Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 76 (8 milliseconds)
English
Persian
I cant take (stand) it any longer.
بیش از این تاب ندارم
Search result with all words
i am not a with him
با او اشنایی ندارم
i am not in
حالش را ندارم
i am out of p with it
دیگرحوصله انرا ندارم
i am reluctant to go
میل ندارم بروم
i cannot a to buy that
استطاعت خرید انرا ندارم
i cannot bear him
حوصله او را ندارم
i do not feel like working
کار کردن ندارم
i do not have the courage
جرات انرا ندارم
i dont meant it
مقصودی ندارم
i have no idea of that
هیچ اگاهی از ان ندارم نمیتوانم تصور کنم چه چیزاست
i have no knowledge of it
هیچ اگاهی از ان ندارم اطلاعی از ان ندارم
i have no money about me
با خود هیچ پولی ندارم
i have no objection to that
به ان اعتراضی ندارم
i have no other place to go
جای دیگری ندارم که بروم
i have no work today
امروز کاری ندارم
i have nothing
ندارم
i have nothing else
هیچ چیز دیگر ندارم
i reck not of danger
من باکی از خطر ندارم
i take no interest in that
هیچ بدان دلبستگی ندارم هیچ از ان خوشم نمیاید
ido not feel my legs
نیروی ایستادن یا راه رفتن ندارم
it has escaped my remembrance
در یاد ندارم بخاطر ندارم
state lamb
در رهگیری هوایی یعنی سوخت کافی ندارم که رهگیری انجام دهم و برگردم
I have no claim to this house.
نسبت به این خانه ادعایی ندارم
I have no doubt that you wI'll succeed.
تردیدی ندارم که موفق می شوید
I have no place (nowhere) to go.
جایی ندارم بروم
I am not in the right frame of mind. I cannot concerntrate.
فکرم حاضرنیست ( تمرکز فکر ندارم )
To regain consciousness. to come to.
امروز حال وحوصله کارکردن ندارم
That is fine by me if you agree.
اگر موافقی من هم حرفی ندارم
I simply cant concentrate.
حواس ندارم ( حواس برایم نمانده )
I am not in the mood.
حال وحوصله ندارم
I havent heard of her for a long time.
مدتها است از او خبری ندارم
I am sore at her. Iam bitter about her.
ازاودل خوشی ندارم
I dont have an earthly chance.
کمترین شانس راروی زمین ندارم
I have nothing to do with him .
با اوسر وکاری ندارم
You must be joking (kidding).
شوخی می کنی ( منکه باور ندارم )
I have nothing more to say .
دیگر عرضی نیست ( ندارم )
It is of no interest to me at all.
من به این موضوع اصلا"علاقه ای ندارم
I have lost my interest in football .
دیگر به فوتبال علاقه ای ندارم
I am dead broke . I am penniless.
یک غاز هم ندارم
Let him go jump in the lake . He can go and drown himself .
بگذار هر غلطی می خواهد بکند ( از تهدیدش ترسی ندارم )
I cant do any crystal – gazing .
علم غیب که ندارم
She is not concerned with all that .
با این کارها کاری ندارم
I am minding my own business.
کاری بکار کسی ندارم
I am not concerned with whether or not it was tru the mI'll .
با راست ودروغ بودن آن کاری ندارم
I have nothing to do with politics.
کاری به سیاست ندارم
It is too expensive for me to buy ( purchase ).
برای من خیلی قیمتش گران است ( پول خرید آنرا ندارم )
I am tied up ( engaged ) on Saturday .
شنبه گرفتارم ( وقت ندارم )
Lets play that again .
قبول ندارم.
[قبول نیست دربازی وغیره ]
I dont mean to intrude .
قصد مزا حمت ندارم ( ملاقات یا ورود نا بهنگام )
I dont wish ( want ) to malign anyone .
میل ندارم بد کسی را بگویم
I am
[will be]
busy this afternoon .
امروز بعد از ظهر وقت ندارم.
I dont have one toman let alone a thousand tomans .
هزار تومان که هیچه یک تومان هم ندارم
I dislike dull colors .
رنگهای مات را دوست ندارم
I have nothing against you .
با شما مخالفتی ندارم
Are there any messages for me?
من پیغامی ندارم؟
Are there any letters for me?
من نامه ای ندارم؟
I have nothing to declare.
کالای گمرکی همراه ندارم.
I have nothing to declare.
چیزی برای گمرک دادن ندارم.
I don't have a spoon.
من قاشق ندارم.
I don't have a knife.
من چاقو ندارم.
I don't have a fork.
من چنگال ندارم.
I don't like this.
من این را دوست ندارم.
I am running out of money .
پول من تمام شد.
[من دیگر پول ندارم.]
My pain has gone.
دیگر درد ندارم.
I'm up to my ears
<idiom>
فرصت سر خاراندن ندارم
No harm meant!
قصد اهانت ندارم!
No offence!
قصد اهانت ندارم!
I'll get there when I get there.
<proverb>
حالا امروز نه فردا
[عجله ای ندارم]
I have no small change.
من پول خرد ندارم.
I'm not worth it.
من ارزش اونو ندارم.
I'm fine with it.
<idiom>
من باهاش مشکلی ندارم.
I don't socialize much these days.
این روزها من با مردم خیلی رفت و آمد ندارم.
I don't have it in my power to help you.
من توانایی کمک به شما را ندارم.
How long is a piece of string?
[Britisch E]
[Australian E]
[when length amount or duration is indeterminate]
<idiom>
من هم جوابی ندارم.
[وقتی کسی پرسشی دارد]
[اصطلاح مجازی]
how much does a vacation cost?
[American E]
[when amount is indeterminate]
<idiom>
من هم جوابی ندارم.
[وقتی کسی پرسشی دارد]
[اصطلاح مجازی]
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com