Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (12 milliseconds)
English
Persian
fish
بکاربردن طعمه ماهیگیری مخصوص
fished
بکاربردن طعمه ماهیگیری مخصوص
fishes
بکاربردن طعمه ماهیگیری مخصوص
Other Matches
baited
طعمه ماهیگیری
baits
طعمه ماهیگیری
chum
طعمه ماهیگیری
chums
طعمه ماهیگیری
bait
طعمه ماهیگیری
popping plug
طعمه ماهیگیری شناور
poppers
طعمه شناور ماهیگیری
fly fishing
ماهیگیری با طعمه مصنوعی
nymphs
طعمه مصنوعی ماهیگیری
popper
طعمه شناور ماهیگیری
fly-fishing
ماهیگیری با طعمه مصنوعی
nymph
طعمه مصنوعی ماهیگیری
bait casting
پرتاب نخ ماهیگیری با طعمه
wet fly
طعمه ماهیگیری زیرابی
bottom rig
وسیله حفظ طعمه ماهیگیری در اب
spinner
نوعی طعمه ماهیگیری چرخان
dropper fly
طعمه اضافی وصل به نخ ماهیگیری
hackle
پر دراز و باریک وصل به طعمه ماهیگیری
tailfly
طعمه گره خورده به انتهای نخ ماهیگیری
jigs
نوعی طعمه ماهیگیری مرکب از قلاب و پر
jig
نوعی طعمه ماهیگیری مرکب از قلاب و پر
bucktail
نوعی حشره بعنوان طعمه ماهیگیری در زیر اب
fly dope
ماده اغشته به طعمه ماهیگیری برای شناورشدن
terminal rig
طعمه راهنما و وزنه وصل به انتهای نخ ماهیگیری
turtle knot
گره وصل کردن طعمه ماهیگیری به راهنما
fly tying
گره زدن طعمه مصنوعی به قلاب ماهیگیری
bugs
نوعی حشره مصنوعی بعنوان طعمه ماهیگیری روی اب
bugging
نوعی حشره مصنوعی بعنوان طعمه ماهیگیری روی اب
bug
نوعی حشره مصنوعی بعنوان طعمه ماهیگیری روی اب
bait
خوراک دادن طعمه رابه قلاب ماهیگیری بستن
baits
خوراک دادن طعمه رابه قلاب ماهیگیری بستن
baited
خوراک دادن طعمه رابه قلاب ماهیگیری بستن
snap swivel
حلقه گردان با گیره فلزی برای وصل کردن طعمه ماهیگیری به ان
plugging
اسب مسابقه از نوع پست ونامناسب نوعی طعمه ماهیگیری با چند قلاب
spooning
طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
spooned
طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
plugs
اسب مسابقه از نوع پست ونامناسب نوعی طعمه ماهیگیری با چند قلاب
plug
اسب مسابقه از نوع پست ونامناسب نوعی طعمه ماهیگیری با چند قلاب
spoon
طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
spoons
طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
dropper
قطعه ریسمان اضافی قلاب ونخ اصلی ماهیگیری با طعمه اضافی
droppers
قطعه ریسمان اضافی قلاب ونخ اصلی ماهیگیری با طعمه اضافی
jacklight
نورافکن مخصوص ماهیگیری
flu box
جعبه مخصوص طعمههای خشک ماهیگیری
flu hook
کیف مخصوص طعمههای مصنوعی ماهیگیری
squidding
استفاده از طعمه مصنوعی بجای طعمه طبیعی درماهیگیری
puts
بکاربردن
exert
بکاربردن
exerting
بکاربردن
exerts
بکاربردن
exerted
بکاربردن
adhibit
بکاربردن
put
بکاربردن
putting
بکاربردن
power
زور بکاربردن
tautologize
حشوقبیح بکاربردن
cerebration
بکاربردن مغز
equivocate
ابهام بکاربردن
powered
زور بکاربردن
powering
زور بکاربردن
powers
زور بکاربردن
equivocated
ابهام بکاربردن
equivocating
ابهام بکاربردن
equivocates
ابهام بکاربردن
mattock
کلنگ دو سر بکاربردن
uses
بکاربردن مصرف کردن
patterns
بعنوان الگو بکاربردن
use
بکاربردن مصرف کردن
picks
خلال دندان بکاربردن
pick
خلال دندان بکاربردن
pattern
بعنوان الگو بکاربردن
to use one's d.
عقل یا نظر خودرا بکاربردن
roadworthy
مناسب برای بکاربردن درجاده ها
lute
گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
lutes
گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
writes
وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
write
وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
fog oil
روغن مخصوص یا سوخت مخصوص دستگاههای تولیددود مصنوعی
enallage
بکاربردن صیغهای بجای صیغه دیگر
to play upon words
جناس گفتن یا نوشتن تجنیس بکاربردن
typefaces
مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
typeface
مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
nurses
شیر خوردن باصرفه جویی یا دقت بکاربردن
nursed
شیر خوردن باصرفه جویی یا دقت بکاربردن
nurse
شیر خوردن باصرفه جویی یا دقت بکاربردن
muscles
استفاده کامل ازعضله ها بکاربردن تمام نیرو
muscle
استفاده کامل ازعضله ها بکاربردن تمام نیرو
graphics
کارت مخصوص درون کامپیوتر که از یک پردازنده مخصوص برای افزایش سرعت رسم خط ها و تصاویر روی صفحه استفاده میکند
victims
طعمه
set
طعمه ها
victim
طعمه
terminal tackle
طعمه
sets
طعمه ها
prey
طعمه
setting up
طعمه ها
baiting
طعمه
register
که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registering
که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registers
که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
luring
طعمه ماهی
baits
طعمه دادن
hank
طعمه شکار
ravin
طعمه شکاری
baiter
طعمه دهنده
victimizes
طعمه کردن
lure
طعمه ماهی
lures
طعمه ماهی
hanks
طعمه شکار
baited
طعمه دادن
put-upon
طعمه قراردادن
victimizing
طعمه کردن
victimized
طعمه کردن
put upon
طعمه قراردادن
victimize
طعمه کردن
predacity
طعمه جویی
lured
طعمه ماهی
victimising
طعمه کردن
bait
طعمه دادن
victimises
طعمه کردن
victimised
طعمه کردن
chumming
طعمه ریزی
prey
طعمه قربانی
raven
شکار طعمه شکاری
ravens
شکار طعمه شکاری
takes
طعمه خوردن ماهی
take
طعمه خوردن ماهی
hit
طعمه دزدی ماهی
hits
طعمه دزدی ماهی
hitting
طعمه دزدی ماهی
prey
دستخوش ساختن طعمه کردن
fly
طعمه مصنوعی بشکل حشره
jigging
بالا و پایین بردن طعمه در اب
bait fish
ماهی کوچک بعنوان طعمه
delete
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleted
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
steamers
طعمه تر مصنوعی به شکل ماهی کپور
lures
بطمع طعمه یاسودی گرفتار کردن
luring
بطمع طعمه یاسودی گرفتار کردن
steamer
طعمه تر مصنوعی به شکل ماهی کپور
lured
بطمع طعمه یاسودی گرفتار کردن
kill devil
طعمه ساختگی که دراب چرخ میخورد
lure
بطمع طعمه یاسودی گرفتار کردن
bug taper
ریسمان مناسب برای استفاده از طعمه زیر اب
embedded code
کامپیوتر مخصوص برای کنترل یک ماشین . کامپیوتر مخصوص در یک سیستم بزرگ برای انجام یک تابع خاص
lure
طعمه یا چیزجالبی که سبب عطف توجه دیگری شود
lures
طعمه یا چیزجالبی که سبب عطف توجه دیگری شود
lured
طعمه یا چیزجالبی که سبب عطف توجه دیگری شود
luring
طعمه یا چیزجالبی که سبب عطف توجه دیگری شود
decoy
طعمه یا دام یا توری برای گرفتن اردک و مرغان دیگر
decoying
طعمه یا دام یا توری برای گرفتن اردک و مرغان دیگر
decoys
طعمه یا دام یا توری برای گرفتن اردک و مرغان دیگر
decoyed
طعمه یا دام یا توری برای گرفتن اردک و مرغان دیگر
fly casting
مسابقه پرتاب طعمه مصنوعی بدون قلاب برای سنجش دقت
dapping
نوعی صید ماهی با بالا وپایین بردن طعمه تا مماس اب شود
angles
ماهیگیری
piscary
حق ماهیگیری
angle
ماهیگیری
handline
ماهیگیری با نخ
fishing
ماهیگیری حق ماهیگیری
angling
ماهیگیری
fishing
ماهیگیری
dispersal airfield
فرودگاههای مخصوص تفرقه هوایی فرودگاه مخصوص تفرقه در اماده باش هوایی
fouler
نخ ماهیگیری اشفته
fouls
نخ ماهیگیری اشفته
fishable
قابل ماهیگیری
reels
قرقره ماهیگیری
fish hook
قلاب ماهیگیری
reeling
قرقره ماهیگیری
reeled
قرقره ماهیگیری
fisherman's bend
گره ماهیگیری
fishhook
قلاب ماهیگیری
piscatory
وابسته به ماهیگیری
piscatorial
وابسته به ماهیگیری
fishing
ورزش ماهیگیری
snell
بندقلاب ماهیگیری
fishline
ریسمان ماهیگیری
forward cast
پرتاب نخ ماهیگیری
fishing gear
اسباب ماهیگیری
foul
نخ ماهیگیری اشفته
piscary
محل ماهیگیری
foulest
نخ ماهیگیری اشفته
reel
قرقره ماهیگیری
casting rod
چوب ماهیگیری
angles
قلاب ماهیگیری
angle
قلاب ماهیگیری
fishing rods
چوب ماهیگیری
fisheries
محل ماهیگیری
fishery
شیلات ماهیگیری
sport fish
ماهیگیری تفریحی
surf fishing
ماهیگیری در موج
fisheries
شیلات ماهیگیری
fishery
محل ماهیگیری
fishing tackle
ابزار ماهیگیری
ice fishing
ماهیگیری از سوراخهای یخ
angling
ورزش ماهیگیری
trawlers
کرجی ماهیگیری
fishing rod
چوب ماهیگیری
jug fishing
ماهیگیری با بطری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com