English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 108 (7 milliseconds)
English Persian
icosahedron بیست وجهی
Other Matches
vigesimal بیست قسمت شده بیست گانه
Calvinist austerity [معماری قرن بیست و بیست و یک بخصوص در هلند از مشخصه های آن تیرهایی با لبه های تیز و سخت بوده است.]
lattice design طرح شبکه ای [این طرح بصورت قرینه و تکرار کل متن فرش را در بر می گیرد و از اشکال شش وجهی، نه وجهی، مربع شکل و طاق رومی برای بدنه گل ها استفاده می کند.]
two and twenty بیست و دو
one and twenty بیست و یک
vigesimal بیست تایی
twenty one بیست ویک
twenty first بیست و یکم
threescore سه ضرب در بیست
twenty عدد بیست
twenties عدد بیست
icosahedron بیست رویی
round-the-clock بیست و چهار ساعته
dovble سکه بیست دلاری
he was given 0 lashes بیست ضربه شلاق خورد
Twenty head of cattle . بیست رأس گاو ( احشام )
silver wedding بیست وپنجمین سال عروسی
I reckon she is twenty. بحساب من بیست سالش است
hot lines خط تلفنی بیست و چهار ساعته
hot line خط تلفنی بیست و چهار ساعته
U, u (U's, u's) حرف بیست و یکم الفبای انگلیسی
icosi پیشوندی بمعنی بیست وبیست تایی
I give you full marks for that . نمره ات بیست است ! ( آفرین و مرحبا )
x حرف بیست و چهارم الفبای انگلیسی
w بیست و سومین حرف الفبای انگلیسی
u بیست و یکمین حرف الفبای انگلیسی
v حرف بیست و دوم الفبای انگلیسی
y بیست و پنجمین حرف الفبای انگلیسی
biform دو وجهی
planar دو وجهی
trimorphous سه وجهی
trihedral سه وجهی
hesahedral شش وجهی
hexahedron شش وجهی
borstals دارالتادیب جوانان بین شانزده و بیست و یک سال
borstal دارالتادیب جوانان بین شانزده و بیست و یک سال
z بیست و ششمین و اخرین حرف الفبای انگلیسی
great diurnal range حداکثر اختلاف جذر و مد بیست و چهار ساعته
he is scarcely 0 years old جخت اگر بیست سال د اشته باشد
The well is twenty meters deep. این چاه بیست متر گود است
octagon هشت وجهی
dodecahedron دوازده وجهی
facial isomer ایزومر وجهی
triangular conflict تعارض سه وجهی
trimorph سه شکلی سه وجهی
octagons هشت وجهی
trisoctahedron بلور42 وجهی
hexagram ستاره شش وجهی
octahedron هشت وجهی
tetrahedron چهار وجهی
tetrahedral چهار وجهی
octahedral هشت وجهی
facial isomer همپار وجهی
pentagonal پنج وجهی
polyhedral چند وجهی
holohedron تمام وجهی
dehedral angle زاویه دو وجهی
icosahedron بلوربیست وجهی
unitas multiplex واحد چند وجهی
closo packed hexagonal space lattice شبکه فضایی شش وجهی
pentagonal جسم پنج وجهی
distorted tetrahedron چهار وجهی واپیچیده
monocapped octahedron هشت وجهی تک کلاهکی
polyhedron جسم چند وجهی
hemihedral بشکل نصفه وجهی
pentahedron شکل پنج وجهی
octahedral holes حفرههای هشت وجهی
trisoctahedron کثیر الاضلاع 42 وجهی
twelvepence سکه سیمین انگلیسی که بیست تای ان یک لیره یا پوند است
Hiberno-romanesque [سبک ساختمان های کلاسیک در ایرلند قرن ده تا بیست میلادی]
pentahedron جسم جامد پنج وجهی
polyhedron جسم چند وجهی کثیرالوجوه
end centered unit cell سلول واحد دو وجهی متقابل پر
plastomer اجسام چند وجهی سخت وجامد
rhomb منشور شش وجهی دارای وجوه متوازی الاضلاع
mmpi شخصیت سنج چند وجهی مینه سوتا
ransoms وجهی که جهت جلوگیری از ضبط اموال پرداخت میشود
toll traverse وجهی که برای عبور از املاک خصوصی پرداخت میشود
toll thorough وجهی که بابت گذشتن ازمعابر عمومی یا شاهراههاپرداخت میشود
ransom وجهی که جهت جلوگیری از ضبط اموال پرداخت میشود
conjunctive mood وجهی ازفعل که درجزای شرط یا قید بکار می رود
wharfage وجهی که برای استفاده ازبارانداز پرداخت میشود حق باراندازی
International Modern [سبک مدرن بین المللی در معماری قرن بیست میلادی که اولین بار در آلمان استفاده شد.]
burse بورس وجهی که برای کمک هزینه تحصیلی داده میشود
reserves مقدار وجهی که هر بانک باید جهت پرداخت دیون خود داشته باشد
reserving مقدار وجهی که هر بانک باید جهت پرداخت دیون خود داشته باشد
reserve مقدار وجهی که هر بانک باید جهت پرداخت دیون خود داشته باشد
bulb angle جزء ساختمانی که معمولابعنوان ستون یا پایه بکارمیرود و به شکل دایرهای یاچند وجهی میباشد
tendered وجهی که خوانده برای اثبات امادگیش در مورد ادای دین خواهان به دادگاه عرضه میکند
tender وجهی که خوانده برای اثبات امادگیش در مورد ادای دین خواهان به دادگاه عرضه میکند
legal reserves مقدار وجهی که بانکهای تجارتی طبق قانون باید نزد بانک مرکزی داشته باشند
tenderest وجهی که خوانده برای اثبات امادگیش در مورد ادای دین خواهان به دادگاه عرضه میکند
tendering وجهی که خوانده برای اثبات امادگیش در مورد ادای دین خواهان به دادگاه عرضه میکند
retaining fee وجهی که بطور مستمرپرداخت به وکیل پرداخت شودتا از خدمات حقوقی اومستمرا" استفاده شود یا اورا از قبول وکالت طرف مقابل بازدارند
Jaldar [نوعی طرح پاکستانی که در آن ردیف های لوزی شکل و هشت وجهی بصورت یک ردیف در میان بافته می شوند.]
quatrefoil چهار وجهی [این اصطلاح موقعی که یک نگاره و یا کل فرش از چهار قسمت کاملا قرینه بوجود آمده باشد، بکار می رود.]
hex-column طرح ستونی شش وجهی [طرح سه ترنجی که بیشتر در قراچه آذربایجان و شیروان قفقاز بافته شده و متن اصلی آن را سه ترنج شش گوش در بر می گیرد.]
Medici Mamluk rug قالی مدیسه مملوک [این فرش متعلق به قرن شانزدم میلادی می باشد که به تازگی کشف و در موزه پالازو ایتالیا نگهداری می شود و دارای سه ترنج هشت وجهی است.]
pin money وجهی که شوهر به همسر خود برای حوایج خصوصی و شخصیش می پردازد و زن با صرف ان باید وضع فاهری خود رامتناسب با موقعیت اجتماعی شوهرش بیاراید
medallion ترنج [نقش اصلی که در مرکز فرش قرار گرفته و در طرح لچک ترنج به ابعاد و اشکال مختلف مانند الماسی، خورشیدی، شش وجهی، و بیضی بافته می شود.]
polyhedric چند وجهی چند سطحی
turret motife طرح شیروان [این طرح بعنوان ترنج اصلی به تعداد یک یا سه عدد در متن فرش بکار رفته و حالتی هندسی و هشت وجهی داشته که با خطوط هندسی تزئین می شود.]
ransom وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
ransoms وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
karachoph design لچک ترنج کاراچف [این طرح مربوط به همین شهر در جنوب تفلیس منطقه قفقاز می باشد که در آن ترنج بزرگ و هشت وجهی با چهار مربع در دو طرف آن می باشد و قدمت آن بیش از صد سال است.]
Lesghi star ستاره لسگی [این طرح را ستاره شاهسون نیز می نامند و در فرش های ترکیه و قفقاز و ایران بکار می رود. خود طرح از یک ستاره هشت وجهی با چهار فلش به سمت داخل تشکیل می گردد.]
Lori Pambak motif ترنج لری [پامبک، این نام از شهری به همین نام در جنوب شهر تفلیس قزاقستان گرفته شده است. طرح دارای دو بال هشت وجهی بزرگ و دو لوزی کوچک در جهت مخالف بوده و زمان آن را به قرن نوزدهم میلادی نسبت می دهند.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com