Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
contingency cover
بیمه حمل احتیاطی
Search result with all words
contingency insurance
بیمه احتیاطی
Other Matches
res ipsa loquitur
این عبارت در دعاوی مربوط به جرم ناشی از بی احتیاطی و درحالاتی بکار می رود که برای اثبات بی احتیاطی هیچ دلیلی لازم نباشد
precautionary demand for money
تقاضای احتیاطی برای پول تقاضا برای پول بمنظورانگیزه احتیاطی
valued policy
بیمه نامه دریایی که در ان مبلغ بیمه دقیقا" تعیین و ذکر میشود
self insurance
بیمه شدگی توسط خویشتن بیمه شدن پیش خود
excess loss cover
بیمه مجدد ان قسمت از زیان که بیش از مقدار بیمه شده قبلی است
exclusion clause
مادهای از قرارداد بیمه که در ان مواردی که مشمول بیمه نمیگردد ذکر شده است
continuation clause
مادهای که درقرارداد بیمه ذکر گردیده وبراساس ان قراداد بیمه تمدیدمی گردد
accomodation line
قبول یک نوع خطر به وسیله بیمه گزار وقتی با بیمه نامه های دیگری همراه است
open policy
بیمه نامهای که در ان قیمت کالای بیمه شده معین نشده ودر وقت تلف شدن تعیین میشود
reassurances
بیمه اتکایی بیمه ثانوی
reassurance
بیمه اتکایی بیمه ثانوی
policy
بیمه نامه ورقه بیمه
policies
بیمه نامه ورقه بیمه
c & f
قیمت کالا وهزینه حمل ان بدون بیمه دریایی و تولید کننده پس ازتسلیم کالا به شرکت کشتیرانی و پرداخت هزینه حمل از خودسلب مسئولیت میکند و حق بیمه تا مقصد به عهده خریدار است
precautionary
احتیاطی
forgetfulness
بی احتیاطی
provisory
احتیاطی
contingency
احتیاطی
contingencies
احتیاطی
discretionary
احتیاطی
indiscretion
بی احتیاطی
improvidence
بی احتیاطی
cautionary
احتیاطی
indiscretions
بی احتیاطی
injudiciousness
بی احتیاطی
want of precaution
بی احتیاطی
unwariness
بی احتیاطی
imprudence
بی احتیاطی
incaution
بی احتیاطی
incautiousness
بی احتیاطی
inconsiderateness
بی احتیاطی
margins
بودجه احتیاطی
precautions
اقدام احتیاطی
measure of prevention
اقدام احتیاطی
margin
بودجه احتیاطی
per incuriam
به علت بی احتیاطی
contingency fund
وجوه احتیاطی
precautionary measures
اقدامات احتیاطی
precautionary motive
انگیزه احتیاطی
preventive action
اقدامات احتیاطی
preventive detention
توقیف احتیاطی
protective measures
تدابیر احتیاطی
carelessly
از روی بی احتیاطی
detention pending trial
توقیف احتیاطی
precaution
اقدام احتیاطی
incautiously
از روی بی احتیاطی
imprudently
از روی بی احتیاطی
reserve fund
سرمایه احتیاطی
riding slip
خفت احتیاطی
indiscreetly
از روی بی احتیاطی
Precautionary measures.
اقدامات احتیاطی
improvidently
از روی بی احتیاطی
buffer stock
موجودی احتیاطی
provident fund
وجوه احتیاطی
caveats
پیش بینی احتیاطی
caveat
پیش بینی احتیاطی
safety precaution
پیش بینیهای احتیاطی
funded
تنخواه ذخیره وجوه احتیاطی صندوق
fund
تنخواه ذخیره وجوه احتیاطی صندوق
contingent fund
اعتبار هزینههای پیش بینی نشده ذخیره احتیاطی
injudiciously
بیخردانه ازروی بیخردی یا بی عقلی ازروی بی احتیاطی
insurance permium
حق بیمه
insurance
حق بیمه
insurance
بیمه
insurance premium
حق بیمه
assurer
بیمه گر
aids to trade
بیمه
underwriter
بیمه گر
premium
حق بیمه
underwriters
بیمه گر
premiums
حق بیمه
assurance
بیمه
insurers
بیمه گر
assurances
بیمه
insurer, underwriter
بیمه گر
insurer
بیمه گر
level premium
حق بیمه
cost,insurance,freight and exchange(cif&
بیمه
unemployment insurance
بیمه بیکاری
comprehensive insurance
بیمه جامع
comprehensive insurance
بیمه کامل
credit insurance
بیمه اعتبار
liability insurance
بیمه تعهدی
health insurance
بیمه تندرستی
liability insurance
بیمه بدهی
accident insurance
بیمه تصادفات
deductible
فرانشیز بیمه
fire insurance
بیمه حریق
health insurance
بیمه بهداشت
health insurance
بیمه بهداشتی
hull insurance
بیمه بدنه
wagering policy
بیمه قماری
to u. a policy of insurance
سند بیمه
employer's liability insurance company
شرکت بیمه
industrial insurance
بیمه صنعتی
social insurance
بیمه اجتماعی
insurant
بیمه گذار
insured, policy holder
بیمه شده
joint insurance
بیمه اشتراکی
leading insurer
بیمه گر اصلی
marine insurance
بیمه دریایی
marine insurance
بیمه بحری
old age insurance
بیمه بازنشستگی
pension insurance
بیمه بازنشستگی
policy holder
دارنده بیمه
reinsurance
بیمه اتکائی
reinsurance
بیمه اتکایی
insurance cover
پوشش بیمه
insurance company
شرکت بیمه
insurability
بیمه برداری
insurable
بیمه شدنی
insurable
بیمه کردنی
term insurance
بیمه موقت
reinsurer
بیمه گر اتکائی
reinsurance
بیمه مجدد
insurable
قابل بیمه
insurance agent
عامل بیمه
insurance agent
نماینده بیمه
insurance broker
دلال بیمه
insurance broker
واسطه بیمه
insurance certificate
بیمه مشترک
insurance certificate
بیمه اتکایی
insurance certificate
گواهی بیمه
property insurance
بیمه دارائی
insurance policies
قرارداد بیمه
insurance policies
بیمه نامه
insurance policies
سند بیمه
insurance policy
قرارداد بیمه
insurance policy
بیمه نامه
insurance policy
سند بیمه
national insurance
بیمه ملی
national insurance
بیمه اجتماعی
accident insurance
بیمه حوادث
assures
بیمه کردن
assure
بیمه کردن
assurable
بیمه کردنی
assured
بیمه گزار
insurance
پول بیمه
actuary
متخصص بیمه
life insurance
بیمه عمر
assurances
بیمه عمر
life insurance
بیمه زندگی
assurance
بیمه عمر
assurance
گستاخی بیمه
insure
بیمه کردن
life assurance
بیمه جان
assurances
گستاخی بیمه
assuring
بیمه کردن
actuaries
کارشناس بیمه
actuaries
متخصص بیمه
actuary
کارشناس بیمه
assurer
بیمه کننده
coinsurance
بیمه مشترک
policy
بیمه نامه
policies
بیمه نامه
cargo insurance
بیمه محموله
cargo insurance
بیمه بار
cargo insurance
بیمه محمولات
insured
بیمه گذار
insured
بیمه شده
insured
بیمه شونده
life assurance
بیمه عمر
co insurance
بیمه مشترک
class d allotment
کسورات بیمه
coinsurance
بیمه اتکایی
premium
وثیقه حق بیمه
premiums
وثیقه حق بیمه
blanket insurance
بیمه کلی
premium
مبلغ بیمه
premiums
مبلغ بیمه
assured
بیمه شده
averaged
متوسط خسارت در بیمه
underwriters
صادرکننده بیمه دریایی
reinsure
دوباره بیمه کردن
averages
متوسط خسارت در بیمه
public liability insurance
بیمه تعهدات عمومی
average
متوسط خسارت در بیمه
underwriter
صادرکننده بیمه دریایی
to have private insurance
[cover]
بیمه خصوصی داشتن
policy holder
دارنده بیمه نامه
prohibited risk
خطر بیمه نشدنی
assuring
بیمه کردن عمر
proposal form
فرم درخواست بیمه
to rate up
بیمه زیاد گرفتن از
re assurance policy
قرارداد بیمه اتکایی
professional liability insurance
بیمه تعهدات شغلی
war risk insurance
بیمه خطر مرگ
I want full insurance.
من با بیمه کامل میخواهم.
third party insurance
بیمه شخص ثالث
socialized medicine
بیمه پزشکی همگانی
assures
بیمه کردن عمر
reasure
دوباره بیمه کردن
assure
بیمه کردن عمر
reinsure
بیمه اتکایی کردن
averaging
متوسط خسارت در بیمه
to be privately insured
بیمه خصوصی داشتن
ordinary life insurance
بیمه عمر عادی
adjuster
کارشناس در خسارت بیمه
indemnify
غرامت بیمه زیان
cover note
بیمه نامه موقت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com