English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 20 (5 milliseconds)
English Persian
tea was served round به همه چای دادند
Search result with all words
automate نصب ماشین هایی که کار نهایی را که قبلاگ افراد انجام می دادند انجام دهند
automated نصب ماشین هایی که کار نهایی را که قبلاگ افراد انجام می دادند انجام دهند
automates نصب ماشین هایی که کار نهایی را که قبلاگ افراد انجام می دادند انجام دهند
automating نصب ماشین هایی که کار نهایی را که قبلاگ افراد انجام می دادند انجام دهند
golden horde سپاهیان مغول که در قرن سیزدهم اروپای شرقی رامورد تاخت و تاز قرار دادند
landwehr بخشی از ارتش المان وکشورهای دیگر که خدمت زیرپرچم را انجام دادند
prestation خدمتی که درزمان پیشین دربرابرمالیات انجام می دادند
the vessel was put a bout جهت کشتی را تغییر دادند کشتی را برگردانند
the wheat was scanted گندم را کم کم بیرون دادند
we were ordered to stay دستور دادند بمانیم
They shook hand and made up. با یکدیگر دست دادند وآشتی کردند
The demonstrators were waving the flags. تظاهر کنندگان پرچمها راتکان می دادند
I was tipped off . به من رساندند (خصوصی خبر دادند ؟محرمانه اطلاع دادند )
The crowd was pressing against the gate . جمعیت به درورودی فشار می دادند
We were admitted gratis . مفتی راهمان دادند
I heard it through the grapevine. افرادی به طورغیر رسمی به من آگاهی دادند.
The passenger was admitted into the USA. به مسافر اجازه ورود به ایالات متحده آمریکا را دادند.
almonry [قسمتی از ساختمان که خیرات و صدقات را در آنجا می دادند.]
They gave me permission by way of an exception ... آنها به من استثنأ اجازه دادند ...
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com