English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
nettle بوسیله گزنه گزیده شدن
nettles بوسیله گزنه گزیده شدن
Other Matches
he nettled himself دست یا تنش را گزنه زد دست یا تنش را از گزنه ازرده شد
flea bitten کک گزیده
selective trace ردیابی گزیده
selective گزیده انتخابی
selectively گزیده انتخابی
switch line خط گزیده شده
flea bitien کیک گزیده
chosen fragments قطعات گزیده
selective dump روگرفت گزیده
selective calling فراخوانی گزیده
selective access دستیابی گزیده
selected group گروه گزیده
selective listing سیاهه برداری گزیده
nettles گزنه
hackberry گزنه ها
nettle گزنه
male nettle گزنه نر
urtica تیره گزنه
acaleph گزنه دریایی
urticaceous وابسته به خانواده گزنه
stinging nettle گزنه [گیاه شناسی]
urtica گزنه [گیاه شناسی]
acalephe خانواده گزنه دریایی
nettle گزنه [گیاه شناسی]
nettle انواع گزنه تیغی گزنده
nettles انواع گزنه تیغی گزنده
per بوسیله
by بوسیله
of بوسیله
perprep بوسیله
thruogh the a of بوسیله
whereby که بوسیله ان
with بوسیله
via بوسیله
at the hand of بوسیله
by dint of بوسیله
by the instrumentality of بوسیله
wherewithal که بوسیله ان
osmose نفوذ کردن در بوسیله تراوش تجزیه کردن بوسیله نفوذ تجزیه کردن
by the f. بوسیله لمس
by wire بوسیله تلگراف
per pais بوسیله کشور
hydrolysis تجزیه بوسیله اب
per pais بوسیله مملکت
hydromancy تفال بوسیله اب
electrically بوسیله برق
by depty بوسیله نماینده
municipally بوسیله شهرداری
baptize بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptizing بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
diathermy معالجه بوسیله حرارت
pipage ترابری بوسیله لوله
aeromancy تفال بوسیله هوا
baptised بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptises بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptizes بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptising بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptized بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
pour تراوش بوسیله ریزش
poured تراوش بوسیله ریزش
pouring تراوش بوسیله ریزش
photogelatin process چاپ بوسیله ژلاتین
electric chair اعدام بوسیله برق
electromotive متحرک بوسیله برق
eluviation انتقال بوسیله بادوباران
lapped joint اتصال بوسیله پوشش
intuitively بوسیله درک مستقیم
hydromancer تفال زننده بوسیله اب
hydrolyze بوسیله اب تجزیه شدن
semaphore مخابره بوسیله پرچم
leaching تصفیه بوسیله شستشو
phototypography چاپ بوسیله عکسبرداری
pours تراوش بوسیله ریزش
radar scan مراقبت بوسیله رادار
windswept بوسیله باد جاروشده
in propria persona بوسیله خود شخص
aerotherapeutics معالجه بوسیله هوا
pipeage ترابری بوسیله لوله
dragonnades بوسیله سواره نظام
pipe down بوسیله شیپور یا نای
galvanography روی مس بوسیله اندودکهربایی
churns بوسیله اسباب گردنده
patenting بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
patents بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
to pick thanks بوسیله سخن چینی
to scent out بوسیله بوجستجوکردن ویافتن
postage حمل بوسیله پست
traingulation پیمایش بوسیله مثلثات
windblown در حرکت بوسیله باد
infiltration پالایش بوسیله تراوش
churned بوسیله اسباب گردنده
churn بوسیله اسباب گردنده
sent via e-mail بوسیله ایمیل فرستاده شد
brew بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
seagirt محصور بوسیله دریا
patent بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
patented بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
brews بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
brewed بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
hydropathy معالجه امراض بوسیله اب وتجویز اب
embolic مربوط به انسداد رگ بوسیله جسمی
grout stop اب بندی بوسیله تزریق دوغاب
hit wicket انداختن میله بوسیله خودتوپزن
electrotype بوسیله برق چاپ کردن
by no one else از [بوسیله] هیچ کسی دیگر
carbon arcwelding جوش قوسی بوسیله کربن
cathodogeaph بوسیله پرتومجهول عکس برداشتن از
chemical warfare جنگ بوسیله گازهای شیمیایی
suicide bombing قصد کشت بوسیله خودکشی
suicide attack قصد کشت بوسیله خودکشی
container transport حمل و نقل بوسیله کانتینر
to buy something at an auction چیزی را در [بوسیله] حراجی خریدن
electro magnetism تولید خواص مغناطیسی بوسیله
electrometallurgy ذوب فلزات بوسیله برق
instantiate معرفی کردن بوسیله کنسرت
hydrophilous گرده افشانی کننده بوسیله اب
hyphenate بوسیله خط دارای فاصله کردن
photoengraving گراور سازی بوسیله عکاسی
photolighograph عکسبردری بوسیله چاپ سنگی
photomap نقشه برداری بوسیله عکاسی
rainwash شسته شده بوسیله باران
the block مردن بوسیله گردن زنی
telekinesis حرکت اجسام بوسیله ارواح
stethoscopy معاینه بوسیله گوشی طبی
step down کم کردن ولتاژجریان بوسیله ترانسفورماتور
platinotype عکاسی بوسیله املاح پلاتین
pyretotherapy معالجه ناخوشی بوسیله تولیدتب
steam propulsion of ships راندن کشتی ها بوسیله بخار
radiophotograph انتقال عکس بوسیله رادیو
sporogony تولید مثل بوسیله هاگ
self administered اداره شونده بوسیله خویشتن
seaborne بوسیله کشتی حمل شده
roentgenoscopy معاینه بوسیله اشعه مجهول
rocket propulsion حرکت بجلو بوسیله موتورموشکی
phonendoscope اسبابی که بوسیله ان صداهای کوچک
waterborne حمل شده بوسیله اب اب برد
in law خویشاوند و منسوب بوسیله ازدواج
incuse نقش شده بوسیله چکش
intercommunication system ارتباط بوسیله میکروفون وبلندگو
lightproof غیرقابل نفوذ بوسیله نور
lyophil خشک شده بوسیله انجمادسخت
lyophiled خشک شده بوسیله انجمادسخت
massotherapy معالجه بوسیله مشت و مال
memoria technica فن یا شیوهای که بوسیله ان یادوهوش رانیرومندمیسازند
wirephoto بوسیله بی سیم عکس فرستادن
wigwag ارتباط یا مخابره بوسیله پرچم
wet down بوسیله اب پاشی خیس کردن
perfusion غسل تعمید بوسیله اب پاشی
rainwash شستشوی چیزی بوسیله باران
radiograms عکسبرداری بوسیله اشعه مجهول
latches بوسیله کلون محکم کردن
latch بوسیله کلون محکم کردن
photocopied رونوشت برداری بوسیله عکاسی
photocopies رونوشت برداری بوسیله عکاسی
self service کمک بوسیله خود شخص
self-service کمک بوسیله خود شخص
lip read کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
lip-read کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
lip-reads کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
radiogram عکسبرداری بوسیله اشعه مجهول
photocopy رونوشت برداری بوسیله عکاسی
lure بوسیله تطمیع بدام انداختن
mail order سفارش کالا بوسیله پست
semaphore بوسیله پرچم مخابره کردن
self appointed منصوب شده بوسیله خویشتن
shield بوسیله سپر حفظ کردن
photocopying رونوشت برداری بوسیله عکاسی
shields بوسیله سپر حفظ کردن
chafes بوسیله اصطکاک گرم کردن
string یک سری تیراندازی بوسیله یک نفر
soak بوسیله مایع اشباع شدن
lured بوسیله تطمیع بدام انداختن
lures بوسیله تطمیع بدام انداختن
chafe بوسیله اصطکاک گرم کردن
self-appointed منصوب شده بوسیله خویشتن
argon arc welding جوش قوسی بوسیله گازارگون
luring بوسیله تطمیع بدام انداختن
soaks بوسیله مایع اشباع شدن
chafing بوسیله اصطکاک گرم کردن
lighterage حمل ونقل کالا بوسیله دوبه
photoengrave بوسیله عکاسی گراور سازی کردن
to draw cuts بوسیله چوبهای کوتاه وبلندقرعه کشیدن
trabeated ساخته شده بوسیله تیرهای افقی
towline طناب یا ریسمانی که بوسیله ان چیزی را می کشند
tonsillectomy در اوردن لوزتین بوسیله عمل جراحی
to knit up بوسیله بافتن تعمیرکردن بپایان رساندن
to sue out a writ حکمی را بوسیله دادن عرضحال گرفتن
to proclaim meetings بوسیله اگهی اجتماعات راقدغن کردن
latensify بوسیله مواد شیمیایی تقویت کردن
thermostats :بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
thermostat :بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
hydrometallurgy استخراج یاتهیه فلزات بوسیله اب یا مایعات
police states اداره کشور بوسیله نیروی پلیس
hypnotherapy معالجه امراض بوسیله خواب مغناطیسی
immunotherapy معالجه یاجلوگیری از بیماری بوسیله پادگن
police state اداره کشور بوسیله نیروی پلیس
wirephoto عکسی که بوسیله بی سیم فرستاده میشود
wind pollinated گرده افشانی شده بوسیله باد
electrolysis تجزیه جسمی بوسیله جریان برق
water fast غیر قابل پاک شدن بوسیله اب
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com