Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
he must needs go
بیخوداصرار دارد برفتن
Other Matches
he is in a hurry to go
عجله دارد برفتن
he insists on going
اصرار دارد برفتن
he is indisposed to go
میل برفتن ندارد
he is not willing to go
مایل برفتن نیست
he was loath to go
بیمیل بود برفتن
he was not inclined to go
مایل برفتن نبود
iam impatient to go
دلم شور میزند که بروم شتاب دارم برفتن
i had half a mind to go
چندان مایل برفتن نبودم انقدر ها میل نداشتم بروم
scalar
متغیری که یک مقدارمجزا منتسب به خود دارد. یک مقدارمجزا پایه دارد. بردار دویا چند مقدارجهت دار دارد
. The car is gathering momentum.
اتوموبیل دارد دور بر می دارد
Walls have ears
<idiom>
دیوار موش دارد و موش گوش دارد
[اصطلاح]
labor theory of value
براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
zero insertion force socket
[قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
enclave economices
اقتصادهائی که عمدتا درکشورهای در حال توسعه وجود دارد در این اقتصادهاتعداد کمی مناطق پیشرفته ازنظر اقتصادی وجود دارد وبقیه مناطق که وسیعترند ازرشد و پیشرفت بسیار کمی برخوردار میباشند
walls here ears
دیوار موش دارد موش گوش دارد
he has a rage for money
دارد
heavy fighting is in progress
دارد
he has worms
دارد
there is a time for everything
دارد
has
دارد
are there any remarks?
دارد
chain
دارد.
chains
دارد.
he is ill with fever
تب دارد
hast
او دارد
our library is well stocked
خوبی دارد
not a patch on
چه دخلی دارد
he tops .0 metres
یک مترونیم قد دارد
figure on
<idiom>
بستگی دارد به
multungulate
که بیش از دو سم دارد
leek d;
[,vjvi ;i fv'ihd \ik ,
بزرگ دارد
But one leg to the fowl.
<proverb>
مرغ یک پا دارد .
it has sides
سه پهلو دارد
virus
وجود دارد
There is something wrong with the ...
... عیب دارد.
it is usual with him
عادت دارد
it is sufficiently stamped
کسرتمبر دارد
the probability is
احتمال دارد
There is a knack in it .
یک فنی دارد
the reason is manifold
چنددلیل دارد
the reason is two fold
دودلیل دارد
Windows GDI
بیتی دارد
there is a rumour that
شهرت دارد که
it depends
[on]
بستگی دارد
[به]
I owe him a dept of gratitude.
حق بگردنم دارد
he has a spite against me
بامن لج دارد
he has a maggot in his head
وسواس دارد
what matter?
چه اهمیت دارد
what the odds
چه اهمیت دارد
Buttonhole
کتی که در دو طرف دکمه دارد
viruses
وجود دارد
god is
خداوجود دارد
what hurt is there in that
چه زیانی دارد
he has an a. to grind
مقصود دارد
he has an axe to grind
غرض دارد
he speaks to the purpose
قصدی دارد
he is fifty
تمام دارد
walls have ears
گوش دارد
He has a day off.
او مرخصی دارد.
he is 0 years old
او ده سال دارد
There are two sides to every question .
<proverb>
هر مساله ای دو جنبه دارد.
He takes my advice. He listens to me.
از من حرف شنوایی دارد
what is wrong with that?
مگراین چه عیبی دارد
She has got regular teeth .
دندانهای منظمی دارد
what is that to you
به شما جه دخلی دارد
She has engaging manners .
رفتار گیرایی دارد
She has a soft voice
صدای نرمی دارد
Somebody is beating at (upon)the door.
یک کسی دارد در می زند
The kettel is boiling.
قوری دارد می جوشد
My hair is falling.
موهایم دارد می ریزد
There are ticks in every trade .
<proverb>
هر کار لمى دارد .
Every flow must have its ebb.
<proverb>
هر فرازى نشیبى دارد.
He writes a legible ( beautiful ) hand .
خط خوانایی ( قشنگه ) دارد
He has influential contacts everywhere.
همه جا دست دارد
He is distantly related to us .
نسبت دوری با ما دارد
lengths
خط با طول جر حرف دارد
length
خط با طول جر حرف دارد
Does it matter if I dont come ?
اشکالی دارد اگرنیایم ؟
There is always a right way of doing everything.
هرکاری راهی دارد
(not to be) sneezed at
<idiom>
ارزش داشتن را دارد
She has a subtle charm.
جذابیت ظریفی دارد
biased
آنچه اریب دارد
basses
کسی که صدای بم دارد
bass
کسی که صدای بم دارد
the party is led by him
او بر ان حزب ریاست دارد
significance
معنای مخصوص دارد
well and good
باشد چه ضرر دارد
back
که یک باتری پشتیبان دارد
She has a lovely (nice) voice.
صدای قشنگه دارد
the switch is on
برق جریان دارد
the work is in full swing
کاربخوبی جریان دارد
He is against
[opposed to]
me .
با من ضد است.
[ضدیت دارد]
there removred revolution
شورشی که شهرت دارد
to bring grist to the mill
نان دراب دارد
the cat has nine lives
سگ هفت جان دارد
He is verbose (garrulous). He has verbal diarrhea.
شهوت کلام دارد
He writes well . he wields a formidable pen .
قلم خوبی دارد
rubrician
کتاب نماز دارد
With his foul temper.
با اخلاق سگه که دارد
She has a lovely ( nice ) voice.
صدای قشنگه دارد
tea is preferable to water
چایی بر اب ترجیح دارد
that bridge has openings
ان پل سه چشمه یا دهانه دارد
that word is obsolescent
ان واژه کم کم دارد مهجور
There is only one condition attached to it .
فقط یک شرط دارد
To bring pressure to bear . To exert pressure .
فشار خون دارد
She has a delightfully mellow voice .
صدای گرمی دارد
backs
که یک باتری پشتیبان دارد
the export of ... is granted the premium.
صدور ... جایزه دارد.
in all like
احتمال کلی دارد
delectus
برای ترجمه دارد
it askes for attention
توجه لازم دارد
It is much sought after
خیلی طالب دارد.
it is of frequent
خیلی مورد دارد
it is particularly difficult
یک اشکال بخصوصی دارد
double decker
هرچیزیکه دو لایه دارد
he has a loose tongue
دهان لقی دارد
he has much merit
بسیار شایستگی دارد
bigamist
زنی که دوشوهر دارد
he is f. of money
پول فراوان دارد
he is in the know
اطلاع ویژه دارد
bigamists
زنی که دوشوهر دارد
he bears out his name
اسم بامسمایی دارد
he is rightly named
اسم بامسمائی دارد
he keeps my a
حساب مراونگه می دارد
likelihood
احتمال کلی دارد
it needs to be done carefully
اینکارتوجه لازم دارد
it speaks well for him
بامن نظرمساعد دارد
How long is the ticket valid?
بلیت تا کی اعتبار دارد؟
it stand well with him
بامن نظرمساعدی دارد
it is worth 0 rials
ده ریال ارزش دارد
he has Roman nose
او بینی عقابی دارد
it is very important
بسیار اهمیت دارد
and there an end.
و پایان وجود دارد.
he has much merit
خیلی قابلیت دارد
it is particularly difficult
یک دشواری ویژه دارد
what does it meant
یعنی چه چه معنی دارد
it is wringing
خیلی تراست یا اب دارد
battery
که یک باتری پشتیبان دارد
batteries
که یک باتری پشتیبان دارد
He has a good permanent job.
شغل ثابت خوبی دارد
request
چیزی که کسی تقاضایش را دارد
requested
چیزی که کسی تقاضایش را دارد
requesting
چیزی که کسی تقاضایش را دارد
Blood circulates in the body.
خون در بدن جریان دارد
consuetude est alterra lex
عادت قدرت قانونی دارد
he has a fine p in the town
اوخانه خوبی در شهر دارد
requests
چیزی که کسی تقاضایش را دارد
Our food supply is getting low.
ذخیره غذایمان دارد ته می کشد
liveryman
کسیکه لباس نوکری بر تن دارد
Advanced Technology Attachment
مگابایت دار ثانیه دارد
cornet a pistons
یکجورسازشیپوری که چندین دکمه دارد
She is too damned fussy
خیلی ادا واطوار دارد
crapaudiue door
دری که بالاوپایین ان محورگردنده دارد
He is bound to come.
احتمال زیادی دارد که بیاید
corvette
رزمناوی که یک ردیف توپ دارد
My hair is growing.
موهایم دارد بلند می شود
ex-directory
شخصی که چنین شمارهای را دارد
dichord
سازیکه هرنغمه ان دوسیم دارد
AT Attachment
مگابایت دار ثانیه دارد
toggles
یچ الکتریکی که فقط دو وضعیت دارد
double breasted
کتی که در دو طرف دکمه دارد
chaplain
کشیشی که عبادتگاه ویژه دارد
dare he go?
ایا جرات دارد برود
chaplains
کشیشی که عبادتگاه ویژه دارد
It all depends on how things develop.
بستگی دارد چه پیش بیاید
One could be taken up on ones offer.
تعارف آمد نیامد دارد
It is going from bad to worse .
وضع دارد بد ترهم می شود
gigman
کسیکه درشکه تک اسبه دارد
creditor secured by pledge
طلبکاری که رهینه در دست دارد
he has a small p in shimran
او ملک کوچکی درشمیران دارد
water exists in three phases
اب درسه نمود وجود دارد
it look like rain
گویا خیال باریدن دارد
it is marked with spots
نشان ان خالهایی است که دارد
administrator
تنظیم و نگهداری شبکه دارد
administrators
تنظیم و نگهداری شبکه دارد
lunchroom
رستورانی که غذاهای مختصرواماده دارد
quarter binding
جلدی که تنهاته ان چرم دارد
puntist
راننده کرجی نام دارد
post town
شهری که پستخانه مستقل دارد
photorealistic
که کیفیت و روشنایی عکس را دارد
pavonazzo
مرمری که رنگهای پرطاووسی دارد
ox frame
قابی که گوشههای چلیپایی دارد
NVRAM
ما میتواند اطلاعات را نگه دارد
kleptamaniac
کسی که جنون دزدی دارد
multifunction
آنچه تابعهای متعددی دارد
landaulet n
گردونه کوچکی که پوششی دارد
letter head
کاغذیکه نشان چاپی دارد
mistress of cooking
زنی که در اشپزی دست دارد
sexagenarian
کسی که از 06 تا96 سال دارد
irregular polygon
شی گرافیکی که ابعاد یکسان دارد
he has a spite against me
بامن کینه یاعداوت دارد
he is an influence in politics
فلانی نفوذ سیاسی دارد
to the best of ones ability
تا جایی که کسی توان آن را دارد
he is rather i. than sick
بهم خوردگی یاساکت دارد
timber toe
کسی که پای چوبین دارد
gigs
درشکه تک اسبه که دو چرخ دارد
gig
درشکه تک اسبه که دو چرخ دارد
faults
فرآیندی که خطا در آن قرار دارد
faulted
فرآیندی که خطا در آن قرار دارد
fault
فرآیندی که خطا در آن قرار دارد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com