English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
larceny petty بیشتر دزدی مالی که کمتر از 11شیلینگ بهاداشت
Other Matches
round تقریب زدن یک عدد با یک مقدار دقت بیشتر یا کمتر
roundest تقریب زدن یک عدد با یک مقدار دقت بیشتر یا کمتر
quads درایو ROM-D که دیسک را با چهار برابر سرعت درایو یک سرعته می چرخاند و باعث مقدار داده بیشتر بر حسب کیلو بایت و نیز زمان جستجو کمتر میشود
quad درایو ROM-D که دیسک را با چهار برابر سرعت درایو یک سرعته می چرخاند و باعث مقدار داده بیشتر بر حسب کیلو بایت و نیز زمان جستجو کمتر میشود
trellis coding روش تقسیم سیگنال که از تقسیم فرکانس و فاز استفاده میکند تا خروجی بیشتر و نرخ خطای کمتر برای سرعت ارسال داده بر حسب بیت در ثانیه ایجاد کند
virtual level تراز انرژی سیستم هستهای داخل اتم که انرژی برانگیزش ان کمتر از کمترین انرژی جداشده از ذره هستهای بیشتر است
fiscal drag اثر کند کنندگی مالی هنگامیکه سیاست مالی نتواندرشد اقتصادی را حفظ نماید .
bandit دزدی که با زور و خشونت [با اسلحه یا تهدید اسلحه] دزدی میکند
brigand دزدی که با زور و خشونت [با اسلحه یا تهدید اسلحه] دزدی میکند
raider دزدی که با زور و خشونت [با اسلحه یا تهدید اسلحه] دزدی میکند
preyer دزدی که با زور و خشونت [با اسلحه یا تهدید اسلحه] دزدی میکند
robber دزدی که با زور و خشونت [با اسلحه یا تهدید اسلحه] دزدی میکند
heister [American E] دزدی که با زور و خشونت [با اسلحه یا تهدید اسلحه] دزدی میکند
You have to watch your diet more [carefully] and get more exercise. شما باید بیشتر به تغذیه خود توجه و بیشتر ورزش بکنید.
financial statement صورت مالی گزارش مالی
theft and pilferage دزدی و دله دزدی
bandwidth صفحه تصویرهای با resolution بیشتر پیکسل در فضای بیشتری نمایش میدهد و به ورودی سریع و پهنای بلند بیشتر نیاز دارند
quando acciderint وقتی مدیرترکه در مقابل غرماء متوفی به دفاع در دست نبودن مالی از متوفی متوسل میشودمحکمه با صدور حکمی باعنوان بالا مقرر می دارد که هر گاه مالی از متوفی بدست اید باید به غرماء داده شود
cere موم مالی کردن یا روغن مالی کردن
drive چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
drives چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
much less کمتر
shorter کمتر
shortest کمتر
short کمتر
Lt کمتر از
in a less degree کمتر
less کمتر
infrequently کمتر
less than کمتر از
minus کمتر
lesser کمتر
minor کمتر
theft دزدی
embezzlement دزدی
thefts دزدی
thieving دزدی
freebooting دزدی
spoliation دزدی
robberies دزدی
robbery دزدی
lifted دزدی
lifting دزدی
abstraction دزدی
lifts دزدی
abstractions دزدی
nips دزدی
nipped دزدی
thievery دزدی
nip دزدی
lift دزدی
burglary دزدی
burglaries دزدی
brigandism دزدی
filching دزدی
larceny دزدی
filches دزدی
filch دزدی
filched دزدی
inside of a week کمتر از یک هفته
low price قیمت کمتر
A smaller number . Fewer . تعداد کمتر
minority بخش کمتر
minorities بخش کمتر
he would not accept less دو روز کمتر
inside of a week در یک هفته کمتر
sub- در معنای کمتر
cut back <idiom> استفاده کمتر
heists دزدی کردن
kleptomaniacs علاقمند به دزدی
kleptomaniac علاقمند به دزدی
cribbing دله دزدی
heists دزدی سرقت
thievish خوگرفته به دزدی
cribbed دزدی ادبی
petty larceny دله دزدی
thievishness خوی دزدی
thieve دزدی کردن
kidnapping ادم دزدی
cycle stealing چرخه دزدی
cribbed دله دزدی
commit theft دزدی کردن
steal توپ دزدی
heist دزدی سرقت
heist دزدی کردن
intercept توپ دزدی
intercepted توپ دزدی
theft, pilferage, non delivery دله دزدی
piracy دزدی ادبی
piracy دزدی دریائی
crib دزدی ادبی
piracy دزدی دریایی
crib دله دزدی
kidnapping بچه دزدی
shop lifting دزدی از مغازه ها
burgles شب دزدی کردن
burgled شب دزدی کردن
picking دله دزدی
burgling شب دزدی کردن
cribs دله دزدی
larcenous مربوط به دزدی
plagiarism دزدی ادبی
cabbages دله دزدی
aggravated theft دزدی مشدد
petit larceny دله دزدی
cabbage دله دزدی
cribs دزدی ادبی
stick up <idiom> دزدی مسلحانه
burgle شب دزدی کردن
pickery دله دزدی
Shanghai ادم دزدی
kleptomania جنون دزدی
kleptomania دزدی بیمارگون
steals توپ دزدی
intercepting توپ دزدی
intercepts توپ دزدی
abaction گله دزدی
cribbing دزدی ادبی
plagiary دزدی ادبی
pilferage دله دزدی
larceny petty دزدی کوچک
less than container load کمتر از فرفیت کانتینر
shorthanded ادامه با بازیگر کمتر
shoat خوک کمتر از یک سال
le to Equal or Than Less کمتر از یا برابر با
stroke راندن کمتر از فرفیت
hypotrophy رشد کمتر ازمعمول
underexpose کمتر از حد لزوم در معرض
underquote کمتر مظنه دادن
ammo minus مهمات کمتر از نصف
short-changing کمتر پول دادن
below par کمتر از ارزش اسمی
short-changes کمتر پول دادن
short-changed کمتر پول دادن
stroked راندن کمتر از فرفیت
underprice قیمت کمتر از رقیب
short-change کمتر پول دادن
under- پایین تراز کمتر از
below par کمتر از بهای اسمی
under پایین تراز کمتر از
stroking راندن کمتر از فرفیت
strokes راندن کمتر از فرفیت
snitches دله دزدی کردن
pirates دزدی دریایی کردن
pirates دزدی ادبی کردن
snitching دله دزدی کردن
pirate دزدی ادبی کردن
pirated دزدی دریایی کردن
pirate دزدی دریایی کردن
pirating دزدی دریایی کردن
kidnap ادم دزدی کردن
kidnap بچه دزدی کردن
kidnapped بچه دزدی کردن
pilfering دله دزدی کردن
pilfers دله دزدی کردن
snitch دله دزدی کردن
kidnapped ادم دزدی کردن
kidnaps بچه دزدی کردن
snitched دله دزدی کردن
kidnaps ادم دزدی کردن
pirating دزدی ادبی کردن
pirated دزدی ادبی کردن
pilfered دله دزدی کردن
kleptomania میل و اشتیاق به دزدی
piracy دزدی هنری یاادبی
swagman خریدار مال دزدی
hitting طعمه دزدی ماهی
software piracy دزدی نرم افزار
pilfer دله دزدی کردن
peculate حیف ومیل دزدی
hits طعمه دزدی ماهی
hit طعمه دزدی ماهی
embryos جنین کمتر از هشت هفته
lessening کمتر شدن تخفیف یافتن
infant بچه کمتر ازهفت سال
weanling کره اسب کمتر از یک سال
lessening کمتر کردن تقلیل دادن
lessens کمتر شدن تخفیف یافتن
infants بچه کمتر ازهفت سال
he is well preserved کمتر نشان پیری در او پیداست
lessened کمتر کردن تقلیل دادن
lessens کمتر کردن تقلیل دادن
lessened کمتر شدن تخفیف یافتن
lessen کمتر شدن تخفیف یافتن
lessen کمتر کردن تقلیل دادن
reduced charge خرج کمتر یا پایین تر توپ
embryo جنین کمتر از هشت هفته
less developed countries کشورهای کمتر توسعه یافته
cat burglar <idiom> دزدی که از دیوار بالا میرود
robberies دزدی مقرون به ازار یا تهدید
kleptolagnia تحریک جنسی توام با دزدی
maraud دله دزدی یاتلاش کردن
they accused him of the ft اورابه دزدی متهم ساختند
tpnd دله دزدی وعدم تحویل
robbery دزدی مقرون به ازار یا تهدید
kleptamaniac کسی که جنون دزدی دارد
undervalues کمتر از ارزش واقعی تخمین زدن
undervalue کمتر از ارزش واقعی تخمین زدن
undervaluation تقویم یاارزیابی کمتر ازمیزان واقعی
fastest عملی که در آن فاکتور زمان کمتر از یک است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com