English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
statement on the debate بیانیه در مورد بحث
Other Matches
manifested بیانیه
manifesting بیانیه
manifests بیانیه
proclamations بیانیه
proclamation بیانیه
manifest بیانیه
manifestos بیانیه
manifestoes بیانیه
manifesto بیانیه
declarations بیانیه
statements بیانیه
pronunciamento بیانیه
declaration بیانیه
statement بیانیه
proclamations بیانیه دادن
statements بیانیه افهاریه
statements بیانیه دستور
statements گفته بیانیه
statement بیانیه دستور
joint declaration بیانیه مشترک
assertion بیانیه اگهی
statement گفته بیانیه
statement بیانیه افهاریه
unilateral declaration بیانیه یک جانبه
proclamation بیانیه اعلامیه
proclamation بیانیه دادن
proclamations بیانیه اعلامیه
statement with debate بیانیه با بحث پیوسته
bulletins ابلاغیه رسمی بیانیه
bulletin ابلاغیه رسمی بیانیه
callective note بیانیه یا یادداشت دسته جمعی
cleanest کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleans کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
clean کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleaned کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
area of operational interest منطقه مورد توجه عملیاتی منطقه مورد نظر عملیاتی
open to question <adj.> مورد شک
occasioning مورد
occasions مورد
out of place بی مورد
oportuneness مورد
occasion مورد
cases مورد
case مورد
inapposite بی مورد
occurence مورد
instances مورد
instance مورد
inopportune بی مورد
occasioned مورد
unseasonably بی مورد
indirect objects مورد
object مورد
direct objects مورد
objected مورد
objecting مورد
objects مورد
unseasonable بی مورد
exploitation [utilization] مورد مصرف
liable to prosecution مورد تعقیب
As the case may be . برحسب مورد( آن)
collector's item مورد استثنائیوویژهیککلکسیون
cases مورد غلاف
case دعوی مورد
case مورد غلاف
hold up <idiom> مورد هدف
taken مورد تحسین
in no instance در هیچ مورد
in dispute مورد بحث
fishy مورد تردید
myrtle berry مورد دانه
mytaceous از تیره مورد
utilisation [British] مورد مصرف
objcetionable مورد ایراد
using مورد مصرف
laughing stock مورد تمسخر
object of transaction مورد معامله
entitlements مورد سزیدگی
entitlements مورد استحقاق
entitlement مورد استحقاق
myrtle مورد سبز
myrtaceae تیره مورد
dubious مورد شک مشکوک
In this case ( instance) . دراین مورد
opportuneness مورد مناسب
usage مورد مصرف
under disccussion مورد بحث
taken مورد قبول
utilization مورد مصرف
unnecessary roughness خشونت بی مورد
received مورد قبول
entitlement مورد سزیدگی
cases دعوی مورد
savoury مورد پسند
dubitable مورد شک مشکوک
savory مورد پسند
case study مورد پژوهی
instance لحظه مورد
expectative مورد انتظار
case analysis تحلیل مورد
schreber case مورد شربر
subject of hire مورد اجاره
special case مورد ویژه
sightly مورد نظر
utilized مورد استفاده
usage مورد استفاده
usages مورد استفاده
confutation مورد تکذیب
case studies مورد پژوهی
instances لحظه مورد
undue بی جهت بی مورد
noted مورد ملاحظه
undue ناروا بی مورد
beloved مورد علاقه
happy [about] <adj.> خشنود [در مورد]
requirement مورد نیاز
involved مورد بحث
to make observations [about] [on] نگریختن [در مورد] [به]
to make observations [about] [on] اندیشیدن [در مورد] [به]
impugn مورد اعتراض قراردادن
man power تعداداشخاص مورد استفاده
receptee افراد مورد پذیرش
availabe time زمان مورد قبول
oppugn مورد بحث قراردادن
reserve requirements ذخائر مورد نیاز
scrutinizes مورد مداقه قراردادن
referential مورد مراجعه ارجاعی
referent مورد مراجعه ارجاعی
as the case may be تاچه مورد باشد
scrutinized مورد مداقه قراردادن
principle of exclusion در مورد کالاهای خصوصی
policy options انتخابهای مورد نظر
scrutinize مورد مداقه قراردادن
scrutinising مورد مداقه قراردادن
scrutinises مورد مداقه قراردادن
scrutinised مورد مداقه قراردادن
sales expectations فروش مورد انتظار
persona grata شخص مورد قبول
out port ساحلی مورد استفاده سر پل
polestar هادی مورد توجه
scrutinizing مورد مداقه قراردادن
objective point سمت مورد توجه
impugned مورد اعتراض قراردادن
i mentioned one case in p یک مورد بخصوص را ذکرکردم
hereon در این مورد در اینجا
he won a high praise مورد ستایش بسیارواقع شد
anticipated profit سود مورد انتظار
anticipated price قیمت مورد انتظار
anticipated inflation تورم مورد انتظار
analyte ماده مورد تجزیه
aknowledge character کاراکتر مورد قبول
agreement area سطح مورد قرارداد
capital employed سرمایه مورد استفاده
competitive goods کالاهای مورد رقابت
contested area منطقه مورد نزاع
desired effects اثرات مورد نظر
sub judice مورد مطالعه دادگاه
expected value ارزش مورد انتظار
expected price قیمت مورد انتظار
expected frequency فراوانی مورد انتظار
beatten zone منطقه مورد اصابت
approves توافق در مورد چیزی
object point سمت مورد توجه
impugning مورد اعتراض قراردادن
impugns مورد اعتراض قراردادن
neurasthenia سر درد و حساسیت بی مورد
matter in hand موضوع مورد بحث
approving توافق در مورد چیزی
man of confidence شخص مورد اعتماد
make for مورد حمله قراردادن
lime requirement اهک مورد نیاز
it is of frequent خیلی مورد دارد
article of roup اموال مورد حراج
floor space occupied فضای مورد نیاز
intended saving پس انداز مورد انتظار
inappositely بطور بیجایا بی مورد
conventional مورد قبول عامه
approve توافق در مورد چیزی
expectation value مقدار مورد توقع
shebang امر مورد علاقه
pledge مال مورد وثیقه
pledged مال مورد وثیقه
pledges مال مورد وثیقه
pledging مال مورد وثیقه
draw fire <idiom> مورد انتقاد قرارگرفتن
call on to the carpet <idiom> مورد مواخذه قرارگرفتن
Irrelevent. I nappropriate. Out of place. بیجا ( بی مورد ؟نامناسب )
To take into consideration. To consider. مورد توجه قراردادن
esteemed فرد مورد احترام
draw fire <idiom> مورد هدف بودن
give evidence of گواهی دادن در مورد
admire مورد شگفت قراردادن
admired مورد شگفت قراردادن
share باس مورد استفاده
favouritism افراد مورد توجه
foolhardy دارای تهور بی مورد
to decide [on] تصمیم گرفتن [در مورد]
flavoursome مورد پسند [غذا]
in prospect مورد انتظار [در برنامه ]
shares باس مورد استفاده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com