English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 61 (7 milliseconds)
English Persian
spade بیل انفرادی
spades بیل انفرادی
Search result with all words
several انفرادی مربوط به خود چند تن
play شرکت درمسابقه انفرادی
played شرکت درمسابقه انفرادی
playing شرکت درمسابقه انفرادی
plays شرکت درمسابقه انفرادی
fives هندبال انگلیسی انفرادی یا دونفره با سه یاچهار دیوار که هر گیم 51امتیاز دارد که مانند والیبال اگردو تیم درامتیاز 41مساوی شوند بازی به 61ختم میشود
pursuit مسابقه دوچرخه سواری انفرادی یا تیمی تعقیبی بازمانگیری
pursuits مسابقه دوچرخه سواری انفرادی یا تیمی تعقیبی بازمانگیری
cell زندان انفرادی
cells زندان انفرادی
solo تک خوانی بطور انفرادی
solos تک خوانی بطور انفرادی
picket کلنگ انفرادی هواپیما یا ناو دیده ور
picketed کلنگ انفرادی هواپیما یا ناو دیده ور
pickets کلنگ انفرادی هواپیما یا ناو دیده ور
individual انفرادی
individuals انفرادی
badminton بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
single انفرادی
singles مسابقه انفرادی
individualism حالت انفرادی
foursome مسابقه انفرادی بین چهار نفر در گلف
foursomes مسابقه انفرادی بین چهار نفر در گلف
sporadic پراکنده انفرادی
sporadically پراکنده انفرادی
Grand Prix مسابقه حرکات وپرش اسب بین سوارکاران ماهر بصورت انفرادی یاگروهی
Grands Prix مسابقه حرکات وپرش اسب بین سوارکاران ماهر بصورت انفرادی یاگروهی
golf بازی بصورت انفرادی یا دونفره یا چهارنفره
administrative segregation زندانی کردن به طور انفرادی تفکیک اداری
advance individual training آموزش تکمیلی انفرادی
advanced individual training اموزش تکمیلی انفرادی
army classification battery test ازمون کارایی پرسنلی ازمون قابلیت انفرادی
army deposit fund پس انداز انفرادی افراد
autecology مبحث شناسایی محیط زندگی انفرادی موجودات
bullword کمربندحفافتی انفرادی
close confinement حبس انفرادی
close confinement زندان انفرادی
cut and cover shelter سنگر انفرادی سر پوشیده سنگری که با کندن زمین وتهیه سرپناه تهیه میشود
excess listing لیست وسایل انفرادی مازاد
individual aquipment تجهیزات انفرادی
individual reserves وسایل ذخیره انفرادی
individual reserves وسایل ضروری انفرادی که با نفرحمل میشود
individual tests ازمونهای انفرادی
individualized instruction اموزش انفرادی
individuate فرد کردن انفرادی کردن
monocracy حکومت مستقل یا انفرادی
personal error خطاهای انفرادی افراد
several covenants تعهدات انفرادی
severalty مالکیت انفرادی منافع زمین اجاره داری انحصاری
single life انفرادی
single tax مالیات انفرادی
single tax مالیات بر درامد انفرادی
singularity انفرادی
slit trench سنگر انفرادی
solitany confinment حبس انفرادی
trigraph حروف رمز سه گانه مربوط به کد فنی تجهیزات انفرادی
troop space جای انفرادی در هواپیما یاکشتی محوطه لازم برای تامین جا برای حمل پرسنل وبارهای انفرادی انها درکشتی یا هواپیما
under arms مجهز باسلحه سبک و انفرادی
solitary confinement زندان انفرادی
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com