English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
magnetic test coil بوبین ازمایش مغناطیسی
Other Matches
magnetic induction چگالی شار مغناطیسی اندوکسیون مغناطیسی چگالی میدان مغناطیسی چگالی خطوط قوای مغناطیسی
use testing ازمایش عمر قانونی ازمایش مدت متوسط دوام وسایل
pilot method عمل ازمایش سیستم کامپیوتری در یک ناحیه بجای ازمایش ان در محدوده گستردهای از فعالیت ها
tryout ازمون برای گزیدن نامزدمسابقات یانمایش وغیره ازمایش درجه استعداد ازمایش
assays محک زدن تحقیق و ازمایش کردن ازمایش فلز
assay محک زدن تحقیق و ازمایش کردن ازمایش فلز
flight test ازمایش پرواز یا ازمایش امادگی پرتاب موشک
continous immersion test ازمایش فروبری دائمی ازمایش غوطه وری
test element دستگاه ازمایش کننده عنصر ازمایش مدار
insulation test ازمایش ایزولاسیون ازمایش عایق بندی
soil examination بررسی و ازمایش زمین ازمایش خاک
solenoid بوبین
choke oil بوبین
winding bobbin بوبین
grid coil بوبین
leak coil بوبین عرضی
idle coil بوبین کور
main coil بوبین اصلی
coil section مقطع بوبین
coil resistance مقاومت بوبین
coil form شکل بوبین
coil form نوع بوبین
coil core هسته بوبین
coil capacity فرفیت بوبین
measuring coil بوبین سنجش
hexagonal coil بوبین شش گوش
inductor بوبین اندوکسیون
telephone transformer بوبین اندوکسیون
inductor coil بوبین اندوکتور
induction coil بوبین اندوکسیون
inductance coil بوبین اندوکسیون
low loss coil بوبین با تلفات کم
bobbin بوبین نخ تار
induction coils بوبین اندوکسیون
service test ازمایش از وضعیت تجهیزات و وسایل پشتیبانی ازمایش امادگی رزمی وسایل
coiled حلقه کردن بوبین
air cored coil بوبین با هسته هوایی
induction heating coil بوبین گرمایش القائی
coils حلقه کردن بوبین
magnetic coil بوبین میراکننده جرقه
coil field میدان مفناطیسی بوبین
coil حلقه کردن بوبین
overcurrent coil بوبین جریان زیاد
coil winding سیم پیچی بوبین
mediums مادهای که الگوی فلوی مغناطیسی را پس از اثر میدان مغناطیسی برمی گرداند.
medium مادهای که الگوی فلوی مغناطیسی را پس از اثر میدان مغناطیسی برمی گرداند.
soft که اثرات مغناطیسی خود را هنگام حذف از میدان مغناطیسی از دست بدهد
softer که اثرات مغناطیسی خود را هنگام حذف از میدان مغناطیسی از دست بدهد
softest که اثرات مغناطیسی خود را هنگام حذف از میدان مغناطیسی از دست بدهد
ferromagnetic material هر مادهای که بار مغناطیسی را نگه می دارد بتواند مغناطیسی شود
magnetic tape پلاستیک باریک پوشیده شده از ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنال
magnetic tapes پلاستیک باریک پوشیده شده از ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنال
tapes پلاستیک باریک و کوتاه پوشیده شده از یک ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنالها
record گیرندهای که سیگنالهای الکتریکی را به مغناطیسی تبدیل میکند تا داده را روی رسانه مغناطیسی بنویسد
magnetic ink character recognition تشخیص کاراکترهای جوهرمغناطیسی بازشناسی کاراکتربا جوهر مغناطیسی دخشه شناسی مرکب مغناطیسی
tape پلاستیک باریک و کوتاه پوشیده شده از یک ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنالها
degauss پاک کردن فیلدها مغناطیسی زیادی از دیسک یا نوار مغناطیسی یا نوک خواندن / نوشتن
taped پلاستیک باریک و کوتاه پوشیده شده از یک ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنالها
magnetic skin effect جابجایی فوران مغناطیسی اثر پوستی مغناطیسی
confident test ازمایش قابلیت اطمینان ازمایش اطمینان از عمل یکان
flight test ازمایش هواپیما برای پرواز ازمایش پرواز کردن
creep test ازمایش خزش در درجه حرارت عادی ازمایش خزش
magnetic blowout خاموش کردن مغناطیسی وزش مغناطیسی
permalloy خانوادهای ار الیاژهای اهن و نیکل که از نظر مغناطیسی نرم میباشند و تحت نیروهای مغناطیسی کم نفوذپذیری وگذردهی زیادی از خود نشان میدهند
magnaflux نام انحصاری تست غیرمخربی برای مواد مغناطیسی بااستفاده از میدانهای مغناطیسی و مواد فلورسان
environmental test ازمایش محیط زیست ازمایش محیط فیزیکی
tube tester دستگاه ازمایش لامپ ازمایش کننده لامپ
magnetic deflector یکسوکننده مغناطیسی اشکارساز مغناطیسی
magnetic ritation گردش مغناطیسی دوران مغناطیسی
magnetic reluctance مقاومت مغناطیسی رلوکتانس مغناطیسی
magnetic flow فوران مغناطیسی فلوی مغناطیسی
magnetic flux density چگالی شار مغناطیسی چگالی خطوط قوا اندوکسیون مغناطیسی
inductive earthing زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
magnetic nuclear resonance تشدید مغناطیسی هسته رزونانس مغناطیسی هسته
magnetic flux فلوی مغناطیسی شار القاء شار مغناطیسی
dispersion پراکندگی شار مغناطیسی پراکندگی فوران مغناطیسی
reluctivity مقاومت مغناطیسی ویژه ضریب مقاومت مغناطیسی
assay ازمایش
testing ازمایش
vetting ازمایش
checking ازمایش
shied ازمایش
examen ازمایش
experimenting ازمایش
shy ازمایش
assays ازمایش
shyer ازمایش
screening ازمایش
experimentation ازمایش
shyest ازمایش
shying ازمایش
experiment ازمایش
experiments ازمایش
experimented ازمایش
shies ازمایش
tested ازمایش
trial ازمایش
trials ازمایش
tests ازمایش
g ازمایش
buzzer test ازمایش بیرز
burn in ازمایش روشن
testing time زمان ازمایش
bulging test ازمایش برامدگی
cadmium test ازمایش با کادمیم
material testing ازمایش مصالح
rattler test ازمایش تورق
temptation ازمایش امتحان
buckling test ازمایش خمشی
to bring to the proof ازمایش کردن
break proof ازمایش شکست
beta testing ازمایش بتا
beta test ازمایش بتا
automatic testing ازمایش خودکار
chalktest ازمایش اب ناپذیری با گچ
check point نقطه ازمایش
compressive test ازمایش تحکیم
probational ازمایش امتحان
probationership ازمایش کاری
preliminary test ازمایش مقدماتی
tested ازمایش کردن
comparison test ازمایش مقایسهای
consolidation test ازمایش تحکیم
hydraulic pressure test ازمایش فشار اب
cold water test pressure ازمایش فشار اب
insulation voltage فشار ازمایش
program testing ازمایش برنامه
psychometry ازمایش هوش
test ازمایش کردن
hardness test ازمایش سختی
random test ازمایش نامنظم
random test ازمایش پیشامدی
automatic check ازمایش خودکار
torsion test ازمایش پیچش
blank experiment ازمایش مچ گیری
gauged ازمایش کردن
gauge ازمایش کردن
intelligence test ازمایش هوش
temptations ازمایش امتحان
experience تجربه ازمایش
experiences تجربه ازمایش
experiencing تجربه ازمایش
approve ازمایش کردن
gauges ازمایش کردن
examining ازمایش کردن
examines ازمایش کردن
examined ازمایش کردن
try سنجیدن ازمایش
tries سنجیدن ازمایش
inspection test ازمایش کار
weathring test ازمایش فرسایش
examination امتحان ازمایش
examinations امتحان ازمایش
approves ازمایش کردن
approving ازمایش کردن
trier ازمایش کننده
trial and erroe ازمایش و خطا
triable ازمایش کردنی
trial ازمایش امتحان
trials ازمایش امتحان
furnace بوته ازمایش
furnaces بوته ازمایش
quizzes ازمایش کردن
quiz ازمایش کردن
absorption test ازمایش جذب
image test ازمایش تصویر
trial and error ازمایش و خطا
trial and error ازمایش ولغزش
triers ازمایش کننده
izod test ازمایش ایزود
two stage experiment ازمایش دو مرحلهای
turing's test ازمایش تورینگ
gaff ازمایش سخت
triaxial test ازمایش سه بعدی
triaxial shear test ازمایش سه محوری
impact test ازمایش ضربه
alpha testing ازمایش الفا
rattler test ازمایش تردی
drop test ازمایش ضربهای
examination of the soil ازمایش خاک
experimental design طرح ازمایش
spot test ازمایش فوری
retrials ازمایش مجدد
retrial ازمایش مجدد
experimentalist اهل ازمایش
explosion proof ازمایش- انفجار
test hole چاه ازمایش
stripping test ازمایش زدودن
evaluation score نمره ازمایش
test model نمونه ی ازمایش
test tube لوله ازمایش
doubling test ازمایش تا شویی
test cases قضیه در ازمایش
drift test ازمایش رانش
test case قضیه در ازمایش
drop test ازمایش سقوطی
gage ازمایش کردن
load test ازمایش بار
stripping test ازمایش زدودگی
system testing ازمایش سیستم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com