English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 304 (15 milliseconds)
English Persian
outbid بیشتر توپ زدن از
outbidded بیشتر توپ زدن از
outbidding بیشتر توپ زدن از
outbids بیشتر توپ زدن از
Search result with all words
usury گرفتن بهره بیشتر از بهره قانونی جهت وام
rather بیشتر
round تقریب زدن یک عدد با یک مقدار دقت بیشتر یا کمتر
roundest تقریب زدن یک عدد با یک مقدار دقت بیشتر یا کمتر
bodies نوشتار و اندازه پیش فرض برای بیشتر متن ها
body نوشتار و اندازه پیش فرض برای بیشتر متن ها
gargoyle ناودانی که از دیوار پیشامدگی پیدا میکند و بیشتر انرابصورت سر وتن انسان یاجانوری درمی اورند
gargoyles ناودانی که از دیوار پیشامدگی پیدا میکند و بیشتر انرابصورت سر وتن انسان یاجانوری درمی اورند
enhance حرف واضح تر یا چاپ گرافیکی با استفاده از نقاط کوچکتر و بیشتر واحد اینچ
enhanced حرف واضح تر یا چاپ گرافیکی با استفاده از نقاط کوچکتر و بیشتر واحد اینچ
enhances حرف واضح تر یا چاپ گرافیکی با استفاده از نقاط کوچکتر و بیشتر واحد اینچ
enhancing حرف واضح تر یا چاپ گرافیکی با استفاده از نقاط کوچکتر و بیشتر واحد اینچ
hard دیسک مغناطیسی محکم که قادر به ذخیره سازی حجم داده بسیار بیشتر از روی فلاپی دیسک است و معمولا متحرک نیست
harder دیسک مغناطیسی محکم که قادر به ذخیره سازی حجم داده بسیار بیشتر از روی فلاپی دیسک است و معمولا متحرک نیست
hardest دیسک مغناطیسی محکم که قادر به ذخیره سازی حجم داده بسیار بیشتر از روی فلاپی دیسک است و معمولا متحرک نیست
strike اعتصاب کردن متوقف ساختن کار از جانب کارگران کارگاه یا کارخانه به طور دسته جمعی و به منظور تحصیل امتیازات بیشتر از کارفرما یا اعاده وضع مناسب سابق که از بین رفته است
strikes اعتصاب کردن متوقف ساختن کار از جانب کارگران کارگاه یا کارخانه به طور دسته جمعی و به منظور تحصیل امتیازات بیشتر از کارفرما یا اعاده وضع مناسب سابق که از بین رفته است
average میانگین ناشی از محاسبه چندین عامل که ارزشی بیشتر از سایرین دارد
averaged میانگین ناشی از محاسبه چندین عامل که ارزشی بیشتر از سایرین دارد
averages میانگین ناشی از محاسبه چندین عامل که ارزشی بیشتر از سایرین دارد
averaging میانگین ناشی از محاسبه چندین عامل که ارزشی بیشتر از سایرین دارد
stop ن شود پیام به درستی دریافت شده است پیش از ارسال بیشتر داده
stopped ن شود پیام به درستی دریافت شده است پیش از ارسال بیشتر داده
stopping ن شود پیام به درستی دریافت شده است پیش از ارسال بیشتر داده
stops ن شود پیام به درستی دریافت شده است پیش از ارسال بیشتر داده
wing بال شبیه به بال هواپیماوصل به اتومبیل برای کشش بیشتر
winging بال شبیه به بال هواپیماوصل به اتومبیل برای کشش بیشتر
allocation یک یا تعدادی بیشتر شیار روی دیسک سخت که برای ذخیره سازی فایل یا بخشی از آن به کار می رود
allocations یک یا تعدادی بیشتر شیار روی دیسک سخت که برای ذخیره سازی فایل یا بخشی از آن به کار می رود
hierarchies روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
hierarchy روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
crash خطای یک قطعه یا یک مشکل در برنامه در حین اجرا کار را متوقف میکند و استفاده بیشتر از سیستم را نا ممکن میکند
crashed خطای یک قطعه یا یک مشکل در برنامه در حین اجرا کار را متوقف میکند و استفاده بیشتر از سیستم را نا ممکن میکند
crashes خطای یک قطعه یا یک مشکل در برنامه در حین اجرا کار را متوقف میکند و استفاده بیشتر از سیستم را نا ممکن میکند
crashing خطای یک قطعه یا یک مشکل در برنامه در حین اجرا کار را متوقف میکند و استفاده بیشتر از سیستم را نا ممکن میکند
crashingly خطای یک قطعه یا یک مشکل در برنامه در حین اجرا کار را متوقف میکند و استفاده بیشتر از سیستم را نا ممکن میکند
precision استفاده از دو کلمه داده برای ذخیره سازی عدد و ایجاد دقت بیشتر
mostly بیشتر
mainly بیشتر
queue افزودن داده یا کار بیشتر به انتهای صف
queued افزودن داده یا کار بیشتر به انتهای صف
queueing افزودن داده یا کار بیشتر به انتهای صف
queues افزودن داده یا کار بیشتر به انتهای صف
contrast فیلتری که روی صفحه نمایش می گذارند تا جذب نور را بیشتر کنند و از ناراحتی چشم جلوگیری کند
contrasted فیلتری که روی صفحه نمایش می گذارند تا جذب نور را بیشتر کنند و از ناراحتی چشم جلوگیری کند
contrasting فیلتری که روی صفحه نمایش می گذارند تا جذب نور را بیشتر کنند و از ناراحتی چشم جلوگیری کند
contrasts فیلتری که روی صفحه نمایش می گذارند تا جذب نور را بیشتر کنند و از ناراحتی چشم جلوگیری کند
major بیشتر اعظم
majored بیشتر اعظم
majoring بیشتر اعظم
structure با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
structures با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
structuring با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
coroner هر دو را داراست ولیکن جنبه قضایی ماموریتش بیشتر است
coroners هر دو را داراست ولیکن جنبه قضایی ماموریتش بیشتر است
lotus شرکت نرم افزاری که بیشتر برای برنامههای صفحه گسترده اش معروف است
lotuses شرکت نرم افزاری که بیشتر برای برنامههای صفحه گسترده اش معروف است
centuries 001 امتیاز یا بیشتر در یک بازی کریکت
century 001 امتیاز یا بیشتر در یک بازی کریکت
nurse حفظ یک گوی یا بیشتر در یک نقطه برای کسب امتیاز پی درپی
nursed حفظ یک گوی یا بیشتر در یک نقطه برای کسب امتیاز پی درپی
nurses حفظ یک گوی یا بیشتر در یک نقطه برای کسب امتیاز پی درپی
stack ثبات آدرس که حاوی محل دادهای است که بیشتر استفاده می شوند یا آدرس دستور بعدی که باید پردازش شود
stacked ثبات آدرس که حاوی محل دادهای است که بیشتر استفاده می شوند یا آدرس دستور بعدی که باید پردازش شود
stacks ثبات آدرس که حاوی محل دادهای است که بیشتر استفاده می شوند یا آدرس دستور بعدی که باید پردازش شود
common زبان برنامه سازی که بیشتر در امور تجاری به کار می رود
common فضای حافظه یا ذخیره سازی که توسط بیشتر از یک برنامه استفاده میشود
commoners زبان برنامه سازی که بیشتر در امور تجاری به کار می رود
commoners فضای حافظه یا ذخیره سازی که توسط بیشتر از یک برنامه استفاده میشود
commonest زبان برنامه سازی که بیشتر در امور تجاری به کار می رود
commonest فضای حافظه یا ذخیره سازی که توسط بیشتر از یک برنامه استفاده میشود
extend در یک IBM PC روش استاندار معروف برای افزودن حافظه زیادی بیشتر از مگا بایت که توسط چندین سیستم عامل یا برنامه قابل استفاده مستقیم است
extending در یک IBM PC روش استاندار معروف برای افزودن حافظه زیادی بیشتر از مگا بایت که توسط چندین سیستم عامل یا برنامه قابل استفاده مستقیم است
extends در یک IBM PC روش استاندار معروف برای افزودن حافظه زیادی بیشتر از مگا بایت که توسط چندین سیستم عامل یا برنامه قابل استفاده مستقیم است
better نیکوتر بیشتر
sweeper اخرین مدافع در سیستم دفاع بتونی پرتابی در بولینگ که با پیچ تمام یا بیشتر میله ها را می اندازد
sweepers اخرین مدافع در سیستم دفاع بتونی پرتابی در بولینگ که با پیچ تمام یا بیشتر میله ها را می اندازد
conveyancing در CL این اصطلاح بیشتر در زمینه تسهیل معاملات مربوط به اموال غیر منقول مصداق دارد
shield , این جفت سیستم ها پس وارد یک لایه عایق می شوند تا بیشتر تصادم را کم کنند
shields , این جفت سیستم ها پس وارد یک لایه عایق می شوند تا بیشتر تصادم را کم کنند
quad درایو ROM-D که دیسک را با چهار برابر سرعت درایو یک سرعته می چرخاند و باعث مقدار داده بیشتر بر حسب کیلو بایت و نیز زمان جستجو کمتر میشود
quads درایو ROM-D که دیسک را با چهار برابر سرعت درایو یک سرعته می چرخاند و باعث مقدار داده بیشتر بر حسب کیلو بایت و نیز زمان جستجو کمتر میشود
extra اضافه شده یا آنچه بیشتر از معمول باشد
extra- اضافه شده یا آنچه بیشتر از معمول باشد
extras اضافه شده یا آنچه بیشتر از معمول باشد
congestion وضعیتی که در آن نیازهای ارتباطی یا فرآیند ها بیشتر از توانایی مستقیم باشد
combination توافق بین دو یا چند موسسه به منظور دست یافتن به بهره بیشتر
outshine بیشتر درخشیدن
outshines بیشتر درخشیدن
outshining بیشتر درخشیدن
outshone بیشتر درخشیدن
outlast بیشتر طول کشیدن از
outlasted بیشتر طول کشیدن از
outlasting بیشتر طول کشیدن از
outlasts بیشتر طول کشیدن از
outvote بیشتر رای بردن از
outvoted بیشتر رای بردن از
outvotes بیشتر رای بردن از
outvoting بیشتر رای بردن از
outlive بیشتر دوام اوردن
Other Matches
You have to watch your diet more [carefully] and get more exercise. شما باید بیشتر به تغذیه خود توجه و بیشتر ورزش بکنید.
bandwidth صفحه تصویرهای با resolution بیشتر پیکسل در فضای بیشتری نمایش میدهد و به ورودی سریع و پهنای بلند بیشتر نیاز دارند
drive چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
drives چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
furthers بیشتر
furthering بیشتر
furthered بیشتر
further بیشتر
more بیشتر
more than بیشتر از
as much as possible هر چه بیشتر
for the most part بیشتر
large adv بیشتر
it is mostly iron بیشتر
more and more هی بیشتر
principally بیشتر
the more better the best هر چه بیشتر
the more بیشتر
as early aspossible هر چه بیشتر
hypercard یات بیشتر
most of them بیشتر انها
by superir wisdom با خرد بیشتر
rather ... than بیشتر ...تا [ترجیحا ... تا]
not any more دیگر نه [بیشتر نه]
better part قسمت بیشتر
further information آگاهی بیشتر
in the main بیشتر اصلا
so many menŠso many minds عقیده بیشتر
more and more بیشتر ازبیشتر
no more نه دیگر [بیشتر]
the most that i can do بیشتر انها
most people بیشتر مردم
multichannel با بیشتر از یک کانال
nine times out ten بیشتر اوقات
oddson بیشتر محتمل
outstand بیشتر ایستادن
no longer نه بیشتر [زمانی]
over crowding بیشتر باشد
to overcomein number بیشتر بودن از
so many menŠso many minds هر چه اشخاص بیشتر
surviver بیشتر عمرکننده
the many بیشتر مردم
above average <adj.> بیشتر از حد متوسط
The more the better . هر چه بیشتر بهتر
over-average <adj.> بیشتر از حد متوسط
outsit بیشتر نشستن از
above-average <adj.> بیشتر از حد متوسط
I am over 50 years old. من ۵۰ سال بیشتر دارم.
mare مادیان 4 ساله یا بیشتر
put someone's best foot forward <idiom> بیشتر تلاش کردن
roundabout production تولید با کارائی بیشتر
mares مادیان 4 ساله یا بیشتر
full drive باشتاب هرچه بیشتر
outliving بیشتر زنده بودن از
outliving بیشتر دوام اوردن
outlives بیشتر زنده بودن از
outlives بیشتر دوام اوردن
outlived بیشتر زنده بودن از
outlived بیشتر دوام اوردن
outlive بیشتر زنده بودن از
read mostly memory حافظه بیشتر خواندنی
overlive بیشتر زنده بودن از
outwatch بیشتر بیدار ماندن از
more the merrier <idiom> هرچی بیشتر بهتر
extensive cultivation کار وسرمایه بیشتر
norther بیشتر بطرف شمال
as soon as possible بزودی هرچه بیشتر
outstand بیشتر تحمل کردن
he makes most noise او از همه بیشتر صدا یا
like nowhere else <adv.> بیشتر از هر جای دیگر
outwalk بیشتر راه رفتن از
outwear بیشتر دوام کردن
outwork بیشتر کار کردن از
ahead دارای امتیاز بیشتر
it consists mainly بیشتر عبارت است از
at full pelt با شتاب هر چه بیشتر سراسیمه
at full speed با تندی هر چه بیشتر بسرعتی هر چه تمامتر
overloaded تقاضا بیشتر از توانایی وسیله
semidouble دارای گلبرگهای بیشتر از معمول
multi- در معنای زیاد یا بیشتر از یکی
transuranic دارای عدداتمی بیشتر از اورانیم
transuranium دارای عدداتمی بیشتر از اورانیم
overloads تقاضا بیشتر از توانایی وسیله
overload تقاضا بیشتر از توانایی وسیله
multi در معنای زیاد یا بیشتر از یکی
It does more harm than good . ضررش از نفعش بیشتر است
It tends to be blue . It is bluish. بیشتر برنگ آبی می زند
full pelt با شتاب هرچه بیشتر سراسیمه
accuracy هر قدر تعداد بیتها بیشتر باشد
i life that better انرا بیشتر از همه دوست دارم
overpoise مهمتر بودن از بیشتر نفوذ داشتن از
peter penny زکات سالیانه که بیشتر به پاپ میداند
follow up <idiom> بهتر کردن کار با تلاش بیشتر
excess cover treaty قرارداد پوشش بیمهای ضایعات بیشتر
Cut a little more off the back. یک کمی بیشتر عقب را کوتاه کنید.
Cut a little more off the top. یک کمی بیشتر بالا را کوتاه کنید.
more frequently than ever <adv.> نسبت به سابق خیلی بیشتر اوقات
compound parry دفع شمشیر حریف با دو حرکت یا بیشتر
riot تجمع سه نفر یا بیشتر جهت ایجاداغتشاش
half century 05 امتیاز یا بیشتر توپزن درمسابقه کریکت
loved i nothonour more اگر شرافت را بیشتر دوست نداشتم
ness on his part این بیشتر بواسطه کمرویی است
composer آهنگ ساز [بیشتر موسیقی کلاسیک]
supercharger دستگاه هوا و سوخت رسانی بیشتر
man up بازی با یک نفر بیشتر از تعدادافراد حریف
rioted تجمع سه نفر یا بیشتر جهت ایجاداغتشاش
operator انتساب بیشتر از یک تابع به عملگرا مشخص .
riots تجمع سه نفر یا بیشتر جهت ایجاداغتشاش
rioting تجمع سه نفر یا بیشتر جهت ایجاداغتشاش
operators انتساب بیشتر از یک تابع به عملگرا مشخص .
to jackknife truck-trailers تا شدن کامیون در جاده [بیشتر در تصادفات]
More money is not the answer to this problem. پول بیشتر حل این مسئله نیست.
gaze hound تازی که بیشتر با چشم دنبال شکار می رود تا با بو
have half a mind <idiom> احساس وسوسه کردن بیشتر از تحمل نداشتن
catch up تحرک بیشتر برای جبران عقب ماندگی
parlour maid کلفتی که کتارش بیشتر درسفره خانه است
She is more culpable than the others. او [زن] بیشتر از دیگران گناه کار [مقصر] است.
supercharged موتور دارای دستگاه رساننده هواوسوخت بیشتر
like hell <idiom> با تاثیر وانرژی بیشتر ،مغایر با حقیقت ،نه زیاد
ventre a terre سراسیمه باشتاب هرچه بیشتر شکم بزمین
larceny petty بیشتر دزدی مالی که کمتر از 11شیلینگ بهاداشت
as if to add insult to injury <idiom> با بیشتر کردن زیان به وسیله تحقیر و مسخره
I would like tovisit ( see, meet ) you more often . می خواهم باز هم بیشتر پیش شما بیایم
outshoot تعداد بیشتر و بهتر تیراندازی نسبت به حریف
outpoint سبقت گرفتن پوان یا نمره بیشتر اوردن از
early bird catches the worm <idiom> هرکسی زودتر بیداربشود بیشتر بدست میآورد
multitudinist کسیکه توده مردم را بیشتر ازافراد رعایت میکند
long life itemes اقلامی که عمر قانونی انها 5سال یا بیشتر باشد
pantalets زیرشلواری یا نیم شلواری بلند که بیشتر زنها می پوشیدند
high goal polo چوگان بین تیمهای دارنده 91امتیاز تعادلی یا بیشتر
mary maximus ان مریم که از همنام های خود بیشتر سال دارد
She is forty if a day . چهل سال راشیرین دارد ( اگر بیشتر نباشد )
The worst wheel of the cart creaks most. <proverb> بدترین چرخ گارى ,از همه بیشتر غرغر مى کند .
slugger بوکسوری که بیشتر به قدرت خود اتکا دارد تا مهارت
non-circulating materials اجناسی که قرض داده نمی شوند [بیشتر در کتابخانه]
tint [هاله ای از رنگ که بیشتر به سمت سفید متمایل باشد.]
parliamentary train قطار راه اهنی که میلی یک PENNY بیشتر از مسافرنمیگیرد
materials that cannot be borrowed اجناسی که قرض داده نمی شوند [بیشتر در کتابخانه]
power play وضع یک تیم نسبت به حریف بعلت عده بیشتر
triplebogey حساب سه ضربه بیشتر ازاستاندارد در هر بخش ازبازی گلف
multi user system سیستم کامپیوتری که در هر لحظه بیشتر از یک کاربر را پشتیبانی میکند
most significant character رقم سمت چپ عدد که ارزش بیشتر را در پایه دارد.
multi statement line خط ی از برنامه کامپیوتری که حاوی بیشتر از یک دستور یا عبارت است
bois jourdian نوعی سنگ مرمر که بیشتر درفرانسه یافت میشود
most significant digit رقم سمت چپ عدد که ارزش بیشتر را در پایه دارد.
power 0 تلاش برای سرعت بیشتر ضمن مسابقه با 02 پاروزن پی درپی
paramagnetic اجسامی با قابلیت گذردهی یانفوذپذیری بیشتر از یک وخاصیت مغناطیسی دائم
puncher مشتزنی که بیشتر کوشش درزدن ضربه دارد تا سرعت ومهارت
motherboard که حاوی بیشتر قط عات و اتصالات برای تختههای دیگر است
prostyle ایوان پرستش گاههای یونانی که چهار ستون بیشتر نداشت
multi strike printer ribbon ریبون جوهری در چاپگر که بیشتر از یک بار قابل استفاده است
sparse array ساختار ماتریس داده که بیشتر و ورودیهای آن صفر و خالی است
to offshore something چیزی را [برای سود بیشتر] به خارج [از کشور] بردن [اقتصاد]
fosse commune [قبر معمولی در گورستان که هر هفت سال یا بیشتر استفاده می شود.]
weft-face pattern [بافت پود نما که بیشتر در پارچه و گلیم بکار می رود.]
I have to go back a little bit. [This requires a little background {explanation} ] . این نیاز به کمی پیش زمینه [توضیح بیشتر] دارد.
horse اسب اصیل 5ساله یا بیشتر اوردن ماهی به خشکی بزور
Chrysanthemum design طرح گل داوودی که بیشتر در فرش های چینی بکار می رود
doubled up استفاده از دو کلمه داده برای ذخیره سازی یک عدد با دقت بیشتر
doubled استفاده از دو کلمه داده برای ذخیره سازی یک عدد با دقت بیشتر
double استفاده از دو کلمه داده برای ذخیره سازی یک عدد با دقت بیشتر
filling out [پر کردن زمینه فرش با گل ها و یا اشکال مختلف جهت تزئین بیشتر متن]
to space out letters [text] فاصله گذاری [بین حروف را بیشتر کردن] [رایانه شناسی ] [چاپ]
multiphase program برنامهای که بیشتر از یک دستور بازیابی پیش از خاتمه اجرا نیاز دارد
hypervelocity سرعت دهانهای و ابتدایی توپی که از 0001 متر درثانیه بیشتر باشد
wheel base فاصله بین چرخ جلو و عقب در خودروهایی که از یک اکسل بیشتر دارند
cobol زبان برنامه سازی که بیشتر در برنامههای کاربردی تجاری به کار می رود
favourble balance of trade تعادل مطلوب تجارتی موازنه مثبت بیشتر بودن صادرات یک کشور ازوارداتش
to ask somebody out for dinner کسی را برای شام به رستوران دعوت کرن [بیشتر دوست دختر و پسر]
ogive طاق رومی [این طرح در فرش های محرابی بیشتر بکار می رود.]
protect یا بیشتر که چند کاره بودن حافظه مجازی امنیت داده را پشتیبانی میکند
protects یا بیشتر که چند کاره بودن حافظه مجازی امنیت داده را پشتیبانی میکند
multimult پیشوند بمعنی " بسیار وزیاد "و " دارای تعداد زیاد " و "متعدد " و " بیشتر " و" چند "
outdent خطی از متن که نسبت به سایر خطوط یک پاراگراف بیشتر به سمت چپ بسط می یابد
processes برنامهای که زمان اجرای دستورات آن در CPU بیشتر از عملیات ورودی و خروجی است
process برنامهای که زمان اجرای دستورات آن در CPU بیشتر از عملیات ورودی و خروجی است
verba chartarum fortius accipiuntur proferentem contra الفاظ اسناد بیشتر علیه امضاکننده ان قابل تعبیر است
protecting یا بیشتر که چند کاره بودن حافظه مجازی امنیت داده را پشتیبانی میکند
stern attack در رهگیری هوایی تکی که هواپیمای تک کننده با زاویه 54 درجه یا بیشتر به هدف انجام میدهد
gem-set rug قالچه جواهر نشان [بیشتر در هند رواج داشته و قدمت آن به بیش از صد سال می رسد.]
milk disk دیسک انتقال داده از ماشین کوچک به کامپیوتر بزرگتر. که توان پردازش بیشتر دارد
wraparound توسعه و بسط اتوماتیک خطی از یک متن به دو خط یا بیشتر به واسطه محدودیت ناحیهای از صفحه نمایش
western european union ایتالیا المان غربی که در سال 5591 به وجود امدو بیشتر جنبه نظامی دارد
neoclassical economics در این اقتصاد تمرکز بیشتر بروی تقاضای مصرف کننده وروشهای ریاضی است
concatenate بیشتر ازیک فایل یامجموعهای ازداده ها که باهم ترکیب می شوند تا مجموعهای را تشکیل دهند
nitro مایع قابل اشتعال مورداستفاده در اتومبیل بصورت خالص یا مخلوط برای نیروی بیشتر
bells and whistles یک توضیح غیر رسمی ازویژگیهای بیشتر یک سیستم کامپیوتری که شامل گرافیک نمایش رنگی
flourish نقش و نگار دادن به متن فرش [با استفاده از طرح های گلدار جهت تزپین بیشتر]
cloud design طرح ابری که بیشتر در فرش های چینی دیده می شود و حالتی از ابر را نشان می دهد
tin mordent دندانه قلع [در رنگرزی] [که بیشتر اثر سفیدکنندگی داشته و رنگ های روشن را بوجود می آورد.]
spam مقالهای که به بیشتر از یک گروه خبری پست شود و بنابراین حاوی پیام های تجارتی است
microcomputer تخته مدار چاپی اصی سیستم که بیشتر قط عات و اتصالات برای تختههای جانبی و... را دارد
big five بیشتر باthe بزرگان پنجگانه . نامی است که در کنفرانس صلح پاریس 9191 به فرانسه امریکا
black matrix صفحه تصویر CRT که نقاط فسفری اطراف رنگ سیاه هستند تا شدت را بیشتر کنند
boot روی یک دیسک سخت با بیشتر از یک بخش بخشی که حاوی برنامه راه انداز و سیستم عامل است
unlawful assembly در CL سه نفر یا بیشتر را گویند که به قصد ارتکاب اعمالی که مخل اسایش و امنیت جامعه است گرد هم ایند
transylvania فرش ترانسیلوانیا [ریشه اصلی آن مربوط به ترکیه می باشد که بیشتر برای کلیساهای رومانی و مجارستان بافته شده.]
carthamin رنگینه زرد که از شیره گیاه سفلاور بدست می آید این رنگ گیاهی بیشتر در هند و چین مصرف می شود
Family prayer rug فرش محرابی صف گونه [اینگونه بافت ها دارای چندین محراب قرینه بوده و بیشتر بصورت گلیم بافته می شود.]
diamond design طرح قاب لوزی [که بیشتر در فرش های هندسی باف قشقایی، ایلیایی و نواحی غرب ایران بکار می رود.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com