English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 194 (11 milliseconds)
English Persian
stock exchange بورس اوراق بهادار
stock exchanges بورس اوراق بهادار
stock exchange بورس اوراق بهادار
bourse [in a non-English-speaking country] بورس اوراق بهادار
Search result with all words
over-the-counter trading of securities بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
outside market بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
over-the-counter market بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
kerb market [British E] بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
curb market [American E] بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
Other Matches
stockbroking دلالی بورس واوراق بهادار
stockbrokerage دلالی بورس واوراق بهادار
negotiable instruments اوراق بهادار
papered اوراق بهادار
papering اوراق بهادار
negotiable papers اوراق بهادار
papers اوراق بهادار
bonds اوراق بهادار
securities اوراق بهادار
paper اوراق بهادار
drafts اوراق بهادار
drafted اوراق بهادار
draft اوراق بهادار
portfolios موجودی اوراق بهادار
government securities اوراق بهادار دولتی
security market بازار اوراق بهادار
bearer securities اوراق بهادار بی نام
brokers دلال اوراق بهادار
assumed portfolio اوراق بهادار مفروض
securities market بازار اوراق بهادار
registered securities اوراق بهادار با نام
securities department اداره اوراق بهادار
portfolio موجودی اوراق بهادار
broker دلال اوراق بهادار
brokered دلال اوراق بهادار
brokering دلال اوراق بهادار
ceded portfolio اوراق بهادار واگذار شده
issue [of something] [ID card or check] انتشار [اسکناس] [اوراق بهادار]
redemption مبادله اوراق بهادار با پول
marketable securities اوراق بهادار قابل معامله
transferable securities اوراق بهادار قابل انتقال
transfer of portfolio انتقال موجودی اوراق بهادار
commercial paper اوراق و اسناد بهادار قابل انتقال
The return on the bonds amounts to ... مبلغ بازده اوراق بهادار برابراست با ...
portfolio entry قلم متعلق به موجودی اوراق بهادار
pegging تثبیت قیمت اوراق بهادار وارز
quotation قیمت جاری مظنه شده سهام اوراق بهادار ...
quotations قیمت جاری مظنه شده سهام اوراق بهادار ...
re issuable notes اوراق بهادار در وجه حامل که پس از یک بار پرداخت دوباره قابل استفاده هستند
bear سلف فروشی سهام اوراق قرضه در بورس بقیمتی ارزانتر از قیمت واقعی
bears سلف فروشی سهام اوراق قرضه در بورس بقیمتی ارزانتر از قیمت واقعی
liquidity preference theory براساس این نظریه که بوسیله جان مینارد کینز اقتصاددان انگلیسی ارائه شده است پائین امدن نرخ بهره موجب افزایش نقدینگی و کاهش اوراق قرضه بهادار میشود .
perpetual bonds اوراق قرضه بدون مدت اوراق قرضه دائمی
priced بهادار
negotiable instrument اسناد بهادار
valuables چیزهای بهادار
valuable goods اشیاء بهادار
semi-precious نیمه بهادار
bourse بازاراوراق بهادار
stock exchnge بورس
bourse بورس
bourse مبادله بورس
stock broker کارگزار بورس
commodity exchange بورس مواداولیه
stock broker دلال بورس
commodities exchange بورس کالا
commodity exchange بورس کالا
bull بورس تصنعی
stock exchanges بورس سهام
bulls بورس تصنعی
stock exchange بورس سهام
gamblers بورس باز
in stock <idiom> روی بورس
speculator بورس باز
transaction on change معامله در بورس
stock exchange بورس سهام
bourse [in a non-English-speaking country] بورس سهام
speculators بورس باز
gambler بورس باز
off-market purchases خرید در بیرون از بورس
stock market بورس سهام وارز
jobber دلال یاکارگزار بورس
stock market بورس کالاهای مختلف
baltic exchange بازار بورس بالتیک
stock markets بورس کالاهای مختلف
grants بورس تحصیلی یا پژوهشی
stock markets بورس سهام وارز
granted بورس تحصیلی یا پژوهشی
bulls سفته باز بورس
bull سفته باز بورس
grant بورس تحصیلی یا پژوهشی
off-market <adj.> خارج از بورس [فروخته شده ]
over-the-counter <adj.> خارج از بورس [فروخته شده ]
over the counter خارج از بورس فروخته شده
outside [stock exchange] <adj.> خارج از بورس [فروخته شده ]
exchanging جای معاملات ارزی و سهامی بورس
exchanges جای معاملات ارزی و سهامی بورس
exchanged جای معاملات ارزی و سهامی بورس
exchange جای معاملات ارزی و سهامی بورس
settling days روزهای مشخص تصفیه حسابها در بورس
over-the-counter interbank transactions داد و ستد بین بانکی در خارج از بورس
constructive school credit بورس تحصیلی برای پرسنل شایسته نظامی
paper اوراق
papered اوراق
papering اوراق
papers اوراق
in quires اوراق
scrapping اوراق دورانداختن
substituted service اوراق دعوی
treasury bonds اوراق بهادارخزانه
scrapped اوراق دورانداختن
commercial bills اوراق تجارتی
scrap اوراق دورانداختن
overhauls اوراق کردن
overhauling اوراق کردن
overhauled اوراق کردن
overhaul اوراق کردن
scraps اوراق دورانداختن
government stock اوراق بهاداردولتی
debenture اوراق قرضه
secret papers اوراق سری
obligations اوراق قرضه
scrapper اوراق کننده
savings bond اوراق قرضه
disassemble اوراق کردن
printed matter اوراق چاپی
obligation اوراق قرضه
commerical papers اوراق تجارتی
cannibalization اوراق کردن
commercial papers اوراق تجارتی
document bills اوراق تجارتی
bond اوراق قرضه
burse بورس وجهی که برای کمک هزینه تحصیلی داده میشود
preference bonds اوراق قرضه ممتاز
scraps نزاع اوراق کردن
scrapping ماشین الات اوراق
overhauls اوراق کردن کامل
salvage اوراق کردن وسایل
salvaged اوراق کردن وسایل
salvages اوراق کردن وسایل
bill of oredit اوراق قرضه دولتی
scrapping نزاع اوراق کردن
bond issue صدور اوراق قرضه
scrapbooks دفتر اجناس اوراق
negotiable papers اوراق قابل انتقال
scrapping خرده اوراق کردن
overhaul اوراق کردن کامل
government bonds اوراق قرضه دولتی
overhauled اوراق کردن کامل
overhauling اوراق کردن کامل
salvaging اوراق کردن وسایل
registered bond اوراق قرضه با نام
scraps خرده اوراق کردن
scrapped نزاع اوراق کردن
junk bond اوراق قرضهی قمارآمیز
junk bonds اوراق قرضهی قمارآمیز
scrapped ماشین الات اوراق
junk جنس اوراق وشکسته
scrapbook دفتر اجناس اوراق
scrap خرده اوراق کردن
scrapped خرده اوراق کردن
scraps ماشین الات اوراق
scrap نزاع اوراق کردن
documents پرونده ها [اسناد] [اوراق]
scrap ماشین الات اوراق
traveling fellowship بورس تحصیلی شامل هزینه مسافرت وتحقیقات در خارج از محل خود
cannibalises محل اوراق کردن وسایل
cannibalising محل اوراق کردن وسایل
cannibalize محل اوراق کردن وسایل
cannibalized محل اوراق کردن وسایل
cannibalizes محل اوراق کردن وسایل
cannibalised محل اوراق کردن وسایل
leafleting اعلامیه اوراق تبلیغاتی اعلان
leaflets اعلامیه اوراق تبلیغاتی اعلان
archive ضبط اسناد و اوراق بایگانی
leafleted اعلامیه اوراق تبلیغاتی اعلان
yield of bonds نرخ بازده اوراق قرضه
scrappiness اوراق شدگی ستیزه جویی
leaflet اعلامیه اوراق تبلیغاتی اعلان
transferable commercial instrument اوراق تجارتی قابل انتقال
loose leaf دارای برگهایا اوراق ول و جداشدنی
cannibalizing محل اوراق کردن وسایل
loose-leaf دارای برگهایا اوراق ول و جداشدنی
appraisement bond اوراق قرضه قابل تجدیدارزیابی
bond discount تنزل مبلغ اسمی اوراق قرضه
To take something to pieces. دل وروده چیزی را در آوردن ( اوراق کردن )
leaflet bomb بمب حاوی اعلامیه یا اوراق تبلیغاتی
bearer stock سهام و اوراق قرضه بدون نام
bondable قابل تبدیل به اوراق قرضه وثیقه پذیر
emission انتشار سهام دولتی و اوراق قرضه و اسکناس
emissions انتشار سهام دولتی و اوراق قرضه و اسکناس
coupon payments منظورپرداختهای ثابت بابت بهره اوراق قرضه است
stateless person شخصی که تابعیت کشور راندارد شخص فاقد اوراق تابعیت
treasury bond سند قرضه خریداری شده اوراق قرضه خزانه
stock watering سهام تاسیسات گرانقیمتی رابا قیمت اختیاری در بورس فروختن که مالا" به تقلیل قیمت سایر سهام منتهی شود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com