English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
bumper pool billiard بیلیارد روی میز کوچک با 2سوراخ درانتها
Other Matches
anchoring هرکدام از 8 مربع کوچک روی میز بیلیارد کارامبول
anchor هرکدام از 8 مربع کوچک روی میز بیلیارد کارامبول
anchors هرکدام از 8 مربع کوچک روی میز بیلیارد کارامبول
shake bottle بطری حاوی گویهای کوچک نمره دار برای تعیین شماره بازیگر بیلیارد
pill pool billiard بیلیارد کیسه دار با تعیین شماره گوی برای هر بازیگربا ژتون یا گویهای کوچک مخصوص
hock spanner اچار نیم گردی در یک دسته درانتها و یک قلاب با چنگک درسر دیگر
pocket کیسه یاجیبهای 6 گانه میز بیلیارد انداختن گوی به کیسه دربازی بیلیارد فاصله بین میلههای 1 و 3 برای بازیگرراست دست و 1 و 2 برای بازیگر چپ دست بولینگ
pockets کیسه یاجیبهای 6 گانه میز بیلیارد انداختن گوی به کیسه دربازی بیلیارد فاصله بین میلههای 1 و 3 برای بازیگرراست دست و 1 و 2 برای بازیگر چپ دست بولینگ
billiards بیلیارد
petty cash صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
billiard بازی بیلیارد
cueball گوی بیلیارد
billiard table میز بیلیارد
eight ball billiard بیلیارد امریکایی
english billiards بیلیارد انگلیسی
gemmule یاخته کوچک که ازان جانورتازه پدیدمیاید غنچه کوچک
widget آلت کوچک [ابزار ] [اسباب مکانیکی کوچک]
head انتهای میز بیلیارد
snooker بازی شبیه بیلیارد
cues باچوب بیلیارد زدن
cue باچوب بیلیارد زدن
balking billiard بیلیارد فرانسوی با 4 خط محدوده
center spot نقطه مرکزی بیلیارد انگلیسی
bed سطح هموار کف میز بیلیارد
striker بیلیارد بازی که نوبت اوست
rotation billiard بیلیارد امریکایی به ترتیب شماره
beds سطح هموار کف میز بیلیارد
carom ضربه به دو گوی دیگر بیلیارد
balkline خط عرضی روی میز بیلیارد
top ضربه به بالای توپ بیلیارد
strikers بیلیارد بازی که نوبت اوست
English گردش فرفرهای گوی بیلیارد
cannon ضربه به دو گوی دیگر بیلیارد
cannons ضربه به دو گوی دیگر بیلیارد
pig board تخته کوچک برای موجهای کوچک
increments فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
increment فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
jigger بادبان کوچک یکجور کرجی کوچک
lemon بردن بازی بیلیارد به روش اماتوری
forty one continous billiard بیلیارد امریکایی با تعیین گوی و کیسه
lemons بردن بازی بیلیارد به روش اماتوری
nine ball billiard بیلیارد کیسهای با 9 گوی شماره دار
fifteen ball billiard بیلیارد امریکایی بدون تعیین گوی
cribbage billiard بیلیارد کیسهای با کیسه انداختن هر 2 گوی
masse ضربه عمودی به یک طرف گوی بیلیارد
baulking قسمت پشت خط عرضی روی میز بیلیارد
baulks قسمت پشت خط عرضی روی میز بیلیارد
balk قسمت پشت خط عرضی روی میز بیلیارد
follow shot ضربه با دادن پیچ به بالای گوی بیلیارد
long string خط فرضی از وسط طول میزکیسه دار بیلیارد
in hand گذاشتن گوی بیلیارد در نقطه دلخواه محدوده
break shot نخستین ضربه برای پراکندن گویهای بیلیارد
bank shot ضربهای که گوی بیلیارد به کناره میز بخورد
balkline spot نقطه مرکزی خط عرضی روی میز بیلیارد
baulked قسمت پشت خط عرضی روی میز بیلیارد
balks قسمت پشت خط عرضی روی میز بیلیارد
balked قسمت پشت خط عرضی روی میز بیلیارد
balking قسمت پشت خط عرضی روی میز بیلیارد
block یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
forcing ضربهای که گوی اصلی بیلیارد متوقف میشودیا بر می گردد
blocked یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
head spot نقطهای بین نقطه وسط وکناره شروع بیلیارد
bottle pocket billiard بیلیارد کیسه دار با 2 گوی ومهره بطری مانند
billiard spot نقطه مخصوص گوی قرمزروی میز بیلیارد انگلیسی
force ضربهای که گوی اصلی بیلیارد متوقف میشودیا بر می گردد
forces ضربهای که گوی اصلی بیلیارد متوقف میشودیا بر می گردد
forty one billiard بیلیارد کیسه دار که هربازیگر شماره معینی دارد
blocks یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
cuts فرستادن گوی هدف بیلیارد با ضربه قوسداربه زاویه تند
cut فرستادن گوی هدف بیلیارد با ضربه قوسداربه زاویه تند
place پاس به یار ازاد فرستادن گوی بیلیارد به سمت هدف
places پاس به یار ازاد فرستادن گوی بیلیارد به سمت هدف
one and nine balls billiard بیلیارد کیسهای بین 4 بازیگرکه گویها به نوبت زده می شوند
placing پاس به یار ازاد فرستادن گوی بیلیارد به سمت هدف
mr. and mrs billiards بیلیارد کیسه دار بین زن ومرد که زن ازادی ضربه دارد
stop shot ضربه با چرخش که گوی اصلی بیلیارد بعد از تماس می ایستد
stick bridge پل دراز چوبی و فلزی کمکی برای رسیدن به گوی بیلیارد
knobble برامدگی کوچک گره کوچک
pannikin لیوان کوچک پیمانه کوچک
cues اشارت اشاره برای راهنمایی خواننده یاگوینده یا بازیگر چوب بیلیارد
cue اشارت اشاره برای راهنمایی خواننده یاگوینده یا بازیگر چوب بیلیارد
counted حساب امتیازهای یک ضربه بیلیارد ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ
count حساب امتیازهای یک ضربه بیلیارد ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ
pocket billiards بیلیارد امریکایی با 51 گوی رنگی و 6 کیسه از شماره 1تا 51 بین 2 بازیگر
counting حساب امتیازهای یک ضربه بیلیارد ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ
poker pocket billiards بیلیارد کیسهای دونفره یابیشتر با گوی اصلی و 61گوی شماره دار
basebal billiard نوعی بیلیارد کیسه دار با 12گوی شماره گذاری شده از 1تا 12
counts حساب امتیازهای یک ضربه بیلیارد ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ
dragged ضربهای که گوی بیلیارد پس از برخورد متوقف میشود وسیله کنترل قرقره ماهیگیری
three cushion billiards بیلیارد فرانسوی با ضربه به 2 گوی دیگر بعد از تماس با3 دیواره میز
drag ضربهای که گوی بیلیارد پس از برخورد متوقف میشود وسیله کنترل قرقره ماهیگیری
drags ضربهای که گوی بیلیارد پس از برخورد متوقف میشود وسیله کنترل قرقره ماهیگیری
hazard امتیاز با به کیسه انداختن هرکدام از گویهای بیلیارد قسمت بدون چمن زمین گلف
hazards امتیاز با به کیسه انداختن هرکدام از گویهای بیلیارد قسمت بدون چمن زمین گلف
safety بازی بیلیارد دفاعی که گویها را در جای نامناسبی برای حریف باقی می گذاردضامن تفنگ
hazarding امتیاز با به کیسه انداختن هرکدام از گویهای بیلیارد قسمت بدون چمن زمین گلف
hazarded امتیاز با به کیسه انداختن هرکدام از گویهای بیلیارد قسمت بدون چمن زمین گلف
applet 1-برنامههای کاربردی کوچک 2-برنامه کوچک برای بهبود کارایی برنامه کاربردی وب که توسط Activex یا برنامه جا وا تامین میشود3-
line up billiard بیلیارد کیسه دار با روش برگرداندن گویهای کیسه افتاده به زمین
foot spot نقطه ای بین نقطه مرکزی و وسط جداره عقبی میز بیلیارد
hug the rail غلطیدن یا بلندشدن گوی کنارلبه خارجی میز بیلیارد درنتیجه پیچش گوی
one pocket billiard بیلیارد با 51 گوی هدف که هر بازیگر سعی دارد 8 گوی را در کیسه انتخابی خوداندازد
chalk مالیدن گچ بر سر چوب بیلیارد شرطبندی روی اسب در اخرین لحظات اسب موردتوجه عموم
chalked مالیدن گچ بر سر چوب بیلیارد شرطبندی روی اسب در اخرین لحظات اسب موردتوجه عموم
chalks مالیدن گچ بر سر چوب بیلیارد شرطبندی روی اسب در اخرین لحظات اسب موردتوجه عموم
chalking مالیدن گچ بر سر چوب بیلیارد شرطبندی روی اسب در اخرین لحظات اسب موردتوجه عموم
kissing برخورد اهسته یک گوی بیلیارد با گوی دیگر
kisses برخورد اهسته یک گوی بیلیارد با گوی دیگر
kissed برخورد اهسته یک گوی بیلیارد با گوی دیگر
kiss برخورد اهسته یک گوی بیلیارد با گوی دیگر
cowboy billiard بیلیارد کیسهای با گوی اصلی و 3 گوی به شمارههای 1و 3 و 5
small scale طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
small-scale طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
inning گیمی که بازیگر سرویس زده و ان را باخته فرصت برای نوبت هر بازی بیلیارد یاکروکه یک بخش از بازی بولینگ
storage 1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
flattest ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flat ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
bridge دهنه اسب نوار یا چرم در انتهای چوب بازی لاکراس پل ساختن دست برای زدن گوی بیلیارد فاصله بین سوراخهای گوی بولینگ
bridges دهنه اسب نوار یا چرم در انتهای چوب بازی لاکراس پل ساختن دست برای زدن گوی بیلیارد فاصله بین سوراخهای گوی بولینگ
bridged دهنه اسب نوار یا چرم در انتهای چوب بازی لاکراس پل ساختن دست برای زدن گوی بیلیارد فاصله بین سوراخهای گوی بولینگ
davit جرثقیل کوچک جرثقیل کوچک قایق
butted ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butts ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butt ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
imminution کوچک
pipsqueak کوچک
ickle کوچک
minor کوچک
culvert پل کوچک
tiddly کوچک
ponceau پل کوچک
pipsqueaks کوچک
puny کوچک
seed bud پر کوچک
short ton تن کوچک
tiddlier کوچک
tiddliest کوچک
runty کوچک
plumule پر کوچک
little کوچک
small fry کوچک
minute کوچک
dimmers کوچک
diminutive کوچک
smaller کوچک
whiffet سگ کوچک
weensy کوچک
thumbnails کوچک
thumbnail کوچک
venule رگ کوچک
plumelet پر کوچک
pilule حب کوچک
pillule حب کوچک
minuscule کوچک
petit کوچک
minus cule کوچک
pint size کوچک
pint-size کوچک
fractional کوچک
small کوچک
petty کوچک
bantams کوچک
bantam کوچک
smallest کوچک
canis minor سگ کوچک
half pint کوچک
canis minoris سگ کوچک
gracile کوچک
cerebellum مخ کوچک
micros کوچک
fortalice دژ کوچک
dinky کوچک
weeny کوچک
weeniest کوچک
weenier کوچک
micro کوچک
culverts پل کوچک
exiguousness کوچک
floret گل کوچک
pettily بطور کوچک
twigs : شاخه کوچک
atrophies کوچک شدن
atrophied کوچک شدن
pedicel ساقه کوچک
peccabillo گناه کوچک
twig : شاخه کوچک
papilla برامدگی کوچک
dickey پرنده کوچک
dicky پرنده کوچک
cirque دایره کوچک
atrophy کوچک شدن
petty offence جرم کوچک
atrophying کوچک شدن
denticle دندان کوچک
squirting فواره کوچک
squirted فواره کوچک
squirt فواره کوچک
shrunken کوچک شدن
petit mal صرع کوچک
cracker کلوچه کوچک
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com