English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (37 milliseconds)
English Persian
to file a petition بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
Search result with all words
to file an application to somebody از کسی بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
Other Matches
to reject [refuse] an application درخواست نامه ای را رد کردن
subsequent filing [application, documents] ادا کردن پس از ارائه درخواست نامه
to withdraw an application صرف نظر کردن از تقاضای درخواست نامه ای
to grant an application درخواست نامه ای را پذیرفتن
applications درخواست نامه پشت کار
application [for something] درخواست نامه [برای چیزی]
application درخواست نامه پشت کار
call-ups درخواست شناسایی شبکه درخواست اعلام شناسایی درشبکه حاضر و غایب کردن ایستگاههای بی سیم
call up درخواست شناسایی شبکه درخواست اعلام شناسایی درشبکه حاضر و غایب کردن ایستگاههای بی سیم
call-up درخواست شناسایی شبکه درخواست اعلام شناسایی درشبکه حاضر و غایب کردن ایستگاههای بی سیم
requisitioning درخواست کردن درخواست وسایل
requisitions درخواست کردن درخواست وسایل
requisitioned درخواست کردن درخواست وسایل
requisition درخواست کردن درخواست وسایل
pourparley جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
pourparler جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
requested درخواست اماد کردن درخواست کردن
request درخواست اماد کردن درخواست کردن
requesting درخواست اماد کردن درخواست کردن
requests درخواست اماد کردن درخواست کردن
request modify درخواست تصحیح دارم درخواست تغییر میکنم
challengo ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
excess demand درخواست بیش از حد درخواست اضافی
osmose نفوذ کردن در بوسیله تراوش تجزیه کردن بوسیله نفوذ تجزیه کردن
solicited درخواست کردن
soliciting درخواست کردن
solicit درخواست کردن
entreats درخواست کردن
to make an application [to apply] درخواست کردن
solicits درخواست کردن
entreating درخواست کردن
implored درخواست کردن از
implore درخواست کردن از
entreated درخواست کردن
plead with درخواست کردن
implores درخواست کردن از
demands درخواست کردن
demanded درخواست کردن
supplicate درخواست کردن
prays درخواست کردن
praying درخواست کردن
prayed درخواست کردن
pray درخواست کردن
applying درخواست کردن
demand درخواست کردن
imploring درخواست کردن از
entreat درخواست کردن
applies درخواست کردن
apply درخواست کردن
speak for <idiom> درخواست کردن
call mission درخواست پشتیبانی فوری هوایی ماموریت هوایی طبق درخواست
plead در دادگاه اقامه یا ادعا کردن درخواست کردن
pleaded در دادگاه اقامه یا ادعا کردن درخواست کردن
pleads در دادگاه اقامه یا ادعا کردن درخواست کردن
solicit درخواست یا تقاضا کردن از
to deny somebody a wish درخواست کسی را رد کردن
bone خواستن درخواست کردن
bones خواستن درخواست کردن
boned خواستن درخواست کردن
boning خواستن درخواست کردن
to apply for leave درخواست مرخصی کردن
to ask too much بیش از حد درخواست کردن
indent سفارش درخواست کردن
indenting سفارش درخواست کردن
indents سفارش درخواست کردن
call for fire درخواست اتش کردن
to a oneself for help درخواست کمک کردن
solicited درخواست یا تقاضا کردن از
solicits درخواست یا تقاضا کردن از
requisitioning درخواست رسمی کردن
requisitions درخواست رسمی کردن
soliciting درخواست یا تقاضا کردن از
requisitioned درخواست رسمی کردن
requisition درخواست رسمی کردن
post script مطلبی که در هنگام تهیه نامه فراموش شده و بعدا درذیل نامه ذکر میگردد
letter of intent تمایل نامه نامه علاقه مندی به انجام معامله
call for ..... under the credit درخواست کردن ..... تحت اعتبار
to ask somebody for [about] something از کسی چیزی درخواست کردن
mission call درخواست پشتیبانی هوایی کردن
cryptoparts بخشهای یک نامه رمز قسمتهای رمزی نامه
lyophilization خشک کردن چیزی بوسیله منجمد کردن ان در لوله هی خالی از هوا
to scrape down تراشیدن وکوچک کردن بوسیله کشیدن پابرزمین سخن کسیراپایمال کردن
ratten بوسیله دزدیدن یا خراب کردن افزارش اذیت کردن
to ask specifically about something چیزی را به طور خاص درخواست کردن
applies درخواست کردن شامل حال بودن
apply درخواست کردن شامل حال بودن
to call somebody to [for] something از کسی برای چیزی درخواست کردن
applying درخواست کردن شامل حال بودن
quick count کوتاه کردن علامتهای قراردادی بوسیله مهاجم میانی در خط تجمع بمنظورغافلگیر کردن تیم مدافع
wiping خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wiped خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wipes خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wipe خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
libeled هجو نامه یا توهین نامه افترا
libel هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelling هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelled هجو نامه یا توهین نامه افترا
libels هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeling هجو نامه یا توهین نامه افترا
lean on <idiom> اجبارشخص درقبول کردن درخواست باتحت فشارگذاشتن
baptised بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptizing بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptize بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptising بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptized بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptizes بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptises بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
chafe بوسیله اصطکاک گرم کردن
semaphore بوسیله پرچم مخابره کردن
wet down بوسیله اب پاشی خیس کردن
instantiate معرفی کردن بوسیله کنسرت
hyphenate بوسیله خط دارای فاصله کردن
chafes بوسیله اصطکاک گرم کردن
step down کم کردن ولتاژجریان بوسیله ترانسفورماتور
latch بوسیله کلون محکم کردن
latches بوسیله کلون محکم کردن
shield بوسیله سپر حفظ کردن
chafing بوسیله اصطکاک گرم کردن
shields بوسیله سپر حفظ کردن
electrotype بوسیله برق چاپ کردن
request تقاضا کردن درخواست کردن
applying صدق کردن درخواست کردن
applies صدق کردن درخواست کردن
begged استدعا کردن درخواست کردن
requests تقاضا کردن درخواست کردن
petitions دادخواهی کردن درخواست کردن
petitioning دادخواهی کردن درخواست کردن
cry off تقاضا کردن درخواست کردن
begs استدعا کردن درخواست کردن
requesting تقاضا کردن درخواست کردن
petitioned دادخواهی کردن درخواست کردن
petition دادخواهی کردن درخواست کردن
apply صدق کردن درخواست کردن
requested تقاضا کردن درخواست کردن
beg استدعا کردن درخواست کردن
policed بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
polices بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
thermostat :بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
thermostats :بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
roentgenize بوسیله اشعه مجهول معالجه کردن
gravitate بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
vectors شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
electrolyze تجزیه کردن بوسیله جریان برق
to shield بوسیله سپر [پوشش] حفظ کردن
vector شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
whet عمل تیز کردن بوسیله مالش
latensify بوسیله مواد شیمیایی تقویت کردن
to proclaim meetings بوسیله اگهی اجتماعات راقدغن کردن
gravitates بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
gravitated بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
postcards بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
photoengrave بوسیله عکاسی گراور سازی کردن
police بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
postcard بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
faradize بوسیله القای برق معالجه کردن
vectorial شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
gravitating بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
requistioner قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
written agreement موافقت نامه پیمان نامه
certificate رضایت نامه شهادت نامه
affidavits شهادت نامه قسم نامه
credential گواهی نامه اعتبار نامه
certificates رضایت نامه شهادت نامه
psychanalyze بوسیله تجزیه وتحلیل روانی معالجه کردن
scalded cream سر شیری که بوسیله گرم کردن شیر بگیرند
labiovelar تلفظ شده بوسیله گرد کردن لبها
percutaneous perspiration عرق کردن بوسیله پوست تعرق جلدی
talk out بوسیله بحث شفاهی موضوعی را روشن کردن
pyrogravure نقشهای که بوسیله داغ کردن چوب روی ان می اندازند
seams درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
lixiviate تجزیه کردن بوسیله شستشو باقلیا یا ماده حلالی
seam درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
devise تعبیه کردن وصیت نامه
get a fix on something <idiom> نامه الکترونی دریافت کردن
guarantee ضمانت نامه تضمین کردن
devised تعبیه کردن وصیت نامه
guaranteed ضمانت نامه تضمین کردن
guarantees ضمانت نامه تضمین کردن
devising تعبیه کردن وصیت نامه
devises تعبیه کردن وصیت نامه
barff's precess حفافت اهن در مقابل زنگ زدن بوسیله اکسیده کردن
maieutics فن زنده کردن فکر نهایی شخص بوسیله پرسش وپاسخ
to a. letter روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
underwrite policy بیمه نامه را فهر نویسی کردن
type front نوعی روش تایپ کردن نامه ها
manual عمل وارد کردن داده به کامپیوتر توسط اپراتور بوسیله صفحه کلید
to give notice to quit [one's residence] لغو کردن اجاره نامه [و ترک ساختمان]
sifting روشی از مرتی کردن داخلی که بوسیله ان رکوردهاحرکت داده می شوند تا ورودرکوردهای دیگر را مجازسازند
lifemanship متشخص وبرجسته شدن یاتظاهر به تشخص کردن بوسیله تحت تاثیر گذاردن دیگران
to walk the chalk بوسیله درست راه رفتن ازمیان خطهای گچ کشیده هوشیاری خود را ثابت کردن
testacy دارای وصیت نامه بودن نگارش وصیت نامه
fire call درخواست اتش توپخانه درخواست اتش
billets پروانه ورقه رای را ثبت کردن اجازه نامه جا و خوراک صادرکردن
billeted پروانه ورقه رای را ثبت کردن اجازه نامه جا و خوراک صادرکردن
billet پروانه ورقه رای را ثبت کردن اجازه نامه جا و خوراک صادرکردن
billeting پروانه ورقه رای را ثبت کردن اجازه نامه جا و خوراک صادرکردن
processor کامپیوتر کوچک برای کار کردن با لغات , تولید متن , گزارش , نامه و...
fire message پیام اتش درخواست اتش کردن
bouse بوسیله طناب وقرقره کشیدن بزور باطناب کشیدن میگساری کردن
garotte اسباب ادم خفه کنی راهزنی بوسیله خفه کردن مردم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com