English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 151 (8 milliseconds)
English Persian
margin بودجه احتیاطی
margins بودجه احتیاطی
Other Matches
res ipsa loquitur این عبارت در دعاوی مربوط به جرم ناشی از بی احتیاطی و درحالاتی بکار می رود که برای اثبات بی احتیاطی هیچ دلیلی لازم نباشد
appropriation بودجه مصوبه برای هزینه اعتبارات پیش بینی شده در بودجه توزیع درامد خالص به حسابهای مختلف
precautionary demand for money تقاضای احتیاطی برای پول تقاضا برای پول بمنظورانگیزه احتیاطی
forgetfulness بی احتیاطی
provisory احتیاطی
cautionary احتیاطی
injudiciousness بی احتیاطی
inconsiderateness بی احتیاطی
incautiousness بی احتیاطی
contingencies احتیاطی
improvidence بی احتیاطی
imprudence بی احتیاطی
precautionary احتیاطی
incaution بی احتیاطی
contingency احتیاطی
unwariness بی احتیاطی
discretionary احتیاطی
indiscretions بی احتیاطی
want of precaution بی احتیاطی
indiscretion بی احتیاطی
improvidently از روی بی احتیاطی
carelessly از روی بی احتیاطی
per incuriam به علت بی احتیاطی
buffer stock موجودی احتیاطی
precautions اقدام احتیاطی
contingency fund وجوه احتیاطی
contingency insurance بیمه احتیاطی
detention pending trial توقیف احتیاطی
imprudently از روی بی احتیاطی
incautiously از روی بی احتیاطی
precaution اقدام احتیاطی
precautionary motive انگیزه احتیاطی
preventive action اقدامات احتیاطی
preventive detention توقیف احتیاطی
protective measures تدابیر احتیاطی
provident fund وجوه احتیاطی
riding slip خفت احتیاطی
reserve fund سرمایه احتیاطی
precautionary measures اقدامات احتیاطی
measure of prevention اقدام احتیاطی
Precautionary measures. اقدامات احتیاطی
indiscreetly از روی بی احتیاطی
safety precaution پیش بینیهای احتیاطی
contingency cover بیمه حمل احتیاطی
caveat پیش بینی احتیاطی
caveats پیش بینی احتیاطی
fund تنخواه ذخیره وجوه احتیاطی صندوق
funded تنخواه ذخیره وجوه احتیاطی صندوق
contingent fund اعتبار هزینههای پیش بینی نشده ذخیره احتیاطی
unfunded بی بودجه
possibilities line خط بودجه
budget line خط بودجه
budgeted بودجه
budgets بودجه
appropriation symbol کد بودجه
budget بودجه
family budget بودجه خانواده
appropriation اختصاص بودجه
annual budget بودجه سالانه
administrative budget بودجه اداری
fixed budget بودجه ثابت
budget process فرایند بودجه
household budget بودجه خانوار
government dificit surplus کسر بودجه
state budget بودجه دولت
family budget بودجه خانوار
financial budget بودجه مالی
government budget بودجه دولت
flexible budget بودجه متغیر
deficits کسر بودجه
budgetary مربوط به بودجه
variable budget بودجه متغیر
unified budget بودجه واحد
unbalanced budget بودجه نامتوازن
program budget بودجه برنامهای
preliminary budget بودجه ابتدائی
preliminary budget بودجه مقدماتی
operating budget بودجه عملیاتی
national budget بودجه ملی
municipal budget بودجه شهرداری
military funds بودجه نظامی
budgeting بودجه ریزی
deficit کسر بودجه
cash budget بودجه نقدی
budget period زمان بودجه
budget process مراحل بودجه
budget surplus مازاد بودجه
budget surplus اضافه بودجه
budgetary appropriations تخصیص بودجه
budgetary control کنترل بودجه
budget determinant تعیین بودجه
budget period دوره بودجه
budget ceiling سقف بودجه
budget expenditures مخارج بودجه
budget comittee گروه بودجه
budget constraint محدودیت بودجه
budget credit اعتبار بودجه
budget cycle گردش بودجه
budget cycle مراحل بودجه
budget data اطلاعات بودجه
budget deficit کسری بودجه
budget deficit کسر بودجه
budget execution اجرای بودجه
budget bureau دفتر بودجه
capital budget بودجه سرمایهای
capital budget بودجه تاسیساتی
budget balance تعادل بودجه
balanced budget بودجه متوازن
appropriation limitation محدودیت بودجه
current budget بودجه جاری
budget balance توازن بودجه
cyclical budget بودجه ادواری
development budget بودجه عمرانی
cyclical budget بودجه دورانی
apportionment واگذاری سهمیه بودجه
The budget deficit of 1980 . کسر بودجه سا ل1980
capital budgeting بودجه بندی سرمایه
budget directive دستورالعمل تهیه بودجه
cyclically balanced budget بودجه متوازن ادواری
flexible budget بودجه انعطاف پذیر
deficit financing تامین کسر بودجه
budget classification طبقه بندی بودجه
budgeteer تهیه کننده بودجه
operating budget بودجه بهره برداری
budgeter تهیه کننده بودجه
naval appropriation bill بودجه نیروی دریایی
command budget estimate براورد بودجه یکان
national economic budget بودجه اقتصادی ملی
balanced budget theorem قضیه بودجه متوازن
financing بودجه چیزی را تهیه کردن
finance بودجه چیزی را تهیه کردن
financed بودجه چیزی را تهیه کردن
finances بودجه چیزی را تهیه کردن
preliminary budget forecast پیش بینی مقدماتی بودجه
provide for in the budget در بودجه پیش بینی کردن
The welfare budget has been cut down. از بودجه رفاهی مقداری زده اند
budgetary control کنترل اجرای بودجه در واحدهای مملکتی
planning programming budgetting نظام برنامه ریزی بودجه برنامهای
multiplier effect of a balanced budget اثر بهم فزاینده بودجه متوازن
competroller سازمان کنترل اسناد و بودجه و اعتبارات
balanced budget multiplier ضریب بهم فزاینده بودجه متوازن
appropriation language شرح جزئیات بودجه و منظوراز تخصیص ان
to p for a sum in the budget مبلغی را بودجه پیش بینی کردن
deficit financing تامین مالی از راه کسر بودجه
capital budget بودجه اصلاحات و ایجاد تاسیسات جدید
peace dividend ازبین رفتن بودجه دفاعی دراواخر سال ۱۹۸۰
injudiciously بیخردانه ازروی بیخردی یا بی عقلی ازروی بی احتیاطی
slush fund بودجه یا پولیکه برای رشوه دادن یا تطمیع و غیره کنار گذاشته میشود
slush funds بودجه یا پولیکه برای رشوه دادن یا تطمیع و غیره کنار گذاشته میشود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com