Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
traveling fellowship
بورس تحصیلی شامل هزینه مسافرت وتحقیقات در خارج از محل خود
Other Matches
burse
بورس وجهی که برای کمک هزینه تحصیلی داده میشود
grants
بورس تحصیلی یا پژوهشی
granted
بورس تحصیلی یا پژوهشی
grant
بورس تحصیلی یا پژوهشی
constructive school credit
بورس تحصیلی برای پرسنل شایسته نظامی
grant
کمک هزینه تحصیلی
scholarships
کمک هزینه تحصیلی
granted
کمک هزینه تحصیلی
grants
کمک هزینه تحصیلی
fellowships
کمک هزینه تحصیلی
fellowship
کمک هزینه تحصیلی
scholarship
کمک هزینه تحصیلی
sizer
دانشجویی که کمک هزینه تحصیلی دریافت میدارد
sizar
دانشجویی که کمک هزینه تحصیلی دریافت میدارد
over the counter
خارج از بورس فروخته شده
off-market
<adj.>
خارج از بورس
[فروخته شده ]
over-the-counter
<adj.>
خارج از بورس
[فروخته شده ]
outside
[stock exchange]
<adj.>
خارج از بورس
[فروخته شده ]
curb market
[American E]
بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
kerb market
[British E]
بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
over-the-counter market
بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
over-the-counter trading of securities
بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
outside market
بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
over-the-counter interbank transactions
داد و ستد بین بانکی در خارج از بورس
the incidents of a journey
رویدادهای یک مسافرت اتفاقات جزئی و گوناگون یک مسافرت
trek
کوچ مسافرت باگاری بازحمت حرکت کردن باسختی واهستگی مسافرت کردن
trekked
کوچ مسافرت باگاری بازحمت حرکت کردن باسختی واهستگی مسافرت کردن
trekking
کوچ مسافرت باگاری بازحمت حرکت کردن باسختی واهستگی مسافرت کردن
treks
کوچ مسافرت باگاری بازحمت حرکت کردن باسختی واهستگی مسافرت کردن
trip
مسافرت مسافرت کردن
trips
مسافرت مسافرت کردن
tripped
مسافرت مسافرت کردن
cost center
قسمت هزینه در یک موسسه واحدی در یک موسسه که وفیفه اش تعیین قیمت کالا ازطریق توزیع و سرشکن کردن هزینه هاست
scholastic
تحصیلی
academic
تحصیلی
school year
سال تحصیلی
school drop out
افت تحصیلی
schooltime
دوره تحصیلی
termed
ثلث تحصیلی
sessions
دوره تحصیلی
terming
ثلث تحصیلی
scholastic achievement
پیشرفت تحصیلی
session
دوره تحصیلی
academic achievement
پیشرفت تحصیلی
academic aptitude
استعداد تحصیلی
scholastic aptitude
استعداد تحصیلی
academic inhibition
رکود تحصیلی
academic year
سال تحصیلی
acceleration
جهش تحصیلی
termtime
دوره تحصیلی
semesters
نیمسال تحصیلی
semester
نیمسال تحصیلی
term
ثلث تحصیلی
scholastic aptitude test
ازمون استعداد تحصیلی
termed
پاره سال تحصیلی
semestrial
وابسته به نیمسال تحصیلی
terming
پاره سال تحصیلی
semestral
وابسته به نیمسال تحصیلی
term
پاره سال تحصیلی
aid grant
کمک هزینهء تحصیلی
curricular
مربوط به برنامه تحصیلی
lighterage
هزینه دوبه هزینه بارگیری و تخلیه کشتی توسط دوبه
out of bounds
خارج از خط کناری یا پایان یا خط دروازه توپ خارج از میدان واترپولو توپ مرده
curriculum
دوره تحصیلات برنامه تحصیلی
curriculums
دوره تحصیلات برنامه تحصیلی
stanford achivement test
ازمون پیشرفت تحصیلی استانفورد
studying
موضوع تحصیلی اتاق مطالعه
study
موضوع تحصیلی اتاق مطالعه
studies
موضوع تحصیلی اتاق مطالعه
dissertate
پایان نامه تحصیلی نوشتن
stock exchnge
بورس
bourse
بورس
stock broker
دلال بورس
commodity exchange
بورس مواداولیه
speculator
بورس باز
bull
بورس تصنعی
bulls
بورس تصنعی
transaction on change
معامله در بورس
in stock
<idiom>
روی بورس
gambler
بورس باز
bourse
[in a non-English-speaking country]
بورس سهام
stock broker
کارگزار بورس
commodities exchange
بورس کالا
bourse
مبادله بورس
gamblers
بورس باز
speculators
بورس باز
stock exchange
بورس سهام
commodity exchange
بورس کالا
stock exchange
بورس سهام
stock exchanges
بورس سهام
hooked medallion
ترنج قلاب شکل
[در این ترنج سر قلاب ها می تواند به سمت خارج و یا ترکیبی از داخل و خارج طراحی شود.]
tour
مسافرت
tours
مسافرت
locomotion
مسافرت
touring
مسافرت
toured
مسافرت
journeys
مسافرت
journeying
مسافرت
journey
مسافرت
travel
مسافرت
traveled
مسافرت
travels
مسافرت
journeyed
مسافرت
stock exchange
بورس اوراق بهادار
jobber
دلال یاکارگزار بورس
stock exchange
بورس اوراق بهادار
bourse
[in a non-English-speaking country]
بورس اوراق بهادار
stock markets
بورس کالاهای مختلف
stock exchanges
بورس اوراق بهادار
off-market purchases
خرید در بیرون از بورس
stock markets
بورس سهام وارز
stock market
بورس کالاهای مختلف
stock market
بورس سهام وارز
baltic exchange
بازار بورس بالتیک
bulls
سفته باز بورس
bull
سفته باز بورس
royal progress
مسافرت شاهانه
jaunt
مسافرت کوچک
jaunts
مسافرت کوچک
trip ticket
بلیط مسافرت
passport
اجازه مسافرت
walkabouts
مسافرت پیاده
walkabout
مسافرت پیاده
dromomania
جنون مسافرت
visits
مسافرت معاینه
visited
مسافرت معاینه
passports
اجازه مسافرت
river trip
مسافرت رودخانه ای
peregrinations
مسافرت دور
peregrination
مسافرت دور
visit
مسافرت معاینه
hitchhike
مسافرت مفتی
stockbrokerage
دلالی بورس واوراق بهادار
stockbroking
دلالی بورس واوراق بهادار
cost contract
قرارداد مربوط به پرداخت هزینه ها قرارداد هزینه
economic of scale
کاهش دادن هزینه ها کاهش یافتن هزینه ها
trip ticket
برگه اجازه مسافرت
trial trip
مسافرت ازمایشی یا امتحانی
sail
مسافرت با قایق بادی
traversabel
سخنرانی درباره مسافرت
sailed
مسافرت با قایق بادی
sailings
مسافرت با قایق بادی
all-expense tour
مسافرت بسته بندی
To travel night and day .
شب وروز مسافرت کردن
package tour
مسافرت بسته بندی
package holiday
مسافرت بسته بندی
Get ready for the journey(trip)
برای مسافرت حاضر شو
campaigns
مسافرت درداخل کشور
travelogue
سخنرانی درباره مسافرت
travelogues
سخنرانی درباره مسافرت
camels
مسافرت کردن باشتر
port
مامن مبدا مسافرت
holiday by the seaside
[British]
مسافرت کنار دریا
camel
مسافرت کردن باشتر
holiday at the seaside
[British]
مسافرت کنار دریا
campaign
مسافرت درداخل کشور
travelogs
سخنرانی درباره مسافرت
campaigning
مسافرت درداخل کشور
yachting
مسافرت با قایق تفریحی
campaigned
مسافرت درداخل کشور
churchills v to moscow
مسافرت چرچیل به مسکو
train journey from ... over ... to ...
مسافرت با قطار از ... از راه ... به ...
exchange
جای معاملات ارزی و سهامی بورس
exchanging
جای معاملات ارزی و سهامی بورس
exchanged
جای معاملات ارزی و سهامی بورس
settling days
روزهای مشخص تصفیه حسابها در بورس
exchanges
جای معاملات ارزی و سهامی بورس
foy
سوری که بخاطر مسافرت میدهند
We have a long journey before us .
مسافرت طولانی در پیش داریم
roadability
راهواری قابل مسافرت در جاده
waybill
خط سیر مسافر راهنمای مسافرت
riding
گردش و مسافرت لنگر گاه
cost accounts
حساب های هزینه یابی حساب هزینه ای حساب مخارج
marginal cost pricing
قیمت گذاری بر مبنای هزینه نهائی قیمت معادل هزینه نهائی
stow away
مسافرت قاچاقی کردن باکشتی وغیره
commute
مسافرت کردن بابلیط تخفیف دار
commutes
مسافرت کردن بابلیط تخفیف دار
commuting
مسافرت کردن بابلیط تخفیف دار
passenger mile
طول راه مسافرت به حسب میل
I have a short trip ahead.
قرار است یک مسافرت کوتاهی بروم
astronautics
مطالعهء امکان مسافرت بکرات دیگر
commuted
مسافرت کردن بابلیط تخفیف دار
mal de mer
سرگیجه وحالت قی در نتیجه مسافرت با کشتی
roadworthy
اماده مسافرت قابل سفر کردن
itinerate
سیار بودن مسافرت تبلیغاتی کردن
I travel tomorrow
[afternoon]
.
من فردا
[بعد از ظهر]
به مسافرت می روم.
capacity cost
هزینه تولید وقتی که واحدتولید کننده حداکثر فرفیت خودرا برای تولید به کار برد هزینه تولید با حداکثر فرفیت
flying
بال وپر زن بسرعت گذرنده مسافرت هوایی
road test
ازمایش امادگی وسائط نقلیه برات مسافرت
How long does the crossing take?
چه مدت این مسافرت دریایی طول می کشد؟
command sponsored dependent
بستگان نظامیانی که با خرج ارتش بخارج مسافرت می کنند
bears
سلف فروشی سهام اوراق قرضه در بورس بقیمتی ارزانتر از قیمت واقعی
bear
سلف فروشی سهام اوراق قرضه در بورس بقیمتی ارزانتر از قیمت واقعی
including
شامل
Inc
شامل
containing
شامل
sweeping
شامل
inclusive
شامل
far-reaching
شامل
in
شامل
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com