English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 211 (3 milliseconds)
English Persian
conduit bushing بوش لوله حفاظ
Search result with all words
conduit لوله حفاظ
conduits لوله حفاظ
conduit bushing adapter تبدیل لوله حفاظ
conduit elbow زانویی لوله حفاظ
fiber conduit لوله حفاظ فیبری
flexible conduit لوله حفاظ نرم
flexible metal conduit لوله حفاظ خرطومی
hull defilade تا ارتفاع لوله در پشت حفاظ قرارگرفتن
metal conduit لوله حفاظ
rigid metal conduit لوله حفاظ سخت
Other Matches
intubate لوله فروکردن در بوسیله لوله باز نگاه داشتن لوله گذاردن درentrust
hosing لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
hosed لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
hoses لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
hose لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
elvate بالا بردن بالابردن لوله حرکت دادن لوله جنگ افزار در برد
go devil لوله پاک کن مخصوص تمیز کردن لوله نفت
breech end انتهای لوله توپ یا تفنگ ابتدای جان لوله
muzzle burst ترکش گلوله در داخل لوله یاجلوی لوله توپ
thermionic tube لوله الکترونی که دران الکترون بوسیله حرارت دادن به الکترود منتشر میشود لوله گرمایونی
cannons لوله ومتعلقات توپ توپخانه لوله دار
cannon لوله ومتعلقات توپ توپخانه لوله دار
jack ring حلقهای استوانهای که جهت نصب لوله جداریا بیرون کشیدن لوله از خاک به صورت طوق محافظ از ان استفاده میشود
vas deferens لوله خروجی بیضه لوله منی
rigatoni رشته فرنگی لوله لوله وکوتاه
sockets بست لوله دوراهی لوله
spigot لب لوله که در لوله دیگری جا میافتد
water pipe لوله مخصوص لوله کشی اب
oviduct لوله رحمی لوله فالوپ
to pipeline با خط لوله لوله کشی کردن
angle of depression میدان حرکت لوله توپ در زیرافق زاویه حرکت زیر افق لوله
pipeline assets وسایل و لولههای سوخت رسانی سیستم لوله کشی وسایل نصب لوله
awnings حفاظ
awning حفاظ
bleakest بی حفاظ
shelters حفاظ
bleak بی حفاظ
bleakly بی حفاظ
bleaker بی حفاظ
safeguard حفاظ
mantelet حفاظ
safeguards حفاظ
safeguarding حفاظ
disposed بی حفاظ
shelterless بی حفاظ
covers حفاظ
coverings حفاظ
cover حفاظ
safeguarded حفاظ
sconce حفاظ
shelter حفاظ
unsheltered <adj.> بی حفاظ
coverture حفاظ
umbrella حفاظ
umbrellas حفاظ
sheltered حفاظ
protected در حفاظ
sheltering حفاظ
flash tube لوله حامل جرقه چاشنی لوله رابط چاشنی با خرج انفجار
biological shield حفاظ زیستی
magnetic shield حفاظ مغناطیسی
sight defilade حفاظ مگسک
snow fence حفاظ برف
guardrail سیم حفاظ
take cover حفاظ گرفتن
magnetic screen حفاظ مغناطیسی
magnet keeper حفاظ اهنربا
expose بی حفاظ گذاردن
fender نرده حفاظ
heat shield حفاظ حرارتی
soft missile base سکوی بی حفاظ
spillway apron فرش حفاظ
exposes بی حفاظ گذاردن
shielding حفاظ کشیدن
protective plating حفاظ فلزی
keeper of magnet حفاظ اهنربا
exposing بی حفاظ گذاردن
dunnage حفاظ کالاها
overhead cover حفاظ بالای سر
hangar پناهنگاه حفاظ
shelterer دارای حفاظ
protective cover روپوش حفاظ
hangars پناهنگاه حفاظ
defilade حفاظ مانع
screens دیوار تخته حفاظ
hull down بدنه پشت حفاظ
roadstead لنگرگاه بدون حفاظ
shell عامل محافظ حفاظ
shelling عامل محافظ حفاظ
goggles عینک حفاظ دار
armor plate حفاظ یا پوشش زرهی
shells عامل محافظ حفاظ
magnetic screening effect اثر حفاظ مغناطیسی
hang up <idiom> حفاظ ،محکم کردن
scabbards حفاظ غلاف کردن
screened دیوار تخته حفاظ
shields حفاظ پیدا کردن
shields حفاظ پوشش محافظ
shield حفاظ پیدا کردن
shield حفاظ پوشش محافظ
depth charge armor حفاظ بمب زیرابی
screen دیوار تخته حفاظ
facadism حفاظ جلو ساختمان
scabbard حفاظ غلاف کردن
screening, screenings دیوار تخته حفاظ
back to battery برگشت لوله به حالت اول عمل برگشت لوله توپ
instrument for electromagnetic screening دستگاه اندازه گیری با حفاظ الکترومغناطیسی
instrument for electrostatic screening دستگاه اندزه گیری با حفاظ الکترواستاتیکی
instrument with magnetic screening دستگاه اندازه گیری با حفاظ مغناطیسی
haul defilade تابرجک پشت حفاظ قرار گرفتن
protected در پشت حفاظ دارای جان پناه
soft missile base سکوی بدون حفاظ پرتاب موشک
guarded output خروجی حفاظ دار [مهندسی برق] [الکترونیک]
hull down قرار دادن تانک تالوله پشت حفاظ
redoubt موضع محصور دفاعی کوچک حفاظ استحکامات
collimating sight دوربین نشانه روی لوله توپ به هدف دوربین منطبق کننده لوله و هدف
uncovering برداشتن روپوش یا چادر وسایل فرمان از حفاظ یا سنگرخارج شوید
uncover برداشتن روپوش یا چادر وسایل فرمان از حفاظ یا سنگرخارج شوید
uncovers برداشتن روپوش یا چادر وسایل فرمان از حفاظ یا سنگرخارج شوید
parapet حفاظ سنگر خاکریز جلو سنگر دیواره سنگی
parapets حفاظ سنگر خاکریز جلو سنگر دیواره سنگی
hardened site حفاظ مقاوم پایگاه مقاوم در مقابل تک ش م ر و اتمی
main guard نیروی جلودار اصلی حفاظ اصلی
angle of traverse زاویه حرکت لوله در سمت زاویه سمت لوله
blast main لوله دم
pipeline خط لوله
discharge head سر لوله
downtake لوله
pipe line خط لوله
pipe layer لوله کش
drain pipe لوله
hosing لوله
pipe fitter لوله کش
pipe cutter لوله بر
pipelines خط لوله
clip لوله
clipped لوله
clippings لوله
clips لوله
blast pipe لوله دم
ductile لوله شو
hoses لوله
bore لوله
rolls لوله
rolled لوله
roll لوله
hickey لوله خم کن
spouts لوله
piped لوله
spout لوله
spouted لوله
hosed لوله
hose لوله
noses سر لوله
nose سر لوله
fire hose لوله اب
chimneys لوله
chimney لوله
valves لوله
pipe لوله
valve لوله
stave لوله اب
bores لوله
spouting لوله
sequacious لوله شو
nozzles سر لوله اب
conduits لوله
tubulation لوله
conduit لوله
hosepipe لوله
rouleau لوله
nozzle سر لوله اب
plumbers لوله کش
plumber لوله کش
tube cutter لوله بر
cylinders لوله
cylinder لوله
tube لوله
duct لوله اب
water pipe لوله اب
cannons لوله
cannon لوله
tubes لوله
coppering مس گیری لوله
ductule لوله کوچک
flue pipe لوله دودکش
flume لوله اب خم شده
warning pipe لوله خبر
down pipes لوله ناودان
drying tube لوله نمگیر
drawtube لوله دوربین
drain pipe لوله زهکشی
waste pipe لوله زهکش
drill pipe لوله حفرکن
exhaust pipe لوله خروجی
electron tube لوله الکترون
acetylene cylinder لوله استیلن
wind pipe لوله هوا
weephole لوله جداری
end plug درپوش لوله
enteron لوله هاضمه
electric lead pipe لوله برکمن
wind pipe لوله هواکش
well lining hoop لوله چاه اب
earth ware لوله سفالی
field drain pipe لوله زهکشی
flexible pipe لوله خرطومی
earthenware pipe لوله سفالین
exhaust pipe لوله اگزوز
education pipe لوله تخلیه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com