Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (39 milliseconds)
English
Persian
to drink in with ones eyes
بچشم خریداری نگاه کردن
Other Matches
To look fondly at someone .
با نظر خریداری بکسی نگاه کردن
see for oneself
از نزدیک مشاهده کردن بچشم خود دیدن
keek
باچشم نیم باز نگاه ک ردن ازسوراخ نگاه کردن
dear bought
جنس گران خریداری شده خریداری به قیمت گران
purchase
خریداری کردن
purchased
خریداری کردن
purchases
خریداری کردن
ocularly
بچشم
purchased
خرید خریداری کردن
purchases
خرید خریداری کردن
purchase
خرید خریداری کردن
bought
خریداری کردن بدست اوردن
magascopic
نمودار بچشم برهنه
oculonasal
وابسته بچشم و بینی
right oh!
صحیح است بچشم
gloats
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloat
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloating
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloated
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
look at me
بمن نگاه کن ظ 7بمن نگاه کنید
purchase
خریداری
purchases
خریداری
buying
خریداری
purchased
خریداری
acquistion
خریداری
irredeemable
غیرقابل خریداری
purchasable
قابل خریداری
boughten
خریداری شده
redemption
خریداری و ازادسازی
date of acquisition
تاریخ خریداری
to crib
در امتحان
[با نگاه کردن روی همسایه]
تقلب کردن
to copy
در امتحان
[با نگاه کردن روی همسایه]
تقلب کردن
to plagiarize
در امتحان
[با نگاه کردن روی همسایه]
تقلب کردن
achate
اشیاء خریداری شده
irredeemable
غیر قابل خریداری
affordable
قابل تهیه و خریداری
stares
رک نگاه کردن
eying
نگاه کردن
squint
چپ نگاه کردن
to dwell on
نگاه کردن
to set eyes on
نگاه کردن
see
نگاه کردن
eyes
نگاه کردن
sees
نگاه کردن
squinted
چپ نگاه کردن
To look askance. To give a dirty look.
چپ چپ نگاه کردن
squints
چپ نگاه کردن
leer
نگاه کج کردن
leered
نگاه کج کردن
to look on with
نگاه کردن
leers
نگاه کج کردن
stared
رک نگاه کردن
regarded
نگاه کردن
dirty look
<idiom>
چپ چپ نگاه کردن
to look daggers
چپ چپ نگاه کردن
stare
رک نگاه کردن
regards
نگاه کردن
regard
نگاه کردن
eyeing
نگاه کردن
eye
نگاه کردن
squinny
کج کج نگاه کردن
leering
نگاه کج کردن
to watch
نگاه کردن
ogled
نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
ogle
نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
ogling
نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
ogles
نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
gawking
احمقانه نگاه کردن
gaped
باشگفتی نگاه کردن
gazing
خیره نگاه کردن
gazing
بادقت نگاه کردن
gaped
خیره نگاه کردن
to have a look at something
بچیزی نگاه کردن
goggle
چپ نگاه کردن گشتن
goggled
چپ نگاه کردن گشتن
thumb one's nose
<idiom>
با تنفر نگاه کردن
pry
فضولانه نگاه کردن
pry
بادقت نگاه کردن
pries
فضولانه نگاه کردن
gazes
بادقت نگاه کردن
gazes
خیره نگاه کردن
gorgonize
خیره نگاه کردن
gawks
بی خیال نگاه کردن
to look at somebody askance
به کسی چپ چپ نگاه کردن
gawks
احمقانه نگاه کردن
gaze
خیره نگاه کردن
gape
باشگفتی نگاه کردن
gazed
خیره نگاه کردن
glim
نگاه اجمالی کردن
gazed
بادقت نگاه کردن
gape
خیره نگاه کردن
pries
بادقت نگاه کردن
pried
فضولانه نگاه کردن
goggling
چپ نگاه کردن گشتن
stared
خیره نگاه کردن
to stael a look
دزدانه نگاه کردن
gloats
خیره نگاه کردن
to make eyes at
عاشقانه نگاه کردن
gloating
خیره نگاه کردن
stares
خیره نگاه کردن
gloated
خیره نگاه کردن
gaping
باشگفتی نگاه کردن
gloat
خیره نگاه کردن
gaping
خیره نگاه کردن
glares
خیره نگاه کردن
to look forward
نگاه کردن انتظارداشتن
to look down
با نگاه مطیع کردن
pried
بادقت نگاه کردن
skews
منحرف کج نگاه کردن
skewing
منحرف کج نگاه کردن
skew
منحرف کج نگاه کردن
keek
نگاه دزدانه کردن
gapes
باشگفتی نگاه کردن
gapes
خیره نگاه کردن
to look a bout
بهر سو نگاه کردن
stare
خیره نگاه کردن
to look behind
پشت سر را نگاه کردن
glared
خیره نگاه کردن
glows
نگاه سوزان کردن
to run through
نگاه اجمالی کردن در
look
نگاه کردن نگریستن
peeked
زیرچشمی نگاه کردن
look about
بهر سو نگاه کردن
to look through ones fingers
نگاه دزدانه کردن
gawked
بی خیال نگاه کردن
gawk
احمقانه نگاه کردن
peeking
زیرچشمی نگاه کردن
gawking
بی خیال نگاه کردن
glow
نگاه سوزان کردن
look up
نگاه کردن مراجعهای
glare
خیره نگاه کردن
glowed
نگاه سوزان کردن
to look at each other
به یکدیگر نگاه کردن
peek
زیرچشمی نگاه کردن
looks
نگاه کردن نگریستن
gaze
بادقت نگاه کردن
looked
نگاه کردن نگریستن
glowering
خیره نگاه کردن
squinny
زیرچشمی نگاه کردن
gawk
بی خیال نگاه کردن
gawked
احمقانه نگاه کردن
peer
با دقت نگاه کردن
glower
خیره نگاه کردن
glowers
خیره نگاه کردن
peered
با دقت نگاه کردن
peeks
زیرچشمی نگاه کردن
glowered
خیره نگاه کردن
peering
با دقت نگاه کردن
peeped
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeps
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peep
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeping
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
snoop
نگاه تجسس امیز کردن
retaining
ابقاء کردن نگاه داشتن
leering
از گوشه چشم نگاه کردن
give someone a black look
با خشم به کسی نگاه کردن
teleview
به برنامههای تلویزیونی نگاه کردن
snooping
نگاه تجسس امیز کردن
snooped
نگاه تجسس امیز کردن
gawps
مات و احمقانه نگاه کردن
gawping
مات و احمقانه نگاه کردن
leer
از گوشه چشم نگاه کردن
retained
ابقاء کردن نگاه داشتن
retain
ابقاء کردن نگاه داشتن
to look forward expectantly to the future
با انتظار به آینده نگاه کردن
to look one up and down
بالاوپایین کسیرا نگاه کردن
leered
از گوشه چشم نگاه کردن
gawped
مات و احمقانه نگاه کردن
keep tabs on
<idiom>
نگاه کردن ،زیر نظرگرفتن
snoops
نگاه تجسس امیز کردن
oeillade
با کرشمه نگاه کردن غمزه
languish
باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
glower
اخم کردن نگاه خیره
glowers
اخم کردن نگاه خیره
languishes
باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
gazes
چشم دوختن زل زل نگاه کردن
gazed
چشم دوختن زل زل نگاه کردن
languishing
باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
retains
ابقاء کردن نگاه داشتن
gazing
چشم دوختن زل زل نگاه کردن
languished
باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
gawp
مات و احمقانه نگاه کردن
to d. into a book
نگاه مختصر بکتابی کردن
celebrates
نگاه داشتن تقدیس کردن
celebrating
نگاه داشتن تقدیس کردن
leers
از گوشه چشم نگاه کردن
celebrate
نگاه داشتن تقدیس کردن
glowered
اخم کردن نگاه خیره
gaze
چشم دوختن زل زل نگاه کردن
glowering
اخم کردن نگاه خیره
qualifying shares
سهامی که مدیران الزاما"باید خریداری کنند
glance
نگاه مختصرکردن نظر اجمالی کردن
pretty to look at
[to watch]
زیبا
[خوشگل]
برای نگاه کردن
peeps
باچشم نیم باز نگاه کردن
gange
باسیم نازک نگاه داری کردن
to shut in
تو نگاه داشتن از خروج جلوگیری کردن
to look at
نگاه کردن به
[نگریستن به]
[به نظر آمدن]
peeping
باچشم نیم باز نگاه کردن
to watch the clock
[با بیحوصلگی]
دائما به ساعت نگاه کردن
glanced
نگاه مختصرکردن نظر اجمالی کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com