Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 209 (12 milliseconds)
English
Persian
advalorem
به نسبت قیمت
Search result with all words
arc elasticity of demand
= Eنسبت فوق نسبت مقدار تقاضابه قیمت کالاست
cross elasticity of demand
درصدتغییر تقاضای یک کالا نسبت به درصد تغییر قیمت کالای دیگر فرمول کشش متقاطع عبارت است از :
currency depreciation race
تخفیف قیمت پول رایج کشور نسبت به پول سایرممالک که باعث افزایش صادرات میشود
demand elasticity
درصد تغییرتقاضای یک کالا نسبت به درصد تغییر قیمت ان کالا
demonetization
تنزل ارزش پول نسبت به قیمت قانونی خود
mark up price inflation
تورم ناشی از افزایش قیمت نسبت به هزینه
price ratio
نسبت قیمت
knot ratio
نسبت تعداد گره
[این کسر جهت مقایسه تراکم گره در طول و عرض بافت بکار رفته و عاملی جهت تعیین قیمت فرش می باشد.]
Other Matches
kinked demand curve
و اگر فروشنده قیمت کالا راکاهش دهد فروش وی بیشترنخواهد شد زیرا سایرفروشندگان قیمت خود راپائین اورده و از کاهش قیمت تبعیت میکنند .
reserve price
قیمت پنهانی
[در حراجی های فرش و در بازارهای خارج استفاده می شود یعنی صاحب فرش، یک قیمت حداقل در نظر می گیرد و اگر در مزایده قیمت پیشنهادی از آن پایین تر باشد، از فروش امتناع می کند.]
current standard cost
مقیاس سنجش قیمت کالای تولیدی یا مواد اولیه با قیمت پایه است
cost plus pricing
تعیین قیمت فروش با افزودن ضریب مخصوص منفعت به قیمت تمام شده
leverage
نسبت بدهی به دارائی خالص تغییر نسبت غیر معین
lift fan
توربوفنی که با نسبت کنارگذارزیاد تنها بمنظور افزایش نسبت برا به تراست بکاررود
ohm's law
جریان در یک مدار با ولتاژ نسبت مستقیم وبا مقاومت نسبت عکس دارد
unbundled software
نرم افزاری که قیمت آن همراه با قیمت قطعه نیست
liftjet
توربوفن یا توربوجتی بسیارسبک وزنی با نسبت کنارگذرکم که تنها بمنظور افزایش نسبت برا به تراست بکارمیرود
underprice
قیمت پایین تراز قیمت بازار
attributable
قابل نسبت دادن نسبت دادنی
prorata
برحسب نسبت معین بهمان نسبت
value added
قیمت یا ارزش افزوده شده قیمت یک محصول در بازاربدون توجه به ارزش مواداولیه یی که در تولید ان به کار رفته است
stock watering
سهام تاسیسات گرانقیمتی رابا قیمت اختیاری در بورس فروختن که مالا" به تقلیل قیمت سایر سهام منتهی شود
list price
فهرست قیمت اجناس فهرستی که در ان قیمت اجناس یا اگهی ویاکالاهای تجارتی رانوشته اند
paasche price index
یعنی حاصلضرب قیمت و مقدار پایه بخش برحاصلضرب قیمت و مقدار درسال جاری
normal price
قیمت عادی قیمت معمولی
last price
اخرین قیمت حداقل قیمت
shadow price
شبه قیمت قیمت ضمنی
nationallism
مکتب ملیت اعتقاد به برتری یک ملت نسبت به ملل دیگر و لزوم وفاداری مطلق هر تابع نسبت به ملیت خود
quantum valebat
در مواقعی که جنسی بدون تعیین قیمت دقیق فروخته و شرط شود که قیمت بر مبنای قاعده فوق بعدا" پرداخت شود
spiral of wages and prices
حرکت تسلسلی مزدها و قیمت ها مارپیچ مزدها و قیمت ها
tacit collusion
حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
marginal cost pricing
قیمت گذاری بر مبنای هزینه نهائی قیمت معادل هزینه نهائی
trover
دعوی مطالبه قیمت مال مغصوب دعوی مطالبه قیمت مال مورد استفاده بلاجهت
pigou effect
اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
cost,insurance,freight and exchange(cif&
قیمت
values
قیمت
valueless
بی قیمت
valuing
قیمت
value
قیمت
bourse
قیمت
equivalent
هم قیمت
equivalents
هم قیمت
price limit
حد قیمت
all in price
قیمت کل
price line
خط قیمت
cif
قیمت
wage price guideline
قیمت
wage price spiral
قیمت
above rubies
بی قیمت
nominal
کم قیمت
PR
قیمت
At the price of. At the cost of .
به قیمت
set (one) back
<idiom>
قیمت
priceless
بی قیمت
cost
قیمت
prices
قیمت
invalued
بی قیمت
worth
قیمت
quotation
قیمت
quotations
قیمت
price
قیمت
high priced
پر قیمت
treasure
ذی قیمت
rate
نسبت
format
نسبت
bearing
نسبت
in respect of
نسبت به
rapport
نسبت
in the ratio of
به نسبت
towards
نسبت به
formats
نسبت
quotients
نسبت
uncross
نسبت
rates
نسبت
ratio
نسبت
quotient
نسبت
in respect of
به نسبت
in regard to
نسبت به
in regard of
نسبت به
as compared to
نسبت به
t ratio
نسبت تی
in proprotion to
نسبت به
apropos of
نسبت به
in connexion with
نسبت به
the rat of to
نسبت دو به سه
respect
نسبت
in relation to
نسبت به
proportions
نسبت
proportion
نسبت
respects
نسبت
kinship
نسبت
In the ration lf one to ten .
به نسبت یک به ده
In what proportion ?
به چه نسبت ؟
to
تا نسبت به
relational
نسبت
with respect to
نسبت به
cognation
نسبت
relation
نسبت
ratios
نسبت
proportional
به نسبت
than
نسبت به
price stability
تثبیت قیمت
accounting price
قیمت محاسبه
accounting price
قیمت حسابداری
absolute price
قیمت مطلق
price stability
ثبات قیمت
price stabilization
تثبیت قیمت
appraisal
تعیین قیمت
repurchase price
قیمت بازخرید
price support
حمایت قیمت
price support
تایید قیمت
fair price
قیمت مناسب
price stabilization
ثبات قیمت
actual price
قیمت واقعی
high dollar value
سنگین قیمت
price list
لیست قیمت
fair price
قیمت منصفانه
price reduction
کاهش قیمت
fair price
قیمت عادلانه
pricing
قیمت گذاری
regular price
قیمت عادی
advalorem
از روی قیمت
pricer
قیمت گذار
price responsiveness
کشش قیمت
costing
قیمت گذاری
freightage
قیمت حمل
price list
فهرست قیمت
price system
نظام قیمت
proper price
قیمت عادله
final price
قیمت نهائی
final price
اخرین قیمت
historical cost
قیمت متعادل
historical cost
قیمت بازار
highest price
بیشترین قیمت
highest price
بالاترین قیمت
values
قیمت کردن
high value
گران قیمت
fixed price
قیمت ثابت
value
قیمت کردن
price level
سطح قیمت
reasonable price
قیمت عادله
reasonable price
قیمت معقول
price tag
اتیکت قیمت
price theory
نظریه قیمت
appraisals
تعیین قیمت
worthless
ناچیز و بی قیمت
prizer
قیمت گذار
fair price
قیمت بیطرفانه
considerations
جایزه قیمت
consideration
جایزه قیمت
purchase money
قیمت جنس
fair value
قیمت عادله
peasonable price
قیمت عادله
valuing
قیمت کردن
offering price
قیمت پیشنهادی
nominal price
قیمت اسمی
claimers
اسبهای هم قیمت
diseconomy
ترقی قیمت ها
close price
قیمت نزدیک
net price
قیمت خالص
net cash
قیمت مقطوع
just price
قیمت عادلانه
minimum price
حداقل قیمت
incentive price
قیمت محرک
nominal price
قیمت عادی
normal price
قیمت عادی
cash price
قیمت نقدی
catalogue price
قیمت کاتالوگ
normal price
قیمت متعارف
nominal value
قیمت اسمی
charm price
قیمت چشمگیر
incentive price
قیمت تشویقی
competitive price
قیمت رقابتی
competitive price
قیمت جاری
minimum price
کمترین قیمت
low price
قیمت کمتر
low price
قیمت پائین
list price
قیمت فاکتور
cost push
فشار قیمت
last price
قیمت اخر
cost unit
قیمت واحد
cut rate
تنزل قیمت
price floor
حداقل قیمت
current price
قیمت جاری
least price
حداقل قیمت
mark down
تنزل قیمت
mark down
کاهش قیمت
middle price
قیمت حد وسط
middle price
قیمت متوسط
constant cost
قیمت ثابت
mean price
قیمت متوسط
market value
قیمت بازار
market price
قیمت بازار
just price
قیمت منصفانه
conversion price
قیمت تبدیل
decrease in value
نقص قیمت
mark up
افزایش قیمت
half fare
نصف قیمت
monopoly price
قیمت انحصاری
factor price
قیمت عوامل
at par
به قیمت اسمی
price freeze
تثبیت قیمت ها
price elasticity
حساسیت قیمت
price elasticity
کشش قیمت
average price
قیمت متوسط
average price
میانگین قیمت
average revenue
قیمت عادی
price effect
اثر قیمت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com