Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
middle ground buoy
بویه زمین میان گذرگاه
Other Matches
mid channel buoy
بویه میان گذرگاه
medoterranean
واقع در میان چند زمین میان زمینی
danbuoy
بویه علامت گذاری بویه راهنما
to be on tenter hooks
میان زمین واسمان معلق بودن
rest balk
زمین شخم نشده در میان دوکردو
to hold a wolf by the ear
میان زمین واسمان معلق بودن
to be on tenters
میان زمین واسمان معلق بودن
underpasses
گذرگاه تحتانی گذرگاه زیرین
overpass
گذرگاه فوقانی گذرگاه زبرین
overpasses
گذرگاه فوقانی گذرگاه زبرین
underpass
گذرگاه تحتانی گذرگاه زیرین
entresol
طبقه میان طبقه اول عمارت وطبقهای که باکف زمین برابراست
futtock
میان چوب میان تیر
intervenient
در میان اینده واقع در میان
buoyed
بویه
buoy
بویه
olfactie
بویه
buoying
بویه
buoys
بویه
anchorage buoy
بویه لنگرگاه
mooring buoy
بویه مهار
anchor buoy
بویه لنگر
telegraph cable buoy
بویه کابل
mooring buoy
بویه لنگر
landfalls
بویه خارجی
buoys
بویه دریایی
buoyed
بویه دریایی
buoying
بویه دریایی
spar buoy
بویه میلهای
buoy shackle
بخوی بویه
life buoy
بویه نجات
landfall
بویه خارجی
position buoy
بویه موقعیت
dan buoy
بویه نشانه
breeches buoy
بویه نجات
danger buoy
بویه خطر
bouy jumper
بویه گیر
quarantine buoy
بویه قرنطینه
buoy
بویه دریایی
round turn and two half hitches
گره بویه
nun buoy
بویه مخروطی
reflector buoy
بویه بازتاب
can buoy
بویه استوانهای
reflector buoy
بویه بازتابنده
port hand buoy
بویه سمت چپ
starboard hand buoy
بویه سمت راست
picking up rope
سیم بویه گیر
buoy tender
ناو بویه گذار
buoy tender
کشتی بویه گذار
dan layers
شناوه بویه گذار
spar buoy
بویه تیر مانند
short scope buoy
بویه شناور قائم
buoy pendant
زنجیر مهار بویه
sea buoy
بویه طرف دریا
short scope buoy
بویه پایه کوتاه
dan runner
کشتی بویه گذار
wreck buoy
بویه کشتی غرق شده
sonobuoy
بویه صوتی و ضد زیردریایی سونوبوی
dan layers
شناوه مخصوص کاشتن بویه راهنما
position buoy
بویه نشان دهنده موقعیت کاروان دریایی
radio sonobuoy
بویه دریایی شناور بی سیم دار مخصوص تعیین محل زیردریاییها
ground return
انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
clowns
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clown
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowned
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
touch judge
هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
clowning
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
pancake
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
hercules
نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
center field
قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
pancakes
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
inductive earthing
زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
geotaxis
گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
regulus
نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
frost heave
برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
allure
گذرگاه
alure
گذرگاه
pathways
گذرگاه
alura
گذرگاه
crossing
گذرگاه
pathway
گذرگاه
ailure
گذرگاه
passage way
گذرگاه
road
گذرگاه
roads
گذرگاه
bypass
گذرگاه
gang way
گذرگاه
passageways
گذرگاه
passageway
گذرگاه
causeway
گذرگاه
run way
گذرگاه
passes
گذرگاه
passed
گذرگاه
pass
گذرگاه
paths
گذرگاه
path
گذرگاه
bypassing
گذرگاه
bypasses
گذرگاه
bypassed
گذرگاه
causeways
گذرگاه
defiling
گذرگاه
busses
گذرگاه
ferries
گذرگاه
bussed
گذرگاه
ferry
گذرگاه
busing
گذرگاه
defile
گذرگاه
defiled
گذرگاه
bused
گذرگاه
ferrying
گذرگاه
bus
گذرگاه
passage
گذرگاه
passages
گذرگاه
defiles
گذرگاه
buses
گذرگاه
trajectory
گذرگاه
gateway
گذرگاه
trajectories
گذرگاه
gateways
گذرگاه
bussing
گذرگاه
ferried
گذرگاه
honest john
نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
nap of the earth
از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
off side
سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
to break up
از هم جدا شدن
[پوسته زمین]
[زمین شناسی]
tellurian
ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
geognosy
زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
bidirectional bus
گذرگاه دوسویه
system bus
گذرگاه سیستم
data bus
گذرگاه داده
exhaust passage
گذرگاه خروجی
nerve path
گذرگاه عصبی
gangways
راهرو گذرگاه
association pathway
گذرگاه ارتباطی
beach exit
گذرگاه ساحلی
control bus
گذرگاه کنترل
motor path
گذرگاه حرکتی
gangway
راهرو گذرگاه
bidirectional bus
گذرگاه دوطرفه
fishway
گذرگاه ماهی
shaft tunnel
گذرگاه محور
storm lane
گذرگاه طوفان
shaft tunnel
گذرگاه شفت
channelled
گذرگاه ابی
narrows
گذرگاه تنگ
level crossing
گذرگاه همکف
bus driver
محرک گذرگاه
bus system
سیستم گذرگاه
by pass
گذرگاه فرعی
channels
گذرگاه ابی
internal bus
گذرگاه داخلی
partial two level forked junction
گذرگاه زیر و رو
cart crossing
گذرگاه ارابه
cattle crossing
گذرگاه چارپایان
arcade
گذرگاه طاقدار
level crossings
گذرگاه همکف
channeled
گذرگاه ابی
channel
گذرگاه ابی
archway
گذرگاه طاقدار
channeling
گذرگاه ابی
traject
عبور گذرگاه
pedestrian crossing
گذرگاه پیاده
pedestrian crossings
گذرگاه پیاده
aisle
گذرگاه طولی
pedestrian crossings
گذرگاه پیادگان
pedestrian crossing
گذرگاه پیادگان
archways
گذرگاه طاقدار
control buoy
بویه کنترل کننده مینها دستگاهی که محل مینهای شناور زیر دریا را نشان میدهد
way
راه عبور گذرگاه
input output bus
گذرگاه ورودی- خروجی
busses
بااتوبوس رفتن گذرگاه
bused
بااتوبوس رفتن گذرگاه
partial two level forked junction
گذرگاه زیر و زبر
busing
بااتوبوس رفتن گذرگاه
bussing
بااتوبوس رفتن گذرگاه
buses
بااتوبوس رفتن گذرگاه
bus
بااتوبوس رفتن گذرگاه
bussed
بااتوبوس رفتن گذرگاه
external auditory meatus
گذرگاه برونی گوش
perelotok
زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
sergeants
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
styx
نوعی موشک زمین به زمین دریایی
sergeant
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
rolling terrain
زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
address bus
گذر آدرس گذرگاه نشانی
bypassed
کنار گذاشتن گذرگاه فرعی
passed
گذرگاه کارت عبور گذراندن
bypassing
کنار گذاشتن گذرگاه فرعی
gorges
گذرگاه تنگ بین دو کوه
bypasses
کنار گذاشتن گذرگاه فرعی
passes
گذرگاه کارت عبور گذراندن
bypass
کنار گذاشتن گذرگاه فرعی
pass
گذرگاه کارت عبور گذراندن
gorge
گذرگاه تنگ بین دو کوه
gorged
گذرگاه تنگ بین دو کوه
gorging
گذرگاه تنگ بین دو کوه
diasy chain
انتشار سیگنالها در طول یک گذرگاه
absorption
[گذرگاه بین جرز و سطح دیوار]
tubal
وابسته به لوله رحمی یا گذرگاه تخم
dromos
[راهروی باریک و طولانی به گذرگاه کندویی]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com