English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
professional liability insurance بیمه تعهدات شغلی
Other Matches
public liability insurance بیمه تعهدات عمومی
discharge of contract انجام تعهدات قراردادی پایان دادن به تعهدات قراردادی
valued policy بیمه نامه دریایی که در ان مبلغ بیمه دقیقا" تعیین و ذکر میشود
self insurance بیمه شدگی توسط خویشتن بیمه شدن پیش خود
excess loss cover بیمه مجدد ان قسمت از زیان که بیش از مقدار بیمه شده قبلی است
exclusion clause مادهای از قرارداد بیمه که در ان مواردی که مشمول بیمه نمیگردد ذکر شده است
continuation clause مادهای که درقرارداد بیمه ذکر گردیده وبراساس ان قراداد بیمه تمدیدمی گردد
accomodation line قبول یک نوع خطر به وسیله بیمه گزار وقتی با بیمه نامه های دیگری همراه است
open policy بیمه نامهای که در ان قیمت کالای بیمه شده معین نشده ودر وقت تلف شدن تعیین میشود
reassurances بیمه اتکایی بیمه ثانوی
reassurance بیمه اتکایی بیمه ثانوی
policies بیمه نامه ورقه بیمه
policy بیمه نامه ورقه بیمه
committment تعهدات
obligation تعهدات
obligations تعهدات
engagement تعهدات
engagements تعهدات
unlimited liability تعهدات نامحدود
admission of liability پذیرش تعهدات
law of obligations حقوق تعهدات
liabilities and responsibilities تعهدات و مسئوولیتها
carry out the obligations اجرای تعهدات
net obligations تعهدات کلی
primery obligation تعهدات اولیه
bank liabilities تعهدات بانکی
net obligations جمع کل تعهدات
capital commitment تعهدات مالی
secondary obligation تعهدات ثانویه
several covenants تعهدات جداگانه
employer's liability تعهدات کارفرما
several covenants تعهدات انفرادی
termination of obligations سقوط تعهدات
obligations incurred تعهدات پرداخت شده
nonfulfilment عدم انجام تعهدات
interstate engagments تعهدات بین الدول
unliquidated obligation تعهدات پرداخت نشده
specialty debt تعهدات مستند به اسناد رسمی
c & f قیمت کالا وهزینه حمل ان بدون بیمه دریایی و تولید کننده پس ازتسلیم کالا به شرکت کشتیرانی و پرداخت هزینه حمل از خودسلب مسئولیت میکند و حق بیمه تا مقصد به عهده خریدار است
res inter alios debet non actaalterinocere تعهدات دو جانبه باعث اضرار شخص ثالث نمیتواند بشود
occupational شغلی
inoccupation بی شغلی
vocational شغلی
vocational selection گزینش شغلی
vocational counseling مشاوره شغلی
occupational hazard صدمه شغلی
vocational guidance راهنمایی شغلی
fringe benefit مزایای شغلی
occupational hazards صدمه شغلی
vocational adjustment سازگاری شغلی
job elements عناصر شغلی
vocational maladjustment ناسازگاری شغلی
occupational hazards سانحه شغلی
occupational hazard سانحه شغلی
job description توصیف شغلی
job training اموزش شغلی
job specification ویژگیهای شغلی
job specification مشخصات شغلی
job enlargement گسترش شغلی
job security امنیت شغلی
dead-end job شغلی بی آینده
job satisfaction رضایت شغلی
job evaluation ارزشیابی شغلی
job analysis تحلیل شغلی
duty position محل شغلی
trade tests ازمونهای شغلی
occupational test ازمون شغلی
occupational stability ثبات شغلی
occupational psychology روانشناسی شغلی
occupational mobility تحرک شغلی
occupational interests رغبتهای شغلی
occupational family گروه شغلی
occupational aptitude استعداد شغلی
to follow a profession شغلی راپیشه کردن
vocational aptitude test ازمون استعداد شغلی
runners اداره کننده شغلی
to accept a job کاری [شغلی] را پذیرفتن
military occupational speciality تخصص شغلی نظامی
job description شرح وفایف شغلی
job classification طبقه بندی شغلی
vacancy موقعیت شغلی آزاد
dictionary of occupational titles واژگان عنوانهای شغلی
job پست شغلی و کار
jobs پست شغلی و کار
occupational hierarchy سلسله مراتب شغلی
runner اداره کننده شغلی
vocational interest blank پرسشنامه علائق شغلی
But not just any job . ولی البته نه هر شغلی
vocational rehabilitation توان بخشی شغلی
kuder occupational interest survey رغبت سنج شغلی کودر
entry group واجدین شرایط تخصصی شغلی
strong vocational interest blank رغبت سنج شغلی استرانگ
tied down <idiom> مسئولیت شغلی یا خانوادگی داشتن
test protectors بازرس ازمایشات کارایی شغلی
svib رغبت سنج شغلی استرانگ
to upgrade somebody به کسی در شغلی درجه دادن
to promote somebody به کسی در شغلی درجه دادن
no branch شغلی که احتیاج به رسته تخصصی ندارد
sinecures هر شغلی که متضمن مسئولیت مهمی نباشد
sinecure هر شغلی که متضمن مسئولیت مهمی نباشد
test examiner مسئول ازمایشات مهارت تخصصی و کارایی شغلی
unobligated اعتبارتعهد نشده تعهدات پرداخت نشده
defacto recognition شناسایی دوفاکتو شناسایی سیاسی کشوری که عملا" مستقل ودارای حق حاکمیت است ولی به عللی نمیتواند یا نمیخواهد به تعهدات بین المللی خود
frictional unemployment اطلاعات ناقص مربوط به فرصتهای شغلی و عدم توانائی اقتصاددر تطابق دادن هر چه سریعتر افراد با مشاغل میباشد
premium حق بیمه
insurer, underwriter بیمه گر
insurer بیمه گر
insurance premium حق بیمه
insurance permium حق بیمه
underwriter بیمه گر
cost,insurance,freight and exchange(cif& بیمه
premiums حق بیمه
level premium حق بیمه
underwriters بیمه گر
insurers بیمه گر
assurances بیمه
insurance بیمه
insurance حق بیمه
aids to trade بیمه
assurance بیمه
assurer بیمه گر
final act سندی است که در پایان کار کنفرانس تنظیم میشود وخلاصه کارهای کنفرانس ونتایج حاصله از آن و تعهدات و موافقتهای ناشیه از آن ونیز مسائلی که جنبه فرعی دارند مانند توصیه ها وارزوهای اعضا کنفرانس را در بردارد
insurant بیمه گذار
insured, policy holder بیمه شده
to u. a policy of insurance سند بیمه
insurance cover پوشش بیمه
insurance company شرکت بیمه
insurability بیمه برداری
insurable بیمه شدنی
insurable بیمه کردنی
insurable قابل بیمه
insurance agent عامل بیمه
insurance agent نماینده بیمه
insurance broker دلال بیمه
insurance broker واسطه بیمه
insurance certificate بیمه مشترک
insurance certificate بیمه اتکایی
insurance certificate گواهی بیمه
liability insurance بیمه تعهدی
term insurance بیمه موقت
property insurance بیمه دارائی
reinsurance بیمه اتکائی
joint insurance بیمه اشتراکی
reinsurance بیمه اتکایی
leading insurer بیمه گر اصلی
reinsurance بیمه مجدد
marine insurance بیمه دریایی
liability insurance بیمه بدهی
social insurance بیمه اجتماعی
old age insurance بیمه بازنشستگی
pension insurance بیمه بازنشستگی
policy holder دارنده بیمه
reinsurer بیمه گر اتکائی
unemployment insurance بیمه بیکاری
wagering policy بیمه قماری
marine insurance بیمه بحری
assurances گستاخی بیمه
assurances بیمه عمر
assurable بیمه کردنی
life insurance بیمه عمر
life insurance بیمه زندگی
assurance گستاخی بیمه
assurer بیمه کننده
assured بیمه گزار
cargo insurance بیمه محمولات
cargo insurance بیمه محموله
assure بیمه کردن
assures بیمه کردن
assuring بیمه کردن
blanket insurance بیمه کلی
life assurance بیمه جان
life assurance بیمه عمر
insure بیمه کردن
insurance policy سند بیمه
insurance policy بیمه نامه
insurance policy قرارداد بیمه
insurance policies سند بیمه
insurance policies بیمه نامه
actuary کارشناس بیمه
insurance پول بیمه
actuaries کارشناس بیمه
assurance بیمه عمر
actuaries متخصص بیمه
accident insurance بیمه تصادفات
accident insurance بیمه حوادث
national insurance بیمه اجتماعی
national insurance بیمه ملی
insurance policies قرارداد بیمه
assured بیمه شده
fire insurance بیمه حریق
comprehensive insurance بیمه کامل
policies بیمه نامه
contingency insurance بیمه احتیاطی
actuary متخصص بیمه
insured بیمه گذار
credit insurance بیمه اعتبار
insured بیمه شده
health insurance بیمه تندرستی
insured بیمه شونده
deductible فرانشیز بیمه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com