Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 53 (4 milliseconds)
English
Persian
abhorrent
بیمناک ناسازگار
Other Matches
umbrageous
بیمناک
fearful
بیمناک
tremulous
بیمناک
apprehensive
بیمناک
careful
موافب بیمناک
photophobic
بیمناک ازنور
photophobe
بیمناک ازنور
anglophobe
بیمناک از انگلستان
misgive
بیمناک بودن
negrophobe
بیمناک از نژاد سیاه
discordant
ناسازگار
instansigent
ناسازگار
hedgehoggy
ناسازگار
unadjusted
ناسازگار
maladapted
ناسازگار
maladjusted
ناسازگار
insalubrious
ناسازگار
disagreeable
ناسازگار
conflictive
بهم ناسازگار
ill-assorted
ناسازگار - ناهمجور
ill sorted
ناسازگار ناپسند
inconsistently
بطور ناسازگار
alien
ناسازگار بودن
adverse
ناسازگار مضر
aliens
ناسازگار بودن
uncompromising
سخت ناسازگار
uncompromisingly
سخت ناسازگار
incompatibly
بطور ناسازگار
insociable
ناسازگار غیرقابل معاشرت
mutually exclusive
دو به دو ناسازگار مانعه الجمع
incompossible
منافی یکدیگر ناسازگار
irreconcilable
جور نشدنی ناسازگار
alien
ناسازگار غریبه بودن
aliens
ناسازگار غریبه بودن
incongruously
بطور ناجوریا ناسازگار
conflict
ناسازگار بودن مبارزه کردن
inadaptable
غیر قابل توافق ناسازگار
conflicted
ناسازگار بودن مبارزه کردن
conflicts
ناسازگار بودن مبارزه کردن
hedge hog
ماشین لاروبی ادم ناسازگار
incompatible
ناسازگار یا آنچه خوب کار نمیکند
link
تابع نرم افزاری که امکان ارسال داده بین برنامههای ناسازگار میدهد
platform
نرم افزار یا شبکهای که میتواند با سخت افزارهای مختلف ناسازگار کار کند و متصل شود
platforms
نرم افزار یا شبکهای که میتواند با سخت افزارهای مختلف ناسازگار کار کند و متصل شود
disagrees
مخالف بودن ناسازگار بودن
discord
ناجور بودن ناسازگار بودن
disagreeing
مخالف بودن ناسازگار بودن
disagreed
مخالف بودن ناسازگار بودن
disagree
مخالف بودن ناسازگار بودن
tunnelling
روش بستن یک بسته داده از یک نوع شبکه دربسته دیگر به طوری که روی شبکه دیگر و ناسازگار قابل ارسال باشد
interface
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interfaces
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com