Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (13 milliseconds)
English
Persian
protrude
بیرون انداختن پیش امدن
protruded
بیرون انداختن پیش امدن
protrudes
بیرون انداختن پیش امدن
protruding
بیرون انداختن پیش امدن
Other Matches
to turn out
بیرون دادن بیرون کردن سوی بیرون برگرداندن بیرون اوردن امدن
extravasate
ازمجرای طبیعی بیرون رفتن ازمجرای خود بیرون انداختن بداخل بافت ریختن
eject
بیرون راندن بیرون انداختن
ejected
بیرون راندن بیرون انداختن
ejects
بیرون راندن بیرون انداختن
ejecting
بیرون راندن بیرون انداختن
extrusion
بیرون امدن
emerged
بیرون امدن
emerge
بیرون امدن
issues
بیرون امدن
emerging
بیرون امدن
extrudes
بیرون امدن
extruding
بیرون امدن
to come out
بیرون امدن
pull-out
بیرون امدن
to get over
بیرون امدن
pull out
بیرون امدن
shoot out
بیرون امدن
shoot-out
بیرون امدن
shoot-outs
بیرون امدن
issue
بیرون امدن
shoot forth
بیرون امدن
extruded
بیرون امدن
to chop out
بیرون امدن
extrude
بیرون امدن
to run out
بیرون امدن
pull-outs
بیرون امدن
to shoot forth
بیرون امدن
emerges
بیرون امدن
issued
بیرون امدن
to puff out
پف پف بیرون امدن
exuded
بیرون امدن افشاندن
exude
بیرون امدن افشاندن
transpiring
بیرون امدن نشرکردن
exuding
بیرون امدن افشاندن
exudes
بیرون امدن افشاندن
transpires
بیرون امدن نشرکردن
transpired
بیرون امدن نشرکردن
transpire
بیرون امدن نشرکردن
let out
اجازه بیرون امدن دادن
emanate
سرچشمه گرفتن بیرون امدن
emanating
سرچشمه گرفتن بیرون امدن
emanates
سرچشمه گرفتن بیرون امدن
emanated
سرچشمه گرفتن بیرون امدن
pullout
لحظه بیرون امدن موج سواراز اب
roll out
ازتختخواب بیرون امدن گسترده شدن
to wriggle one's way
بزحمت ازمیان گروهی بیرون امدن
hatch
تخم دادن جوجه بیرون امدن
hatches
تخم دادن جوجه بیرون امدن
hatched
تخم دادن جوجه بیرون امدن
to pull out
از واگن خانه یا ایستگاه بیرون امدن
project
ارائه دادن بیرون زدن پیش امدن پروژه
projected
ارائه دادن بیرون زدن پیش امدن پروژه
variable camber flap
فلپی که نیمرخ ان هنگام بیرون امدن تغییر میکند
dog paddle
شنای به پشت با حرکت پا وبدون بیرون امدن بازو از اب
projects
ارائه دادن بیرون زدن پیش امدن پروژه
expulse
بیرون انداختن
to throw out
بیرون انداختن
to fire out
بیرون انداختن
fire out
بیرون انداختن
throw out
بیرون انداختن
extrudes
بیرون انداختن
extruding
بیرون انداختن
expel
بیرون انداختن
out with
بیرون انداختن
extrude
بیرون انداختن
excreting
بیرون انداختن
expelled
بیرون انداختن
excrete
بیرون انداختن
expels
بیرون انداختن
expelling
بیرون انداختن
excreted
بیرون انداختن
excretes
بیرون انداختن
extruded
بیرون انداختن
disforest
ازحال جنگلی بیرون امدن ازرعایت قانون جنگل هامعاف کردن
bends
بیرون امدن حبابهای گاز ازبافتهای بدن و اختلال درگردش خون
belching
بشدت بیرون انداختن
belches
بشدت بیرون انداختن
blurt
از دهان بیرون انداختن
belched
بشدت بیرون انداختن
belch
بشدت بیرون انداختن
eructate
باشدت بیرون انداختن
sputtered
باخشم اداکردن بیرون انداختن
sputters
باخشم اداکردن بیرون انداختن
sputter
باخشم اداکردن بیرون انداختن
to protrude one's tongue
زبان خودرا بیرون انداختن
to chuck out
بیرون انداختن کسی ازجایی
bounces
مورد توپ وتشرقرار دادن بیرون انداختن
bounce
مورد توپ وتشرقرار دادن بیرون انداختن
bounced
مورد توپ وتشرقرار دادن بیرون انداختن
pickup
انداختن چوب و نخ بعقب برای بیرون اوردن ماهی از اب
to puff up
کپه کپه بیرون امدن
ungear
از دنده بیرون انداختن بی دنده کردن
dropping
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropped
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drop
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drops
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
to strain at a gnat
ازدروازه بیرون نرفتن وازچشم سوزن بیرون رفتن
witjout
بی بدون بیرون بیرون از درخارج فاهرا
extrusion
بیرون اندازی بیرون امدگی
outward bound
عازم بیرون روانه بیرون
bring down
به زمین انداختن حریف انداختن شکار
horrifying
بهراس انداختن به بیم انداختن
jeopard
بخطر انداختن بمخاطره انداختن
horrifies
بهراس انداختن به بیم انداختن
horrify
بهراس انداختن به بیم انداختن
horrified
بهراس انداختن به بیم انداختن
steer roping
کمند انداختن به گاو ونگهداشتن ناگهانی اسب برای انداختن گاو بزمین
off one's hands
بیرون از اختیار شخص بیرون از نظارت شخص
let down
پایین انداختن انداختن
to fall short
کم امدن
proved
در امدن
prove
در امدن
peter
کم امدن
succumbed
از پا در امدن
succumb
از پا در امدن
come away
ور امدن
venues
امدن
proves
در امدن
run short
کم امدن
to pass on
امدن
succumbs
از پا در امدن
venue
امدن
to come over
امدن
to come in to line
در صف امدن
succee
از پی امدن
to come back
پس امدن
succumbing
از پا در امدن
ensued
از پس امدن
comes
امدن
fall short
کم امدن
lengthening
کش امدن
behove
امدن به
lengthens
کش امدن
ensue
از پس امدن
lengthened
کش امدن
come
امدن
ensues
از پس امدن
behoove
امدن به
lengthen
کش امدن
billiard point
در بازی بیلیارد انگلیسی 2امتیاز برای کارامبول و 3امتیاز برای کیسه انداختن در بازی امریکایی 1 امتیازبرای کارامبول و امتیازهای دیگر برای کیسه انداختن
ripens
عمل امدن
purports
بنظر امدن
ripening
عمل امدن
recruiting
حال امدن
stasis
بند امدن
stick out
جلو امدن
recruits
حال امدن
descend
فرود امدن
ripened
عمل امدن
descend
پایین امدن
simmers
بجوش امدن
ripen
عمل امدن
simmering
بجوش امدن
look down
پایین امدن
simmered
بجوش امدن
simmer
بجوش امدن
light or lighted
فرود امدن
descends
فرود امدن
descends
پایین امدن
purporting
بنظر امدن
purport
بنظر امدن
align
درصف امدن
aligned
درصف امدن
follows
در ذیل امدن
followed
در ذیل امدن
follow
در ذیل امدن
aligning
درصف امدن
recovery
بهوش امدن
recoveries
بهوش امدن
to be late
دیر امدن
to be left
زیاد امدن
to be on one's mettle
سر غیرت امدن
land vi
فرود امدن
land vi
پائین امدن
recruited
حال امدن
recruit
حال امدن
succee
ازدنبال امدن
matches
بهم امدن
land vi
بخشکی امدن
gather
گرد امدن
gathered
گرد امدن
match
بهم امدن
bleeds
خون امدن از
to burst in
سرزده امدن
bleed
خون امدن از
to become of
بسر...امدن
ductility
خاصیت کش امدن
beetle
پیش امدن
beetles
پیش امدن
plunge
فرود امدن
coping
کنار امدن
plunged
فرود امدن
plunges
فرود امدن
induce
غالب امدن بر
induced
غالب امدن بر
induces
غالب امدن بر
inducing
غالب امدن بر
seem
بنظر امدن
seemed
بنظر امدن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com