Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English
Persian
impassionate
به جنبش امده
Other Matches
libration
جنبش ترازویی و حرکت موازنهای جنبش نمایان ماه
resistance force
جنبش مقاومت یا جنبش ازادی بخش انقلابی
fordone
از پا در امده
gibbous
بر امده
ridgy
بر امده
who came?
کی امده
incoming
امده
who came?
که امده
prognathic
پیش امده
overdue
دیر امده
peregrin or rine
از خارجه امده
landed
فرود امده
jutting
پیش امده
overshot
پیش امده
worked up
ازکار در امده
projective
جلو امده
protractive
جلو امده
unbred
بدببار امده
underhung
پیش امده
red-hot
تاب امده
saleintiant
بیرون امده
saleint
بیرون امده
red hot
تاب امده
protrusive
جلو امده
worker
ازکار در امده
protrusile
جلو امده
protrudent
جلو امده
prognathous
پیش امده
in-
:رسیده امده
in
:رسیده امده
left over
زیاد امده
jambs
تیربیرون امده
exserted
پیش امده
enthetic
ازبیرون امده
get
بدست امده
exopathic
ازبیرون امده
gets
بدست امده
getting
بدست امده
leavened bread
نان ور امده
exserted
بیرون امده
aggregates
جمع امده
aggregate
جمع امده
new come
تازه امده
jamb
تیربیرون امده
twinborn
دوقلو بدنیا امده
unhandy
مشکل بدست امده
inchoate
تازه بوجود امده
bay windows
پنجره پیش امده
bay window
پنجره پیش امده
take steps
اقدامات بعمل امده
self born
از خود بوجود امده
ecstatically
بوجد امده نشئهای
projecting jaw
ارواره پیش امده
born in the purple
در نازونعمت بدنیا امده
apogean
از زمین بالا امده
peregrine
ازخارجه امده مسافر
neoteric
تازه بدنیا امده
cantilever
تیر پیش امده
beetle brow
پیشانی پیش امده
you might have come
باید امده باشید
petiolar
از برگدم بیرون امده
ecstatic
بوجد امده نشئهای
to run short
زیر short امده است
his stomach sticks out
شکمش پیش امده است
instances have occurred that
مواردی پیش امده است
visors
لبه پیش امده کلاه
to t. to account
زیر account امده است
prognathous
دارای ارواره پیش امده
bucktooth
دندان گراز یا پیش امده
air landed
فرود امده از راه هوا
prognathic
دارای ارواره پیش امده
bow window
پنجره پیش امده کمانی
bow windows
پنجره پیش امده کمانی
extrusive
اخراج کننده بیرون امده
ramus
قسمت بر امده واطاله یافته
visor
لبه پیش امده کلاه
hardly earned money
پول سخت بدست امده
rimrock
لبه بر امده صخره مزبور
flanges
لبه بیرون امده چرخ
flange
لبه بیرون امده چرخ
vizor
لبه پیش امده کلاه
lugging
هر عضو جلو امده چیزی
weather worn
تحت تاثیر هوا در امده
venose
دارای رگهای متعددوبر امده
lugs
هر عضو جلو امده چیزی
lugged
هر عضو جلو امده چیزی
lug
هر عضو جلو امده چیزی
kid glove
ازلای زرق وبرق بیرون امده
biologic
بدست امده اززیست شناسی عملی
nook
قطعه زمین پیش امده برامدگی
oversailing of facade
قسمت برجسته یا پیش امده بنا
forestage
قسمت جلو امده صحنه نمایش
ill gotten
با وسایل غیر مشروع بدست امده
the bird took its perch
مرغ فرود امده بر چوب قرارگرفت
ventricous
بادکرده دارای شکم پیش امده
whyŠthere is the answer
شرط در امده تقریبا معنی میدهد
lyophiled
بدست امده در اثرخشک شدن بوسیله انجماد
bay windows
پنجره جلو امده شاه نشین ساختمان
bay window
پنجره جلو امده شاه نشین ساختمان
round shouldered
دارای شانههای جلو امده شانه گرد
round-shouldered
دارای شانههای جلو امده شانه گرد
ribby
دارای دندههای بیرون امده شبیه دنده
dormer
پنجره جلو امده زیر سقف ساختمان
lyophil
بدست امده در اثرخشک شدن بوسیله انجماد
dormers
پنجره جلو امده زیر سقف ساختمان
industrial wealth
مالی که از راه پیشه و هنربدست امده باشد
post edit
ویرایش داده بدست امده ازمحاسبه قبلی
it is of doubtful proveance
معلوم نیست اصلا از کجا امده است
rock
جنبش
rocked
جنبش
motioning
جنبش
motions
جنبش
inanition
جنبش
motioned
جنبش
rocks
جنبش
on the move
در جنبش
kinesis
جنبش
inactive
بی جنبش
immotile
بی جنبش
kinesthesis
حس جنبش
leger or ledger
بی جنبش
libration
جنبش
heartbeat
جنبش
motion
جنبش
stock-still
بی جنبش
astir
در جنبش
vibration
جنبش
heartbeats
جنبش
kinesodic
جنبش بر
oscillations
جنبش
jiggled
جنبش
jiggles
جنبش
jiggling
جنبش
movement
جنبش
stirred
جنبش
stirrings
جنبش
locomotion
جنبش
the r.
جنبش
jiggle
جنبش
stock still
بی جنبش
bustle
جنبش
actions
جنبش
action
جنبش
bustled
جنبش
oscillation
جنبش
bustles
جنبش
rising
جنبش
vibratility
جنبش
mobility
جنبش
stir
جنبش
rocking
جنبش
swing
جنبش
swings
جنبش
awakening
جنبش
passively
بی جنبش
vibrational
جنبش
stirs
جنبش
immobile
بی جنبش
prize courts
به دست امده عنوان غنیمت جنگی اعطا نمیشود
officinal names of drugs
نامهای داروها چنانکه درکتاب داروسازی امده است
grilse
ماهی ازادکوچک که برای نخستین بارازدریابرودخانه امده باشد
straight arm
حریف را با مشت جلو امده ازخود دور کردن
rimrock
صخره پیش امده فلات بشکل جبهه عمودی
brown major
براون مقدم یاانکه زودتر به اموزشگاه امده است
kinesalgia
جنبش درمان
kymogram
جنبش نگاره
kymograph
جنبش نگار
kinetoscope
جنبش نما
tremour
تکان جنبش
undulation
جنبش نوسانی
uniform movement
جنبش یکسان
to put in motion
در جنبش دراوردن
kinesiotherapy
جنبش درمانی
kinesimometer
جنبش سنج
kinesimeter
جنبش سنج
kinology
جنبش شناسی
labor movement
جنبش کارگری
mass movement
جنبش تودهای
movableness
جنبش پذیری
to youse to a
به جنبش انداختن
reformation
نهضت جنبش
quiescently
بدون جنبش
psychokinesis
جنبش فراروانی
paratonic
از جنبش بازدارنده
saltation
جنبش ناگهانی
libration
جنبش ترازویی
libration
جنبش موازنهای
life blood
جنبش بی اخبار
photokinesis
نور جنبش
flickers
پرپرزدن جنبش
stirs
به جنبش دراوردن
stirrings
به جنبش دراوردن
stirred
به جنبش دراوردن
stir
به جنبش دراوردن
revolts
نهضت جنبش
actions
جنبش حرکت
action
جنبش حرکت
moves
حرکت جنبش
impassioned
به جنبش درامده
braids
جنبش جهش
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com