English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (3 milliseconds)
English Persian
stabilised به حال تعادل دراوردن تثبیت مسیر
stabilises به حال تعادل دراوردن تثبیت مسیر
stabilising به حال تعادل دراوردن تثبیت مسیر
stabilize به حال تعادل دراوردن تثبیت مسیر
stabilized به حال تعادل دراوردن تثبیت مسیر
stabilizes به حال تعادل دراوردن تثبیت مسیر
Other Matches
automatic pilots وسیله تثبیت خودکار مسیرتقرب هواپیما تثبیت کننده خودکار مسیر
automatic pilot وسیله تثبیت خودکار مسیرتقرب هواپیما تثبیت کننده خودکار مسیر
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
course stabilizer دستگاه تثبیت مسیر
course stabilizer تثبیت کننده مسیر
equilibrate بحال تعادل دراوردن
stability به حال تعادل دراوردن
equipoise به حالت تعادل دراوردن
back lash eliminator تعادل در مسیر مرده
stabilization برقرار کردن تعادل یاثبات گلوله در مسیر
self poise تعادل بدون پایه یا پشیبان تعادل ناپایدار
walras law براساس این قانون در تعادل عمومی بازارها با دخالت بازار پول چنانچه تعدادی بازار کالا درحالت تعادل قرارداشته باشنددر این صورت بازار بعدی که میتواند بازار پول باشد نیز درحالت تعادل قرار خواهدداشت
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
counterweight حالت تعادل وزنه تعادل
counterweights حالت تعادل وزنه تعادل
monetarists طرفداران مکتب پولی گروهی که معتقدند که سیاست پولی در رابطه باایجاد ثبات اقتصادی و تثبیت اشتغال و درامد نقش موثرتری نسبت به سیاست مالی دارد . همچنین این عده اعتقاد دارند که اقتصاد بخودی خود تثبیت خواهد شد
fasted سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fast سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fastest سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fasts سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
lane مسیر هریک از دوندگان یاشناگران خط پرتاب ازاد مسیر گوی بولینگ خط شناگر
lanes مسیر هریک از دوندگان یاشناگران خط پرتاب ازاد مسیر گوی بولینگ خط شناگر
grooves خط فرسوده میان طول مسیر بولینگ سریعترین مسیر پیست مسابقه اتومبیلرانی خان
groove خط فرسوده میان طول مسیر بولینگ سریعترین مسیر پیست مسابقه اتومبیلرانی خان
switched network backup انتخاب کاربر برای مسیر جانبی از شبکه وقتی که مسیر اول مشغول است
multithread طرح برنامه که از بیش یک مسیر منط قی استفاده میکند و هر مسیر همزمان اجرا میشود
landing approach مسیر نشستن هواپیما مسیر پیاده شدن به ساحل
ball cushion دیوار پشتی دار در انتهای مسیر گوی بولینگ که مانع برگرداندن میله به مسیر میشود
crane rail مسیر حرکت پاتیل جرثقیل مسیر بالابر
summits حداکثر ارتفاع قله مسیر بلندترین قله مسیر گلوله
summit حداکثر ارتفاع قله مسیر بلندترین قله مسیر گلوله
midcourse guidance هدایت موشک در مسیر میانه یا مسیر پرواز ازاد موشک
transit route مسیر دریایی بین المللی مسیر ترانزیت راه ترانزیت
stabilizes تثبیت
consolidation تثبیت
stabilisation تثبیت
stabilising تثبیت
stabilized تثبیت
fixation تثبیت
fixations تثبیت
stabilize تثبیت
fixing تثبیت
fixity تثبیت
corroboration تثبیت
anchor cell سل تثبیت
stabilised تثبیت
confirmation تثبیت
stabilises تثبیت
stabilization تثبیت
patents حق تثبیت اختراع
course stabilizer تثبیت کننده
avouch تثبیت کردن
fixate تثبیت کردن
patent حق تثبیت اختراع
holding attack تک تثبیت کننده
patented حق تثبیت اختراع
patenting حق تثبیت اختراع
functional fixedness تثبیت کارکردی
stabilizers تثبیت کننده ها
reinstating تثبیت کردن
reinstates تثبیت کردن
reinstated تثبیت کردن
stabilization پابرجاسازی تثبیت
father fixation تثبیت پدری
fixedness تثبیت شدگی
fixing agent عامل تثبیت
economic stabilization تثبیت اقتصادی
fixation of affect تثبیت عاطفی
fixation point نقطه تثبیت
fixation process فرایند تثبیت
reinstate تثبیت کردن
confirmation تثبیت استقرار
heat setting تثبیت گرمائی
stabilises تثبیت کردن
stabilising تثبیت کردن
stop go policy سیاست تثبیت
stabilised تثبیت کردن
reinstatement تثبیت در مقام
stabilisers تثبیت کننده
wage stabilization تثبیت مزد
positioning تثبیت موقعیت
voltage stabilization تثبیت ولتاژ
visual fixation تثبیت دیداری
stabilizer تثبیت کننده
price ceilings تثبیت قیمت
stabilize تثبیت کردن
stabilized تثبیت کردن
nitrogen fixation تثبیت نیتروژن
stabilizes تثبیت کردن
mechanical stabilization تثبیت مکانیکی
maintenance level سطح تثبیت
price freeze تثبیت قیمت ها
price stabilization تثبیت قیمت
price stability تثبیت قیمت
price freezing تثبیت قیمت
fire lane مسیر تیراندازی دریایی مسیر پاک شده تیراندازی
nodes ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
base of trajectory تصویر افقی مسیر گلوله پایه مسیر گلوله
node ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
holding force نیروی تثبیت کننده
voltage stabilization تثبیت فشار الکتریکی
automatic stabilizer تثبیت کننده خودکار
stabilisers ثابت تثبیت کننده
stabilizer ثابت تثبیت کننده
hard shoulder شانه تثبیت شده
built in stabilizers تثبیت کنندههای خودکار
viscosity stabilizer تثبیت کننده گرانروی
verges شانه تثبیت نشده
stabilization policy سیاست تثبیت اقتصادی
stabilized layer قشر تثبیت شده
stabilized layer لایه تثبیت شده
well fixed خوب تثبیت شده
stabilizing sleeve غلاف تثبیت کننده
exchanged stabilization fund صندوق تثبیت ارز
emulsion stabilizer تثبیت کننده امولسیونی
verge شانه تثبیت نشده
fixes تثبیت محل ناو
fix تثبیت محل ناو
voltage stabilizer تثبیت کننده اختلاف سطح
commodity agreement تثبیت مشترک قیمت فروش
routes به خاک نشاندن تثبیت کردن
self stabilizing dynamo دینام خود تثبیت کننده
route به خاک نشاندن تثبیت کردن
zener diode stabilization تثبیت کنندگی دیود زنر
mains voltage stabilizer تثبیت کننده ولتاژ شبکه
pegging تثبیت قیمت اوراق بهادار وارز
high frequency stabilized arc قوس نوری تثبیت شده ی فرکانس بالا
adjustable stabilizer تثبیت کننده افقی قابل تنظیم هواپیما
steadied مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadying مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steady مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
dog leg شاخه مسیر شاخه انحرافی از مسیر اصلی
steadiest مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadies مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
price support تثبیت قیمت توسط دولت برای حمایت کالا
functional finance سیاست مالی دولت برای تثبیت وضع اقتصادی
stop bath ابگونه اسیدی که برای تثبیت عکس وفیلم بکار میرود
dragway مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
trunkair route مسیر هوایی استراتژیکی مسیر حرکت و حمل و نقل استراتژیکی هوایی
dragstrip مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
convoy routing تعیین مسیر کاروان دریایی تعیین مسیر حرکت ستون دریایی
equality تعادل
line balance تعادل خط
stability تعادل
balance تعادل
balances تعادل
equipollence تعادل
equipoise تعادل
equivalency تعادل
astatic بی تعادل
stasis تعادل
par تعادل
unbalance تعادل
static sense حس تعادل
equivalence تعادل
unbalancing تعادل
unbalances تعادل
equilibrium تعادل
setting time [مدت زمان لازم جهت تثبیت و پایدار شدن رنگ در رنگرزی]
equilibrium حد تعادل مایعات
stable equilibrium تعادل پایدار
spring balance تعادل فنری
statics تعادل شناسی
state of equilibrium حالت تعادل
structural equilibrium تعادل ساختاری
structural equilibrium تعادل بنیانی
surge chamber مخزن تعادل
system balance تعادل سیستم
thermal equilibrium تعادل گرمایی
unstable equilbrium تعادل ناپایدار
unstable equilibium تعادل ناپایدار
unstable equilibrium تعادل بی ثبات
static equilibrium تعادل ایستا
unstable equilibrium تعادل ناپایدار
voltage compensation تعادل ولتاژ
counterbalance وزنه تعادل
imbalances عدم تعادل
imbalance عدم تعادل
ballast جرم تعادل
ballast وزنه تعادل
equilibrium وضع تعادل
equilibrium تعادل اقتصادی
equilibrium موازنه و تعادل
counterweights وزنه تعادل
counterbalanced وزنه تعادل
elevators سکان تعادل
elevator سکان تعادل
flyweights وزنه تعادل
flyweight وزنه تعادل
budget balance تعادل بودجه
counterbalances وزنه تعادل
counterweight وزنه تعادل
burden balance تعادل بار
aerodynamic balance تعادل ایرودینامیکی
dymanic balance تعادل پویا
dynamic stability تعادل پویا
dynamic equilibrium تعادل پویا
dynamic equilibrium تعادل دینامیکی
elastic equilibrium تعادل ارتجاعی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com