English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 127 (8 milliseconds)
English Persian
press (push) one's luck <idiom> به شانس بستگی داد
Other Matches
luck شانس
chancing شانس
chance شانس
fortunes شانس
fortune شانس
odds شانس
chances شانس
handsel شانس
chanced شانس
unlucky girl آدم بد شانس
(not a) snowball's chance in hell <idiom> بد شانس مطلق
unlucky fellow آدم بد شانس
fortunate خوش شانس
fall on feet <idiom> شانس آوردن
jinx شانس نیاوردن
jinx ادم بد شانس
jinxes ادم بد شانس
jinxes شانس نیاوردن
(not a) ghost of a chance <idiom> حتی یک شانس کوچکی
fortuity قضا وقدر شانس
speeding حالت شانس خوب داشتن
cook one's goose <idiom> شانس کسی رااز اوگرفتن
speed حالت شانس خوب داشتن
caculated risk <idiom> شانس زیاد برای موفقیت
speeds حالت شانس خوب داشتن
Fortunately I wasnt hurt. شانس آوردم . طوریم نشد
To hit a wining streak. شانس آوردن ( درقمار وغیره )
casualism اعتقاد به شانس و تصادف تصادفا"
lose touch with <idiom> از دست دادن شانس ملاقات وارتباط
I dont have an earthly chance. کمترین شانس راروی زمین ندارم
help any one . برایم خوش قدم بود ( شانس آورد )
green thumbed کسیکه در پرورش گیاهان شانس و استعدادخوبی دارد
new deal <idiom> تغییر کامل ،شروع تازه ،شانس دیگر
closure بستگی
concerns بستگی
obturation بستگی
kinship بستگی
bind بستگی
congealment بستگی
congelation بستگی
gelation بستگی
dependance بستگی
concern بستگی
cohesion هم بستگی
deligation بستگی
dependence بستگی
relationships بستگی
relationship بستگی
vicinity بستگی
closures بستگی
binds بستگی
not to have a prayer of achieving something کمترین شانس هم برای بانجام رسانیدن چیزی رانداشتن
figure on <idiom> بستگی دارد به
count on <idiom> بستگی داشتن به
up to <idiom> بستگی داشتن به
syndesis بهم بستگی
total binding energy انرژی بستگی کل
tthrombosis خون بستگی
it depends [on] بستگی دارد [به]
binding energy انرژی بستگی
sidings بستگی بحزب
siding بستگی بحزب
dependency بستگی نیازمندی
dependencies بستگی نیازمندی
binding potential پتانسیل بستگی
liaison بستگی رابطه
liaisons بستگی رابطه
liaised بستگی داشتن
liaise بستگی داشتن
connubiality بستگی زناشویی
connexions بستگی نسبت
liaising بستگی داشتن
connection بستگی نسبت
liaises بستگی داشتن
spoiler تیم بدون شانس دستگاه منحرف کننده هوا در اتومبیل
correlation بستگی دوچیز باهم
oppilation بستن یا بستگی مجرا
co relation بستگی دوچیزباهم دوسوپیوستگی
particularity بستگی بعقاید خاصی
principle of intimacy اصل بهم بستگی
mission critical که شرکت شما به آن بستگی دارد
It all depends on how things develop. بستگی دارد چه پیش بیاید
embolisms انسداد جریان خون بستگی راه رگ
conditional فرآیندی که بستگی به نتیجه دیگری دارد
Depending on how late we arrive ... بستگی به اینکه ساعت چند ما می رسیم ...
embolism انسداد جریان خون بستگی راه رگ
It depends on its quality. بستگی به جنس ( مرغوبیت وکیفیت )آن دارد
unconditional آنچه به هیچ شرطی بستگی ندارد
Consider yourself lucky [fortunate] (that) you weren't on the train at that time. شما باید خودتان را خوش شانس [خوشبخت] در نظر بگیرید [که] در آن زمان در قطار نبودید.
long shot شانس کمی برای برنده شدن دارد نوعی شرط که احتمال بردن ان کم است
deterministic نتیجه فرآیند که بستگی به موقعیتهای اولیه ورودی ها دارد
function فرمول ریاضی که یک نتیجه در آن بستگی به اعداد دیگری دارد
functions فرمول ریاضی که یک نتیجه در آن بستگی به اعداد دیگری دارد
functioned فرمول ریاضی که یک نتیجه در آن بستگی به اعداد دیگری دارد
debt of honour بدهی که پرداخت ان به خوش حسابی بدهکار بستگی دارد
delayed offside تاخیر در اعلام افساید که بستگی به واکنش مدافع دارد
gate دروازهای که یک خروجی منط قی تولید میکند که بستگی به موقعیت ورودی ها دارد
gates دروازهای که یک خروجی منط قی تولید میکند که بستگی به موقعیت ورودی ها دارد
universal time زمان که به گردش زمین بستگی داشته باشد و لذا بطورمطلق یکسان نمیباشد
necessaries در CLمنحصر به مایحتاج اولیه زندگی نبوده بلکه به وضع زن و اطفال بستگی دارد
brute force method روش رفع مشکل که بستگی به قدرت کامپیوتر داردو نه به برنامه نویسی مناسب
undamped نوسان ازاد که تنها به نیروهای داخلی اینرسی الاستیک و وزن بستگی دارد
word perfect یک کلمه پرداز سریع که درچندین نسخه ارائه شده و به کامپیوتر مورد نظر بستگی دارد
unconditional دستوری که کنترل را از یک بخش برنامه به دیگری منتقل میکند , بدون بستگی داشتن به وقوع شرایط ی .
word-perfect یک کلمه پرداز سریع که درچندین نسخه ارائه شده و به کامپیوتر مورد نظر بستگی دارد
scrolls که نحوه عملیات کلیدهای کنترل نمایشگر را تغییر میدهد , کار آنها بستگی به برنامه کاربردی دارد
scroll که نحوه عملیات کلیدهای کنترل نمایشگر را تغییر میدهد , کار آنها بستگی به برنامه کاربردی دارد
random access فایلی که هر رکورد آن به سرعت با آدرسش قابل دستیابی است , بدون جستجو در بقیه فایل و به ممحل قبلی بستگی ندارد
bed factor ضریب بستر که بستگی به وضعیت مواد رسوبی متحرک در کف بستر دارد
logic مدر منط قی که خروجی آن بستگی به وضعیت منط قی ورودی قبل دارد
JK flip flop نوعی flipe=flop با دو ورودی k,g و دو خروجی مخالف که بستگی به ورودی دارند
sequential مدار منط قی که خروجی آن بستگی به وضعیت منط قی ورودی قبلی دارد
garbage اصط لاحی که در آن دقت و کیفیت اطلاع خروجی بستگی به کیفیت ورودی دارد
gates یچ الکترونیکی منط قی که خروجی آن بستگی به وضعیت ورودی ها و نحوه پیاده سازی توابع منط قی دارد
gate یچ الکترونیکی منط قی که خروجی آن بستگی به وضعیت ورودی ها و نحوه پیاده سازی توابع منط قی دارد
gigo اصط لاحی که بیان میکند دقت و کیفیت اطلاع خروجی بستگی به کیفیت ورودی دارد
conditional نقط های که پس از آن برنامه نویس میتواند به انتهای مجموعهای دستور جهش کند که البته بستگی به داده یا وضعیت برنامه دارد
constant displacement pump پمپی با خروجی ثابت که درهر دور گردش مقدار ثابتی سیال جابجا میکند و مقدارجریان تنها بستگی به سرعت گردش ان دارد
checked حرف اضافی در متن ارسالی که بررسی میکند آیا خطایی در متن رخ داده یا یه و مقدار آن به متن بستگی دارد
check حرف اضافی در متن ارسالی که بررسی میکند آیا خطایی در متن رخ داده یا یه و مقدار آن به متن بستگی دارد
checks حرف اضافی در متن ارسالی که بررسی میکند آیا خطایی در متن رخ داده یا یه و مقدار آن به متن بستگی دارد
abram's law این قانون حاکی از اینست که مقاومت یک ملات یا بتن بستگی به وزن اب وبه وزن سیمان در مخلوط ملات دارد
rug condition [وضعیت ظاهری و ارزش واقعی فرش که به عوامل مختلفی از جمله اندازه، رنگ، عدم پارگی نخ هاخسارت ناشی از بیدزدگی، نداشتن ریشه تقلبی، ارتفاع پرز مناسب و غیره بستگی دارد.]
civicism اصول حکومت کشوری بستگی ووفاداری باصول یاحقوق حکومت کشوری
labor theory of value براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
minor border حاشیه فرعی [حاشیه کناری] [این طرح بصورت نواری باریک در کنار حاشیه اصلی قرار دارد و تعداد آن بستگی به محل بافت و نوع طرح متفاوت است. معمولا بین دو تا هشت عدد متغیر است.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com