Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 74 (9 milliseconds)
English
Persian
nightjar
بوف اروپایی
Search result with all words
European Currency Unit
واحد پول اروپایی
whiting
ماهی نرم باله خوراکی اروپایی
mag
کلاغ جاره اروپایی کلاغ زنگی
mags
کلاغ جاره اروپایی کلاغ زنگی
mew
مرغ نوروزی اروپایی
mewed
مرغ نوروزی اروپایی
mewing
مرغ نوروزی اروپایی
maroon
شاه بلوط اروپایی رنگ خرمایی مایل بقرمز درجزیره دورافتاده یاجاهای مشابهی رها شدن یا گیر افتادن
larch
کاج اروپایی
larches
کاج اروپایی
European
اروپایی
Europeans
اروپایی
woodcock
خروس جنگلی اسیایی و اروپایی
polecat
موش خرمای وحشی اروپایی
polecats
موش خرمای وحشی اروپایی
Eurasian
از نژاد مختلط اروپایی واسیایی
Eurasian
اروپایی و اسیایی
Eurasians
از نژاد مختلط اروپایی واسیایی
Eurasians
اروپایی و اسیایی
aberdevine
سهره اروپایی
africander
اروپایی نژادی که درافریقای جنوبی زاده شد
balto slavic
شاخهء زبان هند و اروپایی رایج در سواحل بالتیک و بین اقوام اسلاو
brock
گورکن اروپایی شغاره
continental code
مورس اروپایی
cushat
طوقی اروپایی
dangerous goods by road agreement
موافقتنامه بین کشورهای اروپایی که در ان درخصوص وسیله حمل نحوه بسته بندی و مشخصات وسیله حمل ونقل توضیح لازم داده شده است
dun bird
یکجوراردک اروپایی که سروگردنش حنایی رنگ است)
e c e
کمیسیون اقتصادی اروپا کمیسیونی که در بطن شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل برای هماهنگ کردن روشهای اقتصادی دولتها درجهت افزایش فعالیتهای اقتصادی اروپا و نیز بسط وگسترش روابط اقتصادی کشورهای اروپایی با یکدیگرتشکیل شده است
e r p
برنامهای که امریکا از سال 7491تا 1591 بر مبنای پیشنهادشانزده کشور اروپایی
eruropean community
جامعه اروپایی
eurocheque
چک انگلیسی که قابل نقد کردن در بانکهای اروپایی میباشد
eurodollars
دلار اروپایی
european committee for standardization
کمیته اروپایی استاندار
european monetary system
سیستم پولی اروپایی
fieldfare
باسترک اروپایی
redwing
باسترک اروپایی
greenfinch
سهره اروپایی
greylag
غاز وحشی اروپایی
half caste
دارای پدر اروپایی ومادر هندوستانی
indo european
هند و اروپایی
indo germanic
هند و اروپایی
indo uropean
هند و اروپایی
international morse code
مورس اروپایی
it had a europeanlook
نمود اروپایی داشت
it had a europeanlook
اروپایی می نمود
martlet
پرستوی معمولی اروپایی
marron
شاه بلوط اروپایی
merlin
قوش کوچک اروپایی
moly
سیر زرد اروپایی
mulatto
زاده اروپایی وزنگی
nut cracker
یکجور پرنده اروپایی که مانند کلاغ است
pochard
یکجور اردک اروپایی که سروگردنش حنایی رنگ اشت
redstart
بلبل دم قرمز اروپایی
ring snake
مار حلقه دار اروپایی
ruddock
مرغ سینه سرخ اروپایی
saker
شاهین اروپایی
serin
سهره کوچک اروپایی شبیه بلبل زرد
sweetbrier
گل سرخ اروپایی
toper
کوسه ماهی اروپایی
woodwaxen
طاوسی پا کوتاه اسیایی و اروپایی
yellowhammer
سهره اروپایی
Indo-
هند و اروپایی
old master
هر یک از نقاشان بزرگ اروپایی قبل از قرن هیجده
old masters
هر یک از نقاشان بزرگ اروپایی قبل از قرن هیجده
The town has a European look.
این شهر قیافه اروپایی دارد
a comparison between European and Japanese schools
مقایسه ای بین مدارس اروپایی و ژاپنی
larch
درخت صنوبرآراسته
[کاج اروپایی]
copper beech
[Fagus sylvatica]
درخت راش اروپایی
cabbage rose
طرح گل رز کلمی که بیشتر بصورت گل های توپر و در نقشه های اروپایی و طرح گل فرنگ دیده می شود
European rose
طرح گل رز اروپایی
[که نام دیگر آن همان گل فرنگ است.]
gold washing
شستن طلائی
[نوعی سفیدگری مرسوم در افغانستان که با رنگزدائی فرش های قرمز، آنرا بصورت ترکیبی اتفاقی از رنگ های زرد و نارنجی در می آورد. این نوع زمینه رنگی، مورد علاقه بعضی از خریداران اروپایی می باشد.]
room-sized rug
فرش های ایرانی
[فرش های درباری]
[بافت این فرش ها که برای مفروش کردن تالارها و سالن های بزرگ استفاده می شود در ایران در اواخر قرن دوازدهم رواج یافت. بیشتر مشتریان کشورهای حوزه خلیج فارس و اروپایی اند.]
Cinoiserie
[سبک معماری اروپایی از هنر سازه های چینی که اولین بار در قرن هفدهم میلادی استفاده شد.]
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com