English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (3 milliseconds)
English Persian
to be laid up with something بیماری گرفتن
to have something [a disease, an illness] بیماری گرفتن
to be ill with something بیماری گرفتن
to be down with something بیماری گرفتن
Search result with all words
to contract something from somebody از کسی چیزی [بیماری] گرفتن
Other Matches
sequela بیماری ناشی از بیماری دیگر
to take medical advice دستوراز پزشک گرفتن دستورطبی گرفتن
pathogenic بیماری زا
maladies بیماری
malady بیماری
illness بیماری
diseases بیماری
epizootic بیماری
illnesses بیماری
disease بیماری
virulent <adj.> بیماری زا
remission بهبودی بیماری
tay sach's disease بیماری تی- ساکس
psychosis بیماری روانی
Diagnosis. تشخیص بیماری
catamnesis تاریخچه بیماری
venereal disease بیماری مقاربتی
VD بیماری مقاربتی
legionnaires' disease بیماری لژیونرها
VD بیماری زهروی
mental disorder بیماری روانی
down's disease بیماری داون
wilson's disease بیماری ویلسون
radiation sickness بیماری اشعه
radiation sickness بیماری تابشی
radiation sickness بیماری برتابشی
ailments بیماری مزمن
AIDS بیماری ایدز
AIDS بیماری سیدا
herpes simplex بیماری تب خال
ailment بیماری مزمن
epilepsy بیماری صرع
pestilence بیماری طاعون
Parkinson's disease بیماری پارکینسون
graves'disease بیماری گریوز
hansen's disease بیماری هنسن
insect vectors حشرات بیماری زا
sick leave استراحت بیماری
parkinsonism بیماری پارکینسون
pathogenesis بیماری زایی
love sickness بیماری عشق
pathognomy بیماری شناسی
illnesses بیماری کسالت
rabies بیماری هاری
mental illness بیماری روانی
neuropathy بیماری عصب
nosophilia بیماری خواهی
nosophobia بیماری هراسی
pathophobia بیماری هراسی
mental disease بیماری روانی
some kind of sickness یک نوعی از بیماری
lumpy jaw بیماری "اکتینومیکوز"
pick's disease بیماری پیک
pick's syndrome بیماری پیک
pott's disease بیماری پوت
symptomatic نشانه بیماری
illness بیماری کسالت
sick bed بستر بیماری
alzeimer's disease بیماری الزایمز
The symptoms ( of a disease) . علائم بیماری
addison's disease بیماری ادیسون
advantage by illness بهره بیماری
encephalopathy بیماری مغزی
slag کفه گرفتن تفاله گرفتن
to seal up درز گرفتن کاغذ گرفتن
grips طرز گرفتن وسیله گرفتن
grip طرز گرفتن وسیله گرفتن
gripped طرز گرفتن وسیله گرفتن
gripping طرز گرفتن وسیله گرفتن
clams بچنگال گرفتن محکم گرفتن
clam بچنگال گرفتن محکم گرفتن
take in <idiom> زود گرفتن ،مطالب را گرفتن
calebrate جشن گرفتن عید گرفتن
fifth disease [Erythema infectiosum] بیماری پنجم [پزشکی]
to pass a disease on بیماری منتقل کردن
maladies فاسد شدگی بیماری
slapped cheek syndrome بیماری پنجم [پزشکی]
flight into sickness پناه بردن به بیماری
pesthole لانه بیماری ومیکروب
psychosomatic disease بیماری روانی- تنی
malady فاسد شدگی بیماری
loose smut بیماری زنگ گندم
paranosis بهره کشی از بیماری
primary gain بهره اصلی بیماری
paranosic gain بهره اصلی بیماری
diphtheria [diph] دیفتیری [پزشکی] [بیماری]
insect vectors حشرات ناقل بیماری
he fell ill به بستر بیماری افتاد
hemiparasite انگلهایی که بیماری زا نیستند
inpatient بیماری که در بیمارستان میخوابد
black vomit تب زرد [پزشکی] [بیماری]
yellow fever تب زرد [پزشکی] [بیماری]
fungus فونجی بیماری قارچی
yellow jack [colloquial] [yellow fever] تب زرد [پزشکی] [بیماری]
iatrogenic illness بیماری پزشک زاد
smallpox {sg} آبله [پزشکی] [بیماری]
haemorrhoid [British] همورویید [بیماری] [پزشکی]
pox {sg} آبله [پزشکی] [بیماری]
hemorrhoid [American] همورویید [بیماری] [پزشکی]
haemorrhoid [British] بواسیر [بیماری] [پزشکی]
hemorrhoid [American] بواسیر [بیماری] [پزشکی]
gilles de la tourett's disease بیماری ژیل دو لاتورت
variola {sg} آبله [پزشکی] [بیماری]
migraine میگرن [پزشکی] [بیماری]
red plague {sg} آبله [پزشکی] [بیماری]
basedow's disease بیماری بیس داو
beriberi بیماری کمبود ویتامن B
diathesis بیماری پذیری ارثی
allopathy معالجهء بیماری با اضداد ان
hypertension بیماری فشار خون
to get back on one's feet بهتر شدن [از بیماری]
to die of an illness در اثر بیماری مردن
wernicke's encephalopathy بیماری مغزی ورنیکه
polio بیماری فلج اطفال
secondary gain بهره ثانوی بیماری
epinosic gain بهره ثانوی بیماری
varicella آبله مرغان [پزشکی] [بیماری]
chicken-pox {sg} آبله مرغان [پزشکی] [بیماری]
epidemic واگیر بیماری همه گیر
chicken pox {sg} آبله مرغان [پزشکی] [بیماری]
bladder stone سنگ مثانه [پزشکی] [بیماری]
renal calculus [Calculus renalis] سنگ کلیه [پزشکی] [بیماری]
kidney stone [Calculus renalis] سنگ کلیه [پزشکی] [بیماری]
pathoneurosis روان رنجوری بیماری زاد
to lay low خیلی ضعیف کردن [بیماری]
lepidosis بیماری پوست پولک دار
dementia دمانس [نوعی بیماری] [پزشکی]
symptomatic مطابق نشانه بیماری نماینده
locoism نوعی بیماری اسب ودام
hunger osteopathy بیماری استخوانی ناشی از گرسنگی
symptomatology علم شناسایی نشانههای بیماری
poliomyelitic وابسته به بیماری فلج کودکان
poliomyelitic مبتلا به بیماری فلج کودکان
vesical calculus سنگ مثانه [پزشکی] [بیماری]
yellow jack [colloquial] [yellow fever] طاعون زرد [پزشکی] [بیماری]
yellow fever طاعون زرد [پزشکی] [بیماری]
black vomit طاعون زرد [پزشکی] [بیماری]
nephrolith سنگ کلیه [پزشکی] [بیماری]
The soldiers died from illness and hunger. سربازان از گرسنگی و بیماری مردند.
bladder calculus سنگ مثانه [پزشکی] [بیماری]
enphytotic بیماری همه گیر شایع
vaccinated برضد بیماری تلقیح شدن
epidemics واگیر بیماری همه گیر
glanders بیماری مسری اسب و انسان
vaccinates برضد بیماری تلقیح شدن
vaccinating برضد بیماری تلقیح شدن
melituria بیماری قند سلس البول
Hand, foot and mouth disease [HFMD] بیماری دست، پا و دهان [پزشکی]
to d. in one's bed دراثر پیری یا بیماری مردن
computer assisted diagnosis تشخیص بیماری توسط کامپیوتر
cystolith سنگ مثانه [پزشکی] [بیماری]
vaccinate برضد بیماری تلقیح شدن
oriental sore سالک [پزشکی] [نوعی بیماری پوستی]
sick-out اعتصاب از راه خود را به بیماری زدن
dead on arrival مرحوم هنگام ورود [بیماری در آمبولانس]
schizo شخص مبتلا به بیماری جنون جوانی
laparotomy شکافتن شکم برای پی بردن به بیماری
chiclero's ulcer سالک [پزشکی] [نوعی بیماری پوستی]
cutaneous leishmaniasis سالک [پزشکی] [نوعی بیماری پوستی]
get about ازبستر بیماری برخاستن منتشر شدن
leishmaniosis سالک [پزشکی] [نوعی بیماری پوستی]
dementia زوال عقل [نوعی بیماری] [پزشکی]
favus نوعی بیماری پوستی قارچی واگیردار
leishmaniosis لیشمانیوز [پزشکی] [نوعی بیماری پوستی]
pesthole مکان مستعد برای بیماری واگیر
spirochetosis ابتلا به بیماری حاصله از میکروب اسپیروکت
greensick مبتلا به بیماری کم خونی زنان جوان
tropical sore سالک [پزشکی] [نوعی بیماری پوستی]
sick-outs اعتصاب از راه خود را به بیماری زدن
lymphogranuloma ورم غدههای لنفاوی بیماری هوچکین
Jimmy Carter has cancer. جیمی کارتر بیماری سرطان دارد.
nephrosis بیماری کلیه که بیشترلولههای کلیوی را مبتلامیکند
chiclero ulcer سالک [پزشکی] [نوعی بیماری پوستی]
immunotherapy معالجه یاجلوگیری از بیماری بوسیله پادگن
an in patient بیماری که در روزهای عمل در بیمارستان میماند
acidosis فساد خون در اشخاص مبتلا به بیماری قند
toxicosis بیماری ناشی از خوردن زهر ایجاد مسمومیت
foulbrood بیماری میکربی ومهلک نوزادکرم زنبور عسل
yaws بیماری مسری و عفونی حاصله در اثراسپیروکتی بنام
psychosurgery جراحی مغز جهت درمان بیماری روانی
helminthology مطالعه دراطراف کرم های بیماری زاوانگلی
agoraphobic شخصی که مبتلا به بیماری ترس از جاهای شلوغ است
endemic بومی بیماری همه گیربومی مخصوص اب و هوای یک شهر یا یک کشور
order of council تصمیم هیات مشاورین سلطنتی در غیاب یا بیماری پادشاه یا ملکه
tree surgeon ویژه گر برش و قطع بخشهای بیماری زده یا پوسیده درختان
urologic رشتهای از علم طب که در باره بیماری دستگاه ادراری وتناسلی بحث میکند
urological رشتهای از علم طب که در باره بیماری دستگاه ادراری وتناسلی بحث میکند
urology رشتهای از علم طب که در باره بیماری دستگاه ادراری وتناسلی بحث میکند
preclinical وابسته به زمانی که بیماری از نظر بالینی قابل تشخیص نشده باشد
acanthosisnigricans بیماری نادر پوستی که پوست میانی هیپرتروپی وپیگمانتاسیون پیدا مینماید
acupressure روش تسکین درد و درمان بیماری از طریق فشار نقاط خاصی از بدن
hemophilia بیماری موروثی که دران خون دیر لخته میشودودرنتیجه اشکال در بندامدن خونریزی پدید می اید
amnesia ضعف حافظه بعلت ضعف یا بیماری مغزی فراموشی
chiclero's ulcer لیشمانیوز پوستی [پزشکی] [نوعی بیماری پوستی]
chiclero ulcer لیشمانیوز پوستی [پزشکی] [نوعی بیماری پوستی]
tropical sore لیشمانیوز پوستی [پزشکی] [نوعی بیماری پوستی]
oriental sore لیشمانیوز پوستی [پزشکی] [نوعی بیماری پوستی]
cutaneous leishmaniasis لیشمانیوز پوستی [پزشکی] [نوعی بیماری پوستی]
occupational disease امراض شغلی [نظیر بیماری های برونشیت در رنگرزان و بافندگان، پوکی استخوان، خمیدگی ستون مهره ها در بافندگان، ضعف چشم و غیره]
mycosis ناخوشی قارچی بیماری قارچی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com