Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 175 (9 milliseconds)
English
Persian
palooka
بوکسور بی استعداد
Other Matches
white hope
بوکسور سفیدپوست درمقابل بوکسور سیاه پوست
fighter
بوکسور
boxer
بوکسور
pugilist
بوکسور
fighters
بوکسور
pug
بوکسور
pugs
بوکسور
second
مددکار بوکسور
seconded
مددکار بوکسور
seconding
مددکار بوکسور
gladiator
بوکسور حرفهای
gladiators
بوکسور حرفهای
seconds
مددکار بوکسور
prizefighter
بوکسور حرفهای
handler
مددکار بوکسور
handlers
مددکار بوکسور
southpaw
بوکسور چپ دست
club fighter
بوکسور باشگاهی
prize-fighter
بوکسور مشتزن
average strength
استعداد پرسنلی متوسط میانگین استعداد پرسنلی
catcher
بوکسور ناشی کتک خور
edward j. neil award
جایزه بوکسور ممتاز سال
handles
اداره کردن بازی مددکاری بوکسور
handle
اداره کردن بازی مددکاری بوکسور
break
جداکردن دو بوکسور ازیورتمه به چهارنعل حرکت از دروازه شروع اسبدوانی
breaks
جداکردن دو بوکسور ازیورتمه به چهارنعل حرکت از دروازه شروع اسبدوانی
capacity
استعداد
unintelligent
بی استعداد
capacities
استعداد
predispostion
استعداد
geniuses
استعداد
genius
استعداد
aptness
استعداد
brilliance
استعداد
verve
استعداد
potentiality
استعداد
endowments
استعداد
endowment
استعداد
potentialities
استعداد
liability to disease
استعداد
cabiler
استعداد
talent
استعداد
talented
استعداد
talents
استعداد
amplitude
استعداد
inapt
بی استعداد
parted
با استعداد
gormless
کم استعداد
gifted
با استعداد
turns
استعداد
turn
استعداد
susceptibility
استعداد
aptitude
استعداد
aptitudes
استعداد
susceptivity
استعداد
property
استعداد
ungifted
بی استعداد
capability
استعداد
talentless
بی استعداد
ingenuity
استعداد
simpleminded
کم استعداد
caliber
گنجایش استعداد
reproductivity
استعداد هم اوری
reproductivity
استعداد تولید
authorized strength
استعداد مجاز
war strenght
استعداد جنگی
artistic aptitude
استعداد هنری
scholastic aptitude
استعداد تحصیلی
academic aptitude
استعداد تحصیلی
child prodigy
بچهبا استعداد
indisposedness
عدم استعداد
mechanical aptitude
استعداد فنی
occupational aptitude
استعداد شغلی
resistibility
استعداد مقاومت
frost susceptibility
استعداد یخزدگی
sconce
جمجمه استعداد
risible faculty
استعداد خنده
end strength
استعداد نهایی
command strength
استعداد یکان
imitativeness
استعداد تقلید
strength
استعداد رزمی
cleverness
هوشیاری استعداد
shifted
نوبتی استعداد
cleverest
باهوش با استعداد
art
استعداد استادی
arts
استعداد استادی
capacities
گنجایش استعداد
aptitude tests
ازمون استعداد
liabilities
بدهکاری استعداد
artistry
استعداد هنرپیشگی
liability
بدهکاری استعداد
capability
استعداد پیشرفت
capacities
استعداد مقام
cleverer
باهوش با استعداد
indisposition
عدم استعداد
division slice
استعداد لشگری
capable
با استعداد صلاحیتدار
aptitude test
ازمون استعداد
shift
نوبتی استعداد
shifts
نوبتی استعداد
capacity
گنجایش استعداد
tendencies
توجه استعداد
tendency
توجه استعداد
strengths
استعداد رزمی
capacity
استعداد مقام
indispositions
عدم استعداد
clever
باهوش با استعداد
flair
استعداد خصیصه
level of strength
سطح استعداد رزمی
peak strenght
حداکثر استعداد مجاز
physical aptitude test
ازمون استعداد جسمانی
knack
صدای شلاق استعداد
gifted
موید شخص با استعداد
vocational aptitude test
ازمون استعداد شغلی
the talnet of the country
مردم با استعداد کشور
scholastic aptitude test
ازمون استعداد تحصیلی
reduced strenght
حداقل استعداد جنگی
potentialize
دارای استعداد کردن
able
با استعداد صلاحیت دار
manpower cieling
سطح استعداد پرسنل
gift
استعداد پیشکش کردن
effective strength
استعداد رزمی موثر
allotropy
استعداد تغییر و تبدیل
versatile
دارای استعداد و ذوق
potentially
با داشتن استعداد نهانی
attack size
استعداد وسایل درگیر در تک
talent for musics
استعداد یا ذوق موسیقی
naturals
مسلم استعداد ذاتی
differential aptitude tests
ازمونهای تشخیص استعداد دی ا تی
gifts
استعداد پیشکش کردن
natural
مسلم استعداد ذاتی
gift
دارای استعداد کردن
fabllibility
استعداد خطا کردن
level of strength
میزان استعداد رزمی
accountable strength
استعداد قابل محاسبه
habiliment
جامه استعداد فکری
accountable strength
استعداد قابل توجه
gifts
دارای استعداد کردن
flatlander
موج سوار کم استعداد
peace time complement
استعداد مجاز زمان صلح
potential
دارای استعداد نهانی پتانسیل
battle bill
فهرست استعداد رزمی ناو
potentialities
عاملیت بالفعل استعداد نهانی
Iranians have a gift of tongues.
ایرانیها استعداد زبان دارند
faculty
استادان دانشکده یا دانشگاه استعداد
faculties
استادان دانشکده یا دانشگاه استعداد
potentiality
عاملیت بالفعل استعداد نهانی
self rating
تعیین میزان استعداد خود
strengths
قدرت رزمی استعداد نفری
personnel ceiling
سقف استعداد مجاز پرسنلی
edacity
استعداد خوردن شکم پرستی
means end capacity
استعداد درک وسیله- هدف
rhymester
شاعربی استعداد وکم مایه
strength
قدرت رزمی استعداد نفری
seashore musical ability tests
آزمون های استعداد موسیقی سیشور
peace time establishment
جدول استعداد مجاز زمان صلح
minnesota clerical aptitude test
ازمون استعداد امور دفتری مینه سوتا
green thumb
استعداد و قدرت فوق العاده درپروراندن گیاهان
authorized strength of theater
استعداد مجاز صحنه عملیات از نظر پرسنلی
one's light s
نهایت کوشش را در حدودتوانایی یا استعداد خود بعمل اوردن
rimester
قافیه ساز شاعر بی استعداد وکم مایه شاعرک
it is insusceptible of change
اماده برای تغییر نسبت استعداد دگرگونی ندارد
manning level
درصد پرسنل موجود ناو سطح استعداد پرسنلی وسیله
zeroed out
ازرده خارج شدن یکان رسیدن استعداد رزمی یکان به صفر
telegenic
دارای استعداد شرکت دربرنامههای تلویزیونی مناسب برای برنامه تلویزیونی
tryout
ازمون برای گزیدن نامزدمسابقات یانمایش وغیره ازمایش درجه استعداد ازمایش
complementing
استعداد کامل سازمانی پرسنل سازمانی ناو
complemented
استعداد کامل سازمانی پرسنل سازمانی ناو
complement
استعداد کامل سازمانی پرسنل سازمانی ناو
complements
استعداد کامل سازمانی پرسنل سازمانی ناو
reduction coefficient
ضریب کاهش استعداد ضریب دیدبانی
insusceptibility
عدم استعداد عدم تاثر
combat power
نیروی رزمی استعداد رزمی
attached strength
استعداد نیروی زیر امر نیروی زیر امر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com