Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 217 (13 milliseconds)
English
Persian
overhead
بیت تشخیص خطا در ارسال
Search result with all words
backward
تصحیح خطا که توسط گیرنده تشخیص داده شده است و ارسال سیگنال به فرستنده برای ارسال مجدد داده
backwards
تصحیح خطا که توسط گیرنده تشخیص داده شده است و ارسال سیگنال به فرستنده برای ارسال مجدد داده
cyclic
کد تشخیص خطا برای داده ارسال شده
detect
سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
detected
سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
detecting
سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
detects
سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
forward
روش تشخیص خطا و تصحیح که به داده دریافتی اعمال میشود که داده را صحیح میکند و نیاز به ارسال مجدد نیست
forwarded
روش تشخیص خطا و تصحیح که به داده دریافتی اعمال میشود که داده را صحیح میکند و نیاز به ارسال مجدد نیست
patch
ارسال الکتریکی که توسط سیمهای کوتاه متصل می شدند و امکان تشخیص سریع و ساده شبکه را فراهم می کنند
patches
ارسال الکتریکی که توسط سیمهای کوتاه متصل می شدند و امکان تشخیص سریع و ساده شبکه را فراهم می کنند
BCC
روش تشخیص خطا برای بلاکهای داده ارسال شده
polynomial code
سیستم تشخیص خطا که از مجموعهای از قوانین ریاضی اعمال شده به پیام پیش از ارسال و سپس پس از دریافت یا تولید مجدد پیام اصلی تشکیل شده است
quadrature encoding
سیستمی که جهت حرکت mouse را مشخص میکند. در یک mouse مکانیکی , دو احساس WS و سیگنال حرکت عمودی و افقی آنرا تشخیص می دهند. با این روش این سیگنالها ارسال می شوند
xmodem
پروتکل استاندارد ارسال فایل و تشخیص خطا که در ارسال داده سنکرون
ZMODEM
گونه پیشرفته پروتکل ارسالی MODEM که قادر به تشخیص خطا و توانایی ارسال مجدد است در صورتی که اتصال قط ع شود
Other Matches
carriers
پروتکل ارتباطات شبکهای که از ارسال دو منبع در یک زمان جلوگیری میکند و باید منتظر شوند و سپس ارسال کنند. قابل استفاده برای کنترل ارسال داده روی شبکه ایترنت
carrier
پروتکل ارتباطات شبکهای که از ارسال دو منبع در یک زمان جلوگیری میکند و باید منتظر شوند و سپس ارسال کنند. قابل استفاده برای کنترل ارسال داده روی شبکه ایترنت
micr
سیستمی که حروف را با تشخیص الگوهای جوهر مغناطیسی تشخیص میدهد.
CSMA CD
پروتکل ارتباط شبکهای که مانع ارسال همزمان دو منبع میشود به این ترتیب که باید صبر کنند و در زمان مناسب ارسال کنند برای ارسال داده در اینترنت به کار می رود
recognition
1-توانایی تشخیص چیزی . 2-فرایند تشخیص چیزی- مثل حرف روی متن چاپ شده یا میلههای کد میلهای ..
exceptions
روتین هاوتوابعی که اثرات خطا را تشخیص و تصحیح می کنند. به طوری که سیستم پس از تشخیص خطا قابل اجرا باشد
exception
روتین هاوتوابعی که اثرات خطا را تشخیص و تصحیح می کنند. به طوری که سیستم پس از تشخیص خطا قابل اجرا باشد
messages
روش ارسال پیام ذخیره و ارسال که در Novell استفاده میشود
relays
ارسال داده ازیک منبع وسپس ارسال آن به نقط ه دیگر
relayed
ارسال داده ازیک منبع وسپس ارسال آن به نقط ه دیگر
relay
ارسال داده ازیک منبع وسپس ارسال آن به نقط ه دیگر
message
روش ارسال پیام ذخیره و ارسال که در Novell استفاده میشود
XON/XOFF
پروتکل ارسال آسنکرون که هر انتهای آن جریان داده را با ارسال کد مخصوص مناسب میکند
overflowed
وضعیتی در شبکه که تعداد ارسال ها از حد بیشتر باشد و به مسیر دیگری ارسال می شوند
overflows
وضعیتی در شبکه که تعداد ارسال ها از حد بیشتر باشد و به مسیر دیگری ارسال می شوند
lockouts
مانع کاربر شدن از ارسال پیام به صورت ارسال پیاپی روی شبکه
jitter
خطا در خط ارسال که باعث میشود برق بیتهای داده ارسال آسیب ببیند
overflow
وضعیتی در شبکه که تعداد ارسال ها از حد بیشتر باشد و به مسیر دیگری ارسال می شوند
lockout
مانع کاربر شدن از ارسال پیام به صورت ارسال پیاپی روی شبکه
scrolls
حالت ارسال که هر کلید انتخاب شده را ارسال میکند وبا گیرنده نمایش میدهد
scroll
حالت ارسال که هر کلید انتخاب شده را ارسال میکند وبا گیرنده نمایش میدهد
constructive receipt billing
ارسال صورت اقلام ارسالی روش ارسال بارنامه
asynchronous
ارسال داده بین وسایلی که مط ابق با ساعت نیستند و هر وقت آماده بودند ارسال می شوند
The convict cannot distinguish between right and wrong
[distinguish right from wrong]
.
این مجرم نمی تواند بین درست و نادرست را تشخیص
[تشخیص درست را از نادرست]
بدهد.
identification
تشخیص تشخیص دادن
primary
که کانالهای B جداگانه را که میتواند ارسال سیگنال و کنترل پاس چند کیلوبایت در ثانیه را که روی کانال D ارسال می کنند را پشتیبانی کند
point of sale
سیستمی که از ترمینال کامپیوتر در نقط ه فروش سایت برای ارسال الکترونیکی یا کنترل ارسال مشابه قیمت گذاری محصول و.. استفاده میشود
correct
روش کد گذاری که اجازه میدهد در حین ارسال در بیتها خطا رخ دهد و آنها را به سرعت صحیح میکند و ارسال مجددد انجام نمیدهد
corrects
روش کد گذاری که اجازه میدهد در حین ارسال در بیتها خطا رخ دهد و آنها را به سرعت صحیح میکند و ارسال مجددد انجام نمیدهد
correcting
روش کد گذاری که اجازه میدهد در حین ارسال در بیتها خطا رخ دهد و آنها را به سرعت صحیح میکند و ارسال مجددد انجام نمیدهد
identification friendly or foe
سیستم تشخیص هواپیمای دوست و دشمن سیستم تشخیص دشمن توسط رادار
limited distance modem
وسیله ارسال داده با محدوده کوتاه که داده دیجیتال خاص را ارسال میکند و نه به صورت تقسیم شده
collision detection
پروتکل ارتباطات شبکهای که مانع ارسال همزمان از دو منبع میشود به این ترتیب که باید صبر کنند و سپس ارسال کنند
synchronous
پروتکل ارسال داده که در lsnal معماری شبکه سیستم IBM استفاده میشود و نحوه ارسال داده سنکرون را بیان میکند
upload
1-ارسال فایلهای داده یا برنامه از یک کامپیوتر کوچک به CPU اصلی . 2-ارسال فایل از یک کامپیوتر به BBS یا کامپیوتر میزبان .
sequential
پروتکل ارسال شبکه ساخت شبکه سافت VOVELL برای اجرای ارسال و دریافت شبکه IPX
destinations
محلی که چیزی ارسال میشود مکانی که داده ارسال میشود
destination
محلی که چیزی ارسال میشود مکانی که داده ارسال میشود
block shipment
ارسال تدارکات به طور یکجا ارسال اماد به طور قوال
idle
نشانه یا کدی که به معنای انجام هیچ عمل است یا کدی که وقتی ارسال میشود که هیچ دادهای برای ارسال در آن زمان آماده نیست
idled
نشانه یا کدی که به معنای انجام هیچ عمل است یا کدی که وقتی ارسال میشود که هیچ دادهای برای ارسال در آن زمان آماده نیست
idles
نشانه یا کدی که به معنای انجام هیچ عمل است یا کدی که وقتی ارسال میشود که هیچ دادهای برای ارسال در آن زمان آماده نیست
idlest
نشانه یا کدی که به معنای انجام هیچ عمل است یا کدی که وقتی ارسال میشود که هیچ دادهای برای ارسال در آن زمان آماده نیست
red concept
جدا کردن وسایل مخابراتی ارسال پیامهای طبقه بندی شده و رمز از وسایل ارسال پیامهای کشف
modem
وسیلهای که امکان ارسال داده از طریق خط تلفن با تبدیل کردن سیگنال دودویی از کامپیوتر به سیگنال آنالوگ صوتی ه قابل ارسال روی خط تلفن است فراهم می :ند
MTA
نرم افزاری که پیام پستی جدید را متوقتا ذخیره میکند و پس به مقصد صحیح می فرستد. در بیشتر برنامههای کاربردی پست الکترونیکی عوامل ارسال پیام مقصدی وجود دارند. هر یک برای یک نوع روش ارسال .
message
نرم افزاری که پیام پستی جدید را موقت ذخیره میکند و پس به مقصد اصلی ارسال میکند. در برخی برنامههای کاربردی پست الکترونیکی چندین عامل ارسال داده وجود دارند هر یک برای یک نوع روش .
messages
نرم افزاری که پیام پستی جدید را موقت ذخیره میکند و پس به مقصد اصلی ارسال میکند. در برخی برنامههای کاربردی پست الکترونیکی چندین عامل ارسال داده وجود دارند هر یک برای یک نوع روش .
broadband ISDN
سرویس ارسال داده سریع که به داده و صوت اجازه ارسال در یک شبکه گسترده میدهد در حال حاضر سیستمهای Asynchronous Transfer Mode Multimegabit Data Services دو نوع از این سرویس هستند
dispatches
ارسال کردن ارسال
dispatch
ارسال کردن ارسال
despatching
ارسال کردن ارسال
dispatched
ارسال کردن ارسال
despatches
ارسال کردن ارسال
despatched
ارسال کردن ارسال
bandwidth
در شبکه گسترده استفاده میشود و به کاربر اجازه هر مقدار ارسال اطلاعات میدهد و شبکه برای ارسال این مقدار اطلاعات تنظیم شده است
wireless network
شبکه ایکه از کابل برای ارسال داده بین دو کامپیوتر استفاده نمیکند و بجای آن از سیگنال رادیویی برای ارسال سیگنال استفاده میکند
transmission
وسایل ارسال داده از یک وسیله به دیگری که هر دویی یک ساعت کنترل می شوند و داده ارسال شده با سیگنال ساعت سنکرون شده است
tdm
روش ترکیب چندین سیگنال به یک سیگنال ارسال سریع . هر سیگنال ورودی الگوبرداری میشود و نتیجه ارسال میشود. گیرنده سیگنال را مجدداگ می سازد
transmissions
وسایل ارسال داده از یک وسیله به دیگری که هر دویی یک ساعت کنترل می شوند و داده ارسال شده با سیگنال ساعت سنکرون شده است
denotation
تشخیص
specification
تشخیص
discretion
تشخیص
diagnostic
تشخیص
assessments
تشخیص
discernment
تشخیص
assessment
تشخیص
distinctions
تشخیص
diagnosis
تشخیص
distinction
تشخیص
diagnostics
تشخیص ها
diagnoses
تشخیص
In my judgement. As I see it.
به تشخیص من
percipience
حس تشخیص
contradistinction
تشخیص
indistinctively
بی تشخیص
corrective maintenance
عمل تشخیص
discerns
تشخیص دادن
discerned
تشخیص دادن
frequency discrimination
تشخیص فرکانس
sensibilities
حس تشخیص دقت
sensibility
حس تشخیص دقت
verification of debt
تشخیص مطالبات
error detecting code
کد تشخیص خطا
fault datagnosis
تشخیص عیب
resolution
قدرت تشخیص
resolutions
قدرت تشخیص
vertification of debts
تشخیص مطالبات
flair
قوه تشخیص
judiciously
از روی تشخیص
descry
تشخیص دادن
designator code
کد تشخیص یکان
discriminately
از روی تشخیص
discriminant function
تابع تشخیص
recognizable
قابل تشخیص
recognizably
قابل تشخیص
recognizing
تشخیص دادن
voice recognition
تشخیص صوتی
espies
تشخیص دادن
differentiable
تشخیص پذیر
make out
<idiom>
تشخیص دادن
voice recognition
تشخیص صدا
Diagnosis.
تشخیص بیماری
espied
تشخیص دادن
Power of distiction.
قوه تشخیص
recognises
تشخیص دادن
recognising
تشخیص دادن
recognize
تشخیص دادن
vision recognition
تشخیص بصری
assessing
تشخیص دادن
espying
تشخیص دادن
recognition
تشخیص بازشناخت
espy
تشخیص دادن
assess
تشخیص دادن
assessed
تشخیص دادن
diacritic
نشان تشخیص
diacritical
نشان تشخیص
diacritical marks
نشان تشخیص
diagnostic routine
روال تشخیص
diagnostic test
تست تشخیص
diagnostically
ازراه تشخیص
visual identification
تشخیص بصری
diagnostics
شیوههای تشخیص
differential diagnosis
تشخیص افتراقی
assesses
تشخیص دادن
distinguishing
تشخیص دهنده
recognizes
تشخیص دادن
differential
تشخیص دهنده
diagnosing
تشخیص دادن
diagnosed
تشخیص دادن
speech recogintion
تشخیص گفتار
diagnose
تشخیص دادن
character recognition
تشخیص کاراکتر
speech recogintion
تشخیص کلام
discernible
قابل تشخیص
distinct
قابل تشخیص
identifying
تشخیص دادن
coefficient of determination
ضریب تشخیص
identify
تشخیص دادن
sense
حس تشخیص مفهوم
moral sense
حس تشخیص خوب و بد
moral perception
حس تشخیص اخلاقی
blind diagnosis
تشخیص بی نام
differentials
تشخیص دهنده
spot
تشخیص دادن
carrier detect
تشخیص حامل
spots
تشخیص دادن
diagnosis
تشخیص عیب
spotting
تشخیص دادن
diagnosis
تشخیص ناخوشی
diagnoses
تشخیص عیب
diagnoses
تشخیص ناخوشی
sensed
حس تشخیص مفهوم
senses
حس تشخیص مفهوم
collision detection
تشخیص تصادم
pattern recognition
تشخیص الگو
indiscrimination
عدم تشخیص
handwriting recognition
تشخیص دست خط
psychodiagnosis
تشخیص روانی
indiscrete
غیرقابل تشخیص
to know right from wrong
تشخیص دادن
identification signs
علائم تشخیص
orientation
تشخیص موقعیت
identification of friend from foe
دستگاه تشخیص
i.f.f. system
دستگاه تشخیص
discern
تشخیص دادن
indiscreet
فاقد حس تشخیص
identification
تشخیص هویت
pattern recognitation
تشخیص الگو
identifies
تشخیص دادن
identified
تشخیص دادن
tell apart
<idiom>
تشخیص تا کس یادو چیز
see through
خوب تشخیص دادن
eyes
دیدخوب با تشخیص مسافت
eying
دیدخوب با تشخیص مسافت
eyeing
دیدخوب با تشخیص مسافت
see-through
خوب تشخیص دادن
ocr
تشخیص کاراکترهای نوری
whiteout
عدم تشخیص موقعیت
optical recognition device
دستگاه تشخیص نوری
whiteouts
عدم تشخیص موقعیت
eye
دیدخوب با تشخیص مسافت
differential aptitude tests
ازمونهای تشخیص استعداد دی ا تی
to distinguish oneself
[by]
خود را تشخیص دادن
[با]
indistinguishably
بطور غیرقابل تشخیص
psychodiagnostics
ابزارهای تشخیص روانی
identification of supplies
تشخیص هویت کالا
spotting
تشخیص محل گلوله
diagnostic routine
برنامه تشخیص عیب
cess
تشخیص وتعیین مالیات
hottest
تشخیص و ترمیم خطا
detection
عمل تشخیص چیزی
hot
تشخیص و ترمیم خطا
electrodiagnosis
تشخیص با دستگاههای برقی
find
جستن تشخیص دادن
finds
جستن تشخیص دادن
fault diagnosis
تشخیص نقص فنی
indiscernible able
غیر قابل تشخیص
identification zone
منطقه تشخیص هدف
diagnostic
وابسته به تشخیص ناخوشی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com