Total search result: 201 (12 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
as you were |
به حالت قبلی برگردید |
|
|
Other Matches |
|
mode |
حالت کامپیوتر محاورهای که در آن متن جدید وارد شده جانشین متن قبلی میشود |
modes |
حالت کامپیوتر محاورهای که در آن متن جدید وارد شده جانشین متن قبلی میشود |
back to your seats |
برگردید بجای خود |
You have to go back to ... |
شما باید به طرف ... برگردید. |
presentiment |
عقیده قبلی نسبت بچیزی احساس وقوع امری از پیش روشن بینی قبلی |
presentiments |
عقیده قبلی نسبت بچیزی احساس وقوع امری از پیش روشن بینی قبلی |
modes |
حالت کامپیوتر محاورهای که در آن متن جدید وارد شده جانشین متن قبلی میشود و طوری تنظیم میشود که فضا داشته باشد |
mode |
حالت کامپیوتر محاورهای که در آن متن جدید وارد شده جانشین متن قبلی میشود و طوری تنظیم میشود که فضا داشته باشد |
the i |
[حالت من) اگاهی :این کلمه در حالت مفعولیت me ودر حالت فاعلیت I است |
mode |
قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود |
modes |
قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود |
provisional ball |
گویی که به علت گم شدن یاخروج گوی قبلی از محدوده مورد استفاده قرار میگیردگویی که هنگام پرتاب شدن پرتاب قبلی خطا یا مورداعتراض بوده |
prior admission |
اجازه پرواز قبلی هوایی اجازه عبور قبلی |
foreground |
سیستم کامپیوتری که در حالت اجرای برنامه ممکن است : حالت پیش زمینه برای برنامههای کاربردی محاورهای . حالت پس زمینه : برای برنامههای سیستمهای ضروری |
squared |
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع |
square |
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع |
vitrifying |
تغییر شکل سرامیک از حالت کریستالی به حالت شیشهای یا غیر متبلور |
squares |
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع |
analog |
سیگنالهای ذخیره سازی در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال |
analogue |
ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال |
analogues |
ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال |
squaring |
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع |
oblique case |
حالت مفعولی یا اضافه حالت اسمی که نه فاعل باشدنه منادی |
convertor |
وسیله یا برنامهای که داده را از یک حالت به حالت دیگر تبدیل میکند |
prints |
کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold |
printed |
کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold |
print |
کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold |
state of rest |
حالت ارام حالت سکون وضعیت ساکن |
devitrify |
از حالت شیشهای در اوردن حالت بلوری دادن |
plebeianism |
حالت عوام یا مردم پست حالت توده |
alternate |
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس |
alternated |
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس |
alternates |
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس |
genitive |
حالت مالکیت حالت مضاف الیه |
plasticity |
حالت خمیری پلاستیسیته حالت نرمی |
uart |
قطعهای که رشتههای بیت سریال آسنکردن را به حالت موازی یا داده را به حالت رشته بیت سری تبدیل میکند |
spectrality |
حالت طیفی حالت شبحی |
cold forming |
حالت دهی در حالت سرد |
transitoriness |
حالت ناپایداری حالت بی بقایی |
spectralness |
حالت طیفی حالت شبحی |
marginal case |
حالت نهائی حالت حدی |
predecessor |
قبلی |
ex |
قبلی |
fore |
قبلی |
ex- |
قبلی |
preceding |
قبلی |
prior |
قبلی |
previous |
قبلی |
foregone |
قبلی |
one-time |
قبلی |
predecessors |
قبلی |
aforetime |
قبلی |
crude |
حالت طبیعی رنگ [حالت ملایم و اصیل رنگ] |
predesignation |
تعیین قبلی |
predilection |
تمایل قبلی |
predispostion |
تمایل قبلی |
premeditated |
با قصد قبلی |
backgrounds |
معلومات قبلی |
background |
معلومات قبلی |
preconidtion |
شرط قبلی |
chains |
از کلمه قبلی |
precognition |
اطلاع قبلی |
pre arrengement |
قرار قبلی |
pre arrangement |
قرار قبلی |
chain |
از کلمه قبلی |
predilections |
تمایل قبلی |
precompression |
تراکم قبلی |
preengagement |
تعهد قبلی |
prepossession |
تصرف قبلی |
pretreatment |
معالجه قبلی |
previous work |
کارهای قبلی |
preoccupations |
اشغال قبلی |
forewarning |
اخطار قبلی |
preoccupation |
اشغال قبلی |
premonition |
اخطار قبلی |
premonitions |
اخطار قبلی |
forethought |
اندیشه قبلی |
late war |
جنگ قبلی |
presuppositions |
فرض قبلی |
presupposition |
فرض قبلی |
premeditatedly |
با اندیشه قبلی |
foredoom |
محکومیت قبلی |
at sight |
بی مطالعه قبلی |
preformation |
تشکیل قبلی |
pregiurement |
احتساب قبلی |
preview |
اطلاع قبلی |
prefiguration |
تصور قبلی |
previews |
اطلاع قبلی |
foretype |
نمونه قبلی |
preexistence |
موجودیت قبلی |
premeditation |
قصد قبلی |
foretoken |
اعلام قبلی |
foreordainment |
حکم قبلی |
prefiguration or prefigurement |
نمایش قبلی |
prognostications |
تشخیص قبلی مرض |
A one-month notice. |
اطلاع قبلی یک ماهه |
prognostication |
تشخیص قبلی مرض |
bias |
ولتاژ قبلی دادن |
prior permission |
اجازه قبلی پرواز |
biases |
ولتاژ قبلی دادن |
malice aforethought |
سوء نیت قبلی |
pre indexing |
فهرست سازی قبلی |
pre indexing |
شاخص گذاری قبلی |
pre engaged |
دارای تعهد قبلی |
prelibation |
ازمایش یانوشیدن قبلی |
premonitory |
متضمن اخطار قبلی |
forebedement |
اخبار قبلی پیشگویی |
at ten minutes notice |
با ده دقیقه اخطار قبلی |
leave hanging (in the air) <idiom> |
بدون تصمیم قبلی |
off the cuff <idiom> |
بدون آمادگی قبلی |
sight read |
بدون مطالعه قبلی خواندن |
sight read |
بدون امادگی قبلی اجراکردن |
sight-read |
بدون مطالعه قبلی خواندن |
sight-read |
بدون امادگی قبلی اجراکردن |
sight-reading |
بدون امادگی قبلی اجراکردن |
precognitive |
وابسته به اطلاع یا الهام قبلی |
sight-reads |
بدون مطالعه قبلی خواندن |
sight-reads |
بدون امادگی قبلی اجراکردن |
sneak previews |
نمایش قبلی فیلم بطورخصوصی |
prepossession |
اشغال قبلی تمایل بیجهت |
prenotion |
احساس قبلی نسبت بچیزی |
pre condition |
شرط لازم الاجرای قبلی |
prerequisites |
شرط قبلی لازمه امری |
prerequisite |
شرط قبلی لازمه امری |
prefiguration |
پیش بینی احتساب قبلی |
free wheeling |
بازی بدون نقشه قبلی |
prefiguration or prefigurement |
تشبیه از پیش تصور قبلی |
foredknowlege |
اطلاع قبلی علم غیب |
sneak preview |
نمایش قبلی فیلم بطورخصوصی |
quondam |
قبلی مربوط به چندی قبل |
inherited error |
خطایی در فرآیند یا عمل قبلی |
a priori |
بدون بررسی یا آزمایش قبلی |
prognosticator |
تشخیص دهنده قبلی مرض |
prognosticate |
تشخیص دادن قبلی مرض |
premonitions |
برحذر داشتن فکر قبلی |
premonition |
برحذر داشتن فکر قبلی |
premisses |
فرض قبلی فرضیه مقدم |
premised |
فرض قبلی فرضیه مقدم |
sight-reading |
بدون مطالعه قبلی خواندن |
premise |
فرض قبلی فرضیه مقدم |
real mode |
حالت پردازش پیش فرض برای IBM PC وتنها حالتی که در DOS عمل میکند. این حالت به معنای این است که یک سیستم عملیات تک کاره است که نرم افزار میتواند هر حافظه یا وسیله ورودی و خروجی را استفاده کند |
prevue |
قبلا رویت کردن اطلاع قبلی |
Do not do any thing without due reflection . |
بدون فکر قبلی اقدامی نکنید |
foretaste |
ازمایش قبلی پیش بینی کردن |
precombustion chamber engine |
موتور با اطاق احتراق تراکم قبلی |
cold strength |
استحکام در حالت سرد مقاومت در حالت سرد |
cancelling |
لغو کردن دستور قبلی رالغو کنید |
go off half-cocked <idiom> |
صحبت یا انجام کاری بون آمارگی قبلی |
french leave |
مرخصی بدون اطلاع قبلی جیم شدن |
zero hour |
هنگام حمله یا حرکت تعیین شده قبلی |
cancel |
لغو کردن دستور قبلی رالغو کنید |
post edit |
ویرایش داده بدست امده ازمحاسبه قبلی |
cancels |
لغو کردن دستور قبلی رالغو کنید |
Mentioning his ex-wife's name was like waving a red flag in front of a bull. |
تا اسم زن قبلی او [مرد] را آوردم خونش به جوش آمد. |
undo |
برای برگشتن به وضعیت قبلی , معمولاگ دستور ویرایش |
decisions |
اطلاعات یا پایگاه داده قبلی تصمیم گیری کند |
decision |
اطلاعات یا پایگاه داده قبلی تصمیم گیری کند |
package shows |
نمایشات و برنامههای تفریحی پیش بینی شده قبلی |
undoes |
برای برگشتن به وضعیت قبلی , معمولاگ دستور ویرایش |
universal |
قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند |
predicted log racing |
مسابقه قایق موتوری باپیشبینی قبلی زمان از طرف راننده |
Can I make an appointment for friday? |
آیا میتوانم برای روز جمعه وقت قبلی بگیرم؟ |
prolepsis |
فرض قبلی صحبت از اینده چنانچه گویی گذشته است |
counter disengagement |
حرکت شمشیر به دور شمشیرحریف برای مواجهه درمسیر قبلی |
impulsive |
کسیکه از روی انگیزه انی وبدون فکر قبلی عمل میکند |
ideologies |
بحث و گفتگو در موردافکار و عقاید فکری که ابتدا"ابراز شده و نتیجه مسائل قبلی نباشد |
ideology |
بحث و گفتگو در موردافکار و عقاید فکری که ابتدا"ابراز شده و نتیجه مسائل قبلی نباشد |
incremental backup |
تابع پشتیبان که فقط فایل هایی را ذخیره میکند که نسبت به ذخیهر قبلی تغییر کرده اند |
random access |
فایلی که هر رکورد آن به سرعت با آدرسش قابل دستیابی است , بدون جستجو در بقیه فایل و به ممحل قبلی بستگی ندارد |
reconstituted |
برگرداندن فایل به وضعیت قبلی , ذخیره سازی فایل پس از خرابی یا صدمه |
palinode |
قطعه شعر یا سرودی که مطلب شعر یا سرود قبلی راانکار کند |
sequential |
مدار منط قی که خروجی آن بستگی به وضعیت منط قی ورودی قبلی دارد |
reconstitute |
برگرداندن فایل به وضعیت قبلی , ذخیره سازی فایل پس از خرابی یا صدمه |
cob web theorem |
ه کالا در هر زمان تابع قیمت ان کالا در دوره زمانی قبلی است . |
reconstituting |
برگرداندن فایل به وضعیت قبلی , ذخیره سازی فایل پس از خرابی یا صدمه |
readout |
وسیله نمایش که با نوشتن حروف جدید حروف قبلی را پاک میکند |
reconstitutes |
برگرداندن فایل به وضعیت قبلی , ذخیره سازی فایل پس از خرابی یا صدمه |
replace |
برگرداندن چیزی درجای قبلی , قراردادن چیزی درمحل چیزدیگر |
pre engage |
ازپیش برای خود تهیه کردن تعهد قبلی کردن |
replaced |
برگرداندن چیزی درجای قبلی , قراردادن چیزی درمحل چیزدیگر |
relative |
دادهای که اطلاعات مختصات جدید دررابط ه با مختصات قبلی میدهد |
replaces |
برگرداندن چیزی درجای قبلی , قراردادن چیزی درمحل چیزدیگر |
replacing |
برگرداندن چیزی درجای قبلی , قراردادن چیزی درمحل چیزدیگر |
to wipe the slate clean <idiom> |
شروع تازه ای کردن [تخلفات قبلی را کاملا از پرونده پاک کردن] [اصطلاح] |
excess loss cover |
بیمه مجدد ان قسمت از زیان که بیش از مقدار بیمه شده قبلی است |
unpack |
حذف داده بسته بندی شده از محل ذخیره سازی و ارسال آن به محل قبلی |
unpacking |
حذف داده بسته بندی شده از محل ذخیره سازی و ارسال آن به محل قبلی |
unpacks |
حذف داده بسته بندی شده از محل ذخیره سازی و ارسال آن به محل قبلی |
premeditate |
قبلا فکر چیزی را کردن مطالعه قبلی کردن |
serials |
فضای ذخیره سازی که داده خاص در آن تنها با خواندن داده قبلی در لیست بدست آید. |
provisional frame |
ان بخش از بازی بولینگ که گوی موقعی پرتاب شده که بخش قبلی مورد اعتراض است |
serial |
فضای ذخیره سازی که داده خاص در آن تنها با خواندن داده قبلی در لیست بدست آید. |
recursive equations |
معادلاتی که بعضی از جملات در انهاتکرار شده و هر معادله نسبت به معادله قبلی فقط یک جمله اضافی دارد |
buffer |
وسیلهای که به دستورات یا داده ها اجازه میدهد پیش از کامل شدن قبلی داده جدید وارد کنند |
sam |
فضای ذخیره سازی که فقط داده خاصی قابل دستیابی است توسط خواندن داده قبلی در لیست |
chain-smoke |
سیگار را با سیگار قبلی روشن کردن |
chain-smokes |
سیگار را با سیگار قبلی روشن کردن |
chain-smoking |
سیگار را با سیگار قبلی روشن کردن |
chain-smoked |
سیگار را با سیگار قبلی روشن کردن |
roll back |
کاریک برنامه کاربردی پایگاه داده ها برای توقف تراکنش و برگشت پایگاه داده ها به وضعیت قبلی |