English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (17 milliseconds)
English Persian
single file به ستون یک
Search result with all words
field بخشی از ستون کارت برای یک نوع داده یا رکورد
fielded بخشی از ستون کارت برای یک نوع داده یا رکورد
fields بخشی از ستون کارت برای یک نوع داده یا رکورد
file ستون کردن بایگانی کردن
file پرونده ستون
file ستون
filed ستون کردن بایگانی کردن
filed پرونده ستون
filed ستون
card بخشی از ستون کارت که برای یک نوع داده در نظر گرفته شده است
card روشی که در آن سطرها و ستون ها طوری مرتب می شوند که نشان دهنده فیلدهای دادهای و حروف در کارت پانچ باشند
cards بخشی از ستون کارت که برای یک نوع داده در نظر گرفته شده است
cards روشی که در آن سطرها و ستون ها طوری مرتب می شوند که نشان دهنده فیلدهای دادهای و حروف در کارت پانچ باشند
scale ستون درجه رسوب جدار داخلی دیگ بخارناو
spinal column ستون فقرات
spinal column تیره پشت ستون مهره
spinal column ستون مهره ها
spinal columns ستون فقرات
spinal columns تیره پشت ستون مهره
spinal columns ستون مهره ها
backbone ستون فقرات
backbones ستون فقرات
matrix جابجایی سط ر و ستون در آرایه
matrix آرایه داده ها یا اعداد به صورت سط ر و ستون
matrixes جابجایی سط ر و ستون در آرایه
matrixes آرایه داده ها یا اعداد به صورت سط ر و ستون
parity بررسی پریتی روی هر کارت پانج یا ستون نوار
orphan خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
orphaned خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
orphans خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
pedestal پایه ستون
pedestal پایه ستون یا مجسمه یا چراغ
pedestals پایه ستون
pedestals پایه ستون یا مجسمه یا چراغ
decimal تنظیم یک ستون از داده به طوری که نقاط دهدی آن به صورت عمودی قرار گرفته اند
decimals تنظیم یک ستون از داده به طوری که نقاط دهدی آن به صورت عمودی قرار گرفته اند
colon ستون روده
colons ستون روده
credit ستون بستانکار نسیه
credit ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
credited ستون بستانکار نسیه
credited ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
crediting ستون بستانکار نسیه
crediting ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
credits ستون بستانکار نسیه
credits ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
footing پایه ستون
debit در ستون بدهی گذاشتن
debit ستون بدهی
debited در ستون بدهی گذاشتن
debited ستون بدهی
debiting در ستون بدهی گذاشتن
debiting ستون بدهی
debits در ستون بدهی گذاشتن
debits ستون بدهی
trestle ستون راروی پایه قرار دادن
trestles ستون راروی پایه قرار دادن
pace setter نفر یا خودرو نافم ستون موتوری نافم ستون راهپیمایی
pace-setter نفر یا خودرو نافم ستون موتوری نافم ستون راهپیمایی
pace-setters نفر یا خودرو نافم ستون موتوری نافم ستون راهپیمایی
spineless بدون ستون فقرات
monolith ستون یک پارچه
monoliths ستون یک پارچه
cradle کلاف سر ستون
cradled کلاف سر ستون
cradles کلاف سر ستون
jamb ستون
jambs ستون
balance روش اطمینان یافتن از هم سطح بودن در انتهای دو ستون
balances روش اطمینان یافتن از هم سطح بودن در انتهای دو ستون
pier ستون
pier اسکله ستون
piers ستون
piers اسکله ستون
array تعداد عناصر آرایه که به صورت سط ر و ستون داده شده اند
array با داشتن سط ر و ستون و عمق
arrays تعداد عناصر آرایه که به صورت سط ر و ستون داده شده اند
arrays با داشتن سط ر و ستون و عمق
newel ستون پلکان مارپیچ
newels ستون پلکان مارپیچ
post دیرک ستون
post ستون
post- دیرک ستون
post- ستون
posted دیرک ستون
posted ستون
posts دیرک ستون
posts ستون
backlog ستون فقرات تقویت کننده
backlogs ستون فقرات تقویت کننده
perpendicular ستون وار ایستاده
needle ستون هرمی شکل
needled ستون هرمی شکل
needles ستون هرمی شکل
needling ستون هرمی شکل
bar ستون
bars ستون
convoy کاروان دریایی ستون موتوری
convoys کاروان دریایی ستون موتوری
monochrome استاندارد آداپتور ویدیو در سیستمهای PC قدیمی که متن را در خط هایی از ستون ها نمایش میدهد
Other Matches
moving pivot نفر لولای گردش ستون چرخش لولایی حرکت یک ستون
pilaster هرچیزی شبیه ستون یا استوانه دیواریا جرز ستون نما
Composite Order [شیوه ی ترکیبی ستون سازی رمی با ستون های پیچکی تزئین شده]
pilaster شبه ستون ستون چهارگوش یانیمدایره در بدنه بنا
herma ستون هرمس :ستون سنگی چارپرکه پیکربربالای ان بود
baluster ستون کوچک گچ بری شده ستون نرده
blocked [ستون، نیم ستون و پشته بند محافظ]
eustyle [دهنه بین ستون ها بر حسب قطر ستون]
personal column ستون فردی ستون خصوصی در روزنامه
columna rostrata [ستون های توسکانی با پایه ستون]
there is many a slip between the cup and the lip <proverb> از این ستون به آن ستون فرج است
rudder post ستون تیغه سکان یا ستون پاشنه
cell دریک صفحه گسترده کدی که موقعیت یک خانه را با سط ر و ستون مشخص میکند. معمولاگ سط رها شماره گذاری شده اند و ستون ها بر حسب حروف الفبا هستند
cells دریک صفحه گسترده کدی که موقعیت یک خانه را با سط ر و ستون مشخص میکند. معمولاگ سط رها شماره گذاری شده اند و ستون ها بر حسب حروف الفبا هستند
sighting bar ستون درجه ونک مگسک میله ستون درجه دستگاه نشانه روی اموزشی
band of shaft [چنبره سر ستون اطراف ستون ها]
from pillar to post از این ستون بان ستون
tabulated مرتب کردن متن در ستون هایی با حرکت نشانه گر به هر ستون جدید به صورت خودکار همان طور که متن تایپ میشود
tabulates مرتب کردن متن در ستون هایی با حرکت نشانه گر به هر ستون جدید به صورت خودکار همان طور که متن تایپ میشود
angle-leaf [یکی از چهارشاخه، گوشه ستون ها یا برگ های بیرون زده کنده کاری شده در ته ستون های معماری قرون وسطی]
tabulate مرتب کردن متن در ستون هایی با حرکت نشانه گر به هر ستون جدید به صورت خودکار همان طور که متن تایپ میشود
march outpost نگهبان ستون راهپیمایی پاسدار ستون طلایه یا جلودارستون راهپیمایی
cadre strength column ستون مربوط به استعدادپرسنل یکان ستون استعدادپرسنل کادر
trail formation ارایشات ستون راهپیمایی ارایش حرکت در ستون راهپیمایی
pile ستون ستون لنگرگاه
piled ستون ستون لنگرگاه
line haul زمان لازم برای حمل بار به وسیله ستون زمان حمل باریا زمان حرکت ستون موتوری
bubble cap plate column ستون تقطیر بشقابک فنجانک دار ستون تقطیر با بشقابک وفنجانک حباب
acentrous فاقد ستون پشتی فاقد ستون فقرات
socle پایه ستون برامدگی پایه ستون وامثال ان
barbette ستون نگهدارنده قبضه توپ ستون نگهدارنده قنداق توپ
bubble tray column ستون تقطیر بشقابک دار ستون تقطیر با بشقابک حباب
plinths ته ستون
pillars ستون
shaft ستون
pile ستون پل
shafts ستون
piled ستون پل
piled ستون
stud ستون
pillar ستون
pile ستون
plinth ته ستون
beams ستون
columns ستون
column ستون
beam ستون
acroterium پا ستون
column by column ستون به ستون
columnar در ستون ها
fasciculus gracilis ستون گل
indian file ستون یک
columns ستون ها
single file ستون یک
stanchion ستون
acroter پا ستون
acroterion پا ستون
escape ستون
hypophyge پا ستون
column ستون
column base ته ستون
cantilever bridge ستون پل
astylar بی ستون
overhead سر ستون
indian or single file ستون یک
strut ستون
struts ستون
strutted ستون
staple ستون
stapled ستون
stapling ستون
acantha ستون
army corpa ستون
engaged column ستون مقید
columniation ستون بندی
engaged column نیم ستون
echellon ستون پله
demand side ستون تقاضا
demicolumn نیم ستون
columniform ستون مانند
comment column ستون توضیحی
composite column ستون مرکب
debit side ستون بدهکار
foot block بالشتک ستون
fasciculus cuneatus ستون بورداخ
hypostal ستون دار
hempel column ستون همپل
hatch beam ستون دریچه
half column شبه ستون
half column نیم ستون
guide column ستون راهنما
fractionating column ستون تجزیه
footstall پایه ستون
footstall ازاره یا ته ستون
fifth cloumn ستون پنجم
fasciculus gracilis ستون باریک
hypostyle ستون دار
columned ستون دار
columnar ستون دار
buckstay ستون انکر
bar sight ستون درجه
baluster ستون نرده
architrave گچبری سر ستون
arc boutant ستون قوسی
an engaged column نیم ستون
airmobile column ستون هوارو
air movement column ستون هوایی
absorption column ستون جذب
absorbing column ستون جذب
colonnades ستون بندی
colonnades ردیف ستون
colonnade ستون بندی
card column ستون کارت
column ways راهنمای ستون
column of riflemen ستون تفنگداران
column head بار ستون
column gap شکاف ستون
column formation آرایش ستون
column cover پوشش ستون
column base پایه ستون
colonnette ستون کوچک
colonnette ستون فرعی
closed file ستون بسته
close column ستون جمع
chromatographic column ستون کروماتوگرافی
chapiter تاج ستون
colonnade ردیف ستون
detached ستون مجزا
semi-column نیم ستون
cora [ستون پیکر زن]
conge [بالشتکی سر ستون]
colonnette ستون تزئینی
barley-sugar ستون مارپیچی
applied توکار ستون
vigreaux cloumn ستون ویگرو
vertebral column ستون مهره
detached ستون مستقل
die ازاره ستون
entasis [برآمدگی در ستون ها]
advertising column ستون آگهی
advertising pillar ستون آگهی
jamb-shaft میله ستون
jamb-shaft ستون فرعی
isoculculating column دسته ستون
half-column نیمه ستون
gaine پایه ستون
estipite نیم ستون
vertebral column ستون فقرات
pillar post of battery ستون باتری
pillar of the faith ستون دین
pile foundation فونداسیون ستون
pilaster ستون نما
packed column ستون پر شده
opem column ستون باز
mercury column ستون جیوه
march column ستون راهپیمایی
main column ستون اصلی
longeron ستون طولی
length of column طول ستون
king post ستون جرثقیل
close column ستون بسته
positive column ستون مثبت
pott's disease سل ستون فقرات
principal balustre زیر ستون
stylar ستون وار
streeing column ستون فرمان
storming column ستون حمله
stelar ستون دار
stelar ستون وار
single file یک ردیف ستون
route column ستون راه
route column ستون راهپیمایی
rachis ستون فقرات
echelons ستون پله
pillars ستون ساختن
trunk بدنه ستون
column ستون روزنامه
column ستون نظامی
creditor ستون بستانکار
trunks بدنه ستون
echelon ستون پله
spines ستون فقرات
piling ستون بندی
debtor ستون بدهکار
spine ستون فقرات
debtors ستون بدهکار
pillar ستون ساختن
footpaths پایه ستون
fifth column ستون پنجم
streamer ستون نور
streamers ستون نور
columns ستون روزنامه
booms ستون عمودی
booming ستون عمودی
boom ستون عمودی
keels ستون فقرات
tapering ستون سر باریک
keel ستون فقرات
plinths پایه ستون
footpath پایه ستون
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com