English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 112 (6 milliseconds)
English Persian
cyclical budget بودجه ادواری
Search result with all words
cyclically balanced budget بودجه متوازن ادواری
Other Matches
appropriation بودجه مصوبه برای هزینه اعتبارات پیش بینی شده در بودجه توزیع درامد خالص به حسابهای مختلف
cycloid ادواری
cyclothymic ادواری خو
perdiodical insanity جنون ادواری
periodical insane مجنون ادواری
cyclothymia ادواری خویی
aperiodic غیر ادواری
cyclical unemployment بیکاری ادواری
cyclical fluctuations نوسانات ادواری
cyclical fluctuation نوسانهای ادواری
circular psychosis روان پریشی ادواری
budget line خط بودجه
possibilities line خط بودجه
appropriation symbol کد بودجه
budget بودجه
unfunded بی بودجه
budgeted بودجه
budgets بودجه
municipal budget بودجه شهرداری
variable budget بودجه متغیر
cyclical budget بودجه دورانی
budget deficit کسر بودجه
unified budget بودجه واحد
current budget بودجه جاری
preliminary budget بودجه ابتدائی
budgetary appropriations تخصیص بودجه
cash budget بودجه نقدی
capital budget بودجه سرمایهای
budgetary control کنترل بودجه
capital budget بودجه تاسیساتی
unbalanced budget بودجه نامتوازن
program budget بودجه برنامهای
operating budget بودجه عملیاتی
national budget بودجه ملی
military funds بودجه نظامی
household budget بودجه خانوار
government dificit surplus کسر بودجه
state budget بودجه دولت
government budget بودجه دولت
flexible budget بودجه متغیر
fixed budget بودجه ثابت
financial budget بودجه مالی
family budget بودجه خانوار
family budget بودجه خانواده
development budget بودجه عمرانی
preliminary budget بودجه مقدماتی
margins بودجه احتیاطی
appropriation limitation محدودیت بودجه
balanced budget بودجه متوازن
budget balance تعادل بودجه
budget balance توازن بودجه
budget bureau دفتر بودجه
budget ceiling سقف بودجه
budget comittee گروه بودجه
budget constraint محدودیت بودجه
appropriation اختصاص بودجه
budgetary مربوط به بودجه
margin بودجه احتیاطی
budgeting بودجه ریزی
deficit کسر بودجه
deficits کسر بودجه
administrative budget بودجه اداری
annual budget بودجه سالانه
budget credit اعتبار بودجه
budget cycle گردش بودجه
budget data اطلاعات بودجه
budget period دوره بودجه
budget expenditures مخارج بودجه
budget period زمان بودجه
budget process فرایند بودجه
budget execution اجرای بودجه
budget process مراحل بودجه
budget determinant تعیین بودجه
budget cycle مراحل بودجه
budget deficit کسری بودجه
budget surplus اضافه بودجه
budget surplus مازاد بودجه
operating budget بودجه بهره برداری
national economic budget بودجه اقتصادی ملی
naval appropriation bill بودجه نیروی دریایی
budgeter تهیه کننده بودجه
The budget deficit of 1980 . کسر بودجه سا ل1980
apportionment واگذاری سهمیه بودجه
capital budgeting بودجه بندی سرمایه
deficit financing تامین کسر بودجه
budget directive دستورالعمل تهیه بودجه
balanced budget theorem قضیه بودجه متوازن
flexible budget بودجه انعطاف پذیر
command budget estimate براورد بودجه یکان
budgeteer تهیه کننده بودجه
budget classification طبقه بندی بودجه
financed بودجه چیزی را تهیه کردن
financing بودجه چیزی را تهیه کردن
provide for in the budget در بودجه پیش بینی کردن
preliminary budget forecast پیش بینی مقدماتی بودجه
finances بودجه چیزی را تهیه کردن
finance بودجه چیزی را تهیه کردن
The welfare budget has been cut down. از بودجه رفاهی مقداری زده اند
to p for a sum in the budget مبلغی را بودجه پیش بینی کردن
balanced budget multiplier ضریب بهم فزاینده بودجه متوازن
multiplier effect of a balanced budget اثر بهم فزاینده بودجه متوازن
appropriation language شرح جزئیات بودجه و منظوراز تخصیص ان
competroller سازمان کنترل اسناد و بودجه و اعتبارات
planning programming budgetting نظام برنامه ریزی بودجه برنامهای
budgetary control کنترل اجرای بودجه در واحدهای مملکتی
deficit financing تامین مالی از راه کسر بودجه
capital budget بودجه اصلاحات و ایجاد تاسیسات جدید
peace dividend ازبین رفتن بودجه دفاعی دراواخر سال ۱۹۸۰
slush fund بودجه یا پولیکه برای رشوه دادن یا تطمیع و غیره کنار گذاشته میشود
slush funds بودجه یا پولیکه برای رشوه دادن یا تطمیع و غیره کنار گذاشته میشود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com