Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (35 milliseconds)
English
Persian
to tap somebody's telephone
[line]
به خط تلفن کسی مخفیانه وصل کردن
Search result with all words
to tap
[phone line]
مخفیانه به گفتگوی کسی در خط تلفن گوش کردن
Other Matches
get by
مخفیانه پیشروی کردن
modem
وسیلهای که امکان ارسال داده از طریق خط تلفن با تبدیل کردن سیگنال دودویی از کامپیوتر به سیگنال آنالوگ صوتی ه قابل ارسال روی خط تلفن است فراهم می :ند
encroach
تجاوز کردن تجاوز مخفیانه و غیر مجاز
encroaches
تجاوز کردن تجاوز مخفیانه و غیر مجاز
encroached
تجاوز کردن تجاوز مخفیانه و غیر مجاز
ani
سیستم تلفن که شماره تلفن شخصی که تماس گرفته را درج میکند
howler
صدایی که به اپراتور تلفن اعلام میکند که دستگاه تلفن کاربر آماده گیرندگی نیست
howlers
صدایی که به اپراتور تلفن اعلام میکند که دستگاه تلفن کاربر آماده گیرندگی نیست
acoustic coupler
وسیله ای که به یک دستگاه تلفن وصل است و دادههای دوتایی را به سیگنالهای صوتی تبدیل میکند تا در خط تلفن جریان پیدا کند
magneto exchange
مرکز تلفن خودکار با تلفن اندوکتوری
furtively
مخفیانه
privily
مخفیانه
secret
مخفیانه
stealthily
مخفیانه
secretly
مخفیانه
in secret
مخفیانه
secrets
مخفیانه
huddled
کنفرانس مخفیانه
huddles
کنفرانس مخفیانه
huddling
کنفرانس مخفیانه
in league with
<idiom>
موافقت مخفیانه
huddle
کنفرانس مخفیانه
covert
سری مخفیانه
telephony
مجموعه استانداردها که نحوه کار کامپیوترها باسیستم تلفن را بیان میکند که باعث ایجاد پست الکترونیکی صوتی , پاسخ به تلفن و سرویس فکس میشود
private automatic branch exchange
یک سیستم تلفن سوئیچینگ خودکار خصوصی که در یک شرکت مخابرات تلفنی رافراهم می اورد و انتقال مکالمه ها را به درون شبکه تلفن عمومی یا خارج از ان کنترل میکند
in cahoots with
<idiom>
مشارکت مخفیانه با کسی
under the counter
<idiom>
مخفیانه فروخته شدن
telephone booths
کیوسک تلفن کابین تلفن
telephone booth
کیوسک تلفن کابین تلفن
coupler
وسیلهای که به دستگاه تلفن وصل است و داده دودویی را به سیگنالهای صوتی تبدیل میکند که روی یک خط تلفن قابل ارسال است
telephone
تلفن کردن
phone
تلفن کردن
phones
تلفن کردن
phoned
تلفن کردن
to ring up
تلفن کردن به
telephoned
تلفن کردن
call up
<idiom>
تلفن کردن
phoning
تلفن کردن
telephones
تلفن کردن
telephoning
تلفن کردن
ring off
قطع کردن تلفن
ring up
به کسی تلفن کردن
long-distance
ازراه دور تلفن کردن
long distance
ازراه دور تلفن کردن
ring off
قطع کردن تلفن یا مکالمه تلفنی
phoning
صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
phone
صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
phones
صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
phoned
صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
snoops
بدنبال متخلفین قانون گشتن مخفیانه تحقیقات بعمل اوردن جستجو کننده
snoop
بدنبال متخلفین قانون گشتن مخفیانه تحقیقات بعمل اوردن جستجو کننده
snooped
بدنبال متخلفین قانون گشتن مخفیانه تحقیقات بعمل اوردن جستجو کننده
snooping
بدنبال متخلفین قانون گشتن مخفیانه تحقیقات بعمل اوردن جستجو کننده
to make a typo
[American E]
اشتباه تایپ کردن
[صفحه کلید یا تلفن]
to hit the wrong key
[on the PC/phone/calculator]
اشتباه تایپ کردن صفحه
[کلید یا تلفن]
to call 911
[American English]
تلفن اضطراری کردن
[به پلیس یا آتش نشانی]
to make a typing error
[mistake]
اشتباه تایپ کردن
[صفحه کلید یا تلفن]
drop
نشست افت کردن دریچه قلک تلفن
drops
نشست افت کردن دریچه قلک تلفن
dropping
نشست افت کردن دریچه قلک تلفن
dropped
نشست افت کردن دریچه قلک تلفن
phone
تلفن تلفن زدن
phoning
تلفن تلفن زدن
phones
تلفن تلفن زدن
phoned
تلفن تلفن زدن
phoning
شماره گیری یا تلاش برای صحبت کردن با کسی در تلفن
phones
شماره گیری یا تلاش برای صحبت کردن با کسی در تلفن
phoned
شماره گیری یا تلاش برای صحبت کردن با کسی در تلفن
phone
شماره گیری یا تلاش برای صحبت کردن با کسی در تلفن
dials
تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dial
تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dialed
تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dialled
تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
audio
ال می پرسد. شخص تماس گرفته با انتخاب کردن شمارهای در تلفن به او جواب میدهد
calling dial
صفحه شماره گیر تلفن صفحه نمره گیر تلفن
telephone operation
طرز کار تلفن کار تلفن
download
1-بارکردن برنامه یا بخشی از داده ازمحدودهای ازکامپیوتر ها توسط خط تلفن . 2-بار کردن داده از CPU به کامپیوتر کوچک 3-ارسال نوشتار چاپگر ذخیره شده روی دیسک به چاپگر
operator
تلفن چی
operators
تلفن چی
telephone circuit
خط تلفن
phoned
تلفن
phones
تلفن
telephone line
خط تلفن
phone
تلفن
phoning
تلفن
telephone operator
تلفن چی
telephone code
کد تلفن
telephone jack
جک تلفن
service man
تلفن چی
telephoned
تلفن
telephones
تلفن
telephone
تلفن
telephoning
تلفن
telephone conduit
کانال تلفن
telephone booths
کیوسک تلفن
telephone condenser
خازن تلفن
telephone cord
بند تلفن
telephone current
جریان تلفن
earphone
گوشی تلفن
telephone density
تراکم تلفن
extension
تلفن فرعی
extensions
تلفن فرعی
telephones
تلفن زدن
hand set
گوشی تلفن
photophone
تلفن نوری
telephone earphone
گوشی تلفن
telephone directories
کتاب تلفن
telephone equipment
تجهیزات تلفن
telephone circuit
مدار تلفن
telephone box
کیوسک تلفن
call box
اتاقک تلفن
call box
کابین تلفن
telephone directory
کتاب تلفن
call box
کیوسک تلفن
call boxes
اتاقک تلفن
call boxes
کابین تلفن
call boxes
کیوسک تلفن
telephone boxes
کیوسک تلفن
telephone cabin
کیوسک تلفن
telephone booth
اتاقک تلفن
telephone charge
هزینه تلفن
telephone channel
کانال تلفن
telephone cable
کابل تلفن
telephoning
تلفن زدن
telephone d.
دفتر تلفن
telephnone book
دفتر تلفن
telephone booths
اتاقک تلفن
telephone booth
کیوسک تلفن
call boxes
تلفن صحرایی
hotter
خط تلفن مستقیم
telephone service
سرویس تلفن
telephone ringer
زنگ تلفن
telephone exchanges
مرکز تلفن
telephony
علم تلفن
telephone exchange
مرکز تلفن
telephore e.
مرکز تلفن
handset
تلفن در یک قطعه
handsets
تلفن در یک قطعه
party line
خط خصوصی تلفن
telephone station
تلفن خانه
telephone station
جایگاه تلفن
telephone system
سیستم تلفن
telephone transformer
مبدل تلفن
boat telephone
تلفن ساحلی
telephoner
تلفن کننده
telephone set
دستگاه تلفن
party lines
خط خصوصی تلفن
telephone relay
رله تلفن
automatic telephone system
تلفن خودکار
telephone fuse
فیوز تلفن
telephone
تلفن زدن
telephoned
تلفن زدن
ring up
<idiom>
تلفن زدن
telephone numbers
شماره تلفن
telephone switching technique
فن سوئیچینگ تلفن
telephone number
شماره تلفن
central office
مرکز تلفن
telephone jack
مادگی تلفن
telephone loope
حلقه تلفن
hottest
خط تلفن مستقیم
telephone receiver
گوشی تلفن
telephone plug
دوشاخه تلفن
automatic telephone
تلفن خودکار
call box
تلفن صحرایی
telephone operation
عملکرد تلفن
telephone network
شبکه تلفن
earphones
گوشی تلفن
address book
دفترچه تلفن
hot
خط تلفن مستقیم
autos
شماره تلفن
logs
شماره تلفن
central
تلفن چی مرکزی
extension telephone
تلفن فرعی
telephone book
راهنمای تلفن
speaking circuit
مدار تلفن
telephone book
دفتر تلفن
auto
شماره تلفن
log
شماره تلفن
radio-telephones
تلفن بی سیم
telephone books
دفتر تلفن
telephone books
راهنمای تلفن
toll exchange
مرکز تلفن
headsets
گوشی سر تلفن
headset
گوشی سر تلفن
residance telephone
تلفن منزل
repeating coil
مبدل تلفن
switchboards
مرکز تلفن
hot lines
تلفن قرمز
hot line
تلفن قرمز
switchboard
مرکز تلفن
dataphone
تلفن داده
dataphone
تلفن دادهای
receiver
گوشی تلفن
table telephone
تلفن رومیزی
personal
شماره تلفن ها
telephone equipment
دستگاه تلفن
radio telephone
تلفن بی سیم
radio-telephone
تلفن بی سیم
sound powered telephone
تلفن صوتی
radio telephony
تلفن بیسیم
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com