصلاح طلب
amend
اصلاح کردن
improvably
اصلاح پذیر
amended
اصلاح کردن
altered
اصلاح کردن
altering
اصلاح کردن
alters
اصلاح کردن
reformists
اصلاح طلبانه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com