English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (34 milliseconds)
English Persian
faradize بوسیله القای برق معالجه کردن
Other Matches
electrotherapy معالجه امراض بوسیله حرارت حاصله از الکتریسته معالجه با برق
roentgenize بوسیله اشعه مجهول معالجه کردن
psychanalyze بوسیله تجزیه وتحلیل روانی معالجه کردن
aerotherapeutics معالجه بوسیله هوا
diathermy معالجه بوسیله حرارت
pyretotherapy معالجه ناخوشی بوسیله تولیدتب
hydropathy معالجه امراض بوسیله اب وتجویز اب
massotherapy معالجه بوسیله مشت و مال
phototherapy معالجه ناخوشیهای پوست بوسیله روشنایی
immunotherapy معالجه یاجلوگیری از بیماری بوسیله پادگن
hypnotherapy معالجه امراض بوسیله خواب مغناطیسی
homeopathy معالجه امراض بوسیله تجویزدارویی که دراشخاص سالم علائم ان مرض را بوجوداورد
definitive hospitalization سیستم معالجه قطعی معالجه نهایی
misrepresent a case القای شبهه کردن
instill doubts into one's mind القای شبهه کردن
pretreat قبلا معالجه کردن
examination معالجه کردن بازجویی امتحان کردن
examinations معالجه کردن بازجویی امتحان کردن
negative induction القای منفی
expression القای حالت
neural induction القای عصبی
expressions القای حالت
magnetic induction القای مغناطیسی
electrical induction القای برقی
mutual induction القای متقابل
electrostatic induction القای الکتروستاتیکی
manual override القای دستی
electromagnetic induction القای الکترومغناطیسی
electrodynamic induction القای الکترودینامیک
electromagnetic induction القای الکترو مغناطیسی
coefficient of mutual induction ضریب القای متقابل
osmose نفوذ کردن در بوسیله تراوش تجزیه کردن بوسیله نفوذ تجزیه کردن
lyophilization خشک کردن چیزی بوسیله منجمد کردن ان در لوله هی خالی از هوا
to scrape down تراشیدن وکوچک کردن بوسیله کشیدن پابرزمین سخن کسیراپایمال کردن
ratten بوسیله دزدیدن یا خراب کردن افزارش اذیت کردن
quick count کوتاه کردن علامتهای قراردادی بوسیله مهاجم میانی در خط تجمع بمنظورغافلگیر کردن تیم مدافع
wipes خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wiping خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wiped خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wipe خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
therapy معالجه
medical معالجه
he received a fire treatment معالجه شد
treatment معالجه
medical treatment معالجه
treatments معالجه
healing معالجه
baptises بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptised بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptizing بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptizes بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptising بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptize بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptized بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
edermical meducation معالجه جلدی
heliotherapy معالجه با افتاب
electropathy معالجه برقی
mechanotherapy معالجه مکانیکی
emergency treatment معالجه اورژانس
pretreatment معالجه قبلی
balneotherapy معالجه باشستشو
radium therapy معالجه بارادیوم
trichopathy معالجه ناخوشیهای مو
medicable قابل معالجه
iatraliptics معالجه بامالش
rest cure معالجه با استراحت
psychopathy معالجه روانی
treament سلوک معالجه
malpractices معالجه غلط
malpractice معالجه غلط
climatotherapy معالجه با اب وهوا
emergency treatment معالجه اضطراری
step down کم کردن ولتاژجریان بوسیله ترانسفورماتور
shields بوسیله سپر حفظ کردن
shield بوسیله سپر حفظ کردن
chafe بوسیله اصطکاک گرم کردن
wet down بوسیله اب پاشی خیس کردن
chafing بوسیله اصطکاک گرم کردن
chafes بوسیله اصطکاک گرم کردن
instantiate معرفی کردن بوسیله کنسرت
electrotype بوسیله برق چاپ کردن
semaphore بوسیله پرچم مخابره کردن
latch بوسیله کلون محکم کردن
latches بوسیله کلون محکم کردن
hyphenate بوسیله خط دارای فاصله کردن
faradism معالجه باجریان برق
orthopathy معالجه بدون دارو
chiropody فن معالجه ودرمان امراض پا
psychiatry معالجه ناخوشیهای دماغی
self treatment معالجه پیش خود
faradization معالجه باجریان برق
postcards بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
to proclaim meetings بوسیله اگهی اجتماعات راقدغن کردن
thermostat :بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
to file a petition بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
postcard بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
to shield بوسیله سپر [پوشش] حفظ کردن
thermostats :بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
policed بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
gravitating بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
gravitated بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
gravitate بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
photoengrave بوسیله عکاسی گراور سازی کردن
vectors شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
vector شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
police بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
polices بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
whet عمل تیز کردن بوسیله مالش
electrolyze تجزیه کردن بوسیله جریان برق
latensify بوسیله مواد شیمیایی تقویت کردن
vectorial شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
gravitates بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
psychotherapy ortherapeutics معالجه بوسائل روحی یاهیپنوتیزیم
chronic dose دز قابل معالجه و پیشگیری اتمی
pedicures معالجه امراض دست وپا
pedicure معالجه امراض دست وپا
self treatment معالجه بدون کمک نسخه
physicotherapy معالجه بوسایل طبیعی ومکانیکی
scalded cream سر شیری که بوسیله گرم کردن شیر بگیرند
labiovelar تلفظ شده بوسیله گرد کردن لبها
percutaneous perspiration عرق کردن بوسیله پوست تعرق جلدی
talk out بوسیله بحث شفاهی موضوعی را روشن کردن
to file an application to somebody از کسی بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
correctional treatment روش معالجه از راه اصلاح رفتار
aromatherapy معالجه توسط ماساژ با روغن معطر
seams درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
pyrogravure نقشهای که بوسیله داغ کردن چوب روی ان می اندازند
lixiviate تجزیه کردن بوسیله شستشو باقلیا یا ماده حلالی
seam درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
orthopaedy معالجه ناخوشی بی انکه دارویی بکار برند
oxygen tents چادراکسیژن مخصوص معالجه سرما خوردگی وامثال ان
oxygen tent چادراکسیژن مخصوص معالجه سرما خوردگی وامثال ان
maieutics فن زنده کردن فکر نهایی شخص بوسیله پرسش وپاسخ
barff's precess حفافت اهن در مقابل زنگ زدن بوسیله اکسیده کردن
helleborism معالجه دیوانگی یاخربق داروی کارکن که ازخربق میسازند
manual عمل وارد کردن داده به کامپیوتر توسط اپراتور بوسیله صفحه کلید
sifting روشی از مرتی کردن داخلی که بوسیله ان رکوردهاحرکت داده می شوند تا ورودرکوردهای دیگر را مجازسازند
to walk the chalk بوسیله درست راه رفتن ازمیان خطهای گچ کشیده هوشیاری خود را ثابت کردن
lifemanship متشخص وبرجسته شدن یاتظاهر به تشخص کردن بوسیله تحت تاثیر گذاردن دیگران
bouse بوسیله طناب وقرقره کشیدن بزور باطناب کشیدن میگساری کردن
garotte اسباب ادم خفه کنی راهزنی بوسیله خفه کردن مردم
garrote اسباب ادم خفه کنی راهزنی بوسیله خفه کردن مردم
phototostat رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
plenum method طریقه تهویه مکانی بوسیله بزورداخل کردن هوای تازه دران هوای رابیرون کند
horizon افق فکری بوسیله افق محدود کردن
horizons افق فکری بوسیله افق محدود کردن
ambulance بوسیله امبولانس حمل کردن امبولانس
ambulances بوسیله امبولانس حمل کردن امبولانس
herioic treatment معالجه با وسایل سخت دربیماری سخت
water cure علاج بااب معالجه بااب
croquet بازی غیررسمی روی چمن با چوبی شبیه چوب چوگان و گویهای چوبی و 9 دروازه فلزی و 2 میله بصورت دور کردن گوی حریف با ضربه بوسیله تماس با گوی خود
of بوسیله
per بوسیله
with بوسیله
via بوسیله
whereby که بوسیله ان
by the instrumentality of بوسیله
by بوسیله
perprep بوسیله
wherewithal که بوسیله ان
thruogh the a of بوسیله
at the hand of بوسیله
by dint of بوسیله
hydromancy تفال بوسیله اب
municipally بوسیله شهرداری
by the f. بوسیله لمس
by depty بوسیله نماینده
per pais بوسیله کشور
per pais بوسیله مملکت
hydrolysis تجزیه بوسیله اب
electrically بوسیله برق
by wire بوسیله تلگراف
sent via e-mail بوسیله ایمیل فرستاده شد
traingulation پیمایش بوسیله مثلثات
infiltration پالایش بوسیله تراوش
galvanography روی مس بوسیله اندودکهربایی
lapped joint اتصال بوسیله پوشش
in propria persona بوسیله خود شخص
windswept بوسیله باد جاروشده
radar scan مراقبت بوسیله رادار
semaphore مخابره بوسیله پرچم
postage حمل بوسیله پست
intuitively بوسیله درک مستقیم
windblown در حرکت بوسیله باد
hydromancer تفال زننده بوسیله اب
hydrolyze بوسیله اب تجزیه شدن
leaching تصفیه بوسیله شستشو
pours تراوش بوسیله ریزش
dragonnades بوسیله سواره نظام
phototypography چاپ بوسیله عکسبرداری
patent بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
pipage ترابری بوسیله لوله
brew بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
churned بوسیله اسباب گردنده
brews بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
patented بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
pipe down بوسیله شیپور یا نای
pipeage ترابری بوسیله لوله
patents بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
patenting بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com