English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 124 (9 milliseconds)
English Persian
wear off/away <idiom> به مرور محو شدن
Search result with all words
review مرور
review بررسی کردن مرور
reviewed مرور
reviewed بررسی کردن مرور
reviewing مرور
reviewing بررسی کردن مرور
reviews مرور
reviews بررسی کردن مرور
revision تجدید نظر مرور
revisions تجدید نظر مرور
traffic عبور و مرور
trafficked عبور و مرور
trafficking عبور و مرور
traffics عبور و مرور
rehearsal مرور ذهنی
rehearsals مرور ذهنی
safe conduct جواز عبور و مرور درمنطقه نظامی
safe conducts جواز عبور و مرور درمنطقه نظامی
safe-conducts جواز عبور و مرور درمنطقه نظامی
tract مرور
tracts مرور
perusal مرور
pert Technique Review Evaluationand Program فن ارزیابی و بررسی برنامه Technique Review Evaluationand Project روش مرور و ارزیابی پروژه
tolled حق عبور یا حق ارتفاق ساقط شده در اثر مرور زمان
prescription دستورالعمل نسخه حق مالکیت در نتیجه تصرف طولانی و بلامعارض مرور زمان
prescription مرور زمان
prescriptions دستورالعمل نسخه حق مالکیت در نتیجه تصرف طولانی و بلامعارض مرور زمان
prescriptions مرور زمان
glance نظراجمالی مرور
glanced نظراجمالی مرور
glances نظراجمالی مرور
scan اجمالا مرور کردن
scanned اجمالا مرور کردن
scans اجمالا مرور کردن
lapse انصراف مرور
lapse استفاده از مرور زمان
lapse از مدافتادن مشمول مرور زمان شدن
lapses انصراف مرور
lapses استفاده از مرور زمان
lapses از مدافتادن مشمول مرور زمان شدن
lapsing انصراف مرور
lapsing استفاده از مرور زمان
lapsing از مدافتادن مشمول مرور زمان شدن
curfew زمان قطع عبور و مرور قرق
curfews زمان قطع عبور و مرور قرق
once over مرور
once-over مرور
air traffic control کنترل عبور و مرور هوایی
air-traffic control کنترل عبور و مرور هوایی
scroll مرور کردن
scrolls مرور کردن
access structures ساختمانهای عبور و مرور
acquisitive prescription مرور زمان مملک
air movement section قسمت کنترل عبور و مرور هوایی
air traffic regulation and identificatio سیستم تشخیص و کنترل عبورو مرور هوایی
airfield traffic عبور و مرور فرودگاه
airfield traffic عبورو مرور در فرودگاه
barred by statute مشمول مرور زمان
time barred مشمول مرور زمان
bus traffic عبور و مرور اتوبوسها
cone penetrometer وسیله تعیین مقاومت خاک برای عبور و مرور خودروها
creative prescription مرور زمان ایجاد حق
curfew period ساعات منع عبور و مرور
diacoustics علم مرور وشکست صدا
ecquisitive prescription مرور زمان مملک
elapsation ازدست رفتن حق به واسطه مرور زمان
eligible traffic عبور و مرور مجاز
extinctive prescription مرور زمان اسقاط حق
go over مرور کردن
go through مرور کردن
imprescriptible وابسته به اموال حقوقی که مشمول مرور زمان نیست غیر مشمول مرور زمان تجویز نشده
inbound traffic مسیر عبور و مرور وسایل نقلیه یا کشتی و هواپیما درخارج از کشور
informal design review مرور غیررسمی طرح
lapse of time مرور زمان
limitation act قانون مرور زمان
limitation of actions مرور زمان دعاوی
limitation of actions در CLقوانین مربوط به مرور زمان در مجموعهای بنام limitation of Statues جمع اوری شده است
limitation period مدت مرور زمان
negative prescription مرور زمان مسقط
negative prescription مرور زمان اسقاط حق
period of prescription مدت مرور زمان
pointsman عبور و مرور که دریک نقطه ایستاده
positive prescription مرور زمان مملک
positive prescription مرور زمان ایجاد حق
prescribe to استناد به مرور زمان دراثبات ادعا
reviewal مرور
revisal مرور
road discipline مقررات عبور و مرور روی جاده
run over مرور کردن
statute of limitation مرور زمان
statute of limitations قانون مرور زمان
statutory limitation قانون مرور زمان
time lapse مرور زمان
to run over مرور کردن زیر گرفتن
traffic control کنترل عبور و مرور
traffic court دادگاه عبور و مرور
traffic cut تقاطع دو جریان عبور و مرور
traffic density تکاشف عبور و مرور
traffic density تراکم عبور و مرور
traffic density شدت عبور و مرور
Other Matches
traffic post پست کنترل و عبور مرور پاسگاه کنترل عبور و مرور
overview مرور
overviews مرور
turn over مرور کردن
rub up مرور کردن
die out <idiom> به مرور از بین رفتن
relived در ذهن مرور کردن
relives در ذهن مرور کردن
traffic lane مسیر عبور و مرور
reliving در ذهن مرور کردن
traffic intensity شدت عبور و مرور
traffic peak حداکثر عبور و مرور
relive در ذهن مرور کردن
traffic sign علامت عبور و مرور
to be under curfew در منع عبور و مرور بودن
wear thin <idiom> به مرور زمان لاغر شدن
access structures ساختمان های قابل عبور و مرور
to scrape up [money] چیزی را به مرور زمان کم کم جمع کردن [پول]
brush up on something <idiom> تکرار(مرور)چیزی که ازقبل یادگرفته شده
pelican crossing دکمه ای که با زدن آن عبور و مرور قطع میشود
patina [جرم، کبره و کثیف شدن الیاف پشم در اثر مرور زمان]
walkthrough جلسه بررسی که در ان یک مرحله از توسعه سیستم یابرنامه برای معرفی کردن خطاها مرور میشود
scale فلس پشم [این عامل اصلی کهنه جلوه نمودن فرش در اثر کنده شدن فلس از سطح پشم در اثر مرور زمان و راه رفتن بر روی فرش می باشد.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com