Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
waif
بچه بی صاحب ادم دربدر
Other Matches
jointer
صاحب شیره کش خانه صاحب مشروب فروشی
outcast
دربدر
outcasts
دربدر
vagabondish
دربدر
unsheltered
<adj.>
دربدر
homeless
دربدر
homelessness
دربدر
vagrants
دربدر اوباش
planetary life
زندگی دربدر
mendiant
درویش دربدر
gadabout
اواره دربدر
mendicant
درویش دربدر
to be
[left]
stranded
دربدر شدن
vagrant
دربدر اوباش
vagabonds
دربدر خانه بدوش
vagabond
دربدر خانه بدوش
I was looking for you every where .
دربدر عقبت می گشتم
We are hunting for a vacant flat.
دربدر دنبال آپارتمان خالی می گردیم
To be stranded.
دربدر شدن ( سرگردان شدن )
owners
صاحب
master
صاحب
masters
صاحب
mastered
صاحب
padrone
صاحب
owner
صاحب
ownerless
بی صاحب
lords
صاحب
lord
صاحب
housemothers
زن صاحب خانه
in power
صاحب مقام
grantee
صاحب امتیاز
free ball
توپ بی صاحب
in the saddle
صاحب اختیار
land lady
زن صاحب ملک
landholder
صاحب ملک
lessor
صاحب ملک
licence owner
صاحب امتیاز
liege
صاحب تیول
man of place
صاحب منصب
feudatory
صاحب تیول
feudary
صاحب تیول
officer
صاحب منصب
officers
صاحب منصب
signatories
صاحب امضا
signatory
صاحب امضا
official
صاحب منصب
waif
مال بی صاحب
planter
صاحب مزرعه
planters
صاحب مزرعه
manufacturer
صاحب کارخانه
manufacturers
صاحب کارخانه
assayer
صاحب عیار
building owner
صاحب کار
concessionaire
صاحب امتیاز
concessionary
صاحب امتیاز
concessioner
صاحب امتیاز
man of place
صاحب مقام
manufaturer
صاحب کارخانه
master of the time
صاحب الزمان
sharecropper
صاحب نسق
shipowner
صاحب کشتی
shop keeper
صاحب دکان
slaveholder
صاحب برده
stock holder
صاحب سهم
titlist
صاحب سندمالکیت
unowned
بی صاحب بیمالک
homeowner
صاحب خانه
office-holder
صاحب مقام
office-holders
صاحب مقام
restauranteur
صاحب رستوران
Distinguished . Titled.
صاحب عنوان
seignior
صاحب تیول
homeowners
صاحب خانه
monopolist
صاحب انحصار
no man's land
سرزمین بی صاحب
notary public
صاحب محضر
nursery man
صاحب قلمستان
of consequence
صاحب شان
officiary
صاحب منصب
owner of a property
صاحب ملک
permit holder
صاحب جواز
housemother
زن صاحب خانه
stockholders
صاحب سهم
licensees
صاحب جواز
beneficent
صاحب کرم
licensee
صاحب جواز
landowner
صاحب ملک
landowners
صاحب ملک
printers
صاحب چاپخانه
landladies
زن صاحب ملک
industrialist
صاحب صنعت
sovereigns
صاحب سیادت
inviolable
صاحب حرمت
stockholder
صاحب سهم
clear-sighted
صاحب نظر
shareholders
صاحب سهم
shareholder
صاحب سهم
printer
صاحب چاپخانه
restaurateurs
صاحب رستوران
restaurateur
صاحب رستوران
masters
ارباب صاحب
master
ارباب صاحب
industrialists
صاحب صنعت
employer
صاحب کار
titled
صاحب لقب
employers
صاحب کار
innkeeper
صاحب مسافرخانه
benefactor
صاحب خیر
stray
جانور بی صاحب
lairds
صاحب زمین
mastered
ارباب صاحب
landlady
زن صاحب ملک
resolute
صاحب عزم
sovereign
صاحب سیادت
strays
جانور بی صاحب
straying
جانور بی صاحب
laird
صاحب زمین
innkeepers
صاحب مسافرخانه
benefactors
صاحب خیر
croupier
کمک صاحب بانک
prosecuting attorney
صاحب منصب پارکه
pooh bah
صاحب چندین مقام
placeman
صاحب منصب اداری
proprietor
صاحب حق طبق کتاب
owner's risk
ریسک صاحب کالا
proprietors
صاحب حق طبق کتاب
housemother
زن صاحب پانسیون یا مهمانخانه
res nullius
مال بلا صاحب
to come into a property
مالی را صاحب شدن
to have something
صاحب چیزی بودن
to have something at one's disposal
صاحب چیزی بودن
staffs
افسران صاحب منصبان
staffed
افسران صاحب منصبان
staff
افسران صاحب منصبان
licensee
صاحب جواز یا امتیاز
wharfinger
صاحب لنگرگاه یابارانداز
office-holder
صاحب منصب دولت
office-holders
صاحب منصب دولت
polygraphs
صاحب تالیفات بسیار
title-holder
صاحب سند مالکیت
title-holders
صاحب سند مالکیت
polygraph
صاحب تالیفات بسیار
licensees
صاحب جواز یا امتیاز
martyologist
صاحب تذکره شهدا
publican
بیگانه صاحب میخانه
owns
صاحب چیزی بودن
owning
صاحب چیزی بودن
owned
صاحب چیزی بودن
own
صاحب چیزی بودن
cotton spinner
صاحب کارخانه نخ ریسی
signatory
صاحب امضاء امضایی
estray
جانوراواره وبی صاحب
peering
صاحب لقب اشرافی
peered
صاحب لقب اشرافی
chartered companies
شرکتهای صاحب الامتیاز
challenge round
مبارزه با صاحب عنوان
boniface
صاحب مهمانخانه ورستوران
publicans
بیگانه صاحب میخانه
newspapermen
صاحب وگرداننده روزنامه
signatories
صاحب امضاء امضایی
newspaperman
صاحب وگرداننده روزنامه
endowed
صاحب مال و مکنت
yachtsmen
صاحب کشتی تفریحی
yachtsman
صاحب کشتی تفریحی
housemothers
زن صاحب پانسیون یا مهمانخانه
at owner's risks
به هزینه صاحب مال
peer
صاحب لقب اشرافی
in the saddle
یراق صاحب مقام
i own that house
من صاحب ان خانه هستم
infeoff
صاحب ملک کردن
innholder
صاحب مهمانخانه یا مسافرخانه
holding company
شرکت صاحب سهم
lord paramount
صاحب تیول عمده
mansion house
خانه صاحب تیول
croupiers
کمک صاحب بانک
evangelist
صاحب انجیل مژده رسان
old guard
صنوف صاحب اعتبار قدیم
confidnetial relationship with client
حفظ اسرار صاحب کار
equites
سواره نظام صاحب امتیاز
barton
حیاط رعیتی صاحب ملک
licensees
صاحب جواز دارنده پروانه
evangelists
صاحب انجیل مژده رسان
manor house
خانه ارباب یا صاحب تیول
manor houses
خانه ارباب یا صاحب تیول
nursery man
درخت کار صاحب تلمبار
abandonee
صاحب اشیاء ترک شده
licensee
صاحب جواز دارنده پروانه
atentee
صاحب اختراع ثبت شده
barkeep
باده فروش صاحب میکده
barkeeper
باده فروش صاحب میکده
patentee
صاحب اختراع ثبت شده
batons
عصا یا چوپ صاحب منصبان
stockholders
صاحب موجودی ذخیره نگهدار
gastrologist
صاحب سر رشته درپختن وخوردن
play the ball
با دریبل صاحب توپ شدن
portreeve
صاحب منصبی که پایین ترازشهرداراست
baton
عصا یا چوپ صاحب منصبان
proprietorship
صاحب ملک یامغازه بودن
patentee
صاحب اختراع ثبت شدن
he is the owner of this house
او صاحب این خانه است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com